دانلود پایان نامه با موضوع قانون مدنی، کودک خردسال

دانلود پایان نامه ارشد

است.5

در معجم المقایسس آمده: حضن در لغت به معنای کنار و‌گوش، اطراف شیء، دو طرف شب (ابتداو انتهای آن) و نیز کمی پایين‌تر از زیر بغل تا تهی‌گاه به کار رفته است. 6
در لغت نامه دهخدا آمده: حضن: فروتر از زیر بغل، از زیر بغل تا تهی گاه و سینه و دو بازو و آنچه ما بین سینه و بازوست، کنار و گوش، آغوش صیانت رعایت.7
به معنای ولایت بر طفل و مجنون به جهت تربیت و حفظ و نگهداری و هر کاری است که به مصلحت او باشد.8
معادل این واژه در فارسی، آغوش و بغل است. حَضن و حَضانت، مصدر «حضن» به معنای محافظت و نگهداری کردن است.9
«حاضن» و «حاضنه» به زن و مردی گفته می‌شود که سرپرستی و نگهداری، پرورش و تربیت کودک را به عهده دارند. واژه حضانت «مصدر حاضن و حاضنه» است که معنای نگهداری و پرورش و تربیت کردن کودک است.10
اگر بخواهیم این معنا را در مورد انسان نیز به کار ببریم، در این صورت می‌توان «حضانت» را چنین معنا کرد: «در کنار گرفتن کودک»، «پرورش دادن کودک»، «در بغل گرفتن کودک».11

2. 1. 2. 1. تعمیم در معنای لغوی
برخی از فقها با تعمیم دادن معنای لغوی حضانت به تربیت معتقدند که کودک نیازمند تربیت نیز هست و نگهداری، حراست و تأمین نیازهای مادی ـ جسمانی کودک تنها بخشی از حضانت اوست؛ چنان‌که در تعریف حضانت نوشته اند:«حفظ الولد و تربیته و دهنه و کحله و غسل خرقه و تنظیفه و جعله فی سریره و ربطه».پس تربیت کودک نیز جزئی از معنای آن به حساب می‌آید.12
«عرفها الفقهاء بأنّها عبارة عن القیام بحفظ الصغیر أو الصغیرة أو المعتوه الذی لا یمیز و لا یستقل بأمره، و تعهّده بما یصلحه و وقایته ممّا یؤذیه و یضّره، و تربیته جسمیاً و نفسیاً و عقلیاً کی یقوّی علی النهوض بتبعات الحیاة و الاضطلاع بمسؤلیاتها».13
این نظریه را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: «نگهداری مادی و معنوی طفل توسط کسانی که قانون مقرر داشته است».14
در مقابل عده‌ای دیگر داشتن حقیقت شرعیه معتقدند: آن‌ها با فاصله گرفتن از معنای لغوی، آن را در اصطلاح فقهی به معنای «ولایت و سلطنت» می‌دانند.15
اما در توضیح این‌که این ولایت و سلطنت بر چه چیزی است، نظرات متفاوت، ولی نزدیک به هم دارند، از جمله: «ولایت و سلطنت بر تربیت کودک»«ولایت تربیت، حفظ و رعایت».16
وجه مشترک این تعاریف این است که حضانت را «ولایت بر تربیت» معرفی می‌کنند، ولی از برخی کلمات چنین بر می‌آید که «حضانت» ولایت بر تربیت نیست، بلکه حضانت ولایتی است که یکی از نتایج و فواید اعمال آن، تریبت است.17

بنابر‌‌این، بر اثر حضانت، شخص بر کودک، ولایتی پیدا می‌کند که به واسطه آن، عهده‌دار تربیت و انجام آن‌چه مصلحت او به آن است می‌شود.18
این مصالح عبارت اند‌از نظافت و محافظت بدن، شستشوی بدن و لباس، خواباندن و مانند آن.19
هم‌چنین گفته‌اند: تربیت کودک شامل حفظ و حراست از کودک، خواباندن او، و شستشوی بدن و لباس‌هایش می‌باشد.20
به هر حال، اگر «حضانت» را نوعی ولایت بدانیم، کامل‌ترین تعریف در توصیف آن، این‌است که بگوییم حضانت «ولایت بر کودک به منظور تربیت و اداره زندگی او» است.21
اما سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که منظور از «ولایت» چیست؟
از آن‌چه لغت دانان عرب در تعریف این واژه گفته‌اند به دست می‌آید که ماده «ولی» به معنای «نزدیکی» است. قرابت و نزدیکی دو شیء با دو کس، نمی‌تواند خالی از هر گونه تأثیر و تصرف در هم باشد، هم‌چنان که بر عهده گرفتن زمام کار کسی جز با نزدیکی به او میسور نخواهد بود.22
بنابر‌این «ولیّ» به کسی گفته می‌شود که زمام کار کسی را بر عهده گرفته است.23
ولیِّ یتیم کسی است که متولی انجام کار‌های اوست و ولیِّ دختر، کسی است که اختیار ازدواج او در دستش قرار دارد.24
از اسامی خداوند نیز «ولیِّ» است، چرا که او مالک همه اشیا بوده، زمام کارهای جهان و مردم به دست اوست.25
حاصل آنکه، «ولایت» را می‌توان «سرپرستی یک کار»26 ، معنا کرد که حکایت از تدبیر، قدرت و انجام کار داشته باشد.27

3. 1. 2. 1. تعریف حضانت در اصطلاح فقها
شیخ طوسی در دو کتاب مبسوط و الخلاف تعریفی از حضانت ارائه نکرده و فقط احکام حضانت کودک و اولویت پدر و مادر را به اختصار بیان کرده است؛ اما در باب اجاره، از کتاب مبسوط در مسئله استیجار «زن» برای شیردادن به کودک، عبارتی دارد که مقصود ایشان را از «حضانت» بیان می‌کند، وی در بیان این مسئله نوشته است: «فلاستیجار یقع علی الارضاع دون الحضانه من مراعاة الصبی و غسل خرقه ….» سپس در ادامه گفته است «و ان شرط فی العقد، الحضانة مع الرضاع لزمها الامران معاً مترضع المولود و تراعی احواله فی تربیة و خدمتة و غسل خرقه و غیره من احواله».28 جمله «و تراعی احواله فی تربیته …» به معنای اصطلاحی حضانت اشاره می‌کند.
«علامه حلی» یوسف بن مطهر (م 721) اولین فقیهی است که در کتاب قواعد الاحکام به طور واضح و صریح، حضانت را تعریف می‌کند: «و هی ولایة و سلطنة علی تربیة الطفل» حضانت ولایت و سلطنت است بر تربیت طفل.29
فقیهان بعدی نیز تقریباً همین تعریف را در کتاب‌های خود مطرح کرده‌اند. در ایضاح الفوائد آمده است، «الحضانة
ولایته التربیة و الحفظ و الرعایة» حضانت ولایت بر تربیت کودک، حفظ و نگهداری و رعایت مصحلت اوست.30 شهید ثانی درباره مفهوم حضانت می‌فرماید:
«الحضانه بالفتح و هی: ولایه علی الطفل والمجنون لفائدة تربیته و ما یتعلق بها من مصلحته من حفظه، و جعله فی سریره، و رفعه، و کحله، و دهنه، و تنظیه، و غسل خرقه، و ثیابه، و نحوه وهی بانثی الیق منها بالرجل»
حضانت ولایتی است بر طفل و دیوانه برای تربیت او و مصالحی که مربوط به آن است، مانند حفظ و نگهداری از او، قراردادنش در تخت و بلند کردنش از آن، سرمه کشیدن، و روغن مالیدن، نظارت کردن او، شستن کهنه‌ها و لباسش، و مانند آن. و این قبیل کار‌ها تناسب بیشتری با زنان دارد.31
و نیز سید علی طباطبایی می‌نویسد:
«الحضانة (بالفتح ) و هو ولایة علی الطفل و المجنون لفائدة تربیته و ما یتعلق بها من مصلحته.32
دکتر وهبة الزحیلی می‌گوید: «حضانت شرعاً تربیت فرزند به دست کسی که حق حضانت از آن او است و با به تربیت و نگهداری کسی مانند کودک خردسال و بزرگسال، دیوانه‌ای که به خاطر ناتوانی، به تنهایی نمی‌تواند امورش
را اداره کند حضانت گفته می‌شود.33
از تعریف‌های یاد شده به دست می‌آید که حضانت اقتدار و تسلط بر کودک، در انجام کارها و خدماتی که به وی ارائه می‌شود که این خدمات به دو گونه مادی و معنوی است: برخی مربوط به نگهداری کودک در بعد جسمانی (مادی) است، نظیر شیردادن و تغذیه، نگهداری در مکان مناسب، خوابانیدن در جای امن، تمییز کردن، حمام بردن و شست‌و‌شو در مواقع لازم، معالجه در مواقع بیماری، واکسینه کردن، منع از جیزهای مضر و خطر ناک (خوردنی ها و غیر آن)، پاره ای نیز مربوط به بعد اخلاقی و عاطفی (معنوی) کودک است، نظیر دوست شدن و گفتگو کردن با او، پاسخ به خواسته های عاطفی او، اختصاص دادن زمانی برای تفریح و گردش، و تعیین زمان و مکان تفریح، آموزش آداب و احکام، فراهم کردن محیط امن… بنابراین حضانت از دیدگاه اسلام، نه مطلق نگهداری از کودک و نگهداری و پرورش جسم وی است.، و نه تنها پاسخ به نیازهای عاطفی او، و نه وسیله‌ای برای ارضای احساسات و عواطف پدر و مادر، بلکه حضانت مجموعه این امور است، نه هریک به تنهایی. حضانت، حمایت از کودک است. حضانت فرایندی است که کودک طی آن در همه ابعاد مادی و معنوی به بالندگی می‌رسد. حضانت، پرورش و تربیت طفل است، به گونه‌ای که هم احساسات مادر و کودک ارضا شود و هم کودک به خواسته های جسمی، عاطفی و اخلاقی‌اش می‌رسد.

4. 1 2. 1. حضانت در قانون مدنی
قانون مدنی ایران باب دوم از کتاب هشتم را به مبحث نگاهداری و تربیت اطفال اختصاص داده است. از مجموعه مواد 1168 تا 1179 که به مبحث تربیت اختصاص داده شده و هیچ تعریفی از مفهوم تربیت و نگهداری نشده است و بلافاصله در ماده 1169 به بحث حضانت طفل پرداخته می‌شود و مفهوم تربیت به فراموشی سپرده می‌شود، و بیان می‌دارد که نگهداری کودک، هم حق و هم تکلیف پدر و مادر است و هیچ یک حق ندارند در مدتی که حضانت به عهده آنهاست، از نگهداری امتناع کنند.34 (قانون مدنی، م1198و1172)

5. 1. 2. 1. حضانت در قران و روایات
واژه حضانت و مشتقات به هیچ یک از معانیش در قرآن نیامده است. قرآن برای بیان مفهوم سرپرستی از مشتقات واژه کفالت بهره جسته است.35
در آیه ای، مربوط به سرپرستی حضرت مریم خطاب به پیامبر گرامی اسلام آمده است:
{ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُون أَقْلاَمَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ}36
هم‌چنین در آيه دیگر فرموده است:
{فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا}37

دو آیه دیگر درباره سرپرستی و نگهداری حضرت موسی آمده است :
{إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن يَكْفُلُهُ… }38
{وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ} 39

«کفالت» مصدر کفُل، یکفل، و در لغت به معنای گوناگونی و هم چنین ضمانت، و سرپرست سرپرستی و به عهده گرفتن تربیت یتیم به کار رفته است.40

وزن «فاعل» در این ماده (کافل) اغلب به معنای سرپرستی و نگهداری از انسان و وزن «فعیل» (کفیل) به معنای ضامن و ضمانت کردن استعمال شده است.41
« واژه «کفایت» در هیأت (کفل، یکفل) در قرآن به معنای سرپرستی از یتیم42یعنی مرادف با نگهداری و حضانت است و ظاهراً در کاربرد آن تفاوتی بین سرپرستی از فرزند، پیش از رسیدن به تمییز و پس از آن نیست، زیرا این واژه، در قرآن، هم برای سرپرستی حضرت موسی به کار رفته است، که به یقین در شیرخوارگی در چنگال فرعون گرفتار شد و هم برای حضرت مریم که پس از دوره رضاع و احتمالاً در سن تمییز به بیت المقدس آورده شد. بنابر‌این می‌توان گفت: واژه کفالت در اصطلاح قرآنی برای نگهداری از کودک در ایام رضاع و پس از آن به کار رفته است.»43
برخی از فقیهان متقدم در کتاب‌های فقهی خود برای افاده مفهوم سرپرستی و نگهداری از کودک، واژه «کفایت» را به کار برده‌اند.44
اما در کلمات معصومان به همین معنا به کار رفته است. از امیر مومنان روایت شده :
«وَ مِن رَحمَتِهِ إنَّهُ لَمّا سَلَبَ الطّفل قوّه النّهوص و التّغذّی جَعَلَ القُوّةَ فی أمّهِ و رَققها عَلیَهِ لِتَقومَ بِتَربیَةِ وَ حِضانَتِة»
« خداوند متعال چون نیروی حرکت و تغذیه را از گرفت، آن را در دامان مادرش قرار‌داد و مادر را بر وی دلسوز و مهربان کرد تا به تربیت و نگهداری او همت گمارد.»45
برخی از فقهای اهل سنت دوران رشد کودک را به چهار دوره تقسیم و برای هر دوره نام خاصی نهاده‌اند:
دوره اول که دو سال است «رضاع» دوره دوم را که از دو سالگی تا سن تمییز یعنی حدود هفت سالگی است «حضانت»، از هفت سالگی تا بلوغ را «کفالت» و پس از بلوغ را «کفایت» نامیده‌اند.46
خطیب شربینی گفته است: «با رسیدن طفل به حد تمییز، حضانت پایان می‌پذیرد، پس از آن تا بلوغ را «کفالت» می‌گویند.47
بر اساس این تقسیم‌ بندی، «کفالت» به معنای نگهداری و سرپرستی از کودک در دوره تمییز است، قرآن به دوره رضاع اشاره کرده و آن را دو سال کامل مقرر فرموده است.
{وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ… } 48
اما واژه کفالت را در خصوص سرپرستی کودک در دوره تمییز به کار نبرده، بلکه درباره نگهداری حضرت موسی در دوره رضاع نیز از مشتقات واژه کفالت استفاده کرده است. بنابراین واژه کفالت در اصطلاح قرآن به معنای نگهداری و سرپرستی از کودک در دروه رضاع و پس از آن، تا بلوغ است. در کتب لغت نیز به اختصاص واژه کفالت، برای سرپرستی کودک در دوره تمییز

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع مسئولیت مدنی، قانون مدنی، هزینه نگهداری، مسئولیت قراردادی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع قانون مدنی، تاریخ ولادت، قدر متیقن، امور مالی