دانلود پایان نامه با موضوع منابع قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

حركتي تلقي مي شود . دلايل تحرك بيش از حد فراوان و متنوع است . ازجمله دلايل ذكر شده عبارتند از :
الف ) عوامل زيست شناختي ( لومز68 ، 1370 ).
ب ) عوامل محيطي ( چس69 ، 1972 ) .
ج ) تجربه هاي مدرسه ( كانرز70 ، 1996 ) .
د ) انواع گوناگون آلرژيها ( هاوارد71 ، 1973 ) .
در انتها بايد افزود كه طبق اظهار برايانت 72 ( 1972 ) تحرك بيش از حد معمولا با بالا رفتن سن كاهش مي يابد ( گودرزي ، 1383) .
8 -3 -2 مشكلات ادراك اجتماعي : آنچه به نام ادراك اجتماعي خوانده مي شود عبارت است از : توانايي درك وضعيت خود نسبت به رفتار افراد ديگر و موقعيتعاي اجتماعي كه در روابط با ديگران در وضعيتهاي مختلف اجتماعي نمايان مي شود . از ويژگيهاي كودكان داراي مشكل ادراك اجتماعي ( بائر73 ، 1961 ، به نقل از مهريار ، 1378) مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1 – اهميت ندادن به احساسات ديگران .
2 – روابط متقابل اين كودكان با ديگران اغلب اوقات در حد بسيار كم و ناقص انجام مي گيرد .
3 – عدم توان پذيرش مسئوليتهاي شخصي و اجتماعي .
4 – نمي توانند بدون حمايت و هدايت مداوم فعاليتي را انجام دهند .
5 – پيوسته در حال انجام كارهاي نامناسب و گفتن چيزها هستند .
6 – نسبت به انجام تكاليف بي قيد هستند در نتيجه با افت شديد تحصيلي روبرو مي شوند .
هنكر74 ( 1997 ) ، جانسون و مايكل باست75 ( 1967 ) اظهار مي دارند كه چاره درد دشواريهاي ادراك اجتماعي را بايد در موقعيتها عملي و واقعي جستجو كرد . آنان همچنين بر اين باورند كه براي اين كودكان بايد روابط غير كلامي به شكل كلامي در آيد و مورد تحليل قرار گيرد ( به نقل از مهريار، 1378) .
5 – 2 ‹‹ برخي تكنيكهاي شناسايي كودكان مبتلا به مشكلات رفتاري ››
اغلب اوقات ما به توانايي پيش بيني برخي نشانه ها متكي هستيم ، گر چه اين پيش بيني در بهترين حالت تنها يك حدس آمارگونه است . مشكلات رفتاري چنان متنوع است كه برقراري ارتباط ميان نشانه هاي موجود و رفتارهاي يادگيري دشوار است ( برايانت 76 ، 1972 ، به نقل از طوسي ، 1376).
ممكن است برخي نشانه هاي اوليه مشكل رفتاري در كودك ديده شود ، اما در نهايت د رمدرسه با مشكلي روبرو نباشد . پيش بيني كه بر اساس تنها يك عامل انجام شود موفقيت چنداني نخواهد داشت ( والاس و لارسن 77 ، 1978 ، ترجمه طوسي ، 1376 ).
در عين حال مقياس هاي درجه بندي و مشاهدات موقعيتهاي مختلف در كار طبقه بندي كودكان مبتلا به مشكل رفتاري موفقيت فزاينده اي داشته است ( لارسن ، كانزلمان 78 ، 1977 ، به نقل از طوسي ، 1371 ).
با توجه به نظريه محيطي ، بيشتر دست اندركاران به بررسي رفتارهايي پرداخته اند كه به طور مستقيم باعدم پيشرفت تحصيلي در سنين مدرسه مرتبط است .
1-5 – 2 مجموعه آزمونها : جانسكي و لانگ فورد79 ( 1966 ، به نقل از افروز ، 1385 ) با مطالعه بسياري از فعاليتها و آزمونها كه در طبقه بندي كودكان دبستاني ، بالقوه مفيد بودند ، فهرستي ا زمواردي را كه در پيش بيني به كار مي آمدند ، تهيه كردند . از جمله : آزمون گشتالتي ديداري – حركتي بندر و در مطالعه اي ديگر ، جاكسون80 ( 1971 ) از ده معلم كلاس چهارم خواست تا كودكاني را كه به طور بالقوه اي در تحصيل پيشرفت دارند و آناني را كه پيشرفت كندي دارند برگزينند . براي اين كار آنان براي ساير كودكان دوره دبستان ( كلاس چهارم ) از آزمون پيشرفت گستره وسيع جاستاك و جاستاك 81 ( 1965 ، به نقل از افروز ، 1385 ) . مقياس شناسايي اوليه (لندرمن و ديدارد 82 ، 1967 ) با آزمون گشتالتي ديداري – حركتي بندر استفاده كردند . مجددا پس از آن كه اين كودكان چهار ماه در كلاس پنجم درس خواندند ، از همين مجموعه آزمون براي آنان استفاده شد ، توانستند آناني كه توانايي بالقوه اي در پيشرفت داشتند و افرادي را كه پيشرفتشان كند بود شناسايي كنند . آزمون گستره وسيع و مقياس وانستون تا 90 درصد قدرت پيش بيني داشت ، اما آزمون گشتالتي ديدار – حركتي بندر فاقد قدرت پيش بيني بود .
2 -5 -2 مقياس هاي درجه بندي : براي شناسايي مشكل رفتاري از ادراكات و مشاهدات معلمان نيز استفاده مي شود . مقياس درجه بندي دانش آموز( مايكل باست83) يكي از قابل اعتماد ترين شيوه هاي طبقه بندي بود كه از پروژه طبقه بندي مايكل باست و بوش84 ،( 1969 ، به نقل از افروز ، 1376 ) در مورد مشكلات رفتاري حاصل شده است . اين مقياس با ملاكهاي فراگيري كامل در دوره دبستاني و پيشرفت تحصيلي همبستگي بالايي دارد .
3 -5 -2 مشاهدات : سولدت و كوليگان85 ( 1975 ، نقل از افروز ، 1385) براي پيش بيني مشكلات رفتاري كودكان از روش مشاهده مستقيم استفاده كردند . رفتارهايي كه مورد مطالعه قرار گرفت عبارت بودند از : پاسخهاي شفاهي صحيح (از برخواني ) ، توجه ( نگريستن به معلم ) ، بي توجهي و خيره شدن از پنجره به بيرون و ايجاد اخلال ( زدن همكلاسيها ). اين مشاهدات در دوره ابتدايي كلاس چهارم تا آخر سال انجام شد . نتايج اين مشاهدات با درجه بنديهاي معلم از آمادگي خواندن و رشد زبان ، رابطه با كودكان ديگر و طرز برخورد با ضوابط كلاس به گونه اي مطلوب مقايسه شد .
كرو و كانزلمان86 ( 1978 ، به نقل از افروز، 1385) با استفاده از مشاهده هاي كلاس در ابتداي دوره دبستان ، كودكان مبتلا به مشكل رفتاري را طبقه بندي كردند . آنان هر روز كارهايي را به كودكان ارائه و از آنها خواستند كه اين كارها را به مدت چند روز ادامه دهند . در پايان سال نتايج اين شيوه پيوسته اندازه گيري با درجه بنديهاي معلم آمادگي مقايسه شد . رابطه ميان آنها بسيار بالا بود و نشان مي داد كه شيوه هاي مشاهده از قابليت پيش بيني بالاتري برخوردارند .
6 -2 ‹‹ دسته بندي اختلالات رفتاري و تاثير آنها در پيشرفت تحصيلي ››
1 -6 -2 گروه بندي بر اساس مزاج : بقراط حكيم پزشك و دانشمند بزرگ يوناني اختلالات رفتاري يا رواني را به علت آسيب مغزي با بيماريهاي مغز و يا زياد شدن نسبت يكي از ترشحات بدن يا اخلاط چهارگونه مي داند . اين چهار خلط به طور عادي در مقاطعي از دوران رشد انسان غالب است و لذا هر دوره ويژگي مزاجي خاصي را به همراه دارد . اين چهار نوع مزاج عبارتند از:
1 – دموي يا خوني : كه از كودكي تا 15 سالگي به طول مي انجامد . و از مشخصات آن جنب وجوش ، شادابي و طراوت و درك سطحي مفاهيم مي باشد .
2 – صفراوي : از 15 سالگي تا حدود 35 سالگي غلبه صفرا به شدت خود مي رسد . تلاش ، جستجوگري ، بيقراري ، تندخويي و حالت بيماري از دوره جواني از ويژگيهاي اين مقطع از رشد است .
3 – سوداوي : از 35 سالگي تا حدود 60 سالگي سودا بر ساير اخلاط تسلط دارد . و ا زويژگيهاي اين دوره بروز حكمت در گفتار و رفتار ، ارائه پند و اندرز ، انتظام در امور زندگي و ثبات در راي است .
4 – بلغمي : از حدود 60 سالگي به بعد بلغم بر ساير اخلاط غلبه پيدا مي كند و از ويژگيهاي اين دوره ناتواني ، لاغري ،كم شدن نيرو ، فراموشي ، بيحالي و بيخوابي و عدم شفافيت مو و پوست را نام برد . تقسيم بندي انواع شخصيت بقراط و نيز اعتقاد او به علت اختلالات رفتاري هنوز هم كهنه و منسوخ نيست ( پارسا ، 1382 ) .
اظهار نظرهاي ديگري نيز در ارتباط با ساختمان فيزيكي و زيستي بدن انسان و رابطه آن با بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري شده است . از آن جمله طبقه بندي كرچمر و شلدن87 (1942) در اين خصوص مي باشد ( طوسي ، 1376) .

2-6- 2 گروه بندي بر اساس رفتارهاي اوليه و ثانويه : از ديگر دسته بنديهايي كه در زمينه اختلالات رفتاري شده است ، تقسيم اختلالات رفتاري بر انواع اوليه و ثانويه مي باشد . بدين معني كه كودكان با اختالات رفتاري اوليه از اوان زندگي رفتارهايي از خود نشان مي دهند كه متناسب با سن تقويمي و سن عقلي آنان نمي باشد . به عبارتي ديگر توانايي سازش و تطبيق با محيط و تغييرات محيطي را ندارند و چنين به نظر مي رسد كه رشد رفتاري آنان در مراحل پايين تري متوقف شده است .
كودكان با اختلالات رفتاري ثانويه كودكاني هستند كه در ابتداي زندگي داراي رشد رفتاري طبيعي بوده اند . اما در مقطعي از زمان به دلايل مختلف جسمي يا فشارهاي رواني رفتارهاي آنان به مراحل پايين تر از رشد بازگشت مي كند و نشانه هايي از وابستگي به مشكلات رفتاري در آنان ظاهر مي شود ( گودرزي ، 1383 ).
3 -6 -2 گروه بندي بر اساس سن : بر اساس سن نيز دسته بندي ديگري از اختلالات رفتاري شده است . به عبارتي ديگر ، براي هر دوره سني رفتارهاي انحرافي غالبي را مشخص كرده اند . اين دوره ها و اختلالات رفتاري غالب و شايع آنها به قرار زير است :
1 – دوره اول كودكي ( تولد تا سه سالگي ) : واكنشهاي رفتاري بيمار گونه كودكان در اين دوره اكثرا از نوع واكنشهاي سايكوسوماتيك 88 يا روان تني مي باشد .
بدين صورت كه كودكان مشكلات رفتاري يا رواني خود را بيشتر به صورت تهوع ، اسهال ، دل درد ، بي اشتهايي ، تنگي نفس و گاه به صورت اضطراب و كم خوابي خود را نمايان مي سازند .
2 – اختلالات رفتاري دوره دوم كودكي ( 4 تا 6 سالگي ) :مشكلات رفتاري در اين دوره بيشتر به صورت ترس ، انواع عادات نامطلوب مانند : جويدن ناخن ، مكيدن انگشت يا پرخاشگري و تخريب اسباب بازيها ، لوازم منزل و گاه نيز به صورت بدخوابي ، اشكال در روابط بين كودك و افراد خانواده مشخص مي شود .
3 – اختلالات رفتاري دوره سوم كودكي ( 7 تا 11 سالگي ) : اختلالات رفتاري در اين دوره بيشتر به صورت دروغگويي ، دزدي ، امتناع از رفتن به مدرسه ، اختلالات گويايي ، انواع تيكها ، خنده هاي بي دليل ، تعارض و مشكلات تحصيلي كه منجر به كندي در روند آموزش مدرسه اي مي شود .
4 – اختلالات رفتاري دوره نوجواني ( 12 تا 16 سالگي ): مشكلات رفتاري اين دوره بيشتر در رابطه با انجام تكاليف مدرسه و برآوردن توقعات و انتظارات تحصيلي معلم و والدين است .
5 – اختلالات رفتاري دوره بلوغ و جواني ( 16 تا 25 سالگي ) : اختلالت رفتاري در اين دوره بيشتر در ارتباط با اختلاف سليقه و عقيده جوان با نحوه زندگي و ارزشهاي والدين است .
4 – 6 – 2 گروه بندي از ديدگاه متخصصان آموزش و پرورش :
هر يك از اين دسته بنديها طرفداران خاص دارد ، اما چون طرفداران اين نوع دسته بنديها با نگرشي پزشكي – روان پزشكي به دسته بندي اختلالات رفتاري پرداخته اند بنابراين نگرش آموزشي و تربيتي ناديده انگاشته شده است . لذا متخصصين آموزش و پرورش با استفاده ا زامكانات كامپيوتري و تكنيكهاي آماري يك روش نسبتا متفاوتي را براي دسته بندي اختلالات رفتاري انتخاب كرده اند .
اين دسته بندي بر اساس همبستگي دروني و خوشه اي عوامل موجود در رفتار آنها را تفكيك مي كند. با اين روش مي توان واكنشها و ويژگي هاي تعداد بسيار زيادي از كودكان را به وسيله كاربرد چك ليستها و شاخصهاي درجه بندي شده و يا وسايل اندازه گيري مشابه بررسي نمود و خوشه ها يا دسته هايي از پاسخها و ويژگيهاي آنها را كه با يكديگر همبستگي دارد از گروه ديگر جدا ساخت .
با استفاده از اين روش چهار دسته متفاوت از انحرافات رفتاري در كودكان را مشخص كرده اند (نوابي نژاد ، 1380) .
1 – بي نظمي در سلوك : كودكي كه داراي بي نظمي در سلوك است قدرتها را به مبارزه مي طلبد ، دشمني با منابع قدرت مانند : افسر پليس ، معلم ، پدر و مادر و … دارد . رفتارهاي او به گونه اي است كه او را انساني سخت دل ، بدخواه و متجاوز با احساس گناه اندك از بدكاريهاي خويش نشان مي دهد .
اين دسته شامل كودكاني مي باشد كه داراي ويژگيهاي چون بيش فعالي ، تحريك پذيري بيش از حد، خستگي ناپذيري و نسبت به درس و مدرسه بي علاقگي نشان مي دهند و معمولا دچار افت تحصيلي مي شوند .
2 – اضطراب و گوشه گيري : كودك مضطرب ، افسرده ، خجالتي ، ترسو ، گوشه گير ، حساس و مطيع است . وي بيش از حد وابسته مي باشد و به سادگي افسرده مي شود . بر اساس پژوهشهاي كواي89 ( 1979 ، به نقل از نوابي نژاد ، 1380) اين چنين كودكاني اكثرا به خانواده هاي بيش ا زحد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع رفتاري، ديگران، غير Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع علائم اضطراب، اختلال سلوك، تحت درمان