دانلود پایان نامه با موضوع منابع محدود، توسعه منطقه ای، سیستم اطلاعاتی

دانلود پایان نامه ارشد

274000
ژاپن
51310
جدول 2-2 تلفات مربوط به زلزله در هر كشور(با توجه به آماري كه از ابتداي تاريخ تا كنون موجود است) [3]

2-6 مروری بر روند امداد رسانی و تخصیص صحیح نیروی انسانی در هنگام زلزله در جهان و ایران
تخصيص نامناسب تيمهاي امداد و نجات يکي از مسائل عمده بالا بودن آمار تلفات در منطقه بوده است. مطالعات ميداني در زلزلههاي اخير در ایران نشان دهنده اين امر است که در زمان بروز زلزله تخصيص امکانات با اختلال و سردرگمي زيادي مواجه است [5] صليب سرخ در گزارش سالانه خود در مورد حادثه بم مينويسد: “… مديريت بحران فاقد اقتدار لازم بود” [6] “رقابت نيروهاي نظامي و هلال احمر براي نجات افراد شديد بود اما مديريت بحران فاقد اقتدار لازم بود” [11] در زلزله بم و بر اساس مشاهدات انجام شده در ساعات پس از وقوع بحران، تيمهاي امدادي همگي در مناطقي خاص تمرکز کرده بودند در حالي که در محلههايي که نياز شديد به امدادگرها داشتهاند خبري از گروههاي امدادي نبوده است [7] هيچ تيم خاصي مديريت بحران را عهدهدار نبوده است و تنها برخي افراد مسلط به زبان انگليسي به صورت خود سازماندهی شده با استقرار در فرودگاه، تيمهاي خارجي را راهنمايي ميکردهاند [12] در کشور ما نبود يک سيستم مناسب مديريت و تخصيص در زمان زلزله به همراه ساير عوامل منجر به بالاتر بودن ميزان خسارات ناشي از اين حوادث در ايران نسبت به استانداردهاي جهاني شده است [13]
بررسي حوادث چند سال گذشته در ایران مشخص ميکند که روشهاي پيشبيني، پيشگيري، امدادرساني، بازسازي و … در کشور ما توانايي چنداني ندارند. مشاهدات انجام شده در مورد زلزله بم و زلزله مرزن آباد موارد ذيل را روشن ميسازند[7]
اطلاعرساني دقيقي در مورد چنين حوادثي وجود ندارد به طوريکه تا چند ساعت پس از لرزش تهران مرکز زمين لرزه مشخص نبود.
رسيدن نيروهاي امدادي به منطقه حادثهديده با تاخير بسيار زيادي صورت ميگيرد (نيروهاي امدادي روسيه تنها 3 ساعت بعد از زلزله بم در محل حاضر بودند در حالي که هلال احمر و ساير ارگانهاي ذيربط تا شب حادثه به محل نرسيدند، همچنين در مورد برخي روستاهاي حادثه ديده کمک رساني بعد از سه الي چهار روز شروع شد).
نيروهاي مردمي که قبل از نيروهاي امدادي به منطقه ميرسند آموزشهاي امدادي لازم را نديدهاند (گزارشهاي بسياري در مورد نقص عضوهاي مصدومين به علت عدم آشنايي امدادرسانان به گوش میرسد).
هماهنگي بين گروههاي امدادي مختلف وجود ندارد.
يکي از بحرانهاي بعد از وقوع زلزله، بحران زندهيابي است . که در اینجا به ارائه مدل صحیح تخصیص نیروهای امداد و نجات بیشتر پی خواهیم برد چرا که تيمهاي امدادي بايد در زماني محدود، تعداد زيادي از افراد گرفتار شده را از زير آوار نجات دهند. بر اساس بررسي انجام شده، احتمال نجات از زير آوار در 30 دقيقه اول پس از وقوع زلزله، در حدود 91% است. اين احتمال در انتهاي روز اول به 81% کاهش پيدا ميکند. در روز دوم به 36% ميرسد. در انتهاي روز سوم، اين احتمال باز هم کاهش پيدا ميکند [3] بطوريکه در برخي شرايط احتمال زندهيابي پس از روز سوم به صفر ميرسد. سه روز پس از زلزله بم تلاشهاي رسمي امداد رسانان براي نجات زير آوار ماندگان متوقف شد. دليل اين امر احتمال ضعيف زنده ماندن زير آوار ماندگان در اثر خفگي و يا سرماي شديد بود [4]
بيشتر کشورها و مناطق زلزله خيز برنامههايي براي امداد و نجات پس از وقوع زلزله تدارک ديدهاند. بررسي برنامههاي ارائه شده نشان ميدهد در کليه اين برنامهها تيمهاي امداد و نجات به نزديکترين محل موجود تخصيص مييابند [9] بطور کلي در ارتباط با مساله امداد رساني در هنگام وقوع زلزله بندرت از روشهاي برنامهريزي رياضي استفاده شده است [10] سيستمهاي مختلفي براي تخصيص در زمان زلزله وجود دارد که عمدتاً سيستمهاي اطلاعاتي بوده و هيچ کدام از روشهاي بهينه سازي براي تخصيص منابع محدود استفاده نکردهاند [11] و عمده کارهاي انجام شده در زمينه تخصيص به مکانيابي واحدهاي امداد رساني پرداختهاند. از طرف ديگر بخش اعظمي از تحقيقات انجام شده در زمينه امداد و نجات به مسائلي همچون سازماندهی امداد و نجات ميپردازند [14]
در حالتي که چند منطقه آسيب ديده باشد، مقصد امدادرساناني که ميخواهيم اعزام کنيم، نامشخص خواهد بود. متزگر47 نشان داد که فرستادن نيروها به نزديکترين محل ميتواند غير بهينه باشد و روشي براي تخصيص بهينه نيروها در هنگام صدمه ديدن همزمان دو شهر ارائه کرده است [2] فيدريش48 و همکارانش از مدلهاي تحقيق در عمليات جهت تخصيص منابع در دسترس به نواحي مختلف عملياتي استفاده کردهاند . اشراقنيا و دانشور يک سيستم کنترل فازي براي اولويتبندي نياز مناطق آسيب ديده به نيروهاي امداد و نجات ارائه کردهاند [15]
بعد از جستجو و مرور مقالات گوناگون، متاسفانه كار مشابهي همچون این پایان نامه که به ارائه مدلی جهت تخصیص نیروی امداد و نجات بپردازد يافت نگرديد. بطور كلي در ارتباط با مسئله امدادرساني در هنگام وقوع زلزله، بندرت از روشهاي برنامه ریزی رياضي استفاده شده است.
سيستمهاي مديريت بحران مرسوم، صرفا سيستمهاي اطلاعاتي مي باشند كه براي ارائه گرافيكي داده هاي مربوط به بحران مورد استفاده قرار مي گيرند [5] در اين زمينه سيستمهاي اطلاعاتي جغرافيايي (سیستم اطلاعات سیستم اطلاعات)49 به مرور مهم و مهمتر شده اند. تا كنون سيستمهاي جغرافيايي بر پايه سیستم اطلاعات سیستم اطلاعاتی، بطور اصلي براي توسعه سناريوهاي خرابي و ضرر در نواحي زلزله خيز، مورد استفاده قرار گرفته اند. [7] براي بهبود واكنش در هنگام بحران، مسائلی مانند ، تحليل خطوط اصلي حمل و نقل، نقشه برداري منابع يا تشخيص مناطق به شدت آسيب ديدهرا باید مد نظر قرار داد . علاوه بر آن واحدهاي امدادرسان ازسيستمهاي پايگاه داده مانند 50( سازمان بهزيستي قاره امريكا ) [11] براي طبقه بندي منابع دردسترس استفاده مي كنند . اما هيچ يك از اين سيستمها از روشهاي بهينه سازي براي تخصيص منابع محدود استفاده نکرده اند . معدود كارهايي كه تا كنون انجام شده است نيز مربوط به برنامه ريزي بعد از وقوع زلزله مي باشد.براي مثال فرندیش و همکارانش تخصيص منابع دردسترس به نواحي مختلف عملياتي ( بعد از رخ داد زلزله را مورد بررسی قرار میدهد ، متزگر نيز حالت رخداد همزمان زلزله در دو شهر را مورد بررسي قرار داده است . كارهايي كه به برنامه ريزي پيش از وقوع زلزله پرداخته اند نيز بيشتر مربوط به تعيين ريسك زلزله هستند به عنوان مثال دیویدسون شاخصي را براي نشان دادن ريسك زلزله توسعه داد. اين شاخص براي مقايسه خطر زلزله در شهرهاي مختلف جهان ارائه شده است. پروژه اي51 که توسط مرکز سازمان ملل متحد برای توسعه منطقه ای 52 تعریف شد نيز كار مشابهي است كه قصد در شناسايي شهرهاي آسيب پذير دارد. در اين دو پروژه علاوه برآسيب پذير بودن هر شهر، سهم عوامل مختلف در اين آسيب پذيري نيز مشخص ميگردد. همانطور كه مشاهده مي كنيد در اين گونه كارها صرفا به شناسايي خطر در مناطق گوناگون پرداخت هاند و اقدامي براي تخصيص بهينه منابع موجود نكرده اند.
اما در کشور ایران به طور کلي براساس ويژگيهاي کشور ، 23 بحران پس از زلزله تعريف شده است. از جمله اين بحرانها ميتوان به بحران امنيت، بحران کودکان بيسرپرست، بحران اطلاع رساني و ..اشاره کرد [9] يکي از بحرانهاي بعد از زلزله، بحران تخصيص منابع و تيمهاي امدادي است. تخصيص منابع پس از بحران از مواردي است که در کشور ما با مشکل مواجه است. در صورت تخصيص مناسب منابع پس از بحران ميتوان از بسياري از خسارتها پيشگيري کرد و آمار تلفات را کاهش داد.
2-7 روند امدادرساني حال حاضر ايران
در سال ١٩٩١ ، قانوني كه وزارت داخلي را مسئول برنامه ريزي ستاد بحران ملي مي دانست، تصويب شد. اين قانون بدنبال زلزله منجيل و مرگ هزاران نفر به علت ضعف در شيو ههاي امدادرساني، ارائه گرديد. اين شيوه به سه فاز تقسيم مي شود.

2-7-1 فاز اول
در اين فاز، پنج مسئول بلندپايه براي تعيين محل و اندازه زلزله ديدار مي كنند. بر اساس اين اطلاعات،زلزله بر اساس شدت رده بندي مي گردد. در مجموع سه رده وجود دارد:
ملي: وزارت كشور براي ٧٢ ساعت اوليه مسئول باقي مي ماند.
ناحيه اي: فرماندار استاني مسئول مي باشد.
محلي: فرماندار محلي مسئول مي باشد.
براي گنجاندن زلزله در يكي از اين سه رده، اتفاق آرا مورد نياز است. بنابراين در حالي كه افراد زير آوار نيازمند كمك هستند، بحثهاي طولاني بين اين افراد رخ مي دهد.
2-7-2 فاز دوم
در طول اين فاز بر اساس چند اصل ساده، امدادرسانان به شهر آسيب ديده فرستاده مي شوند. درايران، هر استان داراي يك استان همسايه كه استان خواهر آن استان شناخته مي شود، مي باشد. در هنگام وقوع زلزله، استان خواهر( استان همسايه اي كه توسط مسئولين تعيين شده است ) مسئول فرستادن نيروي امداد مي باشد. استانهاي ايران بر مبناي تاثيرات سياسي تشكيل يافته اند و چنين مسئله اي بزرگترين مشكل اين شيوه مي باشد. اين مرزهاي مصنوعي براي امدادرساني به هيچ عنوان بهينه نمي باشد. به علت توزيع جمعيت غير معمول در ايران، بسياري از استانها بسيار بزرگ بوده و شهرهاي درون آنها به مرزهاي استانهاي متفاوت ديگر نزديك مي باشد. چنين امري باعث ناكارامدي اين شيوه مي گردد.

2-7-3 فاز سوم
در حالتي كه چند قسمت آسيب ديده باشد، مقصد امدادرساناني كه مي خواهيم اعزام كنيم نامشخص خواهد بود متزگر53 [3] نشان داد كه فرستادن نيروها به نزديكترين محل مي تواند غير بهينه باشد و روشي براي تخصيص بهينه نيروها در هنگام صدمه ديدن همزمان دو شهر ارائه كرده است.
اما همانگونه که آشکار است این قوانین از کارایی مناسبی برخوردار نیست چرا که در زلزله بم هیچ یک از این تقسیم بندی فازها به درستی انجام نگرفت .

فصل سوم
روش تحقیق

.

3-1 مقدمه
هر چند سال یک بار زلزلهاي شديد بخشي از کشور ما را ويران ميکند دانش رياضي استقرار تجهيزات، تحقيقات گسترده اي را در زمينه ي بهينه سازي گسسته و پيوسته در طي چهاردهه ي گذشته معطوف خود ساخته است. محققين بر روي مدل سازي كردن اين مسائل، در شرايط مختلف، متمركز شده اند.مسائل مكان يابي بر اساس چهار عنصر زير توصيف مي شوند:
مشتريان كه فرض مي شود محل آنها از پيش بر روي نقاط يا مسيرها تعيين شده است.
تجهيزات كه قرار است استقرار يابند.
فضايي كه در آن مشتريان و تجهيزات قرار مي گيرند.
واحد اندازه گيري كه بيان گر فاصله يا زمان بين مشتريان و تجهيزات است.[47]
مسئله مكان يابي كاربردهاي گسترده ای از پمپ بنزين تا نيروگاه ها دارد. روله و همكاران در سال 541989 تقسيم بندي براي مسائل مكان يابي بر اساس تابع هدف ارائه كردند كه در نتيجه ي آن مسائل به دو دسته مسائل بخش عمومي و مسائل بخش خصوصي تفكيك شدند. [46] در جانمايي مراكز اعزام آمبولانس هاي اورژانس، تلاش مي شود تا ميانگين فاصله يا زماني را كه يك آمبولانس براي رسيدن از نزديك ترين مركز به محل وقوع تصادف طي مي كند و يا حداكثر فاصله طي شده توسط آمبولانس، حداقل گردد. يكي از بخش هاي عمومي كه مكان يابي آنها از اهميت قابل توجهي برخوردار است و طي 30 سال گذشته تحقيقات و مطالعات گسترده اي در اين زمينه صورت پذيرفته است، مكان يابي مراكز خدمات فوريت هاي پزشكي است و از طرف دیگر يکي از بحرانهاي بعداز زلزله، بحران تخصیص صحیح منابع و نیروهای امداد رسان در راستای کاهش تلفات و بیشینه کردن نجات جان انسانها می باشد. پس از زلزله براي نجات افراد گرفتار شده در زير آوار تنها در حدود دو روز زمان وجود دارد. از طرف ديگر محدوديت منابع امکان نجات همه زيرآوار ماندگان را منتفي ميکند. به همين جهت تخصيص نیروهای امداد رسان بايد به صورتي انجام گيرد که تعداد نجات يافتگان از زير آوار بيشينه گردد. بررسي سوابق و مشاهدات مربوط به زلزلههاي اخير کشور مشخص کننده ضعف در تخصيص مناسب امکانات است. اين مساله منجر به نا کارا شدن عمليات

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کشورهای در حال توسعه، مدل دوسطحی، شگفت انگیز Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع مدل ریاضی، نیروی انسانی، مدیریت بحران