دانلود پایان نامه با موضوع روش شناسی، حقوق بین الملل، نظام حقوقی، فلسفه علم

دانلود پایان نامه ارشد

این دو به روش و همه این ها به ارزش و اعتبار در آمیخته است.286 به جای چنین تفکیکی، نگارنده تفکیک دیگری پیشنهاد می کند که بر ضرورت های معرفت شناختی و روش شناختی نوین تکیه دارد.اصولا حقوق بین الملل، همانند هر نظام معرفتی دیگر واجد یک رشته ویژگی ها و مختصات است که ساحت معرفتی و شناختاری آن را تشکیل می دهد و در عین حال از یک ظرفیت هنجاری و یا دستوری نیز برخوردار است که شناخت و تحلیل این ابعاد دوگانه مستلزم تکثر گرایی روش شناختی است. بنابراین، به جای ابتناء به روش شناسی معطوف به قاعده (روش شناسی به مفهوم مضیق) و روش شناسی معطوف به نظام حقوقی (روش شناسی به معنای موسع) می توان بدیل دیگری پیشنهاد نمود: روش شناسی ناظر به ساحت علمی287 (روش شناسی پدیدارهای حقوقی) روش شناسی ناظر به کنش اجتماعی ( روش شناسی نظام حقوقی بین المللی) و روش شناسی ابعاد دستوری ( روش شناسی ناظر به قاعده حقوقی). فارغ از تعارض رویکردها و « به هر تقدیر ، غرض از روش شناسی تایید یا تصدیق قاعده حقوقی یا حتی آشکار ساختن مفهوم و معنای دقیق آن نیست ؛ بلکه به دست آوردن ابزارهایی برای اثبات یا تفسیر قاعده حقوقی و یا به طور کلی دریافت حقیقت حقوقی آن است . به عبارت دیگر ، غرض از روش شناسی ، نشان دادن راه های درست استلال حقوقی است . » 288 این تعریف ، با تناظری که بین منطق حقوقی – راهبری فکر و اندیشه در عرصه عمل حقوقی – و روش شناسی حقوقی – ارائه و عرضه راه های درست استلال حقوقی و اندیشه ورزی و نظریه سازی و آزمون نظریه حقوقی – برقرار می کند ، در واقع به یک فروکاست گرایی معرفتی دامن می زند که با وضعیت جاری روش شناسی که، شعبه ای با اهمیت از فلسفه علم است ، سازگار نمی نماید . درست است که به تعبیر فیلیپ آلوت ؛ « ساختار برهان ها– احتجاج ها و بویژه سیاق منطقی آن » و شیوه اندیشیدن و اندیشه ها و نظریه های حقوقی جانمایه روش علمی حقوق بین الملل را تشکیل می دهد ؛ اما دقیقه و ظرافتی که در تفکیک منطق حقوقی و روش شناسی حقوقی نهفته است ؛ در همین واژه ساختار و فرایند احتجاج و استدلال و برهان حقوقی نهفته است که اگر ، محقق در صدد تعیین و تحلیل چنین ساختاری در فرایند احتجاجات منطقی برآید ، در حیطه روش شناسی حقوقی سیر می کند ؛ در حالی که اگر به احتجاجات و برهان های حقوقی که واجد سیاق منطقی هستند برای اثبات و تایید موضوعی بپردازد ؛ دروادی منطق حقوقی گام نهاده است.از طرف دیگر ، روش حقوقی به معنای مصطلح ، یعنی کاربست و انطباق مفاهیم انتزاعی بر مسائل مشهود و ملموس و عینی حقوقی که در واقع امر ، یادآور قلمرو اجرایی قواعد اعم از اولیه و ثانویه و مفاهیم حقوقی بر مسائل مبتلا به و متعارف روابط جمعی بین المللی است . 289 در حالی که روش شناسی حقوقی ، افزون بر مطالعه شیوه اعمال قاعده حقوقی بر واقعه اجتماعی عینی و کاربست نظریه ها و سازه های انتزاعی حقوقی، روش تکوین و آزمون نظریه های مزبور و اساسا شیوه اندیشیدن و اندیشه های حقوقی را نیز ارائه می کند .
با این توصیف مختصر، ارزیابی دقیق و سنجیده روش شناسی حقوق بین الملل، مستلزم پرداخت متوازنی از پیش فرض ها و مبادی روش شناختی عام علوم و معارف بشری است که با استناد به پویش تاریخی و معرفتی مقولات روش شناسی در فلسفه علم کلاسیک اعم از رویکرد ارسطویی – علت کاوی خام و دلیل کاوی سنتی که بیشتر متکی به سازه قیاس است – و رهیافت های نوین اعم از مدل طبیعت گرایی روش شناختی که قائل به وحدت روش علوم است و مدل« تکثرگرایی روش شناختی که فرق فارقی میان علوم طبیعی و اجتماعی در ساحت روش و روش شناسی در می افکند؛ »290 داستان پر فراز و نشیب روش شناسی حقوق بین الملل را در قالب سه نحله و رویکرد اصلی علت کاو ، دلیل کاو و معنا کاو مطالعه و تحلیل خواهیم نمود .
البته بر آگاهان پوشیده نیست که علم حقوق بین الملل ، نظام حقوقی بین المللی و بویژه قواعد حقوقی آن ، واجد ويژگي هايي است كه آن را از ساير حوزه هاي معرفتي و دستوری و هم چنین دانش های طبیعت گراو شبه طبیعت گرا، معارف اجتماعی و انسانی و علوم منطقی و ریاضی ، و حتی سایر شعب و گرایش های حقوقی متمايز مي سازد ،291 و درعین حال همسانی های میان الگوهای روش شناختی آن ، با معرفت های همگن و در مواردی ناهمگن ، نیازمند تبیینی همه جانبه نگر است ، که به همين منظور گسترش و بسط اين افتراق و تمايز و همسانی و تشابه روش شناختی را با دو سطح تحلیل – نحله های توصیه ای و تحلیلی ، پیشینی – پسینی و منطقی – جامعه شناختی و تئوریک – تجربی فلسفه علم به نمایندگی کارل ریموند پوپر و تامس کوهن – و سه واحد تحلیل اعم از هنجار – اعتبار ، متن و پدیده حقوقی بین المللی درچند فصل ، گفتار و جستار جداگانه به شرح ذیل بررسی خواهد شد. 292
در گفتار نخست : تحلیل روش شناسی نظریه های حقوقی موضوع تحقیق است ؛ که در این میان نظریه های حقوق طبیعی ، اثباتی ، جامعه شناختی ، هنجاری ، انتقادی و سیستمی حقوق بین الملل از حیث رویکردهای روشی و روش شناسانه مطالعه و تحلیل خواهد شد .
در گفتار دوم ؛ روش شناسی های علت کاو حقوقی موضوع تحلیل خواهد بود که افزون بر ساحت ها و ابعاد مفهومی این سازه روش شناختی دیرپا و بالنده ، به صورت مصداقی نیز به اثبات گرایی حقوقی به مثابه فراگیرترین و مسلط ترین مدل روش شناختی حوزه معرفتی ، کنشی و هنجاری حقوق بین الملل خواهیم پرداخت و در ادامه خوانش های نوظهور روش شناسی که مورد توجه حقوقدانان بین المللی قرار گرفته در چند گفتار مستقل تحلیل خواهد شد .
در گفتار سوم ؛ با تاکید بر مختصات معرفتی حقوق بین الملل و رشته تمایزات سه گانه هستی – معرفت و روش شناختی این دامنه علمی و دستوری از علوم طبیعی و اجتماعی به روش شناسی های دلیل کاو حقوقی بر حسب دو تقریر غالب از پارادایم عقلانیت ابزاری – ارتباطی در فلسفه علم اجتماعی معاصر و انتقادی و مدل های روش شناسانه ذیربط خواهیم پرداخت .
در گفتار چهارم ؛ آخرین سازه روش شناختی حقوق بین الملل ، که متاثر از تحولات پسا اثباتی حوزه روش شناسی علوم اجتماعی است با تاکید بر هرمنوتیک به مثابه دوگانه فن تاویل و روش شناسی عام علوم انسانی و آن دسته از روش شناسی های پسا مدرن که داعیه معناکاوی در سر دارند ؛ به دست تحلیل سپرده خواهد شد . بدیهی است که هر کدام از این سه جریان اصلی روش شناختی حقوق بین الملل ؛ متاثر از پیشینه های تاریخی ، پویش های جامعه شناختی ، معارضات و چالش های معرفتی و منطقی عام علوم بشری و خاص علوم اجتماعی – انسانی بوده است که تکیه بر شباهت ها و همسانی ها نبایستی ما را در دام وحدت روش شناسی مورد ادعای پوزیتیویست های منطقی293 افکنده و از مختصات و تمایزات دانش – نظام و قاعده حقوقی بین المللی و بویژه تنوع و تکثر روش شناختی آن ، چه در مقام مقایسه با روش شناسی علوم طبیعت گرا و ابطال پذیر و چه در مقام تطبیق با روش شناسی های علوم اجتماعی عقلانیت مدار – دلیل کاو و تاویل بنیاد – معناکاو غافل سازد .

گفتار نخست : روش شناسی نظریه های حقوق بین الملل
درآمدی نظری : تفکیک ساحت های مفهومی و دستوری حقوق بین الملل :
این تلقی نوظهور از روش شناسی در ضدیت با این فرض تقلیل گرایی معرفت شناختی 294 دو سویه شکل گرفته است که دانش حقوق بین الملل را به نظام حقوقی و نظام حقوقی را به قاعده فرو می کاهد وهمچنین با واقع گرایی حقوقی295 نیز برسرمهر نیست که حقوق را جریان زنده دادرسی های قضایی می پندارد . درعین حال با این تصور عمومی و شهودی که حقوق را مجموعه ای از فرایندها و آیین های تصمیم گیری انگاشته و شئون علمی آن را نادیده می انگارد نیز سرسازگاری ندارد. به تعبیر دیگر این تلقی از روش شناسی در درجه اول بر این ایده استوار است که حقوق بین الملل علم است و قابل فروکاستن به فن نیست. دردرجه بعد این واقعیت تاریخ علم را به چالش می کشد که بر خلاف تصور رایج نمی توان علم حقوق بین الملل را به نظام حقوقی و نظام حقوقی را به قاعده حقوقی فروکاست ؛بنابراین مجموعه ای ازسازه های روش شناختی را برای شناخت پدیدارهای متنوع حقوقی در قالب چند نظریه اصلی که جریان های تئوریک حقوق بین الملل را نمایندگی می کنند ، به اختصار تمام به دست می دهد. البته یکی از جوانب حائز اهمیت در تحلیل مسائل فلسفه علم حقوق بین الملل ؛ روشنگری در باب روش شناسی نظریه های غالب علم حقوق بین الملل است که مقدم بر طرح گونه های ممتاز روش شناسی علت کاو، دلیل کاو ومعناکاو ، که بعضا ناظر به ابعاد کنشی و دستوری قاعده حقوقی و نظام حقوقی بین المللی است ؛ در همین گفتاربه تحلیل روش شناسی ساحت شناختاری و تئوریک حقوق بین الملل می پردازیم .

جستار نخست : رویکرد روش شناسانه نظریه حقوق طبیعی
روش شناسی مناسب با نظریه حقوق طبیعی296 روش شناسی ترکیبی و یا فلسفی است که در مقام کشف مصادیق حقوق فطری و استخراج و استنباط قواعد و مقررات جزیی از اصول و نوامیس کلی با تکیه تام بر قیاس و استنتاج منطقی عملی می گردد.297 البته تقریر تجربی نظریه حقوق طبیعی298 توسط جان فینیس299 و رودلف استاملر300 ، در سازه های روش شناختی نظریه مزبور ، تغییراتی اساسی ایجاد نموده است ؛ به گونه ای که محققان مزبور در چارچوب پارادایم تجربه گرا و اثباتی ، با توسل به روش استقرایی در مقام تکوین نظریه خود به جمع آوری داده های جامعه شناختی پرداخته و درمقام آزمون نظریه مزبور نیز از تجربه مدد گرفته اند . 301 خصلت توصیفی و تجویزی این نظریه بر ابهام ها افزوده است و محققان را به تکاپویی دیرنده در راستای تنسیق تجربی و متعارف از آن واداشته است . به هرحال سه مرحله متمایز در پویش تاریخی این نظریه قابل اشاره است که در گام نخست با عقل پیوند خورد و در نزد رواقیان ، منزلتی عظیم یافت . با گسترش مسیحیت و ظهور اسلام ، این نظریه تکیه گاهی ایمانی یافت و در نهایت در عصر روشنگری که موج حقوق بشر و حق های بشری ، این نظریه مانعی بر سر راه دست اندازی دولت به حریم حق های محترم بشری تلقی شد . 302

جستار دوم : رویکرد روش شناختی نظریه اثباتی
« اثبات گرایی حقوقی ، گونه ای از اثبات گرایی منطقی است که برای هماهنگی با ویژگی های علم حقوق تعدیل و تنسیق شده است. این دستگاه تئوریک در حوزه حقوق بین الملل ، شاخص و معیار بنیادینی است که سلطه الگوهای دانش طبیعت گرا و روش شناسی طبیعت گرایانه را در قلمرو روابط اجتماعی فرامرزی به خوبی نمایش می دهد. چیرگی این نظریه ، تبعات و پیامدهای ویژه ای در دانش حقوق بین الملل و تحلیل های معرفتی آن به جا گذرده است.؛ به گونه ای که با حضور این نظریه است که حقوق بین الملل از لحاظ معرفتی به دو طیف متفاوت تقسیم می شود : حقوق بین الملل به مثابه شبه علم و حقوق بین الملل به مثابه گونه ای از علم اثباتی و به تعبیر دیگر ؛ دوران پیشا علمی و دوران پسا علمی حقوق بین الملل در گرو حضور ویا غیبت این نظریه بازتعریف می شود.303 قبل از اینکه نظریه اثبات گرایی در ساحت معرفتی حقوق بین الملل قوام یابد ، حقوق بین الملل در زمره یک حوزه شبه علمی تلقی می شده است و تنها با استیلای این دستگاه تئوریک و لوازم و ملحقات روش شناختی و تبیینی آن است که حقوق بین الملل ، ظرفیت علمی شدن را بازیافته و تحصیل نموده است .این داستان ، ماجرای تمام گونه های معرفت اجتماعی است که در راستای علمی شدن ، می بایست حلقه تنگ تحلیل های صرفا عقلی را شکسته و با پوشیدن جامه تجربه و تاسی به روش شناسی خاص علوم طبیعت گرا ، شایسته اطلاق عنوان فخیمه دانش و علم تحصلی گردند.
حقوقدان اثباتی با فرو کاستن سیستم حقوقی به اجزا و عناصر قابل تبیین که چیزی جز قواعد موضوعه نیست ؛ با توسل به شیوه تجزیه و تحلیل ، عنصرهای پایه وبنیادی نظام حقوقی را قابل فهم می سازد به همین دلیل است که به منابع صوری حقوق بین الملل اکتفا می کند و دامن خود را به گرد سودای اخلاق و ارزش نمی آلاید و به حرمت دانش گردن می نهد ؛ و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع حقوق بین الملل، اصل موضوع، اصول موضوعه، نظام حقوقی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع حقوق بین الملل، روش شناسی، ایدئولوژی، پوزیتیویسم