دانلود پایان نامه با موضوع وجوب وجود، وحدت وجود، کشف الاسرار

دانلود پایان نامه ارشد

است.ملامحمّدطاهردرابتداي اين رساله مي‌گويد: “اما بعد بدانکه چون محتاج رحمت اله قادر محمّدطاهراين قصيده راکه به مونس الابرارموسوم است ومنقبت حضرت اميرالمؤمنين وسيد الوصيين و مطلوب العالمين وشفيع شيعه يوم الدين ترتيب داده، مشتمل بود برمعني چندکه غير علما ادراک وفهم آن نتوانند نمود.بنابراين برمشکلات آن شرحي نوشت که ازآن خاص وعام بهره مند توانند بود وآن را به تحفه الاخيار موسوم ساخت.اميد که حق تعالي اين فتاده رابه دستياري توفيق از خاک برداشته به ثواب عظيم سرافرازگرداند وشيعيان رابه خواندن وشنيدن ونوشتن آن اجرجميل دهد”69.
ملامحمّدطاهرقمي دراين رساله به تبع ديگرتأليفات ضدتصوفي به نظريات حلاج وبايزيد اشاره کرده وبه مباحثي چون ذکر وپشمينه پوشي قلم گردانيده است.اين رساله بيشتر درباره فضائل ائمه (عليهم السلام) وبخصوص حضرت اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) مي‌باشد.(پيوست 4)
درکتاب مهدي موعود، کتاب ملاذالاخيار‌‌رابه ملامحمّدطاهر نسبت داده، ومي‌گويد: “ملامحمّدطاهر کتاب هايي چند در ردّ صوفيه نوشته که ازجمله “ملاذ الاخيار” به عربي و”تحفه الاخيار” به فارسي است”.70
6-1-5.حکمه‌العارفين في‌دفع شبهه المخالفين
اين رساله به عربي بوده و بيشتر مطالب آن در رد نظرات فلاسفه است. فقط فصل 30 که آخرين فصل ازاين کتاب است در ردتصوف است.
ملامحمّدطاهراين کتاب را (باتوجه به اختلاف نسخ) درچهار فايده و30 فصل تأليف کرده است. فايده اول درحديث افتراق وتفسير حکمت بوده واينکه آيا فلسفه حکمت است يانه؟ وهمچنين به بحث زهدپرداخته که زهدرا مفتاح حکمت مي‌داند.درفايده دوم وسوم به بحث وجوب رجوع به کتاب وسنت و وجوب اخذ در فروع واصول ازکتاب وعترت قلم گردانيده ودرفايده چهارم به استناد سخنان غزالي در المنقذمن الضلال که به ذم فلسفه وفلاسفه پرداخته، اشاره دارد.
ملامحمّدطاهردرفصل اول به گروه ها واصناف مختلف فلاسفه، ازطبيعيون، الهيون ودهريون اشاره مي‌کند.درفصل دوم به اثبات صانع ووجوب وجودصانع پرداخته ودلائل ضعف استدلال فلاسفه دراثبات واجب.محمّدطاهردرفصل سوم به بحث اولويت ذاتيه پرداخته و وجوب وجود را رد مي‌کند.ملامحمّدطاهرفصل چهارم حکمه العارفين رابه علم خدا اختصاص داده واستدلال فلاسفه رادراين باب نقض کرده.درفصل پنجم درادامه بحث علم خدا به اختلاف نظرفلاسفه پرداخته که اين نظريات درهفت مذهب راتوضيح مي‌دهد.وي تأکيد دارد فلاسفه به دليل اينکه علم را از منبع آن نگرفته اند، به اشتباه رفته اند.فصل ششم را نيزبه شبهات فلاسفه ومتفلسفه درعلم خدا اختصاص داده است و درادامه به بحث مدرک بودن خدا واقوالي پرداخته که منکرغرض براي خداهستند.فصل بعد به صفات سلبيه وصفات ذاتيه اختصاص داده و درفصول بعدي نيزبه مباحثي مثل؛ اراده خدا، قضا وقدر، ابطال فاعل موجَب بودن خدا، حسن وقبح عقلي، ابطال عقول مجرده، تجردوتعقل، وجوب وامکان وامتناع، وجودوعدم، وجودذهني، ماهيت، معدومپرداخته است.ملامحمّدطاهر در آخرين فصل به مسأله وحدت وجودنگاهي انداخته وقائلين به آن رانام برده، از جمله عبدالرحمن جامي، صاحب فصوص وقيصري شارح آن وملاصدرا. تنها فصلي که در حکمه العارفين به نقد متصوفه پرداخته فصل آخر است ودرتمام فصول سابقه به نقدفلسفه نظر دارد.ملامحمّدطاهرقمي در حکمه العارفين به اثر ديگرش”فرحه الدارين في تحقيق معني العداله” اشاره مي‌کند. 71
6-1-6.الفوائد الدينيه
اين رساله نيز درراستاي کتاب حکمه العارفين بوده وفتاواي ملامحمّدطاهردرنقد فلاسفه ومتفلسفه مي‌باشد.اين رساله سؤال وجوابي بوده که بصورت “چه فرمايند”و”جواب” تأليف شده.دراين رساله به مباحثي چون عقل اول، افلاک، نافين قدرت وصفات خدا، بوعلي ونظرات وي، خواجه نصيرو ونظراتش ، مجردات، واجب الوجود و علم خدا اشاره شده است.ملامحمّدطاهردرادامه مباحث نقد فلاسفه، به بحث تصوف نيزاشاره داشته و ازحلاج وبايزيد سخن به ميان آورده ودرباره آنها ادعا مي‌کند که قائل به وحدت وجود بوده اند.همچنين ازابن عربي که قائل به ختم اوليا شده سخن مي‌گويد.در ادامه به علم کلام، تفسير، علم قرائت، نيزاشاره‌هايي دارد.دراين کتاب از آثار ديگرش چون “حکمه‌العارفين”، “بهجه‌الدارين”، “تحفه‌الاخيار”، “کشف‌الاسرار”، “اربعين”، “حجه الاسلام” و”نور ايمان” نام مي‌برد. 72
ملامحمّدطاهردرابتداي اين رساله مي‌گويد: “فهذه الرساله موسومه بالفوائد الدينيه مشتمله علي الفتاوي الملّيه في بيان بطلان الفلسفه والحادالفلسفيه وکفرالبسطاميه والحلاجيه وبيان فضل العلوم الدينيه والفقهاو العلما الربانيه وذم العلما المتصوّفين بالزخارف الدنيويه والتارکين للطالب العظيمه الاخرويه .قدأفتي بهذه الفتاوي الجليّه محمّدطاهربن محمّدحسين بالتوفيقات الالهيه وهو يرجوا أن يحشر غداً مع ائمه الاماميه وهم أثني عشرالمعصومين عليهم الف الف صلوه وتحيه”.73(پيوست5)
6-1-7.مفتاح العداله
اين رساله کوتاه در فضيلت عقل و لوازم آن است.74ملامحمّدطاهر درابتداي اين رساله مي‌گويد: “بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين و(صلي‌الله علي محمدوآله الطاهرين)؛ اما بعد چون اين پيرو ائمه طاهره و داعي دولت قاهره محمّد طاهر ديدکه بسياري ازجاهلان وکم عقلان شعرا وتابعان حلاج وبايزيدبه تعليم ابليس وفريب نفس پرتلبيس درديوان هاي خود درمذمت عقل وعاقلي وزهد و زاهد و مدح جنون وديوانگي وعشق وعاشقي ومستي وباده پرستي وپياله …وخط وخال و زلف وکاکل شعرهاگفته اندوغافلان رابدان فريفته ساخته اند وجاهلان رابه دام عاشقي وباده پرستي انداخته وايشان را ازخداي تعالي که محبوب حقيقي ومعبود تحقيقي است بيگانه گردانيده اند وعقل عاليمقدار راکه سرمايه نجات دنيا وعقبات، درنظرجاهلان بي قدر واعتبار کرده اند.بنابراين اين رساله را دربيان فضيلت عقل ولوازم عقل مثل؛ عدالت ومروت وغيرآن ازصفات کمال ومذمت ظلم وستم وشرب خمرکه مزيل ومفسدعقل است وطريق مباحثه ومجادله نفس اماره غدّاره وغدّاره تأليف نموده ومرتب ساخت آن رابرپنج فصل وخاتمه وموسوم گردانيد آن رابه مفتاح العداله …”.75
اين رساله در پنج فصل نوشته شده است.فصل اول آن دربيان فضيلت عقل بوده ودراين فصل آيات وروايات متعددي درتأييد اين امر مي‌آورد.ايشان بيان مي‌کند که طاعت وعبادت حاصل نمي‌شود مگربامعرفت ومعرفت نيزبا عقل حاصل مي‌شود.فصل دوم دربيان معني عقل بوده ولوازم عقل وطريقت ومعالجه عقل.فصول بعدي درمذمت ظلم وترک عدالت وعدالت سلطان مملکت، وانواع عدالت وآخرين فصل هم درمذمت خمر است.76
داستاني که نقل شده که شاه سليمان ملامحمّدطاهر را احضار کرده، بعد از تأليف اين کتاب است. زيرا دراين کتاب نسبت به خمر ازآيات وروايات استفاده کرده وگفته که مزيل ومفسدعقل است.وگفته شده که ملامحمّدطاهردرمقابل شرب خمر سلطان اين موضع گيري ها را داشته و او را براي توبيخ احضار مي‌کند.اماصاحب محافل المؤمنين اين داستان را اينطور بيان مي‌کند: “مولانا محمّدطاهرقمي آن طاهر بالاسم والمعني عن دنس السمعه والريا، محقق جليل القدر افقه فقهاي دوران، متکلم صافي ضمير، محقق قدسي تخمير، خلف ارجمند محمّدحسين است چندي درنجف اشرف در خدمت فضلا تلمذ نموده بود، بعد ازآن به قم تشريف آورد.اهالي قم مقدمِ شريف اورا مغتنم ساخته در آن خطه مؤمن خيز به امامت جمعه وجماعت وتدريس قيام واقدام مي‌فرمود….در ردّصوفيه بسيار‌مصرّ است.گويند جهت اشتهارمولانا، ازآن بوده که به خدمت شاه سليمان عرض مي‌نمايد که مولانا محمّدطاهرقمي منکر صوفيه واهل الله است.شاه کس فرستاده مولانا را به مجلس احضارمي‌نمايد، چون مولانا حاضرمي‌شود شاه را درد دل بهم رسيده، دوستان مولامحمّدطاهرکه ازآن جمله مقربان دربار عظمت مداربوده اند فرصت سخن يافته، عرض مي‌نمايندکه سبب درد دل بندگان اقدس مؤاخذه واحضار مولانا محمّدطاهراست.شاه درقلب خودنيّت مي‌نمايدکه بعد ازبهبودي مولانا را مرخص نمايد، فرداي آن روز مولانا را مخلّع ساخته روانه قم مي‌فرمايد وبه اين جهت مولانا کمالِ شهرت نموده کوسِ انکار را مجدداً بلند آوازه ترمي‌نمايد”.77
6-1-8.تحفه العقلا
درفهرست دست نوشت‌هاي نسخه‌هاي خطي ايران (دنا) و در”الذريعه” متذکراين رساله نشده اند.اما ملامحمّدطاهرقمي درکتاب “رجم الشياطين” نسخه شماره (15548) کتابخانه مجلس شوراي اسلامي در برگ هاي29،68،135و137متذکراين کتاب شده واين کتاب را به خودش نسبت مي‌دهد.و همينطور در کتاب “نصيحه الکرام” دربرگ هاي20،24،51،98و99از اين رساله نام برده شده ودرنسخه شماره(2/63) کتابخانه ابوالبرکات اصفهان که به نام “ردصوفيه”78فهرست شده، چهارمورد از تحفه العقلا نام مي‌برد.79 نسخه اي از رساله تحفه العقلا تابه حال يافت نشده است.
6-1-9.بهجه‌الدارين في الجبر والتفويض والامر بين الامرين
اين رساله به عربي بوده وملامحمّدطاهردرتوضيح اين رساله مي‌گويد: “امابعد فهذه الرساله وجيزه في ابطال الجبر والتفويض واثبات الامربين الامرين، ودفع الشبهتين المشهورتين المعروفتين بالاشکال البالغتين في الصعوبه الي منهتي الکمال المشوشتين للخاصه والعامه، الترجيح بلامرجح وتخلف المعلول عن عله التامه”.80اين رساله به خط محمّدطاهر بوده وداراي حاشيه وحاشيه آن نيز ازخود ملامحمّد طاهر مي‌باشد؛ زيرا درحواشي اين رساله، جملاتي با امضاي‌(منه)وجود دارد.دربرگ اول اين رساله ودر حاشيه مي‌گويد گرچه مقصود بالذات دراين رساله اثبات امر بين الامرين است اما به صورت عرضي به ابطال شبهات فلاسفه و اعتقادات آنها که مخالف با اديان است به بهترين وجه پرداخته شده، مثل؛ اثبات عقول و نفي غرض از خدا.(پيوست 6)
وي درادامه مي‌گويدکه اين کتاب را متمسکاً برسول الله وثقلين تصنيف کردم واين رساله رابه يک مقدمه وخاتمه و دوفصل مرتب کردم.ملامحمّدطاهردرمساله ترجيح بلامرجح نظر خودش را اينطور بيان مي‌کند: “فالتحقيق أن الترجيح بلامرجح وترجيح المرجوح محالان ولکن لاعقلا بل عاده والمحال العادي لاينافي الامکان العقلي لنا”.وي درخاتمه ازاحاديث وارده درقضاوقدر، اراده ومشيه وابطال جبر وتفويض واثبات امر بين الامرين بحث مي‌کند.دراين رساله به فلاسفه نيز انتقاداتي داشته.81درپايان رساله محمّدطاهرمي‌نويسد: “قدسودهذه الرساله المحتاج الي رحمه ربه الغافراقل عبده محمّدطاهرفي مدينه قم دارالمومنين وحرم الائمه المعصومين في شهر ذي القعده سنه خمس وخمسين بعدالف من الهجره النبويه المصطفويه (صلي‌الله عليه وآله اجمعين)”.ازاين جمله پاياني ملامحمّدطاهرروشن مي‌شود که قلم گرداني محمّدطاهر بيش از چهاردهه ادامه داشته است. 82
محمّدطاهر قمي درمقدمه با اشاره به وجوب اطاعت ائمه (عليهم السلام) وبرحذر بودن ازغير آنها مي‌گويد: “فاياکم اياکم من اتباع من عداهم وتقليد من سواهم من الحکما والمتکلمين ولايتعاظم عندکم آرائهم و ان عظم اسماعکم اسماؤهم ولاتستبعدوا اتفاقهم علي الخطأ .فأن المعصوم من عصمه الله والمحفوظ من حفظه الله، فعليکم بکتاب الله وسنن رسول الله “83؛ برحذر باشيد برحذر باشيد از پيروي دشمنان معصومين وتقليد کردن ازغير ائمه از حکما ومتکلمين .آرا آنها نزد شما بزرگ به نظر نيايد واسم‌هاي آنها به گوش شما بزرگ نباشد.بعيد نشماريد اتفاق آنها برخطا، زيرا معصوم کسي است که خدا او رامعصوم کند وهمچنين محفوظ کسي است که خدا او را محفوظ بدارد.پس برشما باد به کتاب خدا و سنت رسول خدا.
شيخ الاسلام قم دراين رساله به استادش ميرداماد اشاره مي‌کند ودربحث واجب شدن فعل انتقاد دارد و مي‌گويد: “العجب کل العجب من السيد الفاضل الداماد انه اقرّ واعترف في قبساته بالايجاب وزعم ان الامر بين الامرين عباره عن الايجاب مخالف ما ثبت من دين الشيعه ضروره و وافق مخالفين الدين”.84
6-1-10.کشف الاسرار
ملامحمّدطاهرازاين رساله درکتاب “فوائد الدينيه” نام برده است.وي اين رساله رادررديف کتاب هاي”حکمه‌العارفين”و”تحفه الاخيار”نام برده واحتمالاً درنقدصوفيان وفلاسفه باشد.آنچه که در”الغدير”به اين کتاب اشاره شده، اين رساله را شرحي بر رائيه85ملامحمّدطاهرقمي‌مي‌داند.86نسخه اي که درکتابخانه سيدابوالبرکات دراصفهان به شماره(2/63)ونسخه ديجيتالي آن که در مجمع ذخائر اسلامي وجود

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کشف الاسرار، عقل و نقل Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع کشف الاسرار، نماز جمعه