دانلود پایان نامه با موضوع قانون مجازات، برنامه چهارم توسعه، ترس از خدا

دانلود پایان نامه ارشد

را از بين ببرد ، بايد دست طبيب را ببرند»52
در ايران باستان به طبيبي كه به امور پزشكي قانوني مي پرداخت «دادپزشك» مي گفتند و با توجه به اين مجازات جرائم وارده به اشخاص متفاوت و مدرّج بوده اين پزشك قانوني بود كه مي بايست نوع جراحت وارده به شخص را مشخص نمايد تا كيفر جرم معين گرد د . 53
در مذهب زرتشت نيز تحصيل علم طب و رعايت آئين و سنّن پزشكي مورد توجّه خاصي بوده بطوري كه در فقه زرتشت براي درمان پزشكان علاوه بر دستمزد معين ، حدود مسؤولیت نيز قائل شده اند كه در صورت تخلّف با نظر دادپزشكان قصور يا عدم قصور آنان مشخص و جريمه مي شدند بطور كلي در دين زرتشت نسبت به اعمال خلاف اخلاقي چون سقط جنين و خطاهاي پزشكي تعصب و حساسيت خاصي وجود داشته است 54.

گفتار دوّم :مسؤولیت پزشك بعد از ورود اسلام به ايران
پس از سقوط دولت ساساني و فتح ايران بدست مسلمانان در مقاطعي از اين دوره مقرّراتي وضع گرديد كه ناظر به مسؤولیت ناشي از جرائم و تخلّفات پزشكي مي باشد . 55
ضرورت وجود مسؤولیت پزشكي به منظور حفظ نفوس و سلامت افراد نه تنها مورد تأييد عقلاء است بلكه شرع مقدس اسلام نيز به آن اشعار دارد به همين دليل در اسلام توجّه خاصي به طب و طبابت شده و احاديث و روايات بي شماري در زمينه طب و طبابت و ضمان طبيب از پيامبر اكرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) وارد شده كه عمدتاً تحت عنوان طب النبي و طب الصادق گردآوري شده است .از جمله آن كه از امام صادق (ع) منقول است كه :
« لايستغني اهل كل بلد عن ثلاثه يفزع اليه في امر دنيا هم و آخرتهم، فإن عدموا ذلك كانوا همجا فقيه عالم ورع ، امير خيرٌ و طبيب بصير ثقه»
يعني ،اهل هيچ سرزميني از سه چيز براي امور دنيا و آخرتشان بي نياز نيستند كه اگر آنها نباشند صاحب زندگي ناخوشايندي مي شوند و آن سه چيز عبارتند از : فقيه عالم پارسا ، فرمانرواي خيرخواه ، و مورد اطاعت و پزشك آگاه و مورد اعتماد . 56
فقهاي اسلامي با استناد به احاديث وارده در مورد اطباء جاهل كه با فريب مردم موجبات اضرار و خسارت آنان را فراهم مي كنند مستحق مجازات مي دانند و طبق قاعده شرعي « لاضرر و لاضرار في الاسلام » مي گويند هر گاه پزشك جاهل اقدامي نمايد كه ضرري از آن ناشي شود ضامن است .
همچنين از حضرت رسول اكرم (ص) روايات متعددي ضمان پزشك جاهل را مورد تأييد قرار داده است .از جمله « من تطبب و لم يكن بالطب معروفاً فاصاب نفساً فمادونها فهو ضامن»
يعني هر كس بدون علم به طبابت بپردازد و در نتيجه به ديگري صدمه وارد نمايد ضامن خواهد بود . بنابراين علم و آگاهي پزشكان در نظر بزرگان دين اسلام و معصومين از چنان جايگاهي برخوردار است كه در روايتي مي فرمايند « يجب علي الامام ان يحبس الفساق من العلماء و الجهال من الاطباء و ا لمفاليس من الاكرياء »يعني بر امام واجب است كه سه گروه در جامعه را حبس نمايد ، علماء فاسق ، پزشكان جاهل و كرايه دهندگان وسايل حمل و نقل كه مفلس هستند.
به طور كلي بر طبق ضوابط فقهي و اسلامي چنانچه افراد ناآگاه و جاهل مبادرت به خدمات پزشكي نمايند و به جاي اصلاح و علاج بيمار باعث فساد و تباهي بيمار گردند در قبال اعمال خويش مسئول
مي باشند . 57 به اين دليل است که به شهادت تاريخ در مقاطع مختلفي از دوران اسلامي مقرّراتي در ايران وضع شد كه ناظر بر مسؤولیت جزایي پزشكان بوده است براي نمونه قواعد خاصي در عهد صفويه در رابطه با مسؤولیت پزشك وجود داشته است به اين صورت كه طبق قانون پزشك مؤظّف بود رونوشتي از نسخه را نزد منسوبان بيمار بگذارد.اگر بيمار خوب مي شد در بيشتر موارد موجبي براي عدم پرداخت اجرت پزشك نبود. ولي اگر بيماری به فوت منتهي مي گشت منسوبان بيمار اگر مي خواستند مي توانستند به سر پزشك شهر مراجعه و رونوشت نسخه ها را به او ارائه كنند.اگر سرپزشك معالجات را مناسب تشخيص مي داد اعلام مي كرد كه عمر بيمار تمام شده بود و بايد حق الزحمه پرداخت شود ولي اگر نشانه اي از غلط و اشتباه پزشك در كار بود ممكن بود سرپزشك به بازماندگان بگويد خونبهاي خويشاوند خود را از پزشك مطالبه كنيد. 58
در تاريخ تمدن اسلام ، در ارتباط با مراجع رسيدگي به تخلّفات پزشكي و بهداشتي و مسائل مبتلا به از سازماني به نام (حسبه) سخن به ميان آمده است . حسبه به (كسرحاء)در لغت به معني اجر ، حسن و تدبير آمده است كه اين اصطلاح در حقوق اسلامي به معناي دستور دادن به كار خوب و بازداشتن از كار زشت است و متصدي اين امر را محتسب مي گويند .اساس و هدف تأسيس اين سمت در مشاغل دولتي جلوگيري از بي نظمي و ناامني در روابط مردم يك شهر يا يك قريه بود و تنها يكي از اختيارات محتسب رسيدگي به تخلفات پزشكي و دارویي بود. همچنین كليه وظايف شهرباني امروز و مقدار مهمي از وظايف شهرداري و دادستان برعهده محتسب بود 59. از جمله وظايف و اختيارات محتسب در ارتباط با اطباء و داروسازان اين بود كه او بايد همان تعهدي را كه بقراط از اطباء مي گرفت بگيرد لذا اطباء و داروسازان هنگام شروع به كار بايد نزد محتسب سوگند بخورند كه هرگز داروي سمّي براي بيمار تجويز نكنند ، هيچگاه تركيب زهرآگيني براي مصرف آنان نخواهند ساخت ، از دادن داروي سقط كننده جنين به زنان و قطع نسل براي مردان خودداري خواهند كرد و همچنين محتسب مؤظف بود تا مراقب باشد تنها كساني كه معلومات و تجربياتي در كار دارو و درمان دارند به اين حرفه اشتغال ورزند و نيز آنان را به ترس از خداوند و مكافات الهي و مجازات فوري متذكر شود و در صورت تخلف آنان را به مجازات برسانند. 60
گفتار سوم : مسؤولیت پزشك در دوران معاصر ايران
در تاريخ معاصر ايران مسؤولیت پزشك با توجه به سير قانونگذاري مراحل مختلفي را طي نموده است .
بند اوّل : مسؤولیت پزشك تا قبل از انقلاب اسلامی
در تاريخ قانونگذاري ايران براي اولين بار در سال 1390 ه ش قانون طبابت از تصويب مجلس شوراي ملي گذشت و چگونگي حق اشتغال به طبابت تعيين شد و به تدريج در سال هاي 1311،1308،1306 با وضع قوانين متعددی اجازه نامه طبابت و تمديد و تعيين مدت قبول مدارك داوطلبين تكميل گرديد . با تصويب قانون مجازات عمومي در سال 1304 ه . ش براي اولين بار اصول و مباني حاكم بر حقوق جزا و مسؤولیت كيفري تدوين شد. مواد 220،183،110 قانون مذكور در خصوص مسؤولیت پزشك از جمله صدور تصديق نامه خلاف واقع مداخله در سقط جنين و افشاء اسرار بيماران بود .به عنوان مثال ماده 183 قانون مذكور مقرّر مي داشت، اشخاصي كه به عنوان طبابت يا قابلگي يا جراح يا داروفروش وسائط سقط جنين را فراهم مي كنند از سه تا ده سال حبس با اعمال شاقّه محكوم مي شدند مگر اينكه ثابت شود اين اقدام طبيب يا قابله يا جراح براي حفظ حيات مادر مي باشد.
از جمله قوانین دیگری كه در زمينه امور پزشكي وضع گرديد و نسبت به جرائم و تخلفات آنان مجازات هاي پيش بيني نمود عبارتند از :
1- قانون طرز جلوگيري از بيماري هاي آميزشي و بيماري هاي واگيردار مصوب 1320 كه در سال 1347 اصلاحاتي در اين قانون بعمل آمد.
2- قانون مربوط به مقرّرات امور پزشكي و داروئي و مواد خوراكي و آشاميدني مصوّب سال 1334 و ا صلاحات بعدي آن.
3- قانون نظام پزشكي سال 1339 و آئين نامه انتظامي آن كه پس از مدّت ها در مجلس شوراي اسلامي مورد اصلاح واقع شد.
4- قانون مجازات عمومي كه در سال 1352 مورد تجديد نظر قرار گرفت و اصلاحاتي در آن بعمل آمد.
5- ماده واحد قانون مجازات خودداري از كمك به مصدومين و رفع مخاطرات جانی.
بند دوم: مسؤولیت پزشك بعد از انقلاب اسلامی (اجرای طرح پزشك خانواده)
بعد از انقلاب اسلامي و در راستاي تلاش و پيگيري مجلس شوراي اسلامي بويژه كميسيون بهداشت و درمان با همكاري سازمان مديريت و برنامه ريزي وقت، در قانون بودجه سال 1384، سازمان بيمه خدمات درماني مؤظف گرديد تا با صدور دفترچه بيمه خدمات درماني براي تمام ساكنين مناطق روستایي ، عشايري و شهرهاي زير بیست هزار نفر امكان بهره مندي و استفاده از خدمات سلامت را در قالب برنامه پزشك خانواده و از طريق نظام ارجاع فراهم آورد .به اين ترتيب فرصتي مناسب پديد آمد تا شرايط مساوي به منظور دسترسي راحت و مناسب به خدمات سلامت براي مناطق مختلف شهري و روستایي كشور فراهم شود با تشخيص مسئولان امر مناسب ترين استراتژي اجراي برنامه بيمه روستائي در قالب نظام ارجاع ، برنامه پزشك خانواده بود . لذا ماده 91 در قانون برنامه چهارم توسعه ا قتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي كشور تصويب شد كه در واقع تأكيدي بر استقرار بيمه سلامت با محوريت پزشك خانواده است بدين ترتيب اوّلين نسخه از مجموعه گزيده اي مباني تئوريك و شرح دستور عمل اجراي برنامه بيمه روستایي و پزشك خانواده در مدّتي اندك و به دنبال اظهارنظر دانشگاه هاي علوم پزشكي نسخه هاي متعدّدي از آن دستورعمل تهيه گرديده .
در برنامه پزشك خانواده و نظام ارجاع ، پزشك خانواده شخصي است كه داراي حداقل دكتري حرفه اي پزشكي و مجوز معتبر كار پزشكي است و در نخستين سطح خدمات ، عهده دار خدمات پزشكي سطح اول است و مسؤولیت هايي از قبيل توجه به جامعيت خدمات ، تداوم خدمات ، مديريت سلامت، ‌ارائه خدمات سلامت در محدود بسته تعريف شده (بسته خدمت) بدون تبعيض سني ، جنسي ، ويژگي هاي اقتصادي و اجتماعي به جامعه تحت پوشش خود را برعهده دارد.پزشك خانواده در صورت لزوم بايد براي حفظ و ارتقاي سلامت از ارجاع فرد بيمار به سطوح بالاتر (خدمات تخصصي) استفاده كند زيرا مسؤولیت تداوم خدمات با او خواهد بود همچنين پزشك خانواده مسئول اداره كردن تيم سلامت است .
منظور از تيم سلامت گروهي از صاحبان دانش و مهارت در حوزه خدمات بهداشتي و درماني است كه بسته خدمات سطح اول را در اختيار جامعه ي تعريف شده قرار مي دهند و مسؤولیت آنان با پزشك خانواده است و شامل بهورز، كاردان و كارشناسان حرف پزشكي از جمله ماما و پرستار مي شود .
از جمله مهمترين محورهاي اجراي طرح پزشك خانواده عبارتند از :
1- با اجراي اين طرح ساختار مناسبي براي ارائه خدمات سلامت در قالب بيمه روستایي و شبكه بهداشتي و درماني كشور بوجود مي آيد .
2- وجود بسته خدمات بهداشتي و درماني سرپايي در سطوح پزشك خانواده امكان بررسي كميت و كيفيت عملكرد خدمات را فراهم مي سازد .
3- تعيين جمعيت معيني براي پزشك خانواده د(و تيم سلامت) با انجام بررسي هاي جمعيتي در حدود 2000 تا 4000 نفر معين گرديده است .
4- به منظور دستيابي سريع و مفيدتر به متخصص ، مسير ارجاع پيش بيني گرديده است .
در طرح پزشك خانواده خدمات سلامت در سه سطح در اختيار جمعيت و جامعه گذاشته مي شود.
اول: سطح اول خدمات پزشک خانواده
خدماتي كه توسط واحدی در نظام سلامت (مراكز بهداشتي و درماني روستایي يا شهري و خانه هاي بهداشت) ارائه مي گردد . اين واحدها بطور معمول در جایي نزديك به محل زندگي مردم قرار دارند و در آن ، نخستين ارتباط فرد با نظام سلامت از طريق پزشك خانواده يا تيم سلامت (بهورز) اتفاق مي افتد . خدماتي از قبيل ، ارتقاي سلامت ، پيشگيري و درمانهاي اوليه ، ثبت اطلاعات در پرونده سلامت و ارجاع و پیگيري بيمار عمده ي خدمات اين سطح را تشكيل مي دهد كه در چارچوب خدمات واحد پزشك خانواده تجويز دارو و درخواست انجام خدمات پاراكلينيك شكل مي گيرد.

دوّم: سطح دوّم خدمات پزشک خانواده
خدمات درماني تخصّصي سرپايي يا بستري است كه توسط واحدی در نظام سلامت ارائه می شوند. این دسته از خدمات در اختيار ارجاع شدگان از سطح اول قرار مي گيرد با ارائه نتیجه بازخورد سطح دوم به پزشك خانواده ارجاع کننده او را از نتيجه كار خود مطلع می سازند . خدمات تخصصی سرپایی ، خدمات بستری، تجویز دارو و درخواست انجام خدمات پاراکلینیک از فعالیت های این سطح می باشد .
سوم: سطح سوم خدمات پزشک خانواده
خدمات فوق تخصصي سرپايي يا بستري است که توسط واحدی در نظام سلامت با اولویت در چهارچوب بیمه های پایه در اختیار ارجاع شدگان از سطوح اول و دوم قرار می گیرد و بازخورد لازم را برای سطوح ارجاع کننده فراهم می سازد. در این سطح نیز

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع جبران خسارت، ضمانت اجراء، عام و خاص Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع جبران خسارت، رفتار انسان، مطالبه خسارت