دانلود پایان نامه با موضوع سلسله مراتب، آداب و رسوم، زمان گذشته

دانلود پایان نامه ارشد

بگريزد و به خود بپردازد و تفاوت خود را با ديگران آشکارتر کند، با هويت تر مي گردد. هويت در عالم وحدت خدايي بودن و در عالم کثرت خود بودن است.(عيسي حجت، ????) بخش ديگر تاثير انسان در مقوله ي هويت، به او به عنوان شناسنده ي بنا مربوط مي شود . در اين مورد بحث هويت از جايي شروع مي شود که قرار باشد چيزي براي کسي مورد شناسايي قرار گيرد. ويژگي هاي موجود در يک پديده يا يک بناي معماري، براي همه افراد به يک اندازه قابل شناخت نمي باشند. ميزان شناخت و اشراف بينندگان و بهر ه وران از آن پديده، در درک و دريافت ويژگي هاي آن موثر است. به عنوان مثال ساختماني که به عنوان مشخصه معماري ايراني در خارج از کشور ساخته مي شود، جايي که بينندگان آن، شناخت کمي از معماري ما دارند، به يک سري از ويژگي هاي شاخص و کلي معماري ايراني اشاره مي کند.ولي اگر همان معمار قصد داشته باشد ساختماني را در يزد بسازد، لازم است، به جزئيات و مشخصه هاي بيشتري از معماري خودي توجه نمايد.
3-6-1-2- هويت و مکان
ما همواره هويت خود را با ذکر مکان خاستگاهمان بيان مي کنيم. جمله هايي چون”من اهل تهران هستم “،” من
اهل پاريس هستم ” فارغ از ناسيوناليسم هاي کور، در مورد هر زادگاه و خاستگاهي صدق مي کند و صرفاً به آن معنا نيست که در شهر تهران يا پاريس، خانه يا دفتري داريم؛ بلکه بيشتر بدان معنا است که ما خود را به هستي شهر تهران يا پاريس داخل و منضم مي کنيم . پيداست که تعلق داشتن و بستگي يافتن، که به نظر مي رسد در معناي هويت پنهان است چيزي فراتر از حس آسودگي و خوش زيستي يا رفاه در يک مکان را مي نماياند . پس، صرف نظر از موقعيت تاريخي، اجتماعي، تکنولوژيکي و جغرافيايي؛ انسان ها هميشه به مکان نياز خواهند داشت، زيرا برخورداري از مکان و شناسايي آن، بخشي از وجود و هويت بشر را شامل مي شود .در دوران جديد، معناي مکان آنگاه آشکار شد که، مکان چون گستره اي از فضا که داراي بار ارزشي است، به غير مکان يا بي مکاني تغيير چهره داد. در گذري کوتاه به اين مقوله در طول تاريخ در مي يابيم که، در گذشته حکماي ايراني و فلاسفه ي باستان، مفهوم مکان و فضا را يکي قلمداد کرده و براي تعريف هر يک از ويژگي هاي ديگري استفاده مي کردند. از بين نظريه پردازان قرن بيستمي، کوين لينچ اولين بار با بيان واژه ي تصوير ذهني در سال 1979 ، هويت محيط را سبب داشتن تصوير ذهني روشن از آن دانست، از اوايل دهه ي 1970 ، پديدارشناساني چون اي. فو. تون، ادوارد رلف و باتيمر متوجه ابعاد زيستي انسان و رابطه او با محيط شدند.تحقيقاتي که در نيمه دوم قرن بيستم توسط نظريه هاي پديدارشناسانه نوربرگ شولتز و به تاسي از هايدگر و هوسرل تقويت شد. نوربرگ شولتز ” از دست رفتن مکان” در دوران جديد را با هويت زدايي برابر مي دانست. از نظر وي، مکان تجلي آشکار زيست جهان است .وي فهم معماري چونان هنر مکان را بدان معنا مي دانست که، آثار منفرد دست در دست يکديگر داده تا کليتي را تشکيل دهند، که به تک تک آنها معنا ببخشد. در نظر وي”عرف معماري” ريشه اي براي سبک آن مي باشد شناخت عر ف ها و فرهنگ هاي معماري مکاني، در معماري محلي و استفاده درست از آنها مي تواند بخشي از مشکلات معماري امروز را برطرف نمايد.
فرهنگ معماري ما با آسمان آبي همخواني دارد و با آسمان ابري لندن بسيار متفاوت است. معماري ما شاد است، مسجد امام اصفهان مهربان و شاد و کليساي نتردام پاريس ترساننده و سنگين مي باشد. معماري ما شاعرانه،پيچيده و تو در تو مي باشد ويژگي هاي کيفي که در مکان معماري ايراني به منصه ظهور رسيده است.در ديدگاه انديشمندان پديدارشناس، مکان از طريق همين عناصر معنادار بوجود آورنده اش و بستري که براي فعاليت آماده مي کند، در طول زمان داشته هايي ذهني در انسان بوجود مي آورد، که توسط آن محيط برايش داراي هويت مي شود. لذا شناخت عناصر و خصيصه هاي بوجود آورنده محيط از جمله ملزومات کار معمار جهت هويت بخشي به آن مي باشد .همان مکاني که در دوران مدرن به دور از شناخت معنا و ويژگي هاي آن، تنها ترويج دهنده ي نامکان شد.در سرزمين هاي کهني چون ايران که تفاوت آب و هوايي آن هر روز بيش از 40 درجه و اختلاف ارتفاع نقاط مختلف اش از 30 متر در کنار درياي خزر تا بالاتر از 1000 متر در شهرکرد است، شناخت ويژگي هاي جغرافيايي مکان، يکي از اولين مولفه هاي ضروري مي نمايد. ايران به گونه اي است که ويژگي هاي اقليمي نقاط نزديک به هم در آن نيز متفاوت مي باشند. مثلاً يزد و اردکان فاصله ي کمتر از 50 کيلومتر دارند و بسياري نکات مشترک بين اين دو نقطه وجود دارد؛ در حالي که وزش باد در اين دو شهر کاملاً متفاوت است؛ که همين تفاوت عرف ساخت و جهت گيري، بادگيرهاي اين دو شهر را تحت تاثير قرار داده است. همين تفاوت کوچک، جهت و جاي يک عنصر معماري مشابه را در اين دو شهر عوض کرده است، به گونه اي که بادگيرهاي يزد چهار طرفه است و بادگير هاي اردکان يک طرفه مي باشد.
3-6-1-3-هويت و زمان
زمان به عنوان يکي از ابعاد وجودي جهان، داير? ممكنات، انسان و معماري او، همواره مورد توجه انديشمندان بوده
است. زمان در نظريه هاي هستي شناسانة عرفاني- ايراني مترتب و لايه لايه بوده و در والاترين مرتبه به زمان در مرتبه سرمدي و نفي اطلاق قراردادي، اندازه گذاري شده، همگن، يک سويه و تهي از معنا مي رسد، در تبيين چيستي زمان و در ارتباط و نسبت آن با حرکت، نظريات فلاسف? اسلامي چون ابن سينا در باب زمان، تفاوت عمده اي با نظر ارسطو نداشت. ملاصدرا نيز زمان را مقدار حركت در جوهر مي دانست و آن را به عنوان بعد چهارم در كنار ابعاد سه گانه جوهر جسماني عرضه مي داشت.ملاصدرا در تبيين حركت جوهري خود زمان رامقدار تجدد و تبدل معرفي مي نمود. اين نگاه به زمان با حركت دوري افلاك كه تلقي پيشينيان از آن بود، متفاوت مي باشد.كُربن نيز زمان را تشيكل دهند? هر چيزي دانسته و وابستگي آ ن را با حقيقت و لايه هاي مختلف آن مطرح نموده است. در نگاه وي، زمان صرفا مرتبط با طبيعت نمي باشد، بلکه انفسي و معطوف به پديده هايي است که فرد در طول و عرض آن هاودر پيوستگي با آن ها زندگي مي کند.از آنجايي که فعاليت هاي انساني در طول زمان و در مکان معنا مي يابند، اين فعاليت ها در طول زمان خاطراتي را در ذهن انسان ايجاد مي کند، که ممکن است فردي يا جمعي باشند.با رجوع چندين باره به آن ها، خاطره اي جمعي که از عوامل هويت بخش انسان مي باشند، نقش مي بندد. براي اولين بار، مفهوم حافظه جمعي توسط جامعه شناس فرانسوي اميليا تايم مطرح گرديد. در نظر او، زندگي جمعي در طول تاريخ امتداد دارد و منقطع نيست و اين احساس که در فرد فرد جامعه يا اکثريت آن ها وجود دارد، حافظه جمعي ناميده مي شود. اين پديده غيرارادي در طول زمان و زندگي فرد و جامعه نهادينه مي شود. هويت اجتماعي و حافظة جمعي در جايي حفظ مي شود که وقتي فرد در آنجاست حس مي کند، مکاني که در آن مستقر است با ساير نقاط متفاوت است، هر چقدر زمان گذشته داراي بستر بيشتري براي فعاليت هاي مختلف و خاص بوده باشد، بر ضخامت حافظه جمعي آن جامعه افزوده مي شود. به نظر حبيبي، خاطره ابزار تفحص گذشته نيست بلکه صحنه اي براي به حال آمدن گذشته است،پس خاطره و حافظه تاريخي که در طول زمان شکل گرفته، از عناصر اصلي هويت بخشي مي باشد.( سيد حسين تقوائي، ????)
3-7-خصوصيات شکلي هويت بخش در معماري سنتي(دوره اسلامي)
در مطالعه معماري ايراني اسلامي و استخراج مفاهيم،مباني و ويژگي‏هاي آن كاملاً روشن است كه اساس و شالوده اصلي آن در فلسفه وجودي اين سرزمين بوده است و در نتيجه،مطالعه آن بدون عميق شدن در مسائل اجتماعي، فرهنگي،ديني و ادبي ناممكن است و روش تطبيقي رفت و برگشتي بين قالب (صورت) وفلسفه اجتناب‏ناپذير مي‏باشد. دشواري اين تحليل از همين جا آغاز مي‏شود. چرا كه كالبد هميشه قابل نقد علمي است،به ويژه هنگامي كه اين نقددرارتباط با محيط فيزيكي و جغرافيايي صورت مي‏گيرد.مطلب پيچيده‏تر،راز فضاي فرهنگي است كه بدون سفر عاشقانه در ژرفاي انتزاعي و معنوي آن به دست نمي‏آيد. تمام معماري‏هاي برجسته جهان رازي دارند كه فقط با چشم دل مي‏توان به آن راه يافت. در ايران اين نگرش عاطفي هنگامي حاصل مي‏شود كه تعادل و پيوندهاي محيطي و معنوي انسان با استحكام و تعادلي مطلوب برپا شده باشد.در اين راستا به مواردي اشاره مي‏كنيم:
3-7-1-درون‏گرايي
درون‏گرايي مفهومي است كه به صورت يك اصل در معماري ايران وجود داشته وبا حضوري آشكار،به‏صورت‏هاي متنوع،قابل درك و مشاهده است. ويژگي معماري غيرقابل انكار آثار و ابنيه‏اي مانند خانه،مسجد،مدرسه،كاروانسرا،حمام و غيره مربوط به خصوصيت درون‏گرايانه آن است كه ريشه‏اي عميق در مباني و اصول اجتماعي-فلسفي اين سرزمين دارد. با يك ارزيابي ساده مي‏توان دريافت كه در فرهنگ اين نوع معماري،ارزش واقعي به جوهر و هسته باطني آن داده شده است و پوسته ظاهري،صرفاً پوششي مجازي است كه از حقيقتي محافظت مي‏كند و غناي دروني و سربسته آن تعيين‏كننده جوهر و هستي راستين بنا است و قابل قياس با وجوهات و فضاي بيروني نيست.درون‏گرايي در جستجوي حفظ حريم محيطي است كه در آن شرايط كالبدي با پشتوانة تفكر ،تعمق و عبادت به منظور رسيدن به اصل خويش و يافتن آرامش اصيل در درون ،به نظمي موزون و متعالي رسيده است.بر اساس تفكر شرقي و در سرزمين‏هاي اسلامي،جوهر فضا در باطن است و حيات دروني،به وجود آورنده اساس فضا است .امر توجه به مسائل دروني بر اساس فرهنگ،نوع زندگي،آداب و رسوم و جهان‏بيني شكل گرفته كه همراه با مسائل محيطي،جغرافيايي و اقليمي معناي نهايي خود را به دست آورده است. معنايي كه از فطرت خود انسان نشأت گرفته است.
3-7-2-مركزيت
ويژگي موازي با مسأله درون‏گرايي،مركزيت در فضاي معماري است. سير تحول عناصر پراكنده(كثرت‏ها)به وحدت مركزي در اغلب فضاهاي معماري دنياي اسلام به چشم مي‏خورد. حياط خانه‏ها،مساجد،مدرسه‏ها و كاروانسراها هسته‏هاي تشكيل دهنده اين تفكر و رساندن عناصر عملكردي يا جزئيات.ميانه و دور به مركز جمع‏كننده تنوع‏ها و گونه‏گوني‏ها مي‏باشند. اين فضاي دروني مركزي كه گاه مي‎تواند چيزي غير از حياط مركزي باشد تنظيم‏كننده تمام فعاليت‏ها بوده و اصل و مركز فضا را در قسمتي قائل است كه نقطه عطف و عروجي استثنايي در آن رخ مي‏دهد.
3-7-3-انعكاس
در اغلب فضاهاي معماري ايران منظره كلي حاصل از شكل‏گيري عناصر كالبدي،به وجودآورنده كليتي بصري است كه اجزاي آن در قالب محوربندي‏هاي حساب‏شده و منظم،چارچوبي را تشكيل مي‏دهند كه درآن موضوع شكل و تصوير به كمال مي‏رسد. اجزاء تركيبي در محورهاي افقي و عمودي همواره رشد صعودي داشته و به منظور دستيابي به مركزيت ديد(تصوير)خط حركت عمودي در فضاهاي باز به طرف آسمان ونور تنظيم مي‏شود كه پيوند معماري،نور،آسمان و انعكاس را به عنوان نتيجه بصري به دست مي‏دهد. بهترين نمونه‏هاي اين شكل‏گيري منظم از طريق انعكاس را مي‏توان در آينه‏هاي مابعدالطبيعي مساجد چهار ايواني ايراني دانست.انسان در گردش محوري خود به طرف جهات مختلف اين كليت فضايي منسجم را حس مي‏كند كه گوياي نظام فكري منظمي است كه در آن ،مركزيت فضا و زمين در مركزيت(توحيد)آشتي‏دهنده عوامل اتصال زمين و آسمان است.در مركز مساجد چهار ايواني،سطح آب از لحاظ بصري به عنوان آينه انعكاس‏دهنده،نه فقط بدنه‏هاي اطراف را معرفي مي‏كند،بلكه به علت موقعيت استثنايي خود (مركز) تمثيل
داستان آسماني منعكس در تلألؤهاي آب به عنوان تصاوير‏برگردان حاضر ولي غيرمادي از زندگي انسان‏ها در ميل به حقيقتي بالاتر و جاويدان است.
3-7-4-پيوند معماري با طبيعت
همدلي و احترام به طبيعت ريشه‏هاي عميق فرهنگي دارد و همزيستي مسالمت‏آميز انسان،معماري و طبيعت در معماري
سنتي ايران كاملاً مشهود است. اشارات فراوان در كتاب آسماني دربارة گياه،نور و اجزاء طبيعت و در نهايت تمثيل بهشتي آن موجب شده است كه در معماري ايران حضور طبيعت به طور همه جانبه باشد و فضاهاي نيمه‏باز-نيمه‏بسته در يك روند سلسله مراتبي به نحوي در كنار يكديگر قرار گرفته باشند كه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع رفتار شهروندی، رفتار شهروندی سازمانی، اثربخشی سازمانی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع رفتار شهروندی، رفتار شهروندی سازمانی، رفتارشهروندی