دانلود پایان نامه با موضوع هیجانهای مثبت، فیزیولوژی، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

نگراني هايشان غلبه کنند. با بازي در نقش يک هيولاي بزرگ و وحشتناک که زير تخت قايم شده، کودک کنترل بر او را در خود احساس مي کند و آن هيولا ديگر در نظرش آنقدرها بد و بزرگ نمي آيد. همچنين بازي هاي تخيلي به کودک کمک مي کند که احساسات در هم و بر هم و کلافه کننده ي درون خود مثل احساس خشم نسبت به والدين، يا حسادت نسبت به خواهر يا برادر جديدش را خالي کند.
به منظور پرورش و ارتقاي سطح تخيلات کودکان، هر روز براي آن ها کتاب بخوانيد. کتاب به کودک اين فرصت را مي دهد که در خيال خود دنياهاي ديگري را ببيند و دنياهاي جديدي براي خود خلق کند.

ما در زندگی روزمره خود با انواع هیجانات رو در رو هستیم. بطوری که این آشنایی ما با هیجانات به دوران نوزادی ما بر می‌گردد. به عبارتی ما از لحظه تولد برخی از هیجانات را با خود داریم و این اهمیت و نقش هیجانات مختلف را در زندگی نشان می‌دهد. برخی از هیجانات لذت بخش ، خوشایند و تقویت کننده هستند، بطوری که فرد برای رسیدن به آن حالت خاص از هیجانات ممکن است تقلا و تلاش هم بکند.
ولی برخی دیگر بیشتر جنبه آزارنده را دارند و شاید فرد تلاش برای اجتناب از رسیدن به آنها داشته باشد یا اگر در آن حالات قرار گیرند، تلاش کند خود را از آن نوع هیجان رهایی دهد. به این ترتیب هیجانات از لحاظ میزان خوشایندی یا ناخوشایندی به دو دسته تقسیم می‌شوند: هیجانات مثبت و منفی. اما به این نکته باید توجه داشت، هر یک از هیجانات اهمیت و نقش مهمی در زندگی دارند. و کارکرد خاصی برای هر یک وجود دارد.
در ابتدای امر آنچه که ما را بر این پژوهش سوق داد مخاطب ویژه اش بود : کودک با ضمیری پاک و روشن و سفید. بدون پیش زمینه هایی از زندگی بیرونی خانه و خانواده است.و حال قرار است با دیدن یک اثر نمایشی با دنیای جدیدی روبرو شود.حال این نمایش قرار است ذهن او را به چه حالاتی بکشاند.اساسی ترین عنصر هر نمایش هیجان است که از تعلیق و گره افکنی ناشی میشود.
در اینجا تعاریف متفاوت و گسترده ای را که از مقولۀ هیجان در دست داریم مطالعه خواهیم کرد:

هیجان:

واکنش کلی و کوتاه به یک واقعیت غیر منتظره همراه با یک حالت عاطفی خوشایند یا ناخوشایند هیجان نامیده می‌شود. هیجان ترجمه لغت انگلیسی Emotion که از نظر ریشه لغت عاملی که ارگانیسم را به حرکت در می‌آورد، مثلا خشم ، ترس ، دوست داشتن.

هیجان عبارت است از یک واکنش کلی و شدید ارگانیزم در برخورد با یک موقعیت غیر منتظره همراه با حالتهای عاطفی خوشایند یا ناخوشایند، خشم، ترس، ومحبت وتنفر از نمونه هایی از هیجان است.
«در روان‌شناسی هیجان‌ها جایگاه بسیار حساس و بنیادی دارند. زیرا ریشه بسیاری از اختلال‌های روانی را تشکیل می‌دهند. حتی سلامتی انسان را تضمین می‌کنند. مثلا ترس باعث فرار از خطر و خبط جان می‌شود. تلاش‌های گسترده توسط فلاسفه ، فیزیولوژیست‌ها و روان‌شناسان برای بررسی هیجان‌ها به عمل آمده، اما شیوه عمل آنها هنوز به صورت فرضیه باقی مانده است. مطالعات مختلف نشان داد که در ظهور و تکوین جلوه‌های هیجان ، فرهنگ هم نقش بسزایی دارد. » (فریتس، کارل. مکانیسم هیجان. ص 17)
به هنگام هیجان قدرت تفکر و قدرت عمل می‌تواند فلج شده و یا قدرت یابد. ساده‌تر اینکه گاه هیجان ذهن را خالی می‌کند و فرد نه می‌تواند چیزی بگوید و نه انجام دهد. نمونه آن همان ضرب المثل ترس برادر مرگ است، می‌باشد. چرا که فرد عملا قادر به انجام کاری و عکس‌العملی نیست و گاه فعالیت ذهن را افزایش می‌دهد، تحلیل را پرواز می‌دهد، الهام بخش ، خلاقیت برانگیز و نیروبخش می‌شود.
هنگام هیجان دو عصب سمپاتیک و پاراسمپاتیک جهت عکس هم عمل می‌کند. سمپاتیک بدن را برای حالت اضطراری آماده می‌کند و پاراسمپاتیک او را به سوی آرامش فرا می‌خواند و علت تفاوت عملکرد آنها در آماده کردن مواد شیمیایی جداگانه است که یکی موجب برانگیختگی و دیگری باعث آرامش می‌شود.
این بحث در شاخه‌های مختلفی از علوم انسانی و رفتاری و علوم اجتماعی جایگاه ویژه‌ای دارد. چرا که هیجان و بروز جلوه‌های آن یعنی رفتار در ارتباط نزدیکی با فرهنگ و آداب اجتماع قرار دارد. از سوی دیگر در حیطه روان‌شناسی فیزیولوژیک قرار می‌گیرد و از دیدگاه فیزیولوژیکی مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین در شاخه‌های مختلف روان‌شناسی از جمله پزشکی ، جامعه شناسی ، روان‌شناسی احساس وروانشناسی ادراک ، روان‌شناسی اجتماعی ، روان‌شناسی رشد و روانشناسی تربیتی و…

حفظ و سلامت روان و جسم مهمترین کارکرد هیجان برای انسان است. ظهور یک هیجان روحی و بروز جلوه‌های آن و در نتیجه پاسخ فرد به آن باعث تخلیه و آرامش روحی می‌گردد و در نتیجه دستگاه ایمنی بدن را تقویت می‌کند و همچنین از لحاظ جنسی باعث به فعالیت افتادن ارگانیزم و حفظ جان می‌شود.
لازم به ذکر است که برای هیجان تعریفهای متعددی وجود دارد. از جمله این که ” هیجان رویدادی پیچیده و چند مولفه ای 1 است که فرد را آماده ی انجام عمل می کند . هر هیجان شدید حداقل شش مولفه دارد(فریجدا 2، 1986 _، لازاروس 3،1991) این شش مؤلفه شامل:ارزیابی شناختی،تجربه ی ذهنی،گرایش به فکر و عمل معین،تغییرات درونی بدن،حالت چهره و واکنش های شخص به هیجان می باشد.
در زیر تعاریف هر یک از این مؤلفه ها آمده است:
_ارزیابی شناختی : معنایی شخصی که فرد به موقعیت فعلی خود می دهد
_تجربه ی ذهنی: حالت عاطفی یا حال و هوای احساسی که هر هیجان به همراه خود می اورد
_گرایش به فکر و عمل معین : وادار کردن فرد به اندیشیدن و اقدام در جهت معین
_تغییرات درونی بدن: پاسخهای فیزیولوژیکی مخصوصا آنهایی که با دستگاه عصبی خودمختار ارتباط دارند مثل تغییر در ضربان قلب و فعالیت غدد عروق
_حالتهای چهره: انقباض عضلات صورت که بخشهای مختلف صورت مثل گونه ها، لبها، بینی و ابروها را به شکل و شمایل خاصی در می آورند
_واکنش های شخص به هیجان: چگونگی کنار آمدن مقابله یا واکنش نشان دادن افراد به هیجانهای خود یا موقعیتهای برانگیزاننده ی هیجان ها( زمینه ی روانشناسی.هیلگارد2003:408.)
.هیجانها از هیجانها از چند نظر با حالتهای خلقی فرق دارند.به عنوان مثال هیجانها علت مشخصی دارند.کوتاه مدت هستند و مولفه های متعددی دارند.

مراحل بوجود آمدن هیجان
1-    برخورد با متحرک : مانند روبرو شدن  با عامل خوشایند یاناخوشایند.
2- انتقال اثر متحرک از طریق اعصاب آورنده به هیپوتالاموس وکورتکس.
 هیپوتالاموس مرکز اصلی هیجان است ودریافت، ضبط وانتقال انگیختگی هیجان تأثیر دارد. آزمایشهای مختلف نشان داده است که هیپوتالاموس ونقش متحرک ومنع را به عهده دارد. متحرک های حسی سبب تحرک هیپوتالاموس وضمنا کورتکس را نیز تحریک میکند. کورتکس نقش آرام کننده هیجان را به عهده دارد یعنی انگیزه هایی را که تا حدودی به یادگیری ارتباط دارند تعدیل میکند البته گاهی کورتکس مخ بیش از هیپوتالاموس در بر انگیختن حالتهای هیجانی دخالت دارد ودر هنگام شخصی که دچار هیجان شده است اعمالی مانند: دشنام دادن، فرار کردن، وپنهان شدن انجام می دهد که همگی توسط کورتکس صورت می گیرد.
3- ایجاد تغییرهای خاص فیزیولوژیک در مقابل متحرک (کیفیت فیزیولوژی هیجان) بابروز هیجان دگرگونیهایی در بدن به وجود می آید به عبارت دیگر حالتهای هیجانی با واکنشهای فیزیولوژیک تغییرات شیمیایی وتغییرهای عصبی وماهیچه ای همراه است. همچنین هیجان واکنشهای دیگری از جمله شدّت ضربان قلب، کاهش فعالیتهای معده ، به کار افتادن غدد عرقی وفعالیت دستگاه عصبی سمپاتیک وپارا سمپاتیک را ایجاد می کند البته قسمت عمده تغییر های فیزیولوژیک ناشی از فعالیت بخش سمپاتیک است که وظیفه آن آماده کردن بدن برای اعمال اضطراری می باشد وهیجان مربوط به آن همراه با تهیج خشم، اضطراب، خشم وفرار است. دستگاه عصبی پارا سمپاتیک حالت آرام بخش دارد وعهده دار کنترل موجود زنده است وحالت طبیعی را به موجود باز می گرداند.

4-  ایجاد حالتهای خوشایند ویا ناخوشایند ارگانیزم
5-  ظهور رفتار های هیجانی (خنده،گریه)
( برای مطالعۀ بیشتر ر.ک. تئوری هیجانات. ژان پل سارتر. صفحات 25 تا 42)

جان راستون، اعتقاد داشت که در نوزاد انسان سه نوع هیجان وجود دارد:

1-  ترس : به حالتی گفته می شود که طی آن در شخص انگیزشی برای فرار یا کناره گرفتن ایجاد می شود وموقعیتی است که شخص امکان نبرد وروبرو شدن با آن را ندارد. 
هرموجود زنده بر اساس میل ذاتی و فطری می خواهد زنده بماند و مصالح زندگی خود را تأمین کند واحساس هرگونه خطر وتهدید هیجان ترس را ایجاد میکند.
در کودک صدای مهیب واز دست دادن نقطه اتکا را عامل طبیعی ترس می دانند ولی بیشتر ترس ها در اثر شرطی شدن به وجود می آید. در هنگام ترس عوارض جسمی (لرزش، لکنت زبان، تنگی نفس) عوارض روحی ( ضعف حافظه، عدم تعادل واستدلال ) در انسان به وجود می آید.
2- خشم :  هنگامی که مانعی در راه رضای انگیزه ها وجود داشته باشد یا منافع شخص در خطر افتد یا در انجام کاری با عدم توانایی روبرو شود حالتی از هیجان برای رهایی از این شرایط در شخص به وجود می آید.
3- محبت : هیجان متقابل است یعنی شخص از یک طرف می خواهد مورد محبت قرار گیرد واز سوی دیگر دیگران را مورد محبت قرار  دهد. هیجان محبت وشیوه ابراز آن نیز محصول یا دیگری است ومحیط خانوادگی واجتماع در نوع شدّت وضعف محبت دخالت دارد.

هیجان رابطه بسیار نزدیکی با نیاز ها وانگیزه شما دارد ومی تواند سلامتی انسان را تضمین کند مثلاٌ ترس موجب می شود که انسان خود را از خطر محفوظ بدارد البته حالتهای هیجانی گاهی نیز می تواند اختلالهای روانی را تشکیل دهد.
بروز هیجان به عواملی از جمله عامل هیجان زا ، حالتهای جسمی، روانی، شخصیتی وتجارب قبلی شخص بستگی دارد. اساساٌ هیجان یک احساس فردی است یعنی در موقعیتی ممکن است فردی را خشکگین کند ودر فرد دیگر هیچ گونه واکنشی به وجود نیاورد ضمناٌ هدف کلی هیجان برقراری تعادل وحفظ موجودیت ارگانیزم است.

حال به برسی هیجان هایی منفی و مثبت می پر دازیم.که در حقیقت هیجان مثبت به چه حالاتی اطلاق میشود.

«هیجانهای مثبت توسعه می دهند و می سازند»
چرا هیجانهای مثبت؟ نوعا تصور ما بر اینست که هیجانهای مثبت نشانه به زیستی و رفاه هستند. لحظاتی که در آن مردم هیجانهای مثبتی همچون لذت، آرامش، شکوه و عشق را تجربه می کنند، لحظاتی است که در معرض هیجان هایی منفی همچون ترس، اضطراب و افسردگی نیستند. پژوهشگران با بازتاب این احساس درونی، دریافتند که توازن کلّی هیجانهای مثبت به منفی افراد، پیش بینی کننده سلامت ذهنی آنان است (دیِنر، سندویک، و پاووت، 1991). بنابر این یافته، کَهنمن (1999) اظهار کرد که «شادی عینی» با ردیابی و (سپس گرد آوری) احساس های زودگذرِ خوب و بد افراد قابل اندازه گیری است (برای کاستی های این نظریه ببینید، فردریکسون،b2000). طبق این دیدگاه، هیجانهای مثبت صرفا نشان دهنده به زیستی هستند اما این همه داستان نیست، زیرا هیجانهای مثبت تولید کننده سلامتی و به زیستی نیز هستند (فردریکسون، 1998، a2000، 2001)، و این کار را نه به وضوح و در لحظات خوش و زودگذر، بلکه همچنین در دراز مدت به انجام می رساند.
نظریه «توسعه و ساخت» هیجانهای مثبتِ من (فردریکسون، 1998، 2001) بیانگر انبوه فواید دامنه دار و تأثیرگذار هیجانهای مثبت و ارائه گر پایه منطقی برای این پیش بینی است که هیجانهای مثبت اجزاء و عناصر فعال در حلقه دین-سلامتی هستند. طبق این نظریه هیجانهای مثبت تجربیات سازگارا نه و بنیادین هستند، زیرا هر دو، گنجینه اندیشه و عمل لحظه ایِ افراد را توسعه می دهند و منابع ]تدابیر[پایدار فردی آنان را می سازند.
من این دیدگاه درباره هیجانهای مثبت را با الگو های سنّتی هیجان که مبتنی بر گرایشات خاصّ کنشی است مقایسه می کنم. به نظر من گرایشات خاص کنشی، کاملا معرف شکل و عملکرد هیجانهای منفی هستند. بدون آسیب به اندک اختلاف نظری، گرایش خاص کنشی را می توان برونداد فرآیندی روانشناختی باز توصیف کرد که با فراخوانی میل به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع مفهوم شناسی، معرفت شناختی، دوران کودکی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع هیجانهای مثبت، هیجان مثبت، فیزیولوژی