دانلود پایان نامه با موضوع مفهوم شناسی، معرفت شناختی، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

ه ها و شنیده های خود می پذیرد دقیقاً آنچه را دیده است در خود به باور رسانیده و اجرا می کند . در تمام لحظات که نقش مادر را می گیرد سعی می کند درست شبیه مادرش عمل کند یا در حالیکه نقش راننده ی ماشین را می گیرد و این نقش نشان دهنده ی دریافت مستقیم او از محیط است اما عقاید دیگری نیز وجود دارد .
” به طور کلی تصویری که فروید از کودکان ترسیم کرده است بسیار با عقاید و افکار سنت آوگوستینوس شبیه است. آوگوستینوس عقیده دارد که شیطنت و شرارت انسان از زمان کودکی بالقوه دراو موجود است. چون انسان قبل از اینکه بدیها را از دیگران فرا گیرد خود به خود «بد و شریر» است. فروید نیز مانند آوگوستینوس صفات نیکی را که اقلاً می توانند حالت تعادل در کودک برقرار کنند نادیده می گیرد، و به خودانگیختگی کودک، قابلیت واکنش نمودن او، قضاوت حساس او دربارۀ مردم، قابلیت او در شناسایی و فهم منظور اصلی سایر مردم، صرفنظر از آنچه که به زبان می آورند، کوشش پایان ناپذیر او در درک دنیا و زندگی و به طور خلاصه به همۀ صفاتی که باعث می شود کودکان را دوست بداریم و تحسین کنیم وقعی نمی گذارد.
دلیل دیگری که فروید را در «شریر» دانستن کودکان کمک کرده است اصرار جامعه در سرکوب کردن و واپس زدن امیال مغایر اخلاق و غیر اجتماعی انسان است تا بدین اشخاصی مورد قبول اجتماع به وجود آیند و به اصطلاح زشتیها به نیکویی مبدل گردد. به عقیدۀ فروید این تغییر و تحول از طریق مکانیسمهای چون واکنش سازی2 و تلطیف3 صورت می گیرد و وقتی یک انگیزۀ بد و نا مطلوب مثل سادیسم واپس زده می شود واکنش سازی انگیزه ای کاملاً معکوس و متضاد آن می تواند به وجود آورد که خیرخواهانه و عام المنفعه باشد و وظیفۀ این انگیزۀ جدید، به نحوی پویا، جلو گیری از بروز و تظاهر میل سرکوب شدۀ اصلی یعنی سادیسم در رفتار و احساسات شخص خواهد بود. تلطیف نیز انگیزۀ شریرانه و شیطانی اصلی را از هدف غیر اجتماعی آن جدا کرده و آن را در راه مقاصد اجتماعی با ارزشتر و سالمتری به کار می اندازد. برای مثال می توان مردی را در نظر گرفت که انگیزۀ آزار دادن را در خود به هنر جراحی تلطیف کرده است. فروید عقیده دارد که انگیزه های سازندگی، عشق و خوبی در انسان همگی ثانوی هستند و به علت احتیاجی که برای سرکوب کردن انگیزه ها و امیال شریرانه و «بد» ابتدایی داریم به وجود آمده اند.
از نظر فروید تعبیر رؤیا بر همان اصولی بنا شده است که همۀ نظریۀ روانشناسی او بر آنها متکی است. نسان می تواند امیال و آرزوهایی داشته باشد که در ضمیر ناآگاه مخفی شده و با وجود این انگیزه ای برای رفتار و کردار او به شمار روند. این امیال و آرزوها، ناآگاه خوانده شده است چون نه تنها در بیداری از وجود آنها آگاهی نداریم بلکه یک نیروی سانسور کنندۀ بسیاری قوی نیز از ورود آنها به صحنۀ آگاهی جلو گیری می کند. امیال و آرزوهای مورد اشارۀ فروید به دلایلی که مهمترین آن ترس از دست دادن دوستی، محبت و تأیید والدین و دوستانمان است، وا پس زده و سرکوب می شوند و ورود آنها به سطح آگاهی ما را دچار احساس گناه یا ترس از تنبیه می کند. واپس زدن و سکوبی این امیال و خواسته ها باعث نمی شود که موجودیت آنها از بین برود بلکه در ضمیر ناآگاه به فعالیت خود ادامه داده مداوماً سعی می کنند به اشکال متنوع دیگری آشکار شوند. این تظاهر باید به نحوی صورت گیرد که انسان همچنان نسبت به ماهیت اصلی امیال خود نا آگاه باقی بماند و متوجه نشود که خواسته های نا منطقی او به طوری دزدانه و از در غقبی وارد میدان شده اند. دستگاه آگاهی انسان همیشه تصور می کند امیال وخواسته های نا معقول مورد اشاره از بین رفته و دیگر وجود خارجی ندارد و حتی فکر اینکه چنین آرزویی هنوز در درون او زنده باشند، او را دچار وحشت می کند. به همین دلیل امیال مذکور مجبور به تغییر شکل و قیافه شده به صورتی ظاهر می شوند که تفکر آگاه انسان از شناختن ماهیت حقیقی آنها عاجز باشد. فروید علائن نوروز را نیز به همین ترتیب توجیه کرده است و عقیده دارد امیال و خواسته های بسیار نیرومند انسان که توسط سانسور به اعماق نا آگاهی فرستاده شده اند خود را به صورت علائم تغییر شکل یافتۀ نوروز بارز می نمایند. در این حال انسان صرفاً از رنج زحمتی که علائم مورد بحث برای او ایجاد می کنند آگاهی دارد و نمی داند که همین علائم ناراحت کننده در عین حلا راهی برای ارضای خواسته های غیر منطفی او نیز هستند. فروید اولین کسی است که نوروز را از نیروهای درونی خود ما مشتق دانسته و گفته است اگر کلید درک علائم نوروتیک به دستمان بیاید همۀ آنها دارای معنای مشخص خواهند بود.
فروید رؤیا را نیز مانند فراموشی و خطاهای لفظی نوعی دیگر از طرق ابزار امیال و خواسته های نا آگاه تلقی کرده عقیده دارد که رؤیاها هم مانند علائم نوروز1، آرزوهای ناآگاه انسان را ابراز می نماید، آرزوهایی که در طی روز و وقتی کاملاً افکار خود را تحت نظارت داریم اجازۀ ورود به صحنۀ ذهن را پیدا نکرده واپس زده شده اند.
( فروم –۱۳۷8- صفحه ۶۱و۶۲و۶۵)

فرض دیگر فروید در مورد رؤیا این است که امیال و خواسته های نا منطقی و نا معقول مورد بحث همگی مربوط به زمان کودکی انسان است، یعنی زمانی زنده و فعال بوده و سپس به علت واپس زده شدن،به اعماق نا آگاهی رفته در آنجا به زندگی زیر زمینی و مخفی خود ادامه داده اند. البته این فکر به طور کلی بر عقیدۀ دیگر فروید که کودکان را موجوداتی نا معقول و نا منطقی تلقی می کند بنا نهاده شده است. فروید می گوید هر کودک خرد سال تعداد زیادی انگیزه و میل نا اجتماعی در درون خود می پروراند. منتها قدرت معنوی و جسمانی او برای ارضای این امیال و انگیزه ها کافی نیست و به همین جهت ضرری از او به کسی نمی رسد و لازم نیست در برابر نقشه های شیطانی او خویشتن را محافظت کنیم. ولی اگر بجای دقت در نتایج عملی این امیال بر روی کیفیت آنها تکیه کنیم متوجه خواهیم شد که کودکان خرد سال موجوداتی فاقد اخلاق ونا اجتماعی بیش نیستند و این نقطه بخصوص در مورد انگیزه ها و امیال جنسی صادق است. در حقیقت هر نوع تمایل جنسی منحرفی را در هنگام بلوغ، می توان در دوران کودکی به طور طبیعی ملاحظه کرد، چون در کودک شیر خوار انرژی جنسی (لیبیدو)1 در حوالی دهان متمرکز شده در سال دوم زندگی به مقعد و اجابت مزاج نقل مکان یافته و مآلا به اعضای تناسلی مربوط می شود. کودکان2 صغیر دارای احساسات شدید سادیستی و مازوخیستی بوده در بسیاری از موارد خودنما3 و کمی هم نظربازند4. قادر به دوست داشتن دیگران و عشق ورزیدن نبوده به عکس خود پرست و خود شیفته5 هستند، نسبت به رقبای خود به شدت حسد می ورزند و دلشان آکنده از احساسات انهدامی و تهاجمی علیه آنها است.

Libido .1، روان انسان از یک طرف شامل قسمتهای نیمه آگاه، نا آگاه و آگاهOrthodoxدر نظر فروید و پیروان مکتب روانکاوی راست آئین
.2 Id و «نهاد» یا «او» یا «نفس اماره» ((Ego)، «خود» یا «من» (Superegoو از طرف دیگر شامل قسمتهای «فراخود» یا «ابر من» است که کشمکش و تضاد بین قسمتهای مذکور به بروز تشویش و اظطراب و مآلا راههای فرار غیر عادی می انجامد. انسان در رشد روانی جسمی خود از مراحل متعددی چون مراحل دهانی، مقعدی، ادیپال وتناسلی می گذرد که در هر مرحله هدف ارضای غریزۀ جنسی است ولی وسیلۀ ارضای متغیر است. درست مانند لشکر بزرگی که برای فتح قلاع متعدد مأمور شده باشد، اگر نیروهای روانی انسان در قلعه های اولیه با مقاومت یا ناراحتی شدید روبرو شده و برای حفظ موقعیت به دست آمده مجبور شود تعداد زیادی از سربازان و یا مقدار زیادی انرژی روانی در آن قلعه یا مرحلۀ بخصوص نگاهداری یا صرف کند، انرژی باقیمانده برای عبور و فتح سایر قلعه ها کاهش خواهد یافت و ممکن است اصولاً امکان پیشرفت از انسان سلب گردد. در این حال اصطلاحاً شخصیت انسان در مرحلۀ خاصی از رشد روحی جنسی تثبیت یافته و متوقف شده است. صفات روحی مشخصی که به نظر فروید و پیروانش در هر یک از این دوره های باقی مانده و مسیر اصلی راههای فرار یا به اصطلاح «سازو کار (مکانیسم)های دفاعی» آینده او را در برابر ناملایمات، کشمکشها، عقده ها و تشویش و اضطراب مشخص خواهند کرد. تثبیت در مرحلۀ دهانی باعث می شود که شخص از راههایی چون وابستگی (مثل طفل شیر خوار) دو درون کشیدن یا درون افکنی استفاده کند و یا تثبیت در مرحلۀ مقعدی باعث استفاده از راههایی چون نظم و ترتیب، وسواس، برون افکنی وو غیره خواهد شد.

اما در مقام جمع بندی از این بحث چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد : نخست این که مفهوم تخیل شناسی پروژه ای نا تمام و البته ضروری است که باید به آن همت گمارد این ظرفیت دارای جلوه های گوناگونی است که دامنه ی آن حوزه های روان شناسی، منطق، فلسفه، عرفان، هنر و علم در بر می گیرد
دوم این که به نظر می رسد تمیز میان “تخیل” و از یک سو” خیال و وهم” از سویی دیگر، ضرورتی انکار نا پذیر است که در پروژه ی مفهوم شناسی باید به آن پرداخت به زعم نگارنده “تخیل ” یک ظرفیت و قابلیت ارجمند روانی وجود شناختی و معرفت شناختی است در حالی که ” وهم و خیال” یک امر عارشی و بعضا یک بیماری است. ” وهم و خیال” گریز از واقعیت و عدم توان ادراک آن در مقامی است که چنین ادراکی موضوعیت و مطلوبیت دارد حال آن که ” تخیل” فاصله گرفتن از واقعیت برای نیل به مراتب برتر وجودی (توانمندی) یا خلق واقعیت های تازه در ساحت های گوناگون است . شباهت آنها نباید موجب خلط این دو مقوله با یکدیگر شود.چرا که این خود یک توهم به شمار می آید.شاید چنین توهمی منشاء غفلت یا بی مهری به این ظرفیت ارجمند در طول تاریخ تعلیم و تربیت رسمی د رجهان بوده است. (-1389.محمود مهر محمدی)

فوايد تخيل براي کودکان و امتياز پرورش قوه تخيل 

قوه تخيل ذهن بچه ها را باز مي کند. شما به عنوان يکي از والدين ممکن است از همه ي مزاياي قوه تخيل فعال آگاه نباشيد. يک قوه تخيل فعال به کودک پيش دبستاني شما کمک مي کند تا:
بازي هاي تخيلي، باعث مي شود که حس همدلي آن ها نسبت به ديگران شکوفا شود.
مهارت هاي اجتماعي اش را افزايش دهد.
همان طور که بازي هاي بچه گانه نشان مي دهد ، کودکان روابط خانوادگي، دوستانه و همکاري را به نمايش مي گذارند و چيزهاي بيشتري در مورد اعمال متقابل مردم به يکديگر مي آموزند. وقتي نقش يک دکتر را بازي مي کنند خود را جاي پزشک مي گذارند و همانند او راجع به مريض خود فکر مي کنند. در خاله بازي، آن ها چيزهاي بيشتري در مورد احساس والدين نسبت به فرزندان شان ياد مي گيرند. بازي هاي تخيلي، باعث مي شود که حس همدلي آن ها نسبت به ديگران شکوفا شود. اگر کودکان بتوانند احساس جا ماندن از يک بازي يا از دست دادن يک حيوان را تصور کنند ، بهتر مي توانند به افراد نيازمند کمک کنند و اشتياق بيشتري براي بازي عاقلانه، سهيم کردن و همکاري خواهند داشت  
اعتماد به نفس پيدا کنند.
کودکان کنترل خيلي کمي بر زندگي خود دارند. تصور خود به عنوان يک سازنده آسمان خراش يا قهرماني که از سياره ما دفاع مي کند به هر کودکي قدرت مي بخشد. در نتيجه ، کودک از توانايي هايش آگاه مي شود و استعدادهايش شکوفا مي شود و از لحاظ عقلاني سريع تر رشد يابند.  
بهره گيري از قوه تخيل در واقع آغازگر افکار انتزاعي است. کودکاني که مي توانند قصر پادشاه را در يک تپه شني ببينند يا يا شام خوشمزه اي را در يک ساندويچ گلي تصور کنند در واقع در حال پرورش تفکر سمبوليک هستند. اين مهارت در مدرسه از اهميت خاصي برخوردار است زيرا در اين مقطع است که کودکان بايد اعداد را که سمبول گروهي از موضوعات هستند و حروف را که سمبول اصوات هستند و… فرا بگيرند.
بهره گيري از قوه تخيل در واقع آغازگر افکار انتزاعي است.
مهارت هاي زباني را تمرين کنند.
بچه ها در بازي با دوستانشان گفت و گوهاي بسياري مي کنند. پس در نتيجه اين گفتارها دامنه ي لغاتشان گسترش مي يابد ، در ساختار جملات پيشرفت مي کنند و مهارت هاي ارتباطي  شان افزون مي گردد. 
بر ترس هايشان غلبه مي کنند.
بازي به کودکان کمک مي کند که بر ترس ها و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، تاریخ ادبیات Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع هیجانهای مثبت، فیزیولوژی، روانشناسی