دانلود پایان نامه با موضوع فارسی میانه، روانشناسی، اساطیر ایران

دانلود پایان نامه ارشد

بشناسيم و با آن سازگار شويم. به همين ترتيب، جامعهاي كه اسطورههاي خود را تحسين ميكند و زنده نگاه ميدارد از سالمترين و غنيترين لايههاي روح بشر تغذيه خواهند كرد.» (بیرلین 1993، 387)
3 -3 -1 اساطیر یا توضیحات مفهوم امر متّعال
پیش از این اشاره شد که اصل مهم روششناختی اسطورهشناسی روانشناختی در پژوهش «امر متّعال» یا «راه رسیدن به تعالی» نهادینه در روان انسان، اين است كه اثبات يا ردّ وجود خداوند كار روانشناسي نيست. روانشناسي ميتواند آثار و تبعات رواني تصوّر خدا و پيشينههاي اساطيري آن را مورد بحث و بررسي قرار دهد، ولي نه وجود خدا را جدا از روح انساني. این اصل هماهنگ با نکتهی دینی «انسانشناسی مقدمهی خداشناسی» است.
مفهوم اصطلاح «امر متعال» در روانشناسی دینی که شامل توصیفات خدایان و روابط آنها در اساطیر نیز میشود، در واقع تجلیّات رمزآلود نیازی الهی به پیمودن «راه تعالی» است که در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است. «امر متعال» در اسطوره مبارزات و خصوصیات معنوی انسان را در جهاد اکبر، یا جنگ روانی علیه نفس امّاره در راه رسیدن به تعالی، در قالب توصیفات مربوط به خدایان، روابط آنها و مبارزاتشان بیان مینماید.
تأكيد و اصرار درباب واقعيّت و اهميّت تجربۀ ديني، نکتهای است که در اسطورهشناسی روانشناختی اهمیّت بسیار دارد. از نظر يونگ دين را در تمايل طبيعي روح به تمامييّت و كمال، تمايلي كه ذهن بدوي به محض رسيدن به خودآگاهي لازم براي نمادپردازي توانسته است اظهار بدارد، ميتوان بازيافت. و همو بر آن بود كه فقط بهمدد كندوكاو در آموزههاي سازمانيافته و پيجويي انگارههاي اعيان ثابته(کهنالگوها) كه فرآوردۀ خودانگيختۀ ذهن ناخودآگاه است، ميتوان روح مدرن را از نو كشف كرد(الیاده 1987، 258).
امر متّعال در اساطیر بدوی به صورت اعتقاد به وجود ایزدی ساکن درآسمان توضیح داده شده است. او صاحب علمالغیب و حکمتی بیکران است. قوانین اخلاقی و آیینهای طایفهای را وضع کرده است و بر رعایت این قوانین نظارت دارد. او نافرمانانی را که از احکامش سرپیچی کنند، با فرو فرستادن آذرخش بر آنان عقوبت میکند. رعد یا همان صدای آذرخش در اساطیر کهن با صدای گاو یکی دانسته میشود. یکی از خصوصیات ایزد اعظم سماوی اقتدار مطلق و فرمانروایی اوست. تجلی الوهیت تنها به واقعیات سماوی و جوی محدود نمیگردد و قدرت او فقط از راه آفرینش کیهان به ظهور نمیرسد، بلکه او سرور و شاه جهانیان است. در مورد خدای اعظم آسمانی در اساطیر کهن به صورت تمثیلی آمده است که در آسمان در کنارۀ جویباری پهناور ( کهکشان راه شیری) ساکن است( الیاده 1948، 56 -59).
آسمان و هر چه در آن دیده میشود، باد، باران و ابر، اجرام آسمانی، کهکشان راه شیری، شهاب سنگها، کُرات منظومهی شمسی، خورشید و ماه، سبعۀ ثابته( سیارات منظومهی شمسی) و سبعۀ متحرکه(هفت مجمع الکواکب در صورتهای فلکی از جمله خوشهی پروین در صورت فلکی گاو نر) همگی نمودگار آسمانی امر متعال هستند و روابط بین آنها که در اسطوره توضیح داده شده است راه رسیدن به تعالی را نمادین میسازد.
تجلیات امر متعال به آسمان ختم نمیشود. در زمین هم هر چه در نوع خود عظیم است، مانند گاوی عظیم جثّه، بزی درشت پیکر، درختی تناور یا هر چیز دیگر با تناسبات و ابعادی شگفتانگیز، نمودگار تجلیات امر متعال به شمار میآیند. آذرخش نگاه او، رعد بانگ اوست و باد دَمَش، و طوفان نشانهی خشمش. او باران رحمت میباراند و سراسر زمین را برکت میبخشد ( الیاده 1948، 59).
در متون مقدس آمده است که «در آغاز {هستی} کلمه بود و جز کلمه هیچ نبود و کلمه خدا شد.»کلمه یا واژه در اساطیر خود خدا شناخته شده است. در واقع هر چه در نوشتار متون مقدس آمده است نیز، به شیوهی خاص آفرینش خود، راه رسیدن به تعالی را نشان میدهد.
دقیقاً نمیتوان تأیید کرد که بندگی ذات اعظم آسمانی، یگانه اعتقاد ابتدایی انسان بوده و همۀ اشکال مذهبی دیگر بعدها پدید آمده و پیدایش آنها نمودگار پدیدۀ تنزّل و تدنّی است. همچنین به نظر نمیرسد که چنین اعتقادی با اشکال دیگر مذهب در یک دورۀ زمانی خاص غیر قابل تلفیق بوده باشد. بلکه همهی اشکال مذهبی و اساطیر به نوعی وجود امر متعال و راه رسیدن انسان به تعالی و وحدت با ذات الهی را توضیح میدهند. چرا که در واقع کیهان و هر چه در آن است صورتی از تجلیات الهی است.
دیگر اشکال مذهبی که برای توضیح «امر متعال» پدید آمدهاند، عبارتاند از: توتمپرستی، نیایش نیاکان و ستایش روح قهرمانان دینی -قبیلهای، اعتقاد به وجود جفتی ابتدایی(ثنویت) ؛ به عنوان مثال مادینه پنداشتن زمین و نرینهپنداری آسمان و زوج قرار دادن این دو با هم یا کیشهایی با بنیاد خورشیدپرستی و ماهپرستی.
ایرانیان کهن نیز به خدای اعظم آسمانی اعتقاد داشتهاند، چون بنا به گفتۀ هرودوت بر فراز بلندترین کوهها میرفتند تا به خداوندی که سراسر پهنۀ گرد آسمان را به نام او مینامیدند، قربانی پیشکش کنند. خدایی که در اوستا هست و زرتشتیان او را اهورامزدا مینامند. اهورامزدا، قلب تپندهی اصلاحات دین زرتشتی ، سرور فرزانگی، دانا به همه چیز، و عالِم کُل نام دارد. در کتیبههای پادشاهان هخامنشی در کنار اهورا مزدا از میترا و آناهیتا نیز یاد شده است. به نظر می رسد میترا و آناهیتا نشانگر جفت ابتدایی آسمان و زمین هستند. چنانکه آناهیتا با رودها و دریاچهها ارتباط دارد و میترا با خورشید. علاوه بر آن میترا فرزند آناهیتا است و این خصیصه ارتباط ایزد بانوان باروری و فرزندی نرینه را تکمیل میکند. علاوه بر اینها در مورد جفت ابتدایی در اساطیر اشتراکات بسیاری یافت میشود که یکی از آنها گاو سیما بودن این جفتهاست. مضمون «گاو مادر زمین» و جفت آسمانیش در مدارک کهن مرتبط با اساطیر ایران به کرّات یافت میشود. جفت ابتدایی در مفهوم اجتماعی به بنیان خانواده و در روانشناسی دینی به مفهوم ثنویت اشاره دارد.
3 -3 -2 مفهوم ثنویت
دوگانهگرایی یا ثنویت در ادیان و اساطیر با مفاهیم خیر و شر، زن و مرد، یین و یانگ و بسیاری خدایان هرمافرودیت از قبیل زروان در اساطیر ایران، همساز است. در روانشناسی دینی به صورت اعتقاد به وجود عنصری مادینه در روان جسم مذکر به نام «آنیما»، یا عنصری نرینه در روان جسم مؤنث به نام «آنیموس» تعریف میشود. هرکدام از این عناصر به عنوان «خود درونی» نیز تلقی میشوند و اتحاد با «خود درونی» مهمترین مسألهایست که فرد در فرایند رشد فردیت با آن سر و کار دارد. روان هر انسانی دارای خواص هر دوجنس( androgyne ) است و اینکه انسان به صورت مرد یا زن متولد میشود صرفا تجلی مادی او در دنیای خاکی است.
در قرآن نیز در قالب آیهی شریفهی «و خلقنا الانسان ازواجا» به این موضوع اشاره شده است. همچنین در آیهی سوم سورهی فجر «والشفع و الوتر» به ذات دوگانهی همهی موجودات در تقابل با یگانگی ذات الهی سوگند یاد شده است.
در زبان فارسی میانه به شکل دیگری از ثنویت برمیخوریم. واژگان فارسی میانه به دو شکل موجود از کلمه دلالت میکنند که بر اساس جهانبینی سنّتی زرتشتیان در کتب پهلوی بدان‌ها اشاره شده است. واژۀ گیتی (فارسی میانه: gētīg) اشاره دارد به جنبۀ مادی و قابل رویت انسان. و مینو (فارسی میانه: mēnōg) بعدی از جهان انسانی را در بر میگیرد که لزوماً غیر قابل رویت و ناملموس است. این دو واژه از دیرباز در اوستا کاربرد داشتهاند و به ترتیب همخوانی دارند با( astuuant ) به معنی استخوان و( mainiiauua ) به معنی چیزی مثل ذهن یا روح انسان یا همان تفکر. گرچه این واژهها به دو نوع هستی اشاره دارند، آنها همچنین میتوانند به دو قلمروی روانی انسان دلالت کنند. در تعابیر روانشناسی دینی گیتی با «من خویشتن» و مینو با «خود درونی» تعریف میشود. بعد مادی و عینی بر اساس رابطه‌ای تکاملی و موازی با بعد مینوی بنا نهاده شده است. صورت ظاهری ما گیتی و آن دیگری مینو است. این دو قلمرو به طور موازی و همزمان وجود دارند. گرچه تمایز بین دو مفهوم بر اساس قابل رویت بودن یکی و نبودن دیگری، پایهگذاری میشود، با این حال؛ غیر قابل رویت بودن مینو به نوعی مبهم است. یعنی آن‌چه به طور خاص درخور توجه است، این است که ماهیتهای روحی – معنوی از زمانی به زمان دیگر به اشکال مختلفی ظاهر میشوند.به این معنا که «خود درونی» یا مینوگ به منظور راهنمایی «من خویشتن» یا گتیگ در فرایند رشد فردیت خلق شده است و به اقتضای نیاز «من خویشتن» خصوصیات قهرمانانهی متفاوتی از جمله حقطلبی، عدالتخواهی، رأفت، خِرَدگرایی و … را در فرد متجلی میسازد(Shaked, 1971 ).
در اساطیر ایران ثنویت به صورت شاخههای ریواس چسبیده به هم در قالب نخستین زن و مرد(مشی و مشیانه) نشان داده شده است. ثنویت در آثار هنری هخامنشی به صورت یک جفت گاو در سرستونهای پارسه نشان داده شده است. البته نماد ستون نیز در تحلیل کامل مفهوم دخیل است که موجب پدید آمدن تثلیث میشود.
3 -3 -3 مفهوم تثلیث
«خود درونی» یا مینوگ به منظور راهنمایی «من خویشتن» یا گتیگ در فرایند رشد فردیت، امکان دارد موجب ظهور شخصیت «سایه» بشود. جنبهی تاریک روان انسان سایه نامیده شده است. سایه بعدی از روان انسان است که غرایز طبیعی سرکوب شده و ترسها، ناکامیها یا گرههای روانی(عقده ها) را در خود جای داده است و بر علیه «من خویشتن» طغیان میکند. گویی «خود درونی» دوپاره شده، به صورت فرشتههای خیر و شر روی شانههای «من خویشتن» مینشیند. جنبهی مثبت وظیفهی راهنمایی من خویشتن در مبارزه با سایه یا شیطان درونی را برعهده دارد. بدین صورت یک مجمع سهگانه متشکل از من خویشتن، خود درونی و سایه شکل میگیرد که در آثار هنری به صورت سهتاییهایی با مفاهیم مقدس نمادینه شده است. یکی از این سهتای های معروف مجلسی نمادین مرکب از دو گاومرد و یک درخت است که در هنر منطقه در طول تاریخ بارها و بارها تکرار شده است.
شخصیت سایه در کهنالگوهای اسطورهای به صورت منفی نیز جلوهگر میشود. به عنوان مثال در اساطیر ایران میتوان ضحاک را به عنوان سایهی جمشید قلمداد کرد. در فرگرد آتی به بررسی این اسطوره و جنبههای نمادین آن در فرایند رشد فردیت یا «آیین قهرمانی»، پرداخته خواهد شد.
3 -3 -4 اسطورهی قهرمان یا آیین گذار و قربانی حیوان توتم
مفهوم «سايه» در روانشناسي تحليلي نقشي بسيار مهم ايفا ميكند. سايهي بازتابيافته از ذهن خودآگاه فرد شامل جنبههاي پنهان، واپسنهادهشده و نامطبوع (يا ناپسند) شخصييت است. اما سايه همواره تنها وارونهي «من خودآگاه» نيست. و همانقدر كه من خودآگاه شامل جنبههاي مخرب و زيانبار است، به همان اندازه سايه كيفييتهاي خوبي همچون غرايز طبيعي و انگيزههاي خلاق دارد. اگر چه من خويشتن و سايه از يكديگر متمايزند، اما در عين حال همانند انديشه و احساس بيكديگر وابستهاند. با اينهمه بر مبناي آنچه يونگ «مبارزه براي رهايي» مينامد، من خويشتن همواره با سايه در ستيز است. اين ستيزه در كشمكش انسان بدوي براي دستيافتن به خودآگاهي بصورت نبرد ميان قهرمان كهنالگويي با قدرتهاي شرور آسماني كه به هيبت اژدها و ديگر اهريمنان نمود پيدا ميكنند بيان شده است. شخصيت قهرمان در خلال انكشاف خودآگاه فردي، امكاني نمادين است تا به وسيله آن من خويشتن بتواند سكون ناخودآگاه را درنوردد، و انسان پخته را به سرآغاز راه کمال سوق دهد. در اسطورهها معمولاً اين قهرمان است كه بر اهريمن پيروز ميشود. اما اسطورههايي هم وجود دارند كه در آنها قهرمان تسليم اهريمن ميشود. مانند اسطورهي آشناي يونس و نهنگ كه در آن موجود دريايي غولآسايي، قهرمان را به كام خود ميكشد و او را به سفر دريايي شبانه از غرب به شرق ميبرد، كه حركت نمادين خورشيد از غروب تا به طلوع سحر ميباشد. و قهرمان در ظلمت كه نمايانگر نوعي مرگ است فرو ميرود. نبرد ميان قهرمان و اژدها شكل فعالتر اين اسطوره است و اجازه ميدهد مضمون كهنالگويي پيروزي من خويش بر گرايشهاي واپسگرايانه آشكارتر شود. در بيشتر مردم طرف تيره و منفي شخصيت در ناخودآگاه ميماند. اما قهرمان درست به وارونه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع ناخودآگاه، روانشناسی، عرفان مسیحی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع ناخودآگاه، اساطیر ایران، بررسی تحلیلی