دانلود پایان نامه با موضوع پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، هوش هیجانی

دانلود پایان نامه ارشد

شده بود (عروسک هایی که پس از انداختن دوباره بلند می شوند) به اطراف پرت می کرد. گاهی هم پرخاشگری بدنی خود را با ناسزاگویی به عروسک همراه می ساخت. آنگاه به کودکان اجازه داده شد تا با همان عروسک بازی کنند. در این آزمایش ها ، کودکان نه تنها رفتار افراد الگو را تقلید کردند، بلکه پس از مشاهده ی رفتار پرخاشگرانه ی آن فرد بزرگسال ، به رفتارهای پرخاشگرانه دیگری نیز مبادرت ورزیدند. خلاصه اینکه، کودکان، رفتار بزرگسالان را سرمشق قرار دادند و مشاهدهی رفتار پرخاشگرانه دیگری، محرکی برای آنها شد تا به رفتارهای پرخاشگرانه ی بدیع و جدید بپردازند. ما این فرایند را یادگیری اجتماعی می نامیم ( صفاری نیا،1389).
شماری از مطالعات بلند مدت حاکی از آنند که هر چه افراد در کودکی خشونت بیشتری را در تلویزیون تماشا کنند، سال ها بعد به عنوان نوجوان یا جوان بزرگسال، خشونت بیشتری از خود نشان می دهند(ارون، 1981). نه تنها بین میزان تماشای برنامه های تلویزیونی خشن و پرخاشگری بعدی بینندگان، همبستگی بالایی وجود داشت ، بلکه تاثیر آن طی زمان، انباشته و متراکم شده بود. به این معنا که با افزایش سن، استحکام این رابطه افزایش می یابد (کریمی 1378).
آزمایش دیگری که توسط وندی جوزف سون انجام گرفت، نشان داد که همان طور که انتظار می رود، تماشای خشونت تلویزیونی بیشترین تاثیر را بر نوجوانانی باقی می گذارد که خود از آغاز، مستعد ابراز خشونت هستند (جوزفسون، 1987).
اثر کرخت کننده144 خشونت تلویزیونی: این طور به نظر می رسد که قرار گرفتن مکرر در معرض رویدادهای دردناک و ناخوشایند، اثر کرخت کننده ای بر حساسیت ما نسبت به این رویدادها باقی می گذارد. ویکتور کلاین و همکارانش، پاسخ فیزیولوژیکی چندین مرد جوان را در هنگامی که آنان یک مسابقه ی مشت زنی خونین و وحشیانه را تماشا می کردند، اندازه گرفتند. به نظر رسید آنانی که روزانه مقدار زیادی تلویزیون تماشا می کردند، نسبت به ضرب و جرحی که در رینگ انجام می گرفت، نسبتا بی تفاوت بودند( کلین، کروفت و کوریر، 1973).
چرا خشونت رسانه ای بر پرخاشگری بینندگان تاثیر دارد؟ چهار دلیل مشخص وجود دارد که نشان می دهد قرار گرفتن در معرض خشونت از طریق رسانه ها ممکن است پرخاشگری را افزایش دهد ( ارونسون،1999):
1- اگر آنها می توانند این کار را بکنند، من هم می توانم. وقتی مردم می بینند که شخصیت های تلویزیونی خشونت ابراز می دارند، این امر دقیقا ممکن است بازداری های آموخته شده آنان را علیه رفتار خشن تضعیف کند.
2- خوب، پس روش شما برای انجام دادن امور این است! وقتی مردم می بینند که شخصیت های تلویزیونی خشونت نشان می دهند، این کار آنها ممکن است سبب تقلید شود، و اندیشه هایی را در مورد چگونگی اعمال خشونت، در ذهن بینندگان فراهم سازد.
3- فکر کنم احساساتی که دارم، احساساتی پرخاشگرانه هستند. منطقی به نظر می رسد که تماشای خشونت، احساس خشم را آسان تر در درسترس افراد قرار دهد و یک پاسخ پرخاشگرانه را صرفا از رهگذر آماده سازی، محتمال تر سازد. بدین سان، فرد ممکن است به غلط، احساس ملایم برانگیختگی خود را خشم تفسیر کند و احتمال حمله ور شدن او بیشتر شود.
4- واه، باز هم یک کتک کاری وحشیانه! کانال دیگر چه برنامه ای دارد؟ به نظر می رسد که تماشای ضرب و جرح بسیار، هم حس وحشت ما را از خشونت و هم همدردی ما را نسبت به قربانی کاهش می دهد. در نتیجه ، زندگی توام با خشونت را برایمان سهل تر می کند و شاید دست زدن به اقدامات پرخاشگرانه را برایمان آسان سازد.
2-3-6-6 پرخاشگری برای جلب توجه عمومی:
در جامعه ای پیچیده و بی تفاوت امروزه ما، پرخاشگری ممکن است نمایان ترین شیوه برای اقلیت ستمدیده در جلب توجه اکثریت نیرومند باشد. هیچ کس نمی تواند تاثیرات آشوب های واتس، ودیترویت و جنوب بخش مرکزی لوس آنجلس را بر هشیار شدن عده زیادی از مردم خیرخواه ، ولی بی تفاوت نسبت به وضع اسفبار اقلیت های قومی و نژادی در ایالات متحده انکار کند، و هیچ کس نمی تواند تردید روا دارد که خونریزی در زندان ایالتی اتیکا در نیویورک، منجر به تلاش هایی در جهت اصلاح زندانی ها شده است ( کریمی، 1387).
2-3-6-7 استدلال محض:
تقریبا می توان مجموعه ای از استدلال های منطقی و مستدل تدوین کرد که خطرات پرخاشگری و پریشانی حاصل از اعمال پرخاشگرانه را (نه تنها در قربانیان، بلکه در خود پرخاشگران) مطرح سازد. حتی می توان بسیاری از مردم را متقاعد ساخت که جنگ ناشایسته، و خشونت در خیابان ها، نامطلوب است. لیکن اینگونه استدلال ها، صرف نظر از اینکه چقدر درست و صحیح و چه اندازه قانع کننده باشند، احتمالا رفتار خشونت آمیز را به مقدار زیادی کاهش نمی دهند. فرد ، حتی اگر بداند که رفتار پرخاشگرانه به طور کلی نامطلوب است، باز هم پرخاشگری خواهد کرد، مگر اینکه معتقد باشد پرخاشگری برای شخص او نامطلوب است.
2-3-7 روش های کاهش پرخاشگری
تنبیه: برای مردم عادی ، یک راه بدیهی برای کاهش پرخاشگری، تنبیه آن است. اگر مردی اقدام به دزدی ، نزاع، یا آدم کشی کند، راه حل ساده این است که او را به زندان انداخت و در مواردی افراطی ، به قتل رسانید. لیکن موضوع به این سادگی نیست. تنبیه شدید ممکن است موقتا موثر باشد، اما در صورتی که با احتیاط کامل اعمال نشود، می تواند در بلند مدت اثر معکوس داشته باشد (کریمی، 1381).
عامل مهم دیگر در مورد اثر بخشی تنبیه، شدت یا محدودیت آن است. تنبیه شدید یا مقید کننده می تواند بی اندازه ناکام کننده باشد و از آنجا که ناکامی یکی از علل اصلی پرخاشگری است، عاقلانه است که در کوشش برای تقلیل پرخاشگری، از به کار گیری فنون ناکام کننده احتراز شود ( ارونسون،1999).
تنبیه نمونه های پرخاشگری: راه دیگر استفاده از اثر های تنبیه، عبارت از تنبیه کردن یک فرد دیگر است. به ویژه ، استدلال شده است که ممکن است پرخاشگری را با عطف توجه کودک به نمونه و سرمشقی پرخاشگر که سرنوشتی نافرجام دارد ، کاهش داد. در این مورد ، نظر بر این است که وقتی توجه کودک به سرمشقی جلب شود که دچار سرنوشت نافرجامی شده باشد، در واقع ، او به طور نیابتی برای پرخاشگری خود تنبیه می شود و در نتیجه، پرخاشگری وی کاهش می یابد.
یافته ی مسلم این است که کودکانی که به تماشای فیلمی پرداختند که در آن شخص پرخاشگر تنبیه شد، رفتار پرخاشگرانه ی خیلی کمتری داشتند تا آنهایی که فیلمی تماشا کردند که در آن ، شخص پرخاشگر پاداش دید (ارونسون،1999). همچنین، همان طور که قبلا خاطر نشان شده، شواهدی موجود است دال بر اینکه اگر کودکان فیلمی را ببینند که بازیگر پرخاشگر تنبیه میشود، رفتاری کمتر پرخاشگرانه خواهند داشت تا فیلمی که شخصیت پرخاشگر آن ، نه پاداش می بیند و نه تنبیه میشود.
پاداش دادن به نمونههای دیگر رفتار: راه دیگر کاهش دادن پرخاشگری، نادیده گرفتن کودکان و نوجوانان هنگام نشان دادن رفتار پرخاشگرانه و پاداش دادن به او برای رفتار غیر پرخاشگرانه است. این روش تا اندازه ای مبتنی بر این فرض است که کودکان ( و شاید هم بزرگسالان) اغلب برای جلب توجه، به رفتار پرخاشگرانه مبادرت می ورزند. برای آنها تنبیه شدن بر نادیده انگاشته شدن رجحان دارد (بروین و الیوت،1965).
2-4 پژوهش های انجام شده در داخل و خارج کشور:
در داخل کشور پزوهش های متعددی در رابطه با پرخاشگری و متغیر های مرتبط با آن انجام شده است. افتخار صعادی و دیگران (1389) تاثیر آموزش هوش هیجانی بر کاش پرخاشگری و افزایش سازگاری فردی و اجتماعی دانش آموزان دختر سال دوم دبیرستان را در شهر اهواز مورد بررسی قرار دادند. که یافته های آنها نشان دهنده تاثیر آموزش هوش هیجانی در کاهش پرخاشگری در دانش آموزان بود.
کار احمدی و دهقی (1386) پرخاشگري و ارتباط آن با ويژگيهاي جمعيت شناختي را در پرستاران بخش اطفال بيمارستان هاي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان مورد تحقیق قرار دادند. آنان دريافتد كه تفاوت بين افراد متأهل و مجرد از نظر ميزان پرخاشگري معني دار بود. بين سنوات كاري و ميزان پرخاشگري نيز رابطه معني داري وجود داشت و بين ميزان تحصيلات، شيفت كاري، بخش محل كار، بيمارستان و درآمد ماهيانه با ميزان پرخاشگري رابطه معني دار مشاهده نشد.
محمدی (1385) در پژوهش جهت بررسی مقایسه پرخاشگری در دختران و پسران نشان داد که دختران و پسران دانشجو در مولفه پرخاشگری فیزیکی و خشم دارای تفاوت معنی دار با همدیگر هستند. و پسران در مولفه پرخاشگری فیزیکی نمرات بالاتری در مقایسه با دختران کسب کردند.
شهیم (1386) در يك بررسي توصيفي – مقطعي 258 کودک 3-7 ساله را مورد بررسی قرار داد. به يك پرسش نامه ده ماده اي در زمينه پرخاشگري رابطه اي براي كودكان پيش دبستاني- فرم آموزگار و پرسش نامه پرخاشگري رابطه اي و محبوبيت – فرم همسالان پاسخ دادند .اغلب كودكان پيش دبستاني از سه سالگي در روابط با همسالان از پرخاشگري رابطه اي استفاده كرده و موجب حذف برخي كودكان از گروه و يا وادارساختن ديگران به قطع رابطه با آن ها شدند. تفاوت دختران و پسران در اين زمينه معني دار نبود. هم چنين ميزان رفتار پرخاشگرانه در رابطه با همسالان در سنين مختلف تغيير معني دار نداشت .بين محبوبيت نزد همسالان و پرخاشگري رابطه اي از نظر همسالان و آموزگاران رابطه معنی دار دیده شد. و بين پرخاشگري رابطهاي و اختلال گستاخي مقابله اي رابطه مثبت و معنيداری ديده شد. نیز این بررسی نشان داد که دختران و پسران ايراني از نظر پرخاشگري رابطه اي تفاوت معنيداري با يكديگر ندارند.
پیوستهگر و دیگران (1389) در تحقیقی با عنوان مقايسه ابعاد خودشيفتگي در دختران نوجوان پرخاشگر و غيرپرخاشگر، نشان داد که بین خودشیفتگی و پرخاشگری رابطه مثبت و بین عزت نفس و پرخاشگری در دختران نوجوان شهر اهواز رابطه منفی وجود دارد.
سلطانی، اللهیاري، رسول زاده طباطبائی و سلطانی(1389) در پژوهشی تحت عنوان تأثیر تم هاي موسیقیایی بر کاهش پرخاشگري، اثر بخشی موسیقی درمانی بر کاهش پرخاشگری را مورد بررسی قرار دادند. که نتایج بیانگر تأثیر تم،هاي موسیقیایی بر کاهش پرخاشگري در دانشجویان است.
وزیری و عظیمی(1390) در پژوهشی تحت عنوان بررسی آموزش مهارتهای همدلی در کاهش پرخاشگری، نشان دادند که آموزش مهارتهای همدلی در کاهش پرخاشگری نوجوانان تهرانی تاثیر گذار بوده است.
کیمیایی، رفتار، سلطانی فر(1390)در پژوهش تحت عنوان اموزش هوش هیجانی و تاثیر ان بر کاهش پرخاشگری نوجوانان پرخاشجوی که در مورد دانش آموزان مدارس راهنمایی شهر مشهد انجام شد. نشان دادند که نه تنها هوش هیجانی با پرخاشگري نوجوانان داراي همبستگی مننفی است، بلکه آموزش مهارت های هوش هیجانی باعث افزایش معنی دار توانایی شناسایی و مدیریت هیجان شده، پرخاشگري را کاهش داده و می تواند رویکردي در آموزش و درمان آنان باشد.
شفیعی و صفارنیا (1390) در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه خود شیفتگی، عزت نفس و ابعاد پرخاشگری در نوجوانان، نشان دادند که خود شیفتگی و عزت نفس با پرخاشگری دارای رابطه معنی دار است.
در خارج از کشور نیز پزوهش های متعددی در رابطه با پرخاشگری و متغیر های مرتبط با آن انجام شده است. وب145، کریس146، دولا147 و بریور148(2012) در پزوهشی که در سال 2012 انجام گرفت را بطه بین رابطه عفو149 (گذشت) و پرخاشگری را مورد بررسی قرار دادند و نتایج پژوهش انها بیانگر وجود رابطه منفی و معنی دار بین گذشت و پرخاشگری بود.
فارل150 و دیگران (2012) در پژوهشی تحت عنوان نقش باورهای والدین نوجوانان و رابطه آن با فاکتورهای خطر در رابطه با پرخاشگری را مورد بررسی قرار دادند. که نتایج بررسی انها نشان داد که باورهای والدین نوجوانان می تواند مولفه های خطرناک پرخاشگری را پیش بینی کند.
رابرتون151، دافن152 و باکس153(2012) در تحقیقی تحت عنوان تنظیم عواطف پرخاشگری که در سال 2012 انجام شد. رابطه منفی بین تنظیم هیجانها و عواطف را با پرخاشگری نشان دادند. به عبارت دیگر افرادی که در تنظیم هیجان دشواری

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع پرخاشگری، تستوسترون، یادگیری اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد جبران خسارت، قاچاق کالا، سازمان ملل