دانلود پایان نامه با موضوع فرهنگ سازمانی، صاحب نظران، نیروی انسانی، مقررات زدایی

دانلود پایان نامه ارشد

میپردازد. با انجام این بررسیها به این نتایج میرسد که:
توانایی بازار در درک تغییرات بازار، عامل مهمی در تعیین چابکی استراتژیک میباشد؛
چابکی استراتژیک هیچ اثر مستقیمی بر عملکرد مالی ندارد؛
چابکی استراتژیک برای سطوح میانی تلاطم سازمانی مناسب است اما نه برای زمانی تلاطم محیطی بسیار بالا یا بسیار پایین است.
فرهنگ
تعاریف فرهنگ
از لحاظ معنوی، فرهنگ واژه ای فارسی است که از دو جزء مرکب “فر” و “هنگ” تشکیل شده است. “فر” به معنای جلو و “هنگ” از ریشه ی اوستایی تنگنا و و به معنی کشیدن و بیرون کشیدن گرفته شده است. ولی هیچگاه در ادبیات فارسی به طور مستقیم به مفهومی که برخاسته از ریشۀ کلمه باشد، نیامده است.(مشبکی،1377) فرهنگ به صورت تخصصی خود از اواسط قرن نوزدهم در نوشته هاي علماي مردمشناسی پديدار شد و به صورت علمي در اواخر قرن مذكور توسط تايلر مردم شناس انگليسي به كار گرفته شد. فرهنگ از مهم ترين مفاهيم در علو م رفتاري است كه تاكنون مورد ارزيابي قرار نگرفته است. فرهنگ در تركيبي سازگار با يكديگر، مجموع هاي از ارزشها و باورهاي چيره را پديد میآورند كه بر رفتار انساني تاثير ميگذارد و ارتباط ميان مردم را آسان ميسازد(باقری زاده،1375).
فرهنگ نیز مانند سایر مفاهیم موجود در علوم انسانی معانی و تعاریف متعددی دارد، جامعه شناسان، مردمشناسان و صاحبنظران که در حیطهی اجتماع به تحقیق و تفحص پرداخته اند، تعاریف متعددی از این مفهوم ارائه دادهاند که در جدول زیر به تعدادی از این تعاریف اشاره میگردد:
: نمونه هایی از تعاریف ارائه شده از فرهنگ، گردآورنده:مؤلف
ارائه دهنده
سال
تعریف
کاتر و هسکت106

کاتر
1992

1992
فرهنگ عبارت است از، كيفيت زندگي گروهي از افراد بشركه از يك نسل به نسل ديگر انتقال پيدا مي كند.
مجموعه اي از الگوهاي رفتار اجتماعي، هنرها، اعتقادات،رسوم و ساير محصولات انسان و ويژگي هاي فكري يك جامعه يا ملت تعريف می شود.
ادگار شاین107
2010
فرهنگ الگویی است از پیش فرضهای بنیادین که گروهی خاص در راه حل مسائل، برای انطباق خود با محیط و دستیابی به یکپارچگی و انسجام، خلق، کشف یا ایجاد کرده است.
فرهنگ عمید

در فرهنگ فارسي عميد، فرهنگ عبارت است از دانش، ادب، علم، معرفت، تعليم وتربيت، آثار علمي و ادبي يك قوم يا ملت.
فرهنگ وبستر

مجموعه اي از رفتارهاي پيچيده انساني كه شامل افكار، گفتار، اعمال و آثار هنري است و توانائي انسان براي يادگيري و انتقال به نسل ديگر است.
هافستد108
1997
انديشه مشترك اعضاي يك گروه يا طبقه كه آنها را از ديگر گروه ها متمایز میکند
ایران زاده
1377
ارزش ها، هنجارها، سنت ها، آداب و رسوم است که این ویژگی ها در جوامع انسانی متفاوت است.در قالب این تعریف انسان با حیوان مورد مقایسه قرار می گیرد.
رونن109
1998
فرهنگ بیانگر دیدگاه ها و رفتار است، بیانگر روش مشترک بودن، ارزیابی کردن و انجام دادن است که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود.
ویلی110
2003
سیستمی است از الگو های عادتی – پاسخ گویی که با یکدیگر همبسته و هم پشت هستند.
ساترلند و وودوارد111
1940
فرهنگ، شامل هر آن چيزي است كه بتواند از نسلي به نسل دیگر منتقل شود.
تیلور112
1971
فرهنگ با تمدن كليت درهم بافته اي است شامل دانش، دين، هنر، قانون اخلاقیات و هرگونه توانایی است که آدمی به عنوان عضوی از جامعه بدست می آورد.
اسکین113
1997
مجموعه ای متمایز، شامل سطوحی مختلفی مانند ارزش های اصلی، هنجارها، باورها، آرمان ها، رفتارها و موارد دست ساز بشر می داند.

فرهنگ سازمانی
علیرغم گسترش سریع مفهوم فرهنگ سازمانی و استفاده گسترده از آن، تعریف واحدی از این مفهوم که مورد قبول همگان باشد وجود ندارد(مارتین114،2002). فرهنگ سازمانی از جمله مفاهیم سازمانی است که تعریف آن نسبت به دیگر مفاهیم سازمانی بسیار دشوار است )هچ، ترجمۀ دانایی فرد،1386، ص336).
در جدول زیر به نمونههایی از تعاریف فرهنگ سازمانی اشاره می شود:
: نمونه ای از تعاریف ارائه شده از فرهنگ سازمانی، گردآورنده:مؤلف
ارائه دهنده
سال
تعریف
ریچارد موریس115
1992
اعتقادات نسبتآ نسبتآ ثابت, ارزشها و ادراکات مشترک که بوسیله ی اعضای سازمان حفظ می شود.
جورج گوردون116
1991
مجوعه ای از فرضیهها و ارزشهای سازمان که به طور گسترده رعایت می شود و به الگوهای رفتاری خاصی منجر می شود.
رابینز117
1991
فرهنگ سازمانی، شیوه ی انجام گرفتن امور در سازمان را برای کارکنان مشخص میکند و بیانگر مشترکات مشخص و ثابتی است که سازمان را از سازمانهای دیگر متمایز می کند.
دنیسون118
1984
ارزشهای اساسی، باورها و مفروضاتی که در سازمان وجود دارند و الگوی رفتاری که از بین این ارزشهای مشترک حاصل می شود و نمادهایی که مبین پیوند بین فرضها، ارزشها و رفتار اعضای سازمان اند.
مامیزاده
1997
سیستمی متشکل از ارزشها و عقایدی که در تعامل با نیروی انسانی، ساختار سازمانی، سیستم کنترل و همچنین هنجارهای رفتاری بوده که در سازمان بنا نهاده می شود.
فلاهرتی زونیس119
2007
فرهنگ سازمانی ارزشها, اعتقادات و فرضیاتی است که افراد در سازمان دارند و بر روي تفكر و رفتار آن ها در سازمان تآثیر میگذارد. فرهنگ سازماني، براي كساني كه در سازمان كار مي كنند واضح و تعريف شده است، اگرچه اغلب به صورت آشكارا تعريف نشده است. مردم فرهنگ خود را از طريق تعاملات مكالمات، روش هاي كاري، روش هاي نظارت، مديريت و رهبري، تشريفات مذهبي، تداوم امكانات، ارزيابي عملکرد، جلسات كارمندي، نمودار سازماني و غيره بروز می دهند.
هافستد120
2008
فرهنگ یک سازمان مینیاتوری از فرایندهای کلان فرهنگی محیط سازمان است حد و مرز چنین فرهنگی توسط این فرایندها تعیین می شود. هر سازمان جنبههایی از فرهنگهای ملی، منطقه ای، صنعتی، شغلی و حرفه ای را که در آنها فعالیت میکند به نمایش می گذارد و تا حدودی بر اساس فرایندهای فرهنگی تثبیت شده توسط تعدادی از بازیگران محیطی شکل می گیرد، فرهنگ کلیت پیچیده ای از جنبههای متمایز معنوی، مادی، فکری و روحی است که یک جامعه و یا گروه اجتماعی را توصیف می کند.
مشبکی
1377
به طور کلی فرهنگ سازمانی یک ادراک است که افراد از یک سازمان دارند. فرهنگ سازمانی چیزی است که در سازمان وجود دارد نه در افراد. صفات ویژه ای است که به سازمان اختصاص دارد و نمایانگر مشخصات معمول و ثابتی است که یک سازمان را از دیگر سازمانها متمایز می کند. فرهنگ سازمانی مجموعه ای از ارزشهای کلیدی، باور های راهنما و تفاوتهایی است که در اعضای یک سازمان مشترک است.
کوئین121
1999
فرهنگ سازمانی بستری است به هم پیوسته که اجزای سازمان را بهم می چسباند.
مقیمی
1386
الگویی منحصر به فرد از مفروضات، ارزشها و هنجارهای مشترک که فعالیتهای جامعه پذیری، زبان، سمب ها و عملیات سازمانها را شکل می دهد
ترنس و دیگران122
1982
فرهنگ سازمانی، ارزشهای غالب ارائه شده توسط سازمان می باشد.

تاریخچهی فرهنگ سازمانی
عبارت فرهنگ سازمانی برای اولین بار در سال1979با انتشار مقاله ای با عنوان مطالعۀ فرهنگهای سازمانی توسط آندره دبلیو پتیگرو در ادبیات پژوهشی ظهور پیدا کرد. در آن مقاله پتیگرو بیان کرد که فرهنگ می بایستی به عنوان مفاهیم گروهی مشترک شامل نمادها، زبان، ایدئولوژی، باورها، آئینها و اسطوره ها بیان شود. نمادها به عنوان ابزارهای دیداری در نظر گرفته می شود که گروهها و سازمانها آنها را برای تعریف خودشان به کار میگیرند. مثالهای این ابزارهای نمادین عبارتند از: زبان یا لهجۀ خاص، طراحی ساختارها، آئین و مراسم. با وجود این، برخی نظریه پردازان معتقدند که موضوع فرهنگ سازمانی، اولین بار در دهۀ80 جدی مورد بحث قرار گرفت، زمانی که آمریکاییها به مدیریت ژاپنی توجه نمودند و متوجه شدند که فرهنگ سازمانی اسلحۀ مخفی و رمز موفقیت ژاپنیها در عرصۀرقابت بین الملل می باشد. همچنین به دلایل متعددی میتوان ادعا نمود که فرهنگ سازمانی واکنشی است به تأکید بیش از حد شرکتهای آمریکایی بر اصول برنامهریزی، سازماندهی و نظام های استراتژیک در دهۀ گذشته است. از آن جا که این نگرش، موفقیت شرکتها را تضمین نکرد، توجه صاحب نظران به قسمت “نرم” سازمان جلب شده ضرورت ایجاد حس هدفمندی و بهره گیری از فلسفه ای هدایت گر برای ایجاد هماهنگی و انسجام بیش از پیش احساس می شد. در اروپا، علاقۀ بخش تجارت به موضوع فرهنگ سازمانی کمی دیرتر آغاز شد. مقررات زدایی و افزایش رقابت که تاجران آمریکایی را به بازنگری در روشهای کاری خود در اوایل دهۀ1980 واداشت، از جمله دلایل، علاقمند شدن اروپایی ها به موضوع فرهنگ سازمانی بود. این مقررات صنعتی باعث افزایش علاقۀ صاحب نظران به مسأله فرهنگ سازمانی در اواخر دهه ی 80 و اوایل دهه ی 90 شد(صفراف،1390)
منشأ فرهنگ سازمانی
يكي از جنبههاي پيچيدگي فرهنگ سازماني نحوه ايجاد آن است. چگونه دو سازمان با زمينههاي محيطي و رهبران مشابه در طي ساليان به گونهاي متفاوت عمل ميكنند .چرا به نظر مي رسد بعضي اجزاي فرهنگ به دفعات در برابر تغييرات پايداري مي كنند و برخي ديگر از اجزاء با وجود اينكه هدف خاص و مفيدي ندارند ادامه حيات مي دهند و چرا گاهي اوقات همين اجزا با توجه به تلاش رهبران و برخي افراد گروه براي ايجاد تغيير در آنها باز هم به همان شكل باقي ميمانند (ممی زاده،1373).

: منابع و منشاء فرهنگ سازماني(صفراف،1390)
اساسآ فرهنگ سازماني از سه منبع سرچشمه ميگيرد:
اول: باورها، ارزشها و فرضيات بنيانگذاران
دوم: تجارب آموخته شده توسط اعضاي گروهها به عنوان اجزاي سازمان در طول زمان
سوم: باورها، ارزشها و فرضيات جديد كه توسط اعضای و رهبران جديد وارد سازمان ميشوند.
اگرچه هر يك از اين راه کارها و ابزارها نقش حياتي در شكل گيري فرهنگ سازماني ايفا ميكنند اما بنيانگذاران سازمان مهمترين تاثير را دارند. آنها نه تنها تعيين كننده آرمان اصلي و زمينه محيطي براي فعاليت گروه جديد هستند، بلكه با انتخاب اعضاي گروه، نحوه پاسخگويي به محيط و انجام گروه را نيز تعيين ميكنند . به طور يقين سازمانها تصادفي يكباره شكل نميگيرند بلكه از يكطرف هدف گرا هستند و مقاصد خاصي دارند و از سوي ديگر، عدهاي به خاطر دستيابي به آرمانهايي كه به تنهايي قادر به دستيابي به آنها نيستند، سازمان را شكل ميدهند تا از طريق ايجاد هماهنگي گروهي به هدفهاي خود برسند(كونتز و همكاران،1385).
چگونگي تداوم فرهنگ سازماني
رابينز نقش سه عامل را در حفظ و نگهداري يك فرهنگ سازمان مؤثر ميداند كه اين سه عامل عبارتند از گزينش كه هدف از آن، اين است كه افرادي شناسایی و استخدام شوند كه براي انجام موفقيت آميز كار مور د نظر دانش، اطلاعات، مهارت و تواناييهاي لازم را داشته باشند و سعي میشود افرادي در سازمان پذيرفته شوند كه سازمان براي آنها ارزش قائل باشد و عامل بعدي مديريت عالي سازمان است كه تسري دهندهي فرهنگ سازمان است. عامل بعدي جامعه پذيري است به اين معني كه افراد با فرهنگ سازمان خو بگيرند و آن را رعايت كنند، فرايند پذيرش و رعايت فرهنگ سازماني را جامعه پذيري كاركنان مينامند كه خود شامل مرحله پيش از ورود، رويارويي و دگرديسي با تحول جامع است(زرنگار،1380).
شكل شماره 11-2 فرآيند جامعه پذيري را نشان مي دهد:

: فرآيند جامعه پذيري(همان)
نقش فرهنگ
در جدول زیر به برخی دیگر از کارکردهای فرهنگ اشاره می شود:
: برخی کارکردهای فرهنگ سازمان(اردکانی، فرحی،1391)
کارکردهای فرهنگ سازمانی
محقق
فرهنگ سازمانی، تعهد گروهی را آسان و موجبات آن را فراهم میسازد.
فرهنگ سازمانی، سازگاری را در خارج و ادغام را در داخل سازمان ایجاد میکند.
فرهنگ سازمانی بر روی تمام تعاملات سازمانی اثرگذار است و شکل دهندهی رفتار اعضای سازمان میباشد.
فرهنگ سازمانی به عنوان یک کنترل کنندهی اجتماعی جهت تقویت رفتارهای مشخص و ارزشهای غالب عمل میکند.
فرهنگ سازمانی به عنوان اهرمی در جهت افزایش شاخصهای مختلف سود و زیان و مقیاسهای عملکرد سازمانی عمل میکند.
کینیکی و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع چابکی سازمانی، انعطاف پذیری، توانمندسازها، فناوری اطلاعات Next Entries