دانلود پایان نامه با موضوع فورس ماژور، جبران خسارات، اشخاص ثالث، اجرت المثل

دانلود پایان نامه ارشد

سنجيده مي گردد، در مورد قراردادهاي اجاره كشتي ها و حمل و نقل دريايي ، بيمه و فروش كالاها اين قانون شامل آنها نمي گردد .
در انگلیس فورس ماژور مفهومي وسيع و گسترده تر از ساير نظام هاي حقوقي دارد ، هم حوادث طبيعي و هم اعمالي كه دخالت انسان در آن دخيل است ، مانند : اعتصاب و … را شامل مي شود116 . در UCC بحثي در خصوص فورس ماژور و حوادث غير مترقبه وجود ندارد ولي در خصوص عدم تخلف طرفين و وجود عوامل خارجي ، اگر تخليه و بارگيري كالا غير قابل اجرا يا حمل كالا ناممكن گردد و امكان جايگزيني باشد ، با اطلاع به طرف مقابل بايد آن را بپذيرد و يا اگر به دليل وضع قواعد و مقررات پولي ، پرداخت ثمن ممكن نباشد و كالا تحويل نشده باشد تا وضع روش پرداخت جايگزين ، از تحويل مي شود خودداري نمود و در موردي كه كالا تحويل شده باشد ، پرداخت ثمن با مقررات جديد ذمه او را بري مي نمايد ، مگر به وضوح اجحاف كننده و غير قابل پيش بيني باشد .
بند دوم: تغییر در اوضاع و احوال
در صورتي كه امكان بعدي اجراي تعهدات وجود نداشته باشد ، در اين صورت انحلال را قائل مي شوند و بايد عدم امكان اجرا به صورت مطلق بوده و امكان اجراي آن به صورت كلي منتفي باشد . فرهنگ حقوقي جويت فراستريشن ، به تلف شدن موضوع معامله و از بين رفتن هدف مشترك در تعهدات كه اراده و قصد بر آن بوده پرداخته و بار اثبات دعوي بر عهده مدعي مي باشد . عقيم شدن تعهدات در سال 1863 در حقوق انگلستان ، به عنوان تعديل در مطلق بودن تعهدات وارد شده است . اگر تعهد وابسته به چيزي باشد با از بين رفتن آن تعهد ساقط مي گردد . در صورت از بين رفتن ركن اساسي و مبناي تعهدات در انگلستان محكمه حكم به انحلال آن مي دهد ، اگر چه امكان اجراي آن باشد . عواملي كه سبب غير ممكن شدن تعهدات مي گردند ، شامل : تغيير قوانين ، فوت و جنون متعهد در صورتي كه شخص او مدنظر باشد ، ‌در تعهدات كه بخش آن از بين برود ، در صورتي كه كل تعهد مورد نظر باشد . از بين رفتن توازن و تعادل اقتصادي و عدم نفع در تعهد ، عوامل مزبور نبايد منتسب به طرفين باشد و آنها در آن نقشي نداشته باشند . عقيم شدن در اثر غير ممكن شدن اجرا يا بر خلاف پيش بيني بودن شرايط حاكم شده به وجود مي آيد و الزام از بين مي رود .در سيستم كامن لا ، انگلستان با توجه به اختيار متعهدله در اجبار ، فسخ يا گرفتن خسارات ، در تعارض تعهد با اخلاق ، قوانين ، عقل و منطق مشكل به راحتي رفع مي گردد .
بند سوم: بطلان
در مورد قراردادهاي باطل در برخي موارد چه صراحتاً و چه ضمني تعهدي با قوانين مغاير است و اين امر نقش اساسي در تعهد دارد ، سبب ابطال آن مي گردد . برخي قراردادها با نظم عمومي و جامعه مخالفند، سبب ابطال آنها مي گردد، نمونه آن قراردادها مبني بر ارتكاب جرم و تدليس ، مربوط به امور جنسي ، قراردادهاي مربوط به امنيت جامعه و روابط با بيگانگان مي باشند . قراردادهاي عدم انجام عدالت ، مثلاً : عدم تعقيب مجرم و فساد در مشاغل دولتي و زندگي عمومي ، فريب دولت و مأموران اداره خزانه دولت منعقد مي شوند، نيز از اين دسته اند . در برخي موارد به صورت شكلي و از اساس غير قانوني است . و گاهي در هنگام اجراي آن غير قانوني اجرا مي گردد . اگر از نظر شكلي غير قانوني باشد ، كه باطل است . و در مرحله اجرا يك طرف كه مقصر نباشد، مي تواند طرف ديگر را كه در اجرا غير قانوني آن را اجرا مي نمايد ، تعقيب نمايد و اجراي آن را مطالبه نمايد . در قراردادهاي شكلي كه غير قانوني اند و باطل مي باشند، پول و مال در قرارداد نيز قابل استرداد نيست و باطل است ، مگر ادعاي خود را طرف بي تقصير بر امري ديگر و نه قرارداد عنوان نمايد . طرف بي تقصير در معامله غير قانوني نيز حق استرداد دارد، در هنگام اجرا اگر از معامله كنار رود اجازه استرداد داده مي شود و قراردادهاي مرتبط و جنبي نيز باطل اند . در مورد شخص ثالث بستگي به آگاهي او از غير قانوني بودن دارد . در مرحله اجراي تعهد نيز طرف مقصر نمي تواند خسارت دريافت نمايد و پول و مال قابل استرداد نمي باشد . بر اساس قرارداد جنبي نيز مي توان ديگري را مورد تعقيب قرار داد ، ولي پول و مال در اختيار بي تقصير است . در قوانين در مورد برخي از قراردادها مانند شرط بندي و … صراحتاً به غير قانوني بودن آنها اشاره شده است . برخي به دليل مخالفت با نظم عمومي باطل اند، مثل: نفي صلاحيت دادگاه ، ضرر به نهاد ازدواج و سلب آزادي در ازدواج ، محدود كننده تجارت ، محدود كردن توليد و قيمت و …
در مورد توصيف خلاف واقع، اين نوع توصيف به توصيف خدعه آميز ، سهل انگارانه و بدون تقصير تقسيم مي شود . در خدعه آميز يك اظهار غلطي به صورت عالمانه يا بدون علم يا با سهل انگاري بيان مي گردد و در هر حال اعتقاد صادقانه اي وجود ندارد و گاهي اظهار مسامحه كارانه مي باشد ، يعني در اين موارد مبتني بر وظيفه مراقبت مي باشد و بر اساس رابطه خاص بين طرفين مي باشد . در مورد توصيف خلاف واقع كه با تدليس و خدعه و يا سهل انگاري باشد ، در هر حال به پرداخت خسارت ملزم مي گردد، اين مورد در قانون توصيف خلاف واقع 1967 صراحتاً بيان گشته است . اگر بدون علم اظهار خلاف واقع بدون در دست داشتن دلايل معقول بر صحت آن بيان گردد ، باز هم مشمول توصيف خلاف واقع مي گردد. در تمام انواع توصيفات خلاف واقع حق فسخ ( ابطال ) تعهد وجود دارد و ‌مي شود همزمان حكم به جبران ضرر و زيان نيز صادر گردد . مي تواند طرفي كه مورد توصيف خلاف واقع قرار گرفته است ،با اين وجود از حق خود صرف نظر و تعهد را ادامه دهد، مرور زمان نيز از زمان آگاهي بر تدليس در خدعه آميز و يا از زمان تعهد مي تواند سبب سلب اين حق گردد . در صورتي كه طرفين را نتوان به حالت اوليه اي كه داشتند برگرداند ، حق خود را در ابطال تعهد از دست مي دهند . به عنوان مثال : تعهد مزبور انجام شده و مقدار زيادي از كارها به اتمام رسيده باشد و در موردي كه اشخاص ثالث حقي را در تعهد طرفين كسب نموده باشند ، حكم به ابطال داده نمي شود . خساراتي كه به شخصي كه مورد توصيف خلاف خدعه آميز پرداخت مي گردد ، پرداخت مبلغي است كه او را در وضعيت مشابه قبل از توصيف مذكور قرار مي داد، عدم النفع نيز در اين موارد پذيرفته مي شود و قابليت پيش بيني در اين موارد منتفي است . در توصيف خلاف واقع سهل انگارانه، مانند توصيف خلاف واقع خدعه آميز مي باشد ، با اين تفاوت كه در اينجا قابليت پيش بيني بايد وجود نداشته و گوينده اظهار بايد فقدان آن را اثبات نمايد . در توصيف خلاف واقع كه با بي گناهي كامل توأم باشد خساراتي قابل مطالبه نمي باشد ، فقط ابطال و جبران ضرر و زيان وجود دارد ، اما به جاي ابطال مي شود حكم به پرداخت خسارات را گرفت .
در مورد اين چنين توصيفاتي براي متعهدله حق فسخ يا جبران خسارات وارده مي باشد . اما در اظهارات انجام فعلي در آينده توصيف خلاف واقع نمي باشد . در عقيده و نظر قانون به چه نحوي مي باشد جزء توصيف خلاف واقع نمي باشند . سكوت توصيف خلاف واقع نيست ، مگر اينكه در اظهارات تمام واقعيت گفته نشود ، يا اظهارات بعداً در اثر اوضاع و احوال بعدي غلط شوند . در قراردارهایی با حداكثر حسن نيت ، بايد تمام مطالب بيان شود، افرادي نيز كه روابط با اعتمادي با يكديگر دارند بايد تمام واقعيات بيان شود، مع ذلك بايد توضيحات و اظهارات خلاف واقع، منتهي به قراردادي گردند.
ميزان خسارات، وابسته به نظر دادگاه مي باشد، نبايد ورود خسارت بعيد باشد و متضرر باید تمام اقدامات در كاهش خسارات را انجام دهد، در از دست رفتن درآمد ماليات بر درآمد از خسارات كه پرداخت مي گردد ،‌كم مي شود، در مواردي حتي با پرداخت خسارات باز هم ماليات كم مي شود كه در اين مورد ماليات كي نمي شود . در مورد تخمين صادقانه و پيش از ورود خسارات در تعهد در صورت نقض به آن حكم مي شود و اگر جنبه تنبيه و مجازات داشته و تخمين صادقانه نباشد ، خسارات ناشي از ضرر پرداخت مي گردد، اگر از خسارات تنبيهي نيز فراتر رود باز هم خسارات وارد شده قابل مطالبه اند .
اجرت المثل به صورت متعارف مي باشد و با پرداخت خسارات كه براي جبران ضرر و زيان ها مي باشد ، تفاوت دارد و در جايي كاربرد دارد كه يك طرف به دليل نقض نمودن طرف مقابل ، قرارداد را به اتمام نرسانده باشد . جايگزين در مطالبه خسارات مي گردد، در جايي كه بخشي از تعهد انجام مي شود و مورد قبول واقع مي شود ، همين امر وجود دارد .
آثار بطلان قرارداد در مخالفت با نظم عمومي سبب ابطال مي گردد و پول و مال قابل استرداد نمي باشد . در برخي موارد محاكم مي توانند بخش باطل را از صحيح جدا نموده و تعهد را اجرا نمايند .
در مواردي كه با توافق، تعهدات خاتمه مي يابند هر طرف ديگري را از تعهدات مبرا مي نمايد و در صورتي كه تعهد اجرا شده باشد ، بري ساختن از تعهدات طرف مقابل ، سند رسمي لازم دارد و در نبودن سند رسمي ، بايد طرف مقابل عوضي جديد ارائه نمايد . در قراردادهاي كتبي به صورت شفاهي نيز خاتمه مي يابند و در انصاف شفاهاً نيز مورد قبول مي باشد . در صورتي كه طرفين در توافق بعدي توافق اوليه را به صورت اساسي تغيير دهنده قرارداد باطل مي شود و در غير اين صورت تغيير محقق مي شود . اعراض نيز به معني صرف نظر كردن از شيوه خاصي است كه در تعهد آمده است، اعراض بدون عوض و تشريفات خاص معتبر است و پس از اعراض حق بازگشت به شرايط اوليه را ندارد .
در انگلیس براي كاهش زيان ناشي از نقض تعهدات، طرف متضرز كه با نقض تعهد روبرو شده ، بايد زيان ها را كاهش دهد و آن را به حداقل رساند .
در انگلیس در تقليل خسارات ، قاعده اي وجود ندارد، ولي در برخي موارد سيستم كامن لا ، آن را قبول و طرفين را ملزم مي داند . طرف متضرر نمي تواند خساراتي را كه از آن مي توانسته جلوگيري نمايد ، مطالبه كند، هر چند كه خسارات را طرف او ايجاد نموده باشد . پس از اقدامات لازم در مورد كاهش خسارات ، نمي تواند منافع احتمالي كه از اقدامات او از آن جلوگيري گرديده مطالبه كند و مستحق كليه هزينه ها و خساراتي است كه در اقدامات او بر كاهش خسارات ناشي شده است .
در UCC در مورد كاهش خسارات نص صريحي وجود ندارد، در كالاها كه ساخت آن تمام نشده ، متضرر مي تواند آن را تكميل ، فروخته و يا هر طور مي داند عمل نمايد . در كشور ما در مورد تقليل خسارات ، نص صريحي وجود ندارد117، از قواعد عمومي و فقه مي شود اين گونه بيان نمود ، متضرر بايد تا حد امكان از ورود ضرر كه مي توانسته جلوگيري نمايد، قاعده اقدام همين را بيان مي دارد .
در انگلیس در توصیف خلاف واقع برای متعهد له حق فسخ، یا جبران خسارات وارده می باشد، اما در اظهارات انجام فعلی در آینده ، توصیف خلاف واقع نمی باشد، در عقیده و نظر و اینکه قانون به چه نحوی می باشد، جزء توصیف خلاف واقع نمی باشند. سکوت توصیف خلاف واقع نیست ، مگر اینکه در اظهارات تمام واقعیات گفته نشود، یا اظهارات بعداً در اثر اوضاع و احوال بعدی غلط شوند. در قرار دادهایی که با حداکثر حسن نیت هستند باید تمام مطالب بیان شود، افرادی نیز که روابط با اعتمادی با یکدیگر دارند باید تمام واقعیات بیان شود، مع ذلک باید در توصیفات و اظهارات خلاف واقع منتهی به قرار دادی گردند.
زماني طرفين تعهدي را منعقد مي نمايند كه به يك توافق قابل اجرا برسند و استناد به جهل در انگلیس به عنوان عذر موجه كمتر مورد قبول واقع مي گردد و در تعهدات به همين منوال مي باشد .
در اشتباهات متقابل و يك جانبه در انگلیس تنها زماني مصداق و كاربرد دارند كه مربوط به ايجاب و قبول و با حسن نيت باشند و مربوط به جنبه هاي فرعي تعهدات نباشند و همخواني بين ايجاب و قبول در آن شرايط معقول باشد .
در شرايطي تعهدات به دليل وجود اشتباه باطل و كأن لم يكن مي گردند، اشتباه بايد مؤثر و اساسي و موضوعي باشد . اشتباه راجع به اسناد ، در موردي وجود دارد كه شخص از طريق توصيف خلاف واقع امضا نموده باشد و تعهد قابل فسخ است، در امضا نبايد بي دقتي گردد . در موردي كه توافقي قبلي صورت گرفته

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع فورس ماژور، جبران خسارات، نقض قرارداد، مصرف کننده Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع رویه قضایی، اجرای عین تعهد، دادگاه صالح، شخص ثالث