دانلود پایان نامه با موضوع سلسله مراتب، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

بين موزه و مردم، اجتناب گردد. بهترين مکان استقرار موزه ها در داخل شهر معمولاً مراکز شهري است. وجود امکانات مناسب براي انواع ارتباط از قبيل بحث هاي باز، سخنراني، آموزش بيشتر در کتابخانه موزه، برنامه ها و وقايع هنري، امکانات رستوران موزه، برنامه هاي مخصوص کودکان به همراه بسياري برنامه هاي ديگر در رابطه با اوقات فراغت بازديدکنندگان از جمله عوامل موثردر استقرار موزه هاي عمومي همراه با ساير فعاليت هاي فرهنگي و هنري است. از اين رو طبيعي است که در اين شرايط استقرار موزه ها در مرکز شهر در عين حال همراه با ديگر فعاليت هاي فرهنگي عمده مانند کتابخانه، تاتر و سينما باشد. درعين حال بايد توجه داشت که وجود فعاليت هاي متشکل اداري و تجاري در مراکز شهري که مانع توسعه اماکن مسکوني وديگر فعاليت هاي فرهنگي مي شوند.يک ناحيه برخوردار از انواع تجهيزات و داراي مراکز آموزشي نيز براي استقرار موزه مناسب است. اعضاء اين مراکز و نهادها به موزه گرايش لازم را دارا هستند و وسايل و تجهيزات و امکانات علمي اين مراکز مي تواندکمک بزرگي به کار آموزش و تحقيق در اينگونه موزه ها باشد. شکل گيري موزه ها در قسمتي از شهرها که از نظر امکانات آموزشي و فرهنگي محروم بوده اند به مفهوم تاکيد بر نقش آموزشي و اجتماعي موزه است.
2-1- 8-3-مکانيابي موزه ها در خارج شهرها
شهر با فعاليت هاي بي پايانش پشت سر نهاده مي شود و نوع ديگري از موزه در بيرون از شهر ظاهر مي شود ،که در صورت امکان اغلب در نواحي خوش منظره و جذاب قرار دارد و از نظر گذراندن تعطيلات و ساير ايام فراغت نيز مطلوب هستند. انتقال چنين تجهيزات فرهنگي مهمي در عين حال، شهر را فقيرتر مي کند و ممکن است موزه نيز به نوبه خود آسيب ببيند چون خطر جدايي آن از ساير امکانات فرهنگي و آموزشي و تبديل شدن به قرباني انزواي باشکوهش وجود دارد، بخصوص اگر مکان انتخاب شده از شهر خيلي دور باشد. پيدايش اتومبيل حداقل در اروپا و امريکا، صحبت از يک جامعه متحرک را که فاصله براي آن اهميت چنداني ندارد، ممکن ساخت و به علاوه اين امر اغلب بهانه اي براي رانندگي به بيرون از شهر در تعطيلات آخر هفته گرديد. بنابراين اکثر بازديدکنندگان موزه هاي واقع در خارج از شهر به طور عمده در تعطيلات آخر هفته و تعطيلات عمومي به اينگونه موزه ها مي روند. چنين موزه هايي علاوه بر عملکردهاي سنتي، بايد سعي در حفظ فضايي غير رسمي داشته و بازديد کننده لاقل از امور روزمره و فشار زندگي روزانه، احساس آسودگي کند. موزه بايد به شهر نشين خسته، امکان تفريح و تجديد قواي روحي و رواني عرضه کند. حتي مي تواند يک فرد عادي را به زائر آثار هنري تبديل کرده و به جستجوي مکاني وادارد که در محاصره ترافيک شهر نيست و به نور و هواي مصنوعي نياز ندارد. در بيرون شهرکه صلح و ثبات حکمفرماست و اشعه هاي خورشيد از هاله اي از دود عبور نمي کنند، امکان برخوردي بين انسان و هنر وجود دارد که انسان را قادر به کشف دوباره طبيعت واقعي خود مي سازد.انسان مدرن تفريح را به صورت فرار يا فرجه اي در فشارها و تنش هاي زندگي و کار روزانه مي بيند، يکي از راه هاي مقابله با اين تنش انجام کاري در نقطه مقابل کار اجباري روزمره است. وي تمايل دارد استعداد و مهارتش را در محلي پرورش دهد که نسبت به محيط زندگي روزانه اش که در طول يک روز يا يک سال عادي استفاده مي کند، دورتر باشد. همه اينها به ظاهر حاکي از لزوم وجود فاصله اي بين موزه و شهر است.
تحقيق در عملکرد اين گونه موزه ها نيز از جهات زيراهميت بسيار دارد:
* ارزيابي کيفيت هاي تماشايي منطقه
توصيفات احساسي نظير زيبا، جالب نبايد تنها ضابطه تعيين جاذبه هاي يک منطقه در خارج از شهر باشد و ارزيابي کمي ويژگي هاي منطقه نيز ضروري است. براي اين منظور بايد مهمترين ويژگي هاي منطقه شناسايي و ارزيابي شود. وسعت کوهپايه ها، اراضي مجاور جنگل ها، کنار رودخانه و درياچه بايد به عنوان يک شيوه سنجش جذابيت نسبي نواحي مختلف تحت بررسي، اندازه گيري و مقياس قرار گيرد. تحقيق درباره شرايط آب و هوايي از نظر تشخيص شرايط جوي براي فعاليت موزه نيز ضروري است و مناطقي که از نظر آب و هوايي نامناسب تشخيص داده مي شوند، حذف شده يا چند معيار خاص در طراحي آنها پيش بيني مي شود.
* تجهيزات پشتيباني
شايد ناحيه تحت بررسي به خودي خود تعدادي مراکز جالب داشته باشد. با اين حال بايد بين مراکز جالب فرهنگي و تاريخي نظير قلعه ها، قصرها، شهرها و دهکده هاي تاريخي و مراکز فعاليت هايي چون ورزش هاي زمستاني، قايقراني و شنا، اردوگاه ها و دهکده هاي پر طرفدار براي تعطيلات و سفرهاي آخر هفته، تمايز قايل شد.تحقيقات از بازديدکنندگان موزه ها نشان داده که اکثر آنها توريست هستند. به اين ترتيب موزه هايي که در نواحي تعطيلاتي قرار دارند، حداقل در فصل تعطيلات مي توانند انتظار تعداد زيادي بازديدکننده را داشته باشند.
* بازديدکنندگان
اگر چنين مراکز جالبي در منطقه يافت نشود، تجزيه و تحليل بازديدکنندگان بالقوه بايد در شهرها و دهکده هاي مجاور
متمرکز شود. بر اساس تحقيقاتي که در هلند انجام شده، افرادي که به دنبال تفريح آخر هفته هستند بندرت حاضرند بيش از 30 کيلومتر سفر کنند، و رانندگان آلماني مايل نيستند بيش از سه ربع ساعت رانندگي کنند. نظر به عدم جذابيت حمل و نقل عمومي در مسيرهاي طولاني، در سفرهاي کوتاه و مسافرت هاي آخر هفته معمولاً از وسايل حمل و نقل خصوصي استفاده مي شود.
2-1-9-طراحي موزه
موزه ها به عنوان ساختمان نيز در بسياري از مشخصه ها مشترک اند . در کل هدف اصلي موزه ، جمع آوري ، مستند سازي ، حفظ ، پژوهش ، تعبيير و نمايش صورتي از شواهد مادي است .
2-1-9-1-نکات حائز اهميت در طراحي موزه از نگاه ناظر دروني
* دانستن شخصيت موزه و تعريف مستقل آن در شکل دهي کالبدي فضا هاي موزه موثر است .
* عملکرد فضاهاي موزه و خلوص اين فضاها بطوريکه آسيبي به خوانايي و وضوح اشياء درون موزه نزند.
* دانستن مشخصات دقيق آثار و اشياء موزه و روش هاي خاص نگهداري آنها ، نوع انبار کردن مجموعه ها و روش هاي مختلف در ارائه مجموعه ها به بازديد کننده ها ضروري است .
* توجه به چيدن فضاها با توجه به ارتباط با فضاهاي باز ، سلسله مراتب استقرار فضا بر اساس دياگرام تعريف شده در برنامه موزه و خلق فضاهايي که تصوير درستي ازعملکرد موزه درذهن بگذارند وبه پرورش خلاقيت ها
کمک کند .
* طراحي ، تفکيک و تلفيق درست مسيرهاي مختلف با در نظر گرفتن خوانايي مسيرها ، احترام به نيازهاي رواني انسان ، امکان بازديد بدون آنکه حق ديدار سريع عمومي ، ديدار از همه بخش ها و يا ديدارهاي تخصصي را از بازديد کننده سلب کند . مسير پرسنل ، مسير اشياء ، مسير خدمات و نظافت بايد کاملاً تفکيک شوند .
* نوع سيستم هاي امنيتي ، مراقبتي و نگهداري در طراحي موزه نقش مهمي دارند .
* دانستن نظام موزه گرداني _ تعداد کارمند و خدمه و متخصصين ويژه و ….
* نور پردازي و بازي درست نور طبيعي و مصنوعي در بخش هاي مختلف موزه .
* طراحي ، رنگ بندي ، کف ها ، سقف ها ، نور گيرها ، ديوارها ، ديوارهاي کاذب .
* طراحي انواع ويترين ها و فضاهاي ويژه آثار ، پانل ها و تقسيم کننده هاي ديگر .
* گرافيک محيطي و سيستم هاي اطلاع رساني فعال و غير فعال .
* ترتيب درستي از فضاهاي خدمت رسان17 و خدمت گير18 .

2-1-9-2-نکات حائز اهميت در طراحي موزه از نگاه ناظر بيروني
* ميزان تلفيق درست و خردمندانه و سازگار با طبيعت اطراف .
* خوانايي در ترکيب احجام ، فضاهاي پر ، خالي ، نما ، پلان ، مقطع .
* دميدن روح به کالبد موزه از طريق تعريف داستان زندگي براي هر قسمت از فضاهاي موزه .
* بهره گيري از معماري ايراني ، نمايش خلاقيت در کاربردهاي جديد مفاهيم.
2-1-10-نتيجه گيري
موزه ها از منابع مهم و سرمايه هاي ملي کشورها هستند. هنگامي که به صورت صحيح و علمي مورد استفاده قرار گيرند مي‌توانند در تحقق هدفهاي فرهنگي و اجتماعي مؤثر باشند. يکي از مهم‌ترين کارکردهاي موزه به نمايش گذاشتن داستان‌ انسان گذشته در برابر چشمان انسان معاصر است و نيز نشان ميدهد او چگونه دانش خود را درباره‌ي جهاني که در آن زندگي کرده به‌ دست آورده است و چگونه هنر،صنايع،تمدن و فرهنگ خود را ساخته و چگونه زندگي خود را بنا نهاده است. موزه معرف و نماد جنبه هاي گوناگون تاريخ زندگي‌ اجتماعي بشر طي قرنهاي متمادي‌اند. يعني آنچه را که در کتابهاي تاريخ به‌طور تئوري مي‌خوانيم در موزه به‌طور عيني و محسوس لمس مي‌کنيم. موزه فرصتي را براي بروز لذت ناشي‌ از زيبايي،شادي و شعف‌ذهني،و فضايي را براي پرورش‌ تصورات دست‌نيافتني و گريز از روزمرگي و سرگرمي ذهني فراهم‌ مي‌کنند و جايگاه ويژه‌اي در ميان ابزارها و روشهاي آموزشي‌ دارند. بايد آنها را به مثابه مراکز دانشگاهي به شمار آورد،زيرا هر فردي را در هر سطحي از دانش بهره‌مند مي‌سازند. براي اين‌که موزه ها در راستاي توسعه‌ي فرهنگي و آموزشي‌ جامعه مؤثر باشند، بايد در قالب اشياي خود، دوردست گذشته‌ و چشم‌انداز آينده را در پهنه‌ي افق امروز ببينند،کليت و نظام‌مندي و استمرار فرهنگي را پيش چشم نهند و رمزوراز آن‌را در جان اشيا بنمايانند و تماشاگه راز باشند و آموزگار. جذابيت موزه ها بايد آن‌چنان باشد که فراگيري علمي را آسان‌تر کند و اشتياق ديدن اشياي جالب و ديدني را فزوني بخشد و بازديدکنندگان را به دنياي شگفتي هاي پررمزوراز گذشته بکشاند. پس پيشنهاد مي‌شود، موزه داران و يا افرادي که در کار احداث و نظم‌بخشي موزه ها هستند،در ميان بازيافت هاي تاريخي، اشيايي را در غرفه ها به نمايش بگذارند فناوري،صنعت و هنر را براي بيننده بازگو کنند و هرکدام از آنها، مانند کتابي جامع و کامل،روشنگر تمدن و فرهنگ گذشته باشد. انديشه،تلاش، ذوق و ابتکار نياکان ما را در جهت ترقي و شکوفايي کشور انعکاس‌ دهد تا الگويي باشد براي همگان که در جهت سرافرازي و سربلندي‌ کشور،بکوشند.
2-2- بخش دوم : باستان شناسي
2-2-1-مقدمه
باستان شناسي از علوم مستقل و داراي روش ها و پايه هاي نظري خاصّ است . اين علم را از شعب دانش انسان شناسي فرهنگي ، که به مطالعة فرهنگ هاي ادوار مختلف تاريخ بشري مي پردازد، دانسته اند. زيرا يکي از مهمترين زمينه هاي پژوهشي باستان شناسان ، بررسي ساختار فرهنگي جوامع انساني و تکوين و تحول آن در زمان ها و مکان هاي مختلف است . باستان‌شناسي يا ديرين‌شناسي19 ، ذهن را به سمت حفاري سايت‌هاي باستاني و آثار به جاي مانده از تمدن‌هاي کهن متمايل مي‌سازد، آن‌چه بيشتر در موزه‌ها جمع شده و به معرض ديد علاقمندان گذاشته مي‌شود.
2-2-2- باستان شناسي و تاريخچه آن
باستان شناسي ، دانش شناخت فرهنگ هاي ادوار گذشتة انسان ، بر اساس مطالعة اشيا و آثار ديرين و جزآن . فرهنگستان ايران اين ترکيب را معادل آرکئولوژي فرانسوي وضع کرده است که از آرخايولوگيا ي يوناني ، مرکب از آرخايوس به معني کهن و لوگيا از واژة لوگوس به معني شناخت ، مشتق شده است . به نقل تاريخ ، نخستين کسي که به فعّاليّتهاي باستان شناسي پرداخت ، نَبونيدوس (آخرين پادشاه بابل ، حک : 556ـ539 ق م ) بود که براي يافتن نام سازندة معبد شَمَش ، الهة خورشيد، آن را کاويد و ديوارهاي معبدي را کشف کرد که نَرَمسين (پسر سارگُن اول ، شاه اکد و بابل ، ح 2000 ق م ) ساخته بود. نخستين کاوش هاي باستان شناسي به مفهوم امروزي آن ، در قرن هفدهم در بازار شهر رُم صورت گرفت . اين فعّاليّت ، البته به طور نامنظم ، در کشور چين قدمت بيشتري دارد؛ در زمان نفوذ سلسلة سونگ ، کاوش هايي بر روي خرابه هاي پايتخت قديمي سلسلة شانگ (1523ـ1027 ق م ) در نزديکي آنيانگ ، صورت گرفت و نخستين مجموعة اشياي مفرغي و منقوش به دست آمد .حفّاري از فعّاليّتهاي اصلي باستان شناسي است ؛ زيرا از اين طريق وضع آثار مدفون ، با همان شکل و حالت که بر روي لايه هاي مختلف قرار دارد، مشخص مي شود. در هر حفّاري طرز قرار گرفتن آثار برروي طبقات گوناگون از دو جهت مطالعه مي شود:
1) جهت عمودي ، براي تعيين قدمت لايه ها و مقايسة

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع کرامت انسان، قتل عمد، تعلقات اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع کرامت انسان، کرامت انسانی، اجرای مجازات