دانلود پایان نامه با موضوع نفس اماره، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

دارد.وي اشتهاي رياست ونفسانيات را از مشکلات شيخ الاسلام قم دانسته است.نکات مهمي که درکلمات ملامحسن فيض کاشاني و محمّد مؤمن طبيب تنکابني وجود دارد به آنها اشاره خواهد شد.
9-1.مجلسي اول
فتح باب مناظرات ملامحمّدطاهرقمي با هم‌عصري خوديعني؛ ملامحمّدتقي مجلسي است.بنابر آنچه که فصول دوم ازابواب اصول الفصول التوضيح به مجلسي اول نسبت داده شده303، مجلسي دراين جواب‌ها به دفاع ازتصوف پرداخته ورفتار اين طريقه‌ها را ازمستحسنات دانسته است.اما آنچه مهم به نظر مي‌رسد درابتدا بايد نظرات ملامحمّدتقي مجلسي درتأييدتصوف مطرح کرد.نظراتي که ملامحمّد طاهرقمي وميرلوحي‌سبزواري به دنبال همان‌ها بوده که مخالفت شديدخود رابامجلسي اول اظهارکنند.
ملامحمّدتقي مجلسي دررساله تشويق‌السالکين که بطوراجمال به اشکالات مخالفان تصوف جواب داده، وي اقرب طريق به معرفت الهي را طريقه حقّه رضويه ذهبيه معروفيه مي‌داند.
وي درمقابل مخالفين تصوف همچون ميرلوحي سبزواري ومحمّدطاهرقمي، به عدم وقوف وقلت تدبّر درآيات واخبارائمه (عليهم‌السلام) را علّت مخالفت آنها مي‌داند ومي‌گويد: “اکنون جمعي پيدا شده‌اند که ايشان را ازشريعت خبري وازطريقت اثري نه، و انکار اين طريقه حقّه مي‌نمايند.بنابرعدم وقوف وقلّت تدبر درآيات واخبار ائمه اطهار وبه متابعت نفسِ غدّار که ثمره او حسد وعناد وتعصّب است.اگرچه مشهوراست:
شب پره گر وصل آفتاب نخواهد رونـق بــاز ارآفـتـاب نـکـاهـد”.304
مجلسي اول از اکابرعلماي شيعه از متقدمين ومتاخريني که به طريقه اهل بيت واقف بوده‌اند نام برده ومي‌گويد: “ازعلماي اين زمان همه اين مسلک را داشته‌اند وحتي‌تصنيفاتي هم داشته اند.چنانچه استاد البشر وقدوه المحققين نصير‌المله والدين در اين علم چند تصنيف دارد”.305وهمچنين از ورّام کندي نام مي‌برد که ازاکابر علماي شيعه است،کتابي تاليف نموده دربيان مجاهده نفس وزهد ورياضت وبيان خصال حميده.همچنين از نقيب نقباي آل ابي‌طالب سيدرضي علي بن‌طاووس(قدس سرّه)که مسلک زهدورياضت داشته است نام مي‌برد.چنانچه شيخ شهيد مکي (رحمه‌الله) درکتاب اربعين‌حديث اوصاف او را مي‌شمارد ومي‌گويد: أزهد زمان خود وصاحب کرامات وکمالات بود. 306
مجلسي اول از سيدحيدرآملي صاحب تفسير بحر‌الابحارنام مي‌برد ومي‌گويد: “سيدحيدربيان کرده که اگر شيعه‌اي صوفي نباشد، شيعه نيست وصوفي که شيعه نباشد، صوفي نيست.وتصوف را طريقه مرتضويه مي‌داندوتصوف وتشيع يک معني دارد واين مخالفت ها به دليل ناداني ونقصان عقل است”.307
مجلسي اول مراد ازخرقه را نه همين ظاهر بلکه ملبس وپوشيده وپوشانده شدن؛ بلکه به معني فراگرفتن معاني واسرار به قدراستعداد ازصاحب مقام خرقه است.308وي نقد واشکال مستشکلين را ازباب ناداني مي‌داند ومي‌گويدکه عاقل نبايدفريب شياطين انس بخورد و ازاين سعادت عظمي که مقصد أقصي وطريقه انبيا وائمه هدي وشيوه اوليا ومردان راه خداست محروم شود.
ملامحمدتقي مجلسي اصل تصوف راصاف نمودن باطن ازرنگ ماسوي ومتخلق شدن باخلاق‌الله وتحصيل کمالات روحاني ورسيدن به مقام قرب ومعرفت عياني مي‌داند.وي ازعلمايي نام مي‌برد وبه عنوان مشايخ اين طايفه معرفي مي‌کندکه معرکه آرا مخالفان تصوف‌است.مشايخي چون؛ “مولاناي رومي”، “شيخ علاءالدوله سمناني”، “شيخ شهاب الدين‌سهروردي”صاحب حکمه‌الاشراق، “ابن عربي”صاحب فتوحات،”شيخ عبد‌الرزاق‌کاشي” صاحب‌تأويلات،”شيخ روزبهان” صاحب تفسير عرايس و”شيخ عطار”که همه اينها اتفاق دارند که علم شريعت به قدر واجب شرط اول راه است وکمال در علم شريعت، شرط کاملان اين راه است.کساني که مکروهات را بلکه بعضي از مباحات را برخود حرام مي‌کردند.وي درمقام دفاع ازخانقاه مي‌گويد: اگر کسي درخانقاه نشست بدعت باشد، کسي درعالم نخواهد بودکه بدعت نکرده باشد.زيرا وضع مدرسه وعمارت وجام‌ها وطعام‌ها که دراين زمان شايع است، حتي بعضي ازعلوم متعارف نيز درزمان ائمه هدي نبوده وحال آنکه فرقي بين مسجد وخانقاه نيست الا به تسميه.
مجلسي اول چله نشيني را تاکيد کرده و در مقام دفاع مي‌گويد چله گرفتن در روايات ما داراي فضيلت‌هاي بسياري است.ازجمله‌حديث مشهورابن فهد(رحمه‌الله) درعده‌الداعي از رسول اکرم (صلي ‌الله‌عليه‌وآله)که فرموده: “کسي که عبادت کند خداي تعالي را با اخلاص چهل صباح، چشمه‌هاي حکمت بردل او جاري مي‌شود”309.وي اعتراض ناقدين را نسبت به غنا را نيز باطل مي‌داند؛ زيرا اگر غرض از بلندکردن آواز سرايت خلق نباشد اين عين عبادت است، چنانچه درکتاب ثواب الاعمال منقول است که هرچند آواز را در ذکر بکشي به همان اندازه گناهان پاک مي‌شود.وهمچنين حديثي ازامام صادق عليه‌السلام که شخصي از خريدن کنيزي خوش آواز سوال کردکه آيا جايز است يانه؟امام (عليه‌السلام) فرمود: “ما عليک لوِاشتر‌يتها تُذَکِّرُکَ الجنه”.310
ملامحمّدتقي درجواب عنوان کردن خلاف شرع بودن وجد، مي‌گويد: “اين اشکال باطل است؛ زيراکه وجد عبارت است از غشيت وبي‌تابيي که به سالک دست مي‌دهد به خاطر استيلاي فيض الهي بردل آنها، و گاه در اين حالت گريه برآنها غلبه پيدا مي‌کند”311، چنانچه درقرآن مي‌فرمايد: “واذا سمعوا ما انزل الي الرسول تري اعينهم تفيض من الدمع مماعرفوا من الحق”312 که چشم آنها اشکبارمي‌شد به خاطر معرفتي که دارند نسبت به پروردگار.وي در ادامه بحث وجدبه يکي ديگر ازصفات مؤمن اشاره مي‌کندکه امير‌المؤمنين علي (عليه‌السلام) به آن اشاره دارد، که چون ذکرخدا نزدآنها شودبه حرکت درمي‌آيند، همانطورکه درخت به خاطر باد به حرکت درمي‌آيد.همچنين روايتي از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) ذکرمي‌کندکه مي‌فرمايد: “ليس بکريم من لم يهتز بذکرالحبيب”؛ کريم نيست کسي که نام دوستش را بشنود وبه اهتزاز درنيايد.313چنانکه از حضرت اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام) نقل شده که ابودردا آن حضرت را ديد، طوري افتاده که مثل اينکه از دنيا رحلت کرده، آمد واهل خانه حضرت راخبردارکرد حضرت فاطمه (عليها‌سلام) فرمود: اي ابودردا اوشبانه‌روز چندين بار از هوش مي‌رود وغشيت آن حضرت زياده ازآن است که محتاج به بيان باشد.
ملامحمّد تقي با اين بيانات افعال واعمال اين طايفه را موافق باشريعت و مستحسن مي‌داند.نکته مهمي که به آن اشاره دارد، اين است که اگر کسي از بعضي صوفيه، رفتار بدي ببيند، دليلي بربدي همه صوفيان نمي‌باشد.همانطور که اگر يکي ازعلما بد باشد نمي‌شود همه آنها را انکارکرد، چون درميان همه طوايف وطرق، افراد ناقص وکامل وجود دارند، چنانچه خواجه حافظ مي‌فرمايد:
نقدصوفي نه همه صافي بيغش باشد اي بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
وافراد ناقص وبدان را بايد از باب خوبي نيکان نگاه کرد، کما که صد خار را براي گلي آب مي‌دهند، کما که مولوي درمثنوي مي‌گويد:
از هـــزاران تــن يکـي تن صوفي ديگـــران از دولـــت او مي زيــند.314
آنچه اجمالادراينجا مطرح شدنظرات مجلسي اول بودکه مخالفين تصوف امثال ميرلوحي ومحمّد طاهرقمي مترصد چنين نظراتي بودند تا قلم به تکفير و بدعت آنها بگردانند.
ملامحمّدتقي مجلسي315اولين کسي است که به ميدان نقد ملامحمّدطاهر قمي وارد شده است.گرچه بعضي، اين نقدها را ازوي نمي‌دانند و او را ازميدان تصوف خارج مي‌دانند، اما علامه محمّدباقر مجلسي در آخر کتاب العقائد چند جمله‌اي درباره والدش سخن به ميان مي‌آورد که مأنوس بودن والد را با اهل زمان رد نمي‌کند، ومي‌گويد که مسلک ملامحمّدتقي، مسلک زهد و ورع بوده و در ابتداي امرش به اسم صوفي و متصوف معروف بوده وهمراهي والد با اين طايفه را به جهت ترغيب اين طايفه و ميل آنها به اخبار اهل بيت عليهم‌السلام بوده، تا بتواند اقوال فاسده و اعمال بدعت گونه آنها را اصلاح کند، ولي درآخر عمرش وقتي ديدکه اين طايفه به اين صراط، مستقيم نيستند، آنها را رها کرد.علامه مجلسي درباره والدش مي‌گويد: “وقد کتب والدي العلامه (قدس‌الله‌روحه) عليها [خطبه همام] شرحاً جامعاً فعليک بمطالعه. ثم اعلم يا اخي ان ما القيتُ اليک کلها من معادن النبوه… و اياک و ان تظن بالوالد العلامه نوّر الله ضريحه انه کان من الصوفيه او يعتقد مسالکهم و مذاهبهم حاشاه عن ذلک و کيف يکون کذلک و هو کان أنس اهل زمانه بأخبار اهل البيت و اعلمهم بها بل کان مسلکه الزهد والورع و کان في بدو امره يسمي باسم التصوف ليرغب اليه هذه الطايفه ولا يستوحشوا منه فيردَهُم عن تلکَ الاقاويل الفاسده و الاعمال المبتدعه و قد هدي کثيراً منهم الي الحق بهذه المجادله الحسنه و لما رأي في آخر عمره ان تلک المصلحه قد ضاعت و رفعت اعلام الضلال و الطغيان و غلبت احزاب الشيطان و عَلِم أنَّهم اعداء الله صريحاً تبرا منهم و کان يکفّرهم في عقايدهم الباطله وأنا اعرف بطريقته و عندي خطوطه في ذلک…”.316
بيان علامه مجلسي ازسلوک والدش روشن کننده اين است که همراه بودن ملا محمّدتقي با صوفيه و معيت و اُنس با اهل زمان نيز براي اصلاح آنهابوده.وبراي اينکه والدش را از نسبت‌هاي ناروايي که از سوي مخالفين تصوف مطرح مي‌شد دفع وتبرئه کند، زيرا پايبندي مجلسي اول به مباني تصوف غير قابل انکاراست.تعلقات عرفاني ملامحمّدتقي مجلسي را در لوامع صاحبقراني مي‌توان يافت که دفاع تام وي از اصول ومباني تصوف، مثال زدني است.
مجلسي اول در لوامع و روضه المتقين به احاديثي عرفاني اشاره دارد ومفصل به شرح آنها مي‌پردازد.مثل حديث: “لي مع الله حالات لايسعني فيه ملک مقرب ولانبي مرسل”317، وحديث “ان لربکم في ايام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها” .مجلسي ذيل در ذيل اين حديث مي‌گويد: “به درستي که پروردگار شما را در ايام زمان‌هاي شما نسيمها هست خود را در معرض آن نسيمها درآوريد وآن به رياضات ومجاهدات وکثرت ذکر وفکر حاصل شود”.318وديگر احاديثي که مورد اقبال عرفا بوده، مجلسي اول نيز با تأويلات عرفاني به آنها در آثار مختلف خود به آنها پرداخته است.
مجلسي اول در طرح مباحث عرفاني تلاش دارد تا از اصطلاحات رايج بهره ببرد اصطلاحاتي مثل “پير” که به نظر مجلسي بايد بعداز تحصيل علم، متوجه تصفيه نفس به سبب رياضت‌ها ومجاهدت‌ها شده و در خدمت پير کامل باشد.319 وهمچنين در دفاع ازخانقاه، ذکرجلي‌‌، خرقه وديگر مباحث تصوف درفصول دوم از اصول الفصول التوضيح به روشني، پذيرش تصوف واقعي را در کلام و رفتار وي هويدا مي‌کند.
مناظره مکتوب ملامحمّدطاهر و ملامحمّدتقي مجلسي بنابرآنچه که درتوضيح المشربين وفصول دوم از ابواب بيست وسه‌گانه اصول‌الفصول‌التوضيح که به وي نسبت داده شده درجواب به ملا محمّد طاهر، متذکر اموري شده که به جهت اهميت آن مفصلا بيان مي‌کنيم.
9-1-1.مجلسي اول درفصل دوم ازباب اول ودوم از اصول‌الفصول‌التوضيح، اعمالي ازصوفيه که مورد نقد محمّدطاهر و امثال او قرار گرفته را اعمال جهله صوفيه دانسته وآنها را قادح به اصل اين مسلک و”طريقه محموده اولياء‌الله” نمي‌‌داند.مجلسي استنادات محمدطاهررا مردود دانسته ومي‌گويد نمي‌شود اقوال غير معلومي‌که جمعي ازجهله به بعضي نسبت مي‌دهند، اينها را حجّت مذموميت ساخت.320
9-1-2.از آنجا که محمّدطاهرافکار و رفتار صوفيه رامسلک حلاج و بايزيد و تابعان آنها معرفي مي‌کند.مجلسي در جواب، اين طريقه را طريقه اهل بيت رسول خدا معرفي مي‌کند، ومي‌گويد: چون راهي در غايت صعوبت مي‌باشد، همه را تکليف به اين راه ننموده‌اند.بلکه افرادي مثل رُشيد هَجَري، کميل، قنبر، سلمان و جابرجعفي که ازخواص بودند تحمل اين مشقت‌ها نموده‌اند که بر خبيرِ بصير مخفي نيست.321
9-1-3.شيخ الاسلام قم درعمده دليلش براينکه اين طريقه دربين اهل سنت بوده وشيعيان ازاين انتقادات مبري هستند، مي‌گويد: “در شهرهاي قديمي شيعه مثل؛ قم و استرآباد و سبزوار و جبل عامل و حله اثري از خانقاه نبوده است.مجلسي اول درجواب استدلال مي‌گويد: “اينکه درشهرهاي شيعه قديم خانقاه نبوده، مدرسه هم نبوده، واگر اينها بدعت باشد، يا بدعت مستحبه خواهد بود يا جايز، چنانکه شيخ شهيد در قواعد ذکرکرده که عزلت و انزوا به سبب اصلاح نفس اماره مطلوب است.322
9-1-4.ملامحمّدطاهرنسبت به مسأله پير به صوفيه اشکال کرده و مي‌گويد: صوفيه به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع وحدت وجود Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع امام صادق، ادراک خود