دانلود پایان نامه با موضوع ليپمن، فلسفي، پژوهشي، مباني

دانلود پایان نامه ارشد

پيشرفت تفکر خود رابشناسد، مي تواند جريان تفکر خود را ارزيابي کرده و هدايت آن را خود به عهده بگيرد. بر اين اساس مي توان آن را تفکر براي تفکر و يا ” تفکر خود آگاهانه ” ناميد.
اصل سوم: تعليم و تربيت چون فرآيند پژوهش
ليپمن مي گويد: تعليم و تربيت رايج در سال هاي گذشته با شکست مواجه شده و خود مقصر اين شکست بوده است. زيرا اهداف اين نوع تربيت محدود بوده، به طوري که موضوعات درسي به صورت مجزا در اختيار شاگردان قرار مي گيرد و فرصت پژوهش کردن از آنان سلب مي شود. به اين ترتيب، به جاي اينکه فراگيران همچون دانشمندان به انديشيدن بپردازند و با بهره گيري از روش هاي آنان به نتايج جديدي برسند، به طور عمده از محصول کار آنان به صورت خام استفاده مي کنند و به نتايجي مي رسند که آنان رسيده بودند.
افراد به جاي انباشتن نتايج تفکر ديگران يا از بر کردن انتقادهاي واردشده بر مسايل مختلف، خود به تفکر انتقادي بپردازند و اين مسير را چون جريان پژوهشي بپيمايند. به اعتقاد وي، الگوي تربيتي استاندارد، پاسخگوي موقعيت هاي پيچيده زندگي نيست. بنابراين براي استفاده مؤثر بايد در مفروضات آن تجديد نظر کرده و به صورت يک الگوي پژوهشي مورد توجه قرار گيرد.
اصل چهارم: کلاس درس چون اجتماع پژوهشي
اصطلاح پژوهشي را اولين بار پيرس (1955، ص 5، همان) به کار برد. منظور وي از اين واژه، به کارگيري فرايند پژوهش در کلاس درس به صورت گروهي، در کنار فعاليت هاي آموزشي بود. ليپمن از اين واژه برداشت ديگري دارد. او کلاس درس را آزمايشگاه و مهم ترين فعاليت فراگيران را پژوهش تلقي مي کند. به اعتقاد وي، کلاس درس زماني به اهداف واقعي خود دست مي يابد که در پژوهش غوطه ور باشد و در آن همه افراد به پژوهش دعوت شوند. در اين حالت است که اجتماع پژوهشي شکل مي گيرد، و تفکر پرورش مي يابد.خلاقيت رشد کرده و اصول اخلاقي يعني تحمل و مدارا، سعه صدر و پذيرش ابهامات، نمود عيني پيدا مي کند (ليپمن، 1991، ص 65، همان). به عبارت ديگر تفکر انتقادي ماهيت فردي ندارد، بلکه در جريان مشارکت جمعي تحقق مي يابد. از اين رو مشارکت اجتماع پژوهشي براي يافتن معنا از طريق تبادل نظر، امري اساسي تلقي مي شود. (جهاني، 1380)
به عبارت ديگر، روش برنامه فلسفه براي کودکان عبارت است از گفتگوي فلسفي کودکان به شيوه ديالکتيک نقادي که در قالب اجتماع پژوهشي صورت مي گيرد. اجتماع پژوهشي نام گروهي است متشکل از کودکان و معلم راهنما که کودکان در آن با ارائه يک موضوع مشترك و مورد علاقه به گفتگوي فلسفي مشغول مي شوند. در تشکيل اجتماع پژوهشي ليپمن به دنبال اين است که کودکان با نقش خود و ساختار اجتماع آشنا شوند.
محتواي درسي برنامه فلسفه براي کودکان عبارت است از تعدادي داستان فکري که به منظور مفهوم سازي و استدلال درباره: تفکر، طبيعت، زبان، اخلاق، مهارتهاي استدلال مقدماتي (پايه) و استدلال در مطالعات اجتماعي تنظيم يافته و براي کودکان 3تا 16سال نوشته شده است(فيشر، 1998) فيشر روش آموزش دراين برنامه را گفتگوي آزاد فلسفي ميداند. (ستاري، 1391)
مباني فلسفي برنامه فلسفه براي کودکان
ليپمن در مباني فلسفي برنامه فلسفه براي کودکان تحت تاثير فلسفه هاي عملگرايـي(پراگماتيسم)، فلسفه تحليلـي و روش ديالکتيـک و تفکرانتقادي سـقراط قرار گرفته است. او همچنين از روان شناسي اجتماعي لئو ويگوتسکي روانشـناس روسـي در بـاب هـوش زبـاني کودکان تاثير يافته است.،در ادامه مباني فلسفي اين برنامه با در نظر گرفتن ريشـه هـاي فکري ليپمن، در چهار بعد: هستي شناسي، انسان شناسي، معرفت شناسي و ارزش شناسي (به نقل از ستاري،1391) بررسي مي شود.
1ـ مباني هستي شناختي
به طورکلي در اين برنامه، هستي به معناي کيهان به کار رفته و شامل متافيزيک (به معناي امور غير شهودي و غير قابل تجربه حسّي) نمي شود. ليپمن به پيروي از فلسفه عمل گرايي پرداختن به سوالات متافيزيکي را توصيه نمي کند. وي در اين باره معتقد است: “سؤالات متافيزيکي بسيار وسيع و دست نيافتني ترين سؤالات هستند. چنين مفاهيمي براي ما ملموس و عيني نيستند و ما نميتوانيم آنها را به کار ببريم “(ليپمن،1987: 36).از نظر بليزباي، ليپمن و جان ديويي در اعتقاد به رد مطلق ها در باب هستي باهم اشتراك نظر دارند (بليزباي،2006: 35). از نظر ليپمن و در پيروي از فلسفه عمل گرايي جهان پيچيده و آکنده از ابهام است و اين ابهام باعث حيرت فلسفي کودکان شده است. (ليپمن،2003)
ليپمن در فهرست مفروضات اساسي برنامه فلسفه براي کودکان آورده: “کودکان تلاش ميکنند تا در جهاني به تفکر بپردازند که فهم ما از آن مبهم،پيچيده و اسرارآميز است”(ليپمن،2002: 19).وي در جايي ديگر مي نويسد: ” کودك به وسيله جهاني سراسر پيچيدگي و آکنده از مسأله احاطه شده است. همه چيز در اين جهان آشفته است. کودك خودش را در جهاني نا آشنا و هيجان زده مي يابد.” (ليپمن،2002: 13).
از نظر ليپمن ابهام موجود در هستي به سطح واژگان و مفاهيم زباني به کار رفته به وسيله کودکان گسترش يا فته و زندگي روزمره آنان را متاثر ميسازد (ليپمن و همکاران،1980)
در نظر ليپمن، هستي همواره در يک موقعيت مسأله دار قرار دارد و فاقد ضمانتي دائمي است. لذا وي با اشاره به نظرات ديويي در کتاب “ما چگونه فکر ميکنيم؟” از پنج مرحله روش حل مسأله پيشنهادي ديويي، به عنوان پارادايمي ياد مي کند که در حال حاکم شدن بر معلمان زيادي است و آن را يکي از ويژگي هاي ضروري براي تعليم و تربيت امروزي به حساب مي آورد. ( ليپمن 1992:210و 53:2003 )
توجه به تغيير مستمر در هستي و عدم ثبات در آن يکي ديگر از ويژگي هاي هستي شناختي اين برنامه است. دراين برنامه پرورش خلاقيت براي ايجاد تغيير و نوآوري درکودکان براي مقابله آنان با جهان متغيرو بي ثبات مورد تأکيد قرار گرفته است(شارپ، 2004: 9- 15) با توجه به آنچه گفته شد مي توان چنين نتيجه گرفت که در نزد ليپمن سوالات متافيزيکي کودکان از ويژگي عينيت بي بهره اند. اين به معني است، که مباحثي همچون خداشناسي که ذاتا اين ويژگي را دارند بايد کنار گذاشته شوند و به نوعي نسبي گرايي تمسک جست. لذا به دليل کلي بودن اين دسته از سوالات، قدرت پاسخ دهي به آنها وجود ندارد. بنابراين طرح سوالات متافيزيکي فايده اي را در بر نخواهد داشت. همچنين جهان مورد نظر ليپمن، جهاني مبهم و پيچيده(ليپمن،2002: 19)و آشفته(ليپمن،2002: 13)و آکنده از مساله ( ليپمن 1992:210و 53:2003 )است. لذا کودکان مي توانند در حيطه مسائل زندگي روزمره که از عينيت کافي برخوردار است قدرت حل مسائل را کسب نموده و پيرامون آنها به گفت وگوي فلسفي بپردازند. بدين سان آنان قادر خواهند بود از پيچيدگي و ابهام اين جهان کاسته و با استفاده از روش گفت و گوي فلسفي و با تکيه بر الگوي حل مساله به آشفتگي آن فائق آيند.
2ـ مباني انسان شناختي
ليپمن با تأثير از انديشه اجتماعي جان ديويي و لئو ويگوتسکي روانشناس اجتماعي روسي، در زمينه هاي زيستي، فردي و اجتماعي، به مطالعه کودکان مي پردازد. به ديويي، در برداشت زيستي، طبيعي و اجتماعي او از کودکان و اعطاي نقش محوري به کودکان در ارتباط با اجتماعي که در آن زندگي مي کنند؛ گرايش دارد. از اين رو اغلب داستانهاي فلسفي او براي کودکان پيرامون دو موضوع “طبيعت” و “اجتماع” تنظيم گرديده است( فيشر، 1998: 28). ليپمن تحت تأثير مفروضات طبيعت گرايانه ديويي از طبيعت کودك، همراه با بازسازي تجارب او در جهان طبيعي قرار گرفته است. (جوسو،2007: 121)
انعکاس ماهيت زيستي و تکاملي انسان در برنامه فلسفه براي کودکان را مي توان در دو داستان “کيو” و “گاس” که در موضوعات مختلف مربوط به طبيعت و محيط زيست تنظيم شده؛ ملاحظه کرد.
ليپمن به مباحث ويگوتسکي در نظريه تاثير زبان اجتماعي – فرهنگي در يادگيري کودکان و رشد زباني آنان در ارتباط بين کودکان و جامعه و ارتباط بين زبان دنياي بزرگسالي و هوش در حال رشد کودکان علاقه نشان داده است( ليپمن و پيازارو، 2001 ). وي معتقد است که عملکرد يک مدرسه در جامعه اين است که ويژگي ها و ساختارهاي جامعه را به کودکان بياموزد و به آنها کمک کند تا در مقابل آن به کمک هم و از طريق گفتگوي فلسفي در يک اجتماع پژوهشي عکس العمل نشان دهند(ليپمن،2004، همان ). در برنامه فلسفه براي کودکان تشکيل “اجتماع پژوهشي” به منظور ايجاد ارتباط کودك و گروه پيراموني او صورت گرفته است. در اين برنامه ليپمن با قصد از ميان برداشتن تفاوت مدرسه و اجتماع به طراحي الگوي اجتماع پژوهشي پرداخته است. از اين رو مباني انسان شناختي برنامه فلسفه براي کودکان را مي توان در توجه چشمگير اين برنامه به بعد تکامل زيستي کودکان در طبيعت و توجه بعد فردي و اجتماعي کودکان در ارتباط با جامعه پيرامون آنان شناسايي نمود. گفت و گو هاي فلسفي کودکان در اجتماع پژوهشي پيرامون موضوعاتي از طبيعت و اجتماع شکل ميگيرد. اين گفت و گو همراه با رعايت حقوق فردي کودکان که با دريافت مفهوم “من” و “ديگري” در بحث هاي فلسفي بروز مي يابد، با يادگيري نحوه تعامل در گروه که با ملاحظات اخلاقي نيز همراه است، از جمله مفروضه هاي اساسي ليپمن در برنامه فلسفه براي کودکان است. نگرش مثبت به انسان، هويت فردي و اجتماعي، اعتقاد به اراده و اختيار و تغيير و تحول در انسان از جمله نقاط قوت اين برنامه در زاويه نگاهش به کودکان است(همان).
3- مباني معرفت شناختي
مباني معرفت شناختي برنامه فلسفه براي کودکان ريشه در مباني معرفت شناختي فلسفه سقراط در روش گفتگوي ديالکتيک نقاد، نفع عملي انديشه در فلسفه چارلز سندرس پيرس، هربرت ميد و جان ديويي و نقش تحليل زبان عاديو روزمره در تاسي ليپمن از ويتگنشتاين دوم و کارل رايل دارد. وي همچنين از آموزه هاي روانشناسي يادگيري لئو ويگوتسکي در تاثير زبان اجتماعي و فرهنگي در گروه کودکان تاثير يافته است.
يکي از ويژگي هاي برنامه فلسفه براي کودکان نسبيت گرايي در شناخت است. ليپمن در اين زمينه مينويسد: ” پاسخ هاي نهايي که بتوان به سئوالات فلسفي [کودکان] داد وجود ندارد. زيرا اين پاسخ ها فوراً با نظرگاه هاي مخالف جديدي مواجه خواهد شد(ليپمن، 1980: 97 و 1988: 33) ديويي در کتاب “ما چگونه فکر ميکنيم؟” به “عمل کامل انديشه ” اشاره مي کند و منظورش از آن، تفکري است که با عمل همراه باشد(ديويي،1991). لذا تفکر منهاي عمل که در فلسفه فلاسفه اي چون افلاطون و ارسطو وجود دارد از نظر او فاقد ارزش است(ديويي،1998). ليپمن به دنباله روي از ديويي به پيوستگي نظريه و عمل معتقد شده و در اين باره مينويسد:
” گمراه کننده خواهد بود اگر فکر کنيم که فلسفه سراسر نظري است و عملي نيست. برعکس اغلب اتفاق افتاده که نظريه به تنهايي وبدون توجه به عمل قادربه حل مسائل ومشکلات نبوده است.”(ليپمن،1998)
او در کتاب “تفکر در تعليم و تربيت” به تأثير خود از ديويي در توجه او به تجربه عملي در شناخت اشاره مي کند و همراه با برجسته کردن نقش کودکان در فهم مسائل اجتماعي، بر تجارب بين فردي تأکيد مي ورزد(ليپمن،2007: 33)
وي با تاکيد بر نقش تجربه در يادگيري کودکان ميگويد: ” تدريس بايد به گونه اي باشد که منجر به تبادل تجربيات بين کودکان شود. “.و در جايي ديگر ميگويد: “…در مورد کودکان، ما نيازمند واسطه اي هستيم که شکاف هاي عظيم بين انديشه و تجربه را پر کند.”(ليپمن،1992: 7). ويگوتسکي روان شناس شناخت گراي روسي از چهره هاي ديگري است که بر افکار معرفت شناختي ليپمن تأثير زيادي گذاشته است(ليپمن و پيزارو ، 2001). تأثير تعامل اجتماعي و فرهنگي در حين گفت و گو هاي زباني کودکان در رشد فکري کودکان، عنصر اساسي تشکيل هنده نظريه يادگيري اجتماعي ـ فرهنگي ويگوتسکي است. او رشد شناختي کودکان را متاثر از آموزش اجتماعي آنان ميداند. (مشيري 1388). ليپمن در گرايش به سمت شفاف سازي و تحليل مفاهيم زبان عادي و روزمره که در حين گفتگوهاي فلسفي کودکان، رخ مي دهد به معرفت شناسي فلسفه تحليل زباني به ويژه از نوع معرفت شناسي ويتگنشتاين دوم و رايل متمايل است. (جوسو،2007:

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع انتقادي، ليپمن، الگوي، فلسفي Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع عملکرد دانش آموزان