دانلود پایان نامه با موضوع مدیریت استراتژیک، مدیران و کارکنان، هیئت مدیره، تفویض اختیار

دانلود پایان نامه ارشد

مبنا قرار داده شود .معمولاً ممکن است چنین اختلافی در بین بخش های مختلف شركت بروز نماید. راهنمای راه حل این گونه اختلافات تعریف دقيق رسالات است. برای مراحل اجرایی مدیریت استراتژیک لازم است اندازه گیری موفقیت در حصول به اهداف به روشنی تبیین شده باشند. در نهايت بايدخاطرنشان نمودكه اهداف، استراتژی نیستند. استراتژی وسیله رسیدن به اهداف است. استراتژی برای رسیدن به اهداف طراحی می شود. به طور مثال توسعه246 يك استراتژي است و به خودي خود هدف تلقي نمي گردد. توسعه فروش و دارايي ها ممكن است عملكرد را بهبود نبخشد، اما كاهش247 عمليات مي تواند كارآيي را افزايش داده و عملكرد را بهبود ببخشد. بنابراين توسعه وكاهش راه هايي هستند براي رسيدن به اهداف و هر دو ممكن است موجب افزايش عملكرد(رشد درآمد)شوند. به اين صورت ملاحضه مي گردد كه استراتژي براي رسيدن به اهداف طراحي مي شود .برای ضرورت داشتن اهداف و اهميت آن در مديريت استراتژيك چهار دلیل عمده وجود دارد (ويليام،1386،ص ص26-24) :
اهداف به شركت کمک می کنند تا خود را در محیط خارجی تعریف نماید. بیشتر شركت ها باید حضور و وجود خود را توجیه نمایند و خود را در مقابل دولت و جامعه مشروعیت ببخشند. از طرفی با تدوین و اعلام اهداف می توان اشخاصی را که با این هدف ها موافقت دارند به همکاری جلب و جذب نمود.
اهداف بین تصمیمات و تصمیم گیران هم آهنگی ایجاد می کند. اهداف اعلام شده توجه کارکنان را به استانداردهای رفتاری مورد نظر جلب می نماید. یقیناً اگر همه کارکنان از اهداف اطلاع داشته باشند اختلاف در تصمیم گیری کاهش خواهد یافت. اهداف چهارچوب محدوده تصمیم گیری هستند.
اهداف استانداردهایی برای اندازه گیری و ارزیابی عملکرد شركت به وجود می آورند. اهداف استانداردهایی نهایی را که شركت خود را با آنها مي سنجد تأمین می نمایند. بدون هدف شركت هیچ اساس روشنی برای ارزیابی موفقیت خود در دست ندارد.
اهداف نسبت به رسالات، مقصدهای قابل لمس و مشهودتری هستند. محصولات یک شركت معمولاً آشناترین چیزی است که اهداف شركت را به ذهن مردم می آورد رسالات و اهداف را باید در تمام مراحل فرآیند مدیریت استراتژیک به عنوان راهنمای تصمیم گیری در نظر داشت.

2-2-4-3 ) استراتژیست ها248 – مديريت راهبردي به سبب تلقي يكی از وظایف مديريت سطح بالا، در ميدان مسئوليت مديران بلند پايه است هرگز نمي توان طراحي راهبرد را به يكي از قسمت ها يا واحد هاي شركت محول كرد. اختيار پژوهش و تجزيه و تحليل مربوط به فرآیندهاي راهبردي تنها به متخصصان و مشاوران داده مي شود. در داخل شركت استراتژيست تنها مدير عالي است. البته ممكن است که افراد مختلف دیگری در تدوين اهداف و استراتژي شركت دخالت داشته باشند. از جمله هئیت مدیره، مدیران میانی، کارکنان برنامه ریزی تلفیقی249 و مشاورین. مسئولیت نهایی و قانونی هر شركت با هئیت مدیره است. هیئت مدیره پاسخگوی صاحبان سهام است و باید وظايفي از جمله حفظ منافع سهامداران، حصول اطمینان از اقدامات لازم در جهت دستیابی به اهداف موسسه، تصویب تصميمات عمده مدیران در زمینه های مالی و عملیاتی، نمایندگی شرکت در مقابل سایر اشخاص و سازمان ها را به انجام برساند. مدیران عالی شركت مجریان رأس آن شركت هستند که مسئولیت ادامه حیات و موفقیت شركت را به عهده دارند. سمت آن ها می تواند رئیس هیئت مدیره ، مدیر عامل ، معاون اجرایی و مشابه آن باشد. نقش مدیر اجرایی برنامه ها250 در توفیق مدیریت استراتژیک بسیار با اهميت است. وظيفه مدیر اجرایی برنامه ها عبارت است از تعریف فعالیت شركت و تطبیق کالا و بازار با منابع شركت به بهترین وجه. این شخص باید استراتژی را تدوین نموده و فرآیند مدیریت استراتژیک را آغاز نموده و فعال نگه دارد. بنیانگزاران251 افراد دیگری هستند که می توانند در تدوین استراتژی نقش داشته باشند. بنیانگزاران کسانی هستند که شركت را از صفر شروع می کنند. کارشناسان برنامه ریزی تلفیقی متخصصانی هستند که آموزش تکنیک های مدیریت استراتژیک را دیده اند و به طور ستادی مدیران اجرایی را یاری می نمایند. اشخاص ديگري كه در تدوين استراتژي دخالت دارند ، ‌مشاوران مي باشند. اين افراد مي توانند در طراحي و اجراي نظام رسمي مديريت استراتژيك به شركت كمك نمايند (ويليام،1386،ص ص31-30).
استراتژیست ها داراي سه مسئولیت اصلی هستند :
ایجاد بستري براي تغییر
ایجاد تعهد و احساس مالکیت
ایجاد توازن بین ثبات و نوآوري
2-2-4-4 ) محيط خارجي252 و منابع شركت253 – از ديگر عناصر فرآیند مديريت استراتژيك محيط خارجي شركت است. مديريت راهبردي با نگاه به افق زماني بلند ، نهاده هاي محيط خارجي شركت را نيز بررسي مي كند. تغيير و تحولات در محيط خارجي يكي از عناصر تعيين كننده در تصميم گيري و اجراي مديريت راهبردي است. تغيير هر روزه محيط و بلند بودن افق زماني، شرايط عدم اطمينان در محيط را افزايش مي دهد. فرصت ها و تهديد هايي كه محيط به شركت عرضه مي كند كانون هاي تصميم مديريت راهبردي را تشكيل مي دهد. محيط خارجي شركت همه شرايط و عواملي كه بر گزينه هاي استراتژيك آن اثر دارند و نوعاً خارج از كنترل شركت هستند را در بر مي گيرد. محيط خارجي از دو بخش مرتبط به هم تشكيل مي شود كه عبارتند از : محيط عملياتي و محيط دور. محيط عملياتي ، عوامل و شرايط درون صنعت و وضعيت رقابت عملياتي خارج شركت كه بر انتخاب و دستيابي به تركيب هاي مختلف هدف و استراتژي تأثير دارند را در بر مي گيرد. بر عكس تغييرات محيط دور، تغيير در محيط عملياتي غالباً ناشي از اقدامات استراتژيك خود شركت، رقبا، مشتريان، استفاده كنندگان، تامين كنندگان و يا بستانكاران آن است. آخرين عنصر مديريت راهبردي منابعي است كه شركت در اختيار دارد. شركت با تكيه بر قابليت ها و منابعي كه داراست و با توزيع موثر منابع بين تركيبات مختلف كالا و بازار، تلاش مي كند در دراز مدت موفق گردد و توسعه يابد (پيرس و رابينسون ،1389،ص ص50-9 ).

2-2-5 ) ضرورت مديريت استراتژيك
با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیک می توان به ضرورت استفاده از آن پی برد. با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادي به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات مديران عالي در سازمان ها و شركت ها ، لزوم به کارگیري برنامه اي جامع براي مواجهه با این گونه مسائل بیشتر از گذشته ملموس می شود. این برنامه چیزي جز برنامه استراتژیک نیست. مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا، آینده نگر، جامع نگر و اقتضایی راه حل بسیاري از مسائل در شركت هاي امروزي است. پایه هاي مدیریت استراتژیک بر اساس میزان درکی است که مدیران از شرکت هاي رقیب، بازارها، قیمت ها، عرضه کنندگان مواد اولیه، توزیع کنندگان، دولت ها، بستانکاران، سهامداران و مشتریانی که در سراسر دنیا وجود دارند قرار دارد و این عوامل تعیین کنندگان موفقیت تجاري در دنیاي امروز است. بنابراين یکی از مهم ترین ابزارهایی که شركت ها براي حصول موفقیت در آینده می توانند از آن بهره گيرند، مدیریت استراتژیک خواهد بود (پيرس و رابينسون ،1389،ص 53 ).

2-2-6 ) مزاياي مديريت استراتژيك
مدیریت استراتژیک به شركت ها این امکان را مي دهد که به شیوه اي خلاقانه و نوآور عمل کنند و براي شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکنند. این شیوه مدیریت باعث می شود که شركت داراي ابتکار عمل باشد و فعالیت هایش به گونه اي درآید که اعمال نفوذ نماید نه این که تنها در برابر کنش ها، واکنش نشان دهد و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد.از نظر تاریخی، منفعت اصلی مدیریت استراتژیک این بوده است که به شركت کمک می کند از مجراي استفاده نمودن از روش منظم تر، معقول تر و منطقی تر راه ها یا گزینه هاي استراتژیک را انتخاب نماید و بدین گونه استراتژي هاي بهتري را تدوین نماید. تردیدي نیست که این یکی از منافع اصلی مدیریت استراتژیک است ولی نتیجه تحقیقات کنونی نشان می دهد که این فرآیند می تواند در مدیریت استراتژیک نقش مهم تري ایفا کنند. مدیران و کارکنان از طریق درگیرشدن در این فرآیند خود را متعهد به حمایت از سازمان می نمایند. همچنين یکی دیگر از مهم ترین منافع مدیریت استراتژیک این است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان مي گردد. از ديگرمنافع بزرگ مدیریت استراتژیک این است که موجب فرصتی می شود تا به کارکنان تفویض اختیار شود. تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می شوند تا در فرآیندهاي تصمیم گیري مشارکت کنند، خلاقیت، نوآوري و خیال پردازي را تمرین نمایند و بدین گونه اثر بخشی آن ها افزایش خواهد یافت.استفاده از مدیریت استراتژیک سبب می شود که همه مدیران در سطوح مختلف از نظر برنامه ریزی و اجرای آن با یکدیگر تبادل نظر کنند.در نتیجه، نتایج رفتاری مدیریت استراتژیک همانند تصمیم گیری مشارکتی است.بنابراین، یک ارزیابی صحیح از تأثیر استراتژی تهیه شده بر کارهای سازمانی، مستلزم درستی ضوابط ارزیابی مالی و غیرمالی است، تا بتوان اثرات رفتاری آن را بررسی نمود.ر واقع، گسترش نتایج رفتاری مثبت، سبب می شود که شرکت بتواند به هدف های مالی خود دست یابد.تنظیم (فرموله) کردن فعالیت های استراتژیکی، موجب افزایش توانایی در جلوگیری از مشکلات می شود.مديريت استراتژيك قالبی برای بازنگری اجرای برنامه و کنترل فعالیت ها ارائه می‌دهد و به مدیران کمک می‌کند تا در راستای اهداف تعیین شده تصمیمات اساسی را اتخاذ کنند وبه نحو مؤثرتری زمان و منابع را به فرصت‌های تعیین شده تخصیص دهند(کوبین و همکاران ،1376،ص11).

2-2-7 ) تصمیم گیری در مدیریت
يكي از فعاليت هاي اصلي مديريت تصمیم گيري254 است. تصميم گيري با تشخيص مسايل ، تعيين جانشين هاي حل مسايل ، انتخاب از بين آن ها و اجراي راه حل انتخاب شده سروكار دارد. يك تصميم ، انتخاب يك راه حل يا اقدام از بين مجموعه اي از اقدامات ممكن و جانشين هاي ديگر است. نا اطميناني معمولاً تصميمات را مشكل مي كند. و اطمينان نسبت به انتخاب يك جانشين يا اقدامي كه منجر به بهترين بازده شود را كاهش مي دهد(كيانفر،1387، ص68). مدیریت همه فعالیت های کسب و کار به فرآیند تصمیم گیری بستگی دارد. در تعریف تصمیم می توان این گونه عنوان نمود که تصمیم يك فرآیند و یا نتیجه فعالیت هایی است که توسط افراد و یا گروه ها در مواجهه با يك مشکل موجود و یا بالقوه اتخاذ می شود(Eardley et al. 1991,p68).
2-2-7-1 ) تاريخچه تصميم گيري در مديريت – تصمیم گیری از دیدگاه مدیران همواره از وظایف اصلی به شمار مي آمده است. تا قبل از جنگ جهانی دوم تفکر مدیریت سنتی برسازمان ها حاکم بود که از این دیدگاه می توان مدیریت را در به کار گرفتن کلیه امکانات موجود در موقعیتی خاص به منظور رسیدن به هدف های مشخص تعریف نمود. در این دوران هرگونه تلاشی از سوی کارشناسان و پژوهشگران رشته مدیریت منحصراً در جهت ایجاد نکاتی به نام اصول مدیریت صورت می گرفت و تئوی مدیریت نیز بیشتر بر مبنای تعریف سنتی آن پایه گزارش شده بود. تعریف سنتی مدیریت مبتنی بر قبول اصول منطق و اعمال منطقی است و تامسون255 ضمن مطالعات خود در مورد سازمان به این امر اشاره می کند که اصل منطق سبب محدود کردن دامنه عملیات مدیریت شده و اعمال سازمان منحصراً باید در آن محدوده صورت گیرد و چون سازمان ها باید نتیجه کار خود را به طور معین و مشخص عرضه نمایند، بنابراین انتظار می رود که اعمال آنان منطقی و در محدوده مشخصی قابل پیش بینی باشد. نظريه هاي سنتی ایجاب می کرد که مدیریت بیشتر برای موارد تکنیک ها و سنن و عقاید خاص مورد بررسی قرار گیرد، به این معنی که جنبه های مشترک و قابل تعمیم آن از موقعیتی به موقعیت دیگر نادیده گرفته شود (زبردست،1384 ، ص9).
یکی از مشخصه های جدید و پدیده های بارز در رشته مدیریت كه از اهمیت نظريه سنتی اصل منطق می کاهد مسئله عدم وجود اطمینان در محیط كسب و كار است که در این باره بررسی محققين مثل ودوارد256 و تامپسون و دانکن257 نشان می دهد که پیشرفت سریع فن آوري و تغییرات محیطی عوامل اصلی به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع انعطاف پذیری، مدیریت راهبرد، مدیریت راهبردی، سهم بازار Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع عدم اطمینان، داده های ورودی، مصرف کنندگان، عوامل محیطی