دانلود پایان نامه با موضوع وحدت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

براي جبران ضعف علم کلام درمسائل توحيد وديگرمسائل مهم بود، با ورود ابن عربي جنبه نظري تصوف، جاني تازه گرفت، که شروعي بود براي يک ساختارمعرفتي جديد.مسأله ختم ولايتي که ابن عربي مطرح مي‌کند، باعث انتقادات بسياري شده است.مصاديقي که ابن عربي براي خاتم اوليا مطرح کرده مي‌توان به چهار مورد اشاره کرد:
1- ولايت وخاتميت حضرت مهدي (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف).276
2- ولايت وخاتميت حضرت عيسي.277

3- خاتميت وولايت حضرت علي (عليه‌السلام) واقطاب.278
4- ولايت وخاتميت مرد عرب.279
8-5-3.جامع تشبيه وتنزيه
محمّدطاهرعباراتي ازمحي الدين نقل مي‌کندمبني برجمع بين تنزيه وتشبيه، واين عقيده را کفرمي‌داند، ازجمله اين عبارت: “مما يدل علي سوء اعتقاده وسخافه عقله ما ذکره في فص ايناسيه في کلمه الياسيه: فان العقل اذا تجرد لنفسه من حيث اخذه العلوم نظره کانت معرفته بالله علي التنزيه لاعلي التشبيه واذا اعطاه الله المعرفه بالتجلي کملت معرفته بالله فنزه في موضع وشبه في موضع ورأي سريان الحق بالوجودفي الصور الطبيعيه والعنصريه، ومابقيت له صوره الا و تري عين الحق عينها”.280
ازجمله کساني که در نظر ملامحمدطاهر قمي، در رديف ابن عربي قرار دارندوبا آنها همان معامله اي دارد که با ابن عربي داشته؛ قيصري شارح فصوص است.قيصري مي‌گويد: “و مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ فهي التي خطت بهم…”.281ملامحمّدطاهر وجه دلالت اين عبارات برکفرصاحب آنهارا اينطور بيان مي‌کند: “قوم نوح مستغرق دررحمت وعلم شده اندواين خلاف ضرورت ديني است ونص کتاب الهي، که از آنها فهميده مي‌شود، که قوم نوح ازمغضوبين بوده واز رحمت الهي به دور بوده اند وخداوند برآنها غضب کرده وآنهارا غرق کرده”.282البته بعضي از متأخرين محققين علم عرفان نظري، نظر ابن عربي درباب تشبيه وتنزيه را کاملا مخالف با نظر ملامحمّدطاهرقمي دانسته، ومواضع ابن عربي را به موضع کلامي مکتب تشيع، بسيار نزديک ديده اند. 283
8-5-4.عدم خلود درعذاب
محمّدطاهرقمي به اين جملات ابن عربي درفص “حکمه نفسيه في کلمه يونسيه” که مي‌گويد: “و أما أهل النار فمآلهم إلى النعيم، ولكن في النار إذ لا بد لصوره النار بعد انتهاء مده العقاب أن تكون برداً و سلاماً على من فيها.وهذا نعيمهم. فنعيم أَهل النار بعد استيفاء الحقوق نعيم خليل الله حين أُلقِيَ في النار فإنه عليه السلام تعذب برؤيتها و بما تَعَوّد في علمه وتقررمن‏ أنها صوره تؤلم من جاورها من الحيوان.وماعلم مراد الله فيها و منها في حقه”284.وهمچنين کلام قيصري شارح فصوص که مي‌گويد: “فبعد وجود هذه الآلام وجد برداً وسلاماً مع شهودالصوره اللونيه في حقه، وهي نارفي عيون الناس”.285بانگاه تکفيري نگريسته ومي‌گويد وجه دلالت اين عبارت برکفر، واين که گفته عذاب اهل آتش ألمي‌است که حاصل مي‌شود براي آنها هنگام رويت آتش وموقع انداختن آنها درآتش، واطرافيان توهم مي‌کنندکه اودرآتش عذاب مي‌شود؛ اين است که منظورخدا ازخلق آتش اين نبوده که بسوزاند وعذاب کند. “حيث لا يعلم انه ليس مراد الله بخلق النار الاحراق والتعذيب بعد ما القي في النار ووجدها بردا وسلاما زال عنه الالم الناشي من التوهم حيث علم مراد الله ولاشک ان هذه العقيده السخيفه کفر وزندقه”.286
8-5-5.فاعل تمام افعال خداست
مورد ديگري که نزد ملامحمّدطاهر مشعر به کفر بوده اين عبارت ابن عربي است که مي‌گويد: “وما يُذَمُّ الإنسان لعينه و إنما يذم الفعل منه، و فعله ليس عينه، وكلامُنَا في عينه.ولا فعل إلا الله، ومع هذا ذُمَّ منها ما ذم و حُمِدَ منها ما حمد…فلامذموم إلا ما ذمه الشرع، فإنَّ ذم الشرع لحكمه يعلمها الله أومن أَعْلَمه الله”.287محمّدطاهراين کلمات را دال برجبر مي‌داند؛ زيرا مي‌گويد تمام افعال از خداست.وبا وجود اينکه افعال از خداست بعضي را ذم کرده وبعضي رامدح، وشکي نيست که اين عقيده جبريه است.کما اينکه درفص “حکمه اماميه في کلمه هارونيه” مي‌گويد: “عدم قوه ارداع هارون بالفعل ان ينفذ في اصحاب العجل بالتسليط علي العجل کما سُلّط موسي عليه، حکمه من الله ظاهره في الوجود ليُعبد في کل صوره. و اذهبت الا تلک الصوره بعد ذلک فما ذهبت الا بعد تلبست عند عابدها بالالوهيه”.288 ملامحمّدطاهر وجه دلالت اين عبارت محي الدين برکفر را اينطور بيان مي‌کند: اين عبارت دلالت دارد که خدا هارون را برسامري مسلط نکرد، تا اينکه مردم گوساله راعبادت کنند؛ چون خداوند اراده کرده بود که درتمامي صورتها عبادت شود.شيخ الاسلام قم مي گويد: بي ترديداين تفکر کفراست.289
اين بحث نيزهمچون بحث تشبيه وتنزيه درنظر بعضي از متأخرين از محققين علم عرفان نظري به فکرشيعي نزديک بوده ونظرابن عربي را دربحث جبر واختيار بسيارنزديک به مفهوم “امربين الامرين”که ازائمه (عليهم‌السلام) رسيده، مي‌دانند.290
8-5-6.همه مذاهب اهل نجات هستند
محمّدطاهر درنقد ابن عربي در اين باره به فص “حکمه احديه في کلمه هوديه” استناد کرده که مي‌گويد: “فإِياك أن تتقيد بعقد مخصوص و تكفر بما سواه فيفوتك خيركثير بل يفوتك العلم بالأمرعلى ما هو عليه.فكن في نفسك هيولى لصور المعتقدات كلها فإِن الله تعالى أوسع وأعظم من أن يحصره عقد دون عقد فإِنه يقول “فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ الله”291و ما ذكرأيناً من أين…”.292 ازجهت اينکه ابن‌عربي اهل هر مذهبي را مصيب مي‌داند و هر مصيبي نيزمأجور و هر مأجوري نيزسعيد و هرسعيدي نيز مَرضي، در حالي که به تواتر ازرسول خدا رسيده که فرموده امتش به هفتاد وسه فرقه منشعب مي‌شوند، ويکي از آنها ناجي است ومابقي درآتش جهنم هستند.همچنين صريح بعضي ازآيات که دلالت دارد براينکه بعض ازمردم درآتش هستندويا بعضي شقي وبعضي سعيد.به همين دليل نظر ابن عربي در اين مورد به مذاق ملامحمدطاهر خوش نيامده، و رد کرده است.
مهمترين اشکالات ملامحمّدطاهر درنقد ابن عربي، حول محورهايي بود که ذکر شد.درادامه به نقدهاي ملامحمّد طاهرنسبت به شيخ محمود شبستري ولاهيجي مي‌پردازيم.
8-6.شيخ محمود شبستري ولاهيجي
ملامحمّدطاهر وبعضي از شاگردانش، نسبت به شيخ محمود شبستري و شارح ابيات وي يعني؛ لاهيجي بسيار بدبين بوده و اين دو را در رديف ديگر بزرگان تصوف مورد نقد قرار مي‌دادند.در ادامه به چند مورد از اين انتقادات اشاره مي‌کنيم.
8-6-1.خيالي بودن ماسوي الله
ملامحمّدطاهرمي‌گويد، اين طايفه خدا را محض اسم بي مسمي مي‌دانند، بلکه وجود غيرخدا را محال مي‌دانند.وي به اين ابيات ازگلشن راز استناد کرده که گفته:
همــه آن است و اين مانـند عنقاست جز ازحــق جمله اسم بي‌مسماست293
عدم موجود گردد اين مـــحال است وجـود از روي هـستي لايزال است294
ملامحمّدطاهر ازلاهيجي درشرح اين بيت مي‌گويد: وجود دائماً واحداست وبرحقيقت حقيقي خود بلاتغييراست، ومعدوم موجود نمي‌گردد، زيرا قلبِ حقايق ممتنع است.پس همانطور که ممکنات و محدثات دراول معدوم بوده اند، هميشه معدوم مي‌باشند.موجوديت نيز عبارت است از؛ تجلي ذات قديم به صورت اينها.اين‌کلماتِ صاحب وشارح ابيات در جاي‌جاي تأليفات ضدتصوفي ملامحمد طاهر مورد استناد قرار گرفته است.
8-6-2.اعتقادبه وحدت وجود
اشکال ديگري که شيخ الاسلام قم به صاحب گلشن راز دارد اين است که وي معتقد به وحدت وجود است.ذات حق، وجود مطلق است وعين همه اشياء وذکر وتسبيح همه ذرات عالم را انا الحق مي‌داند:
انا الحق کــشف اسرار اســــت مـطلق جز از حـق کيست تا گويد انا الحق295
همه ذرات عــــالم همـــچو منــصور تو خواهي مست گير و خواه مخمور
در ايـــن تســبيح و تـــهلــيلند دائـم بديــــن معني هــــمي‌باشند قـائم
8-6-3.دين دربت پرستي است
محمّدطاهر، شيخ محمود شبستري را از مريدان وپيروان ابن عربي مي‌داند، زيرا او در فصوص گفته که الله تعالي به هارون نصرت داد تاسامري، امت موسي را گوساله پرست کند، تاخدا درهمه صور عبادت شود.به همين دليل شيخ محمود درگلشن راز مي‌گويد:
مسلمان گر بدانستي که بـت چيـست بدانستي که دين در بت‌پرستي است
شاگرد ملامحمّدطاهرنيزهمچون استادش علاوه برشيخ محمود شبستري کتاب گلشن راز وي را به سخره گرفته است.صاحب رساله اعتقاديه مي‌گويد: “زنديق محمود که درگلشن راز، که درنظرِ بصيرت گنديده تراست ازمستراح، گفته:
مسلمان گربدانستي که دين چيست بدانسي که دين دربت پرستي است”.296
8-6-4.شيعيان گبرند
محمّدطاهرقمي يکي ديگرازاعقادات شبستري را، گبرخواندن شيعيان مي‌داند.وي به اين بيت از گلشن راز استناد کرده که گفته:
هر آن کس را که مذهب غير جبر است نبـــي فرمود کـــو مانند گبر است297
8-7.حسن بصري، سامري هذه الامه
محمّدطاهرقمي، حسن بصري را اينطور معرفي مي‌کند: “حسن بصري که غريق درياي بدعت و ضلالت ومقتداي ارباب شقاوت است، اول کسي است که رهبانيت را در ميان اهل اسلام رواج داده وشاگردان او مثل؛ رابعه عدويه، حبيب اعجمي، مالک دينار وغيرايشان دربصره بناي صومعه‌ها کردند وصومعه نشيني وترک نکاح وگوشت و بوي خوش وبسياري ازسنن نبويه ودعواي کرامات ومعجزات کردند وعوام اهل سنت رافريفته خود ساختند وبعد ازآن جماعتي ازبلخ مثل؛ شقيق بلخي، ابراهيم ادهم وغيرايشان اين طريقه را ازحسن بصري وشاگردانش استفاده نموده ودرساير بلاد ماوراء‌النهر وخراسان شايع ومتعارف شد”.298وي ازکتاب احتجاج کلامي نقل مي‌کندکه امير‌المؤمنين علي‌عليه‌السلام وقتي بصره رافتح کرد مروانيان ازجمله حسن بصري برحضرت هجوم آوردندکه همراه خود لوح هاي داشت وسخنان اميرالمؤمنين را مي‌نوشت، اميرالمؤمنين با آواز بلند فرمود: چه مي‌کني؟ گفت: آثارشما را مي‌نويسم تا بعد از شما بدان حديث کنم.اميرالمؤمنين فرمود: براي هرقومي سامري مي‌باشد و تو سامري اين امت هستي.299
8-8.علاءالدوله سمناني
يکي ازبزرگان قافله تصوف، علاءالدوله سمناني است که ازسوي محمّدطاهر به عنوان تابعان حلاج و بايزيد معرفي مي‌شود.وي علاءالدوله را از اکابرمشايخ نوربخشيه دانسته، و ناجي دانستن تمام فرقه هاي مسلمانان را ازانحرافات وي مي‌شمارد.
ملامحمّدطاهر،مطلبي ازعلاءالدوله نقل مي‌کند مبني بر ياوري شيطان براي مخلصان، که نشان ازکفر و حماقت قائل آن مي‌داند.وي علاءالدوله سمناني را ازجمله اولياي اهل سنت مي‌داندکه گفته: “بعداز بيست وسه سال که سلوک طريق حق کردم، شيطان مرا وسوسه مي‌کرد در بقاي نفس بعدازخراب بدن.پس چون اورا الزام دادم به من گفت که يارمخلصانم درمعارف ومشوش کننده جماعتي که در اعتقادات متزلزلند.وهمچنين ادعاي وي مبني برامامت ومهدي بودن را نيز ذکر مي‌کند”.300
وي تابعان حلاج وبايزيد راچندين سلسله مي‌داند، ولي سلسله‌اي که اهل ايران آن راخوش داشته اند سلسله نوربخشيه است.اول‌مزدقاني مريد علاءالدوله‌سمناني وعلاءالدوله مريدعبدالرحمن اسفرايني و او نيز مريد نجم کبري واو مريد عمارياسر بدليست، و او مريد ابونجيب سهرورديست و او مريداحمد غزاليست واو مريد ابوبکر جولاست و او مريدعلي کاتب واو مريد ابوعلي رودباريست و او مريد جنيد بغدادي واومريد سري سقطي واو مريدمعروف کرخي است.301محمّدطاهرمي‌گويد: “مخفي نماند که او ادعاي امامت مي‌کرده ومي‌گفته من مهديم “.302
نبايد ازاين نکته غافل ماند که انتقادهاي ملامحمّدطاهر قمي دربحث”مخالفت بانفس”و”وحدت وجود”وهمينطور بعضي ديگر از مباحث که نظرات مخالفين وموافقين تصوف به اجمال بررسي شد، يک جانبه و از داوري منصفانه به دور است.
9.ناقدين محمّدطاهرقمي
باوجود اينکه ملامحمّدطاهر داراي مقام وجايگاه سياسي واجتماعي بود، سبب نشدکه ازانتقادات مخالفين به دور باشد.کساني بودند که ملامحمّدطاهرراهم سنگ خودش مورد نقد قرارداده ومتذکر اموري شده که بي‌شک جاي تامل دارد.انتقاداتي که به جايگاه اجتماعي وسياسي اوداشته مثل؛ ملا خليل قزويني که انتقاد عمده اوبه جمع کردن منصب قضاوت وامامت جمعه درملامحمّدطاهر دانسته.وي جمع شدن اين دو منصب راصلاح نمي‌داند.همچنين محمّدمؤمن طبيب که به انتقادات ملا محمّدطاهر درزمينه صوفيه جواب داده که جاي تامل

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع قاعده الواحد، فصوص الحکم، وحدت وجود Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع نفس اماره، امام صادق