دانلود پایان نامه با موضوع روش شناسی، حقوق بین الملل، علوم اجتماعی، معرفت شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

است و در نهایت در سطح سوم که دانش انتقادی شکل می گیرد ، دغدغه اصلی انسان خوداندیشی است . « بدین ترتیب ، هابرماس با تشخیص سه نوع علاقه در بشر ، مبنایی عام برای همه صور معرفت به دست می دهد . علایق فنی – ابزاری ( انسان در مقام حیوان ابزار ساز ) علایق عملی ( انسان در مقام حیوان اخلاقی و فرهنگی ) و علایق رهایی بخش ( انسان در مقام موجود خود اندیش ) .»371 هابرماس در مرحله بعد از نقد روش شناسی های اثبات گرایانه به سراغ هرمنوتیک و بویژه ایده های گادامر می رود و همدلانه با وی ، به تنقیح و بازاندیشی پیش داوری ها فتوا می دهد – به جای حذف و طرد آنها توسط اثبات گرایان – و همچنین ضمن اذعان به تاریخمندی فهم و بی معنا انگاشتن فهم قطعی و نهایی ، از ضرورت دفاع از سنت در برابر هجمه عقل ابزاری و استیلای روش بر حقیقت سخن می راند و در نهایت ، ضعف های روش شناسی هرمنوتیک را نیز از نظر دور نمی دارد که ادعای شمولیت عام و تمامیت خواهی آن و اینکه هرمنوتیک نیز بایستی از ماورای روش و روش شناسی فرود آمده و به قلمرو روش شناسی علوم اجتماعی گام نهد ؛ وگرنه بود و نبود آن ، برای علوم اجتماعی خنثی خواهد بود .372 افزودن خصلت انتقادی به روش شناسی هرمنوتیک ؛ یادآوری خصلت ایدئولوژیک زبان ، نفی تقدم زبان و سنت بر سنجش ورزی های عقلانی و ارائه معیاری به منظور تشخیص فهم درست از فهم نادرست و تعدیل سازی تقابل شدیدی که گادامر میان روش و حقیقت قائل شده بود ، همه و همه هابرماس را بر آن می دارد که شان و منزلت روش شناختی هرمنوتیک را بازسازی و ادعاهای آن را تعدیل نماید و در نهایت آن را در خدمت روش شناسی علوم اجتماعی به کار گیرد . 373 هابرماس با اذعان به این واقعیت که ، علوم انتقادی نیز « همچون هر شکل دیگری از معرفت ، در وضعیت تاریخی یا زیست جهان مشخصی ریشه دارند و از این رو ، همواره باید مفاهیم و روش های خود را مورد بازاندیشی هرمنوتیکی قرار دهند »374 مراتب دین خود را به روش شناسی هرمنوتیک یادآوری نموده و برجسته می سازد . نقد معطوف به رهایی بخشی ، بارزترین وممتاز ترین خصلت علوم انتقادی و روش شناسی انتقادی است .حقوق بین الملل که عرصه و هماورد و رقیب نوظهور اقتدار و سلطه قدرت است ، بیش از هر حوزه ای از علوم اجتماعی بایستی به تعلقات روش شناختی علوم و دانش های رهایی بخش وفادار بماند؛ چرا که بر ساختن جامعه ای خودآگاه و فارغ از هرگونه سلطه که انسان ها به ابزار قدرت مبدل نشده و قدرت در لفافه ایدئولوژی و تامین امنیت ، به بت بشریت تبدیل نگردد ؛ آرزو و امیدی بزرگ است که صرفا با خود اندیشی ، رشد خودآگاهی و گشودن و باز گذاشتن باب گفتگوی عقلانی در حوزه عمومی جامه عمل خواهد پوشید . 375

جستار دوم : روش شناسی کنش ارتباطی در حوزه حقوق بین الملل
بر اساس نظریه کنش ارتباطی و الزامات روش شناختی آن که به تعبیر عده ای از محققان ؛ بازسازی خرابی ها و رفع و رفوی پارگی های مدرنیته به طور عام و نظم حقوقی مدرن به طور خاص است ؛ قاعده بازی – عصر پساتجدد- این است که دیگر نمی توان به مقتضای مدل هدف – وسیله و یا الگوی معروف عقل ابزاری به ساماندهی زیست جمعی جهانی از خلال نظام حقوق بین الملل پرداخت . هابرماس « به هم کنشی دو فاعلی اشاره دارد که با برخورداری از توان سخن گفتن و عمل کردن – خواه با وسایل کلامی و یا وراکلامی – روابطی بیناشخصی برقرار می کنند. این کنشگران می کوشند، در باره ی وضعیت کنش و برنامه های خود به تفاهم برسند تا کنش های خود را از طریق توافق هماهنگ کنند . معنای مرکزی تفسیر در وهله ی نخست مرتبط است با تعریف وضعیت کنش بر مبنای مذاکره ای پذیرای وفاق . چنانکه خواهیم دید ، زبان در این مدل جایگاه برجسته ای دارد .» 376 توانش ارتباطی به تعبیر یورگن هابرماس ، مختص انسان دارای ظرفیت گفتگو در سپهر عمومی است که « مناسبات ، از نفوذ زور و قدرت آسوده است و سوژه های سخن ورز اعتبار ساز خردورز ، در سایه تعامل چند جانبه بر توانمندی خود در توسعه عقلانیت ارتباطی افزوده و جامعه ای با محوریت ارزش ها و هنجارهای مشترک ایجاد می نمایند .»377 گرچه به دلیل فروکاست ناپذیری صورت ها و نمودهای متنوع و متکثر عقلانیت، در نزد ملت ها و فرهنگ های گوناگون ، نمی توان از عقلانیت ارتباطی جهانشمول و فراگیر سخن به میان آورد ؛ اما درافتادن در دام نسبیت اندیشی ، و بستن دروازه های ارتباطی افراد ، ملت ها ، مکتب ها و فرهنگ ها به روی هم نتیجه ای جز انکار توانش ارتباطی انسانی به همراه ندارد که قبول آن معادل نفی هرگونه ارتباط و توانش ارتباطی است378 . در این مدل که بر عقلانیت عام انسانی استوار است ، کنش گران و سوژه های مجهز به زمینه و دانش ارتباطی ، در راستای حصول تفاهم و به تبع آن همکاری و همیاری بر می خیزند که فهم این تعامل از خلال یک مدل روش شناختی ارتباطی امکان پذیر می شود که در نزد هابرماس و پیروان خط فکری وی ، برخاسته از توانش ارتباطی انسان است .379 به باور چنین حقوقدانی ، در غیبت هرگونه ابر روایت و مرجع مشترک و مسلط ؛ تنها مولفه ای که می تواند بین تابعان و کنشگران حقوقی ، با همه تفاوت ها و تمایزهای به رسمیت شناخته شده ، سازگاری و همزیستی ایجاد کند ؛ تکیه بر وفاق فارغ از اجبار تمدنی – ایدئولوژیک و حتی اجبار فردی است . البته چنین مقتضیاتی ، چندان که ملموس ومحسوس باشد در دکترین معاصر حقوقی مطرح نشده است . شاید فقدان این توانش در ادبیات حقوقی پسامدرن ، به منظر سلبی آن مرتبط است که صرفا به آسیب شناسی عصر مدرن اهتمام ورزیده و مخاطبان را در میان گزینه های متنوع ناشی از استقلال فردیت ، تنوع نگاه و نظر وافق معنایی متکثر عصر پسا مدرن سرگردان می سازد . هرشخص اعم از حقیقی و حقوقی جهانی است به قامت افق دید و تجربه زیسته خود380 ؛ اما عده ای از اینان ، با این معیارهماهنگ نیستند ؛ و از تحمیلی که حقوق بین الملل اقتدارطلب عصر مدرن ، بر اندیشه و کنش انسان سنتی و مدرن و ملت های غیر اروپایی در عصر استعمار و حتی در شرایط کنونی رواداشته است ، در عذاب اند و فضایی رهایی بخش در سایه انسانی شدن حقوق بین الملل و جهانی سازی حقوق بشر و حتی فراتر از آن باز می جویند .381
جستار سوم : روش شناسی فمينيستي
تفکیک فمینیسم معرفتی از فمینیسم اجتماعی امری به غایت دشوار است، با این حال در میان رویکردهای نظری فمینیسم، سه جریان لیبرال، سوسیال و رادیکال قابل بازشناسی است. قدر مشترک این سه جریان نظری در ایده نابرابری382، ساخت مردانه سپهر عمومی و تلاش برای تغییر وضعیت نهفته است. روش شناسی فرا اثبات گرای فمینیستی در تدارک فهمی از نظریه حقوقی، نهادها، قواعد ساختارها، اسلوب ها ورویه های حقوقی است که بر مبنای تازه ای از سلسله مراتب جنسیتی، وضعیت های برابری- پایه، و کنش اجتماعی حاکم باشد. بایستی مفاهیم و ارزش های پایه نظام حقوقی بین المللی همچون حاکمیت، صلح، امنیت، در توازن جایگاه و منزلت واقعی زنان بازتعریف شوند. 383
مبحث نخست : مدعیات روش شناسانه فمینیستی
با این حال بیان مشترکات طیف های متنوع فمینیستی و مدعیات روش شناسانه مبنایی آنها ، از جمله ضرورت هایی است که در فهم دقیق روش و روش شناسی آنان می تواند مفید واقع گردد.
الف – خودبسندگی انسان و به طریق اولی زنان ؛384 این تلقی اومانیستی از زن ، بازتاب سنت معرفتی مدرنیته است که با ظهور عصر روشنگری و متعاقب بسط مناسبات اقتدارگرا بر پهنه دولت – ملت های اروپایی و غیر اروپایی در حقوق بین الملل اروپایی منعکی گردید.
ب – مظلومیت تاریخی زن ؛ در نگاه فمینیست ها ، ظلم به زنان امری نهادینه شده است و در طول تاریخ همواره وجود داشته و در هر زمان به گونه ای ابراز شده است ؛ 385
پ – جنسیت به مفهوم بیولوژیک یا به معنای فرهنگی آن عامل فشار و ظلم به زنان است ؛386
ت – حقوق بین الملل گفتمانی مبتنی بر تبعیض چند لایه ، اساسا یک ساخت و ساحت مردانه گرا ، تبعیض آمیز ، توجیه گر وضعیت نابرابر موجود و عامل استضعاف زنان در مقیاس جهانی است ؛
ث – انکار تفاوت های طبیعی زنان و مردان ؛ فروکاستن تفاوت ها به فرایندهای جامعه پذیری و تحریف فرهنگ و قدرت ؛
ج – روحیه صلح طلب زنان در مقابل روحیه خشونت طلب مردان ؛ 387
نسل اول و دوم فمیینیست ها ، با سرخوردگی از جریان های اثبات گرایانه ، و تقابل با معرفت های اجتماعی معاصر خود ، به تثبیت رویکرد نوظهور و روش مالوف که اساسا ساختی مردانه داشت ، بیشتر از هر اقدامی در جبهه فرهنگی به تثبیت نظریه زنانه گرای خود و تبعیت از روش شناسی های موجود و در دسترس اهتمام می ورزیدند . در حالی که نسل سوم و چهارم فمینیست ها به روش شناسی انتقادی که داعیه علم رهایی بخش داشت ، اقبال گسترده ای نشان داده و با تلقی زمینه مند بودن فهم و شناخت اعم از زنانه و مردانه ، نفی استقلال دانش مردانه از پیشداوری ها و پیشفرض های مردانه ، – پیش فرض های هرمنوتیکال – عرصه را برای فمینیسم معرفتی رهایی بخش در شکل افراطی آن فراهم آوردند که در نهایت منجر به شکل گیری جریان معرفتی فمینیسم رادیکال شد که از بنیاد ، معرفت شناسی مردانه را انکار و سازه ای برای انقیاد تاریخی زن و زنان می پنداشتند . در تکاپوی شکل گیری دانش زنانه و معرفت شناسی زنانه ، جنسیت ، عامل تفکیک و تبعیض انگاشته شد که پادزهر چنین وضعیتی این بود که اخلاق مراقبت جایگزین اخلاق مسئولیت گردد که در بن مایه خود سازه ای مردانه و مفهومی تبعیض آلوده است. با این توصیف ، فمینیست ها با مشارکت فعال انقلابی خود در ساخت و پرداخت قواعد حقوقی و بعضا نهادهای حقوقی بین المللی ، زمینه شنیده شدن صدای زنانه و ارائه علم و دانش زنانه فراهم آوردند که استمرار این وضع ، به توسعه ظرفیت های روش شناسی زنانه انجامیده است .
مبحث دوم : روش شناسی زنانه گرا و جنسیت محور
با عطف به این گزاره مبنایی فمینیست ها که علم ، معرفت شناسی و اخلاق و حقوق بین الملل کنونی تابع الگویی اساسا مردانه است و صدا و حقیقت و حیات و هویت زنان در این گفتمان ها ، شنیده نشده ، بازتاب نیافته و تایید نشده است ؛ یک نظام اخلاقی – حقوقی زنانه که اساسا رابطه مدار و مراقبت محور است ، بایستی به رسمیت شناخته شود 388که با رویکردی انقلابی در ارزشگذاری و جهت گیری انتقادی در معرفت شناسی و نفی هرگونه جزمیت فرهنگی و اجتماعی ، از صدای معرفتی – فرهنگی اثبات گرایی ، متمایز است . به تعبیر رایج ، روش ها و روش شناسی فمینیستی « بر گفتگو و مفاهمه تاکید می ورزند ؛ تا ارائه و عرضه حقیقتی مسلط و یگانه »389 از طرف دیگر ، بیطرفی و عینیت گرایی مورد ادعای پوزیتیویسم حقوقی ، به هیچ روی مورد قبول و اذعان رویکرد فمینیستی نبوده و نیست وحتی بر خلاف تصورات معمول اثبات گرایان حقوقی ، که روش مالوف خود را فارغ از هرگونه ارزش داوری می انگارند ، به گمان فمینیست ها ، حقوق بین الملل تا این اواخر ، چیزی جز انعکاس صدای مردانه و سامانه ای برای توجیه و ترجیح تفوق مردان بر زنان و نظامی جنسیت گرا با سویه برتری هویت و منافع مردانه بر هویت و منافع زنانه نبوده است . چنین نظامی چگونه می تواند ، عینی ، جهانشمول ، بیطرف و از لحاظ ارزشی خنثی و یا حداقل متعادل و ناظر به آمال و آرزوهای اساسی بشری باشد ؟ غیبت زنان در نظم حقوقی بین المللی ، به روش شناسی سکوت در حقوق بین الملل دامن زده است که رمزگشایی از آن « توجه به روش هایی است که دوگانه های مختلف در ساختارش به کار گرفته می شوند . گفتمان حقوقی بین المللی بر مجموعه ای از این تمایزات مبتنی است . نظیر عینی – ذهنی ، حقوقی – سیاسی ، منطق – هیجان ، نظم – هرج و مرج ، ذهن – جسم ، فرهنگ – طبیعت ، عمل – انفعال ، عمومی – خصوصی ، حامی – تحیت حمایت ، استقلال – وابستگی . متخصصان فمینیست به رمزآلودگی جنسیتی این دوگانه های مخالف توجه کرده اند . نخستین واژه در هرکدام از آنها ، حاکی از خصوصیات مردانه و دومی از خصوصیات زنانه است . »390 « دومین موضوع روش شناسانه برای فمینیست ها در حقوق بین الملل ، این است که چگونه به تفاوت های فراوان میان زنان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع پوزیتیویسم، حقوق بین الملل، روش شناسی، جامعه بین المللی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع روش شناسی، حقوق بین الملل، بینامتنیت، رهایی بخشی