دانلود پایان نامه با موضوع رفتار پرخاشگرانه، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

زماني به وجود مي آيند که در اولين سال زندگي نوزاد از محبت عاطفي مادر محروم شده باشد يا سهل انگاري و طرد شدن از طرف مادر نسبت به نوزاد ديده شود (اشپيتز، 1966).
رابطه مادر- فرزند نزد مادران مضطرب با مادران غير مضطرب متفاوت است. مادران مضطرب در روابط عاطفي با فرزندان خود دچار مشکل اند، به آن ها کمتر محبت مي کنند، کمتر لبخند مي زنند و در تعامل با فرزندان بيشتر حالتي انتقادي و عصبي دارند. زماني که والدين از نظر روان شناختي، اجتماعي يا اقتصادي تحت فشار باشند، در مراقبت و ابراز محبت به کودکان ناتوان و تحريک پذير خود دچار مشکل مي شوند و اين امر به نوبه خود باعث ايجاد يک دلبستگي نا امن مي شود. از سويي والدين در مقابل کودک نيازمند و آسيب پذير خود دچار اضطراب مي شوند و از سوي ديگر اين اضطراب، آنان را از لحاظ عاطفي در نظر کودک غير قابل دسترسي مي کند و کودک در مقابل ، دچار اضطراب مي شود (اشپيتز، 1966).
در جريان تعاملات مادران افسرده کودکان به ندرت بيان چهره اي مثبت و بيشتر بيان چهره اي منفي، کاهش بيان کلامي ، کاهش فعاليت و بازيگوشي و تقابل بيشتر حالات عاطفي منفي مادرانشان را نشان مي دادند. خردسالان و کودکان مادران افسرده،تاخير هيجاني، اختلال هايي در تنظيم عاطفه، مشکلات جدايي و دلبستگي ناايمن را نشان مي دهند. خردسالات و پيش دبستاني هاي مادران افسرده در تعامل با مادرانشان کاهش بيان کلامي، افزايش بازداري در موقعيت هاي ناآشنا، و رفتارهاي اجتماعي بازداري شده- مضطرب با همسالانشان را نشان مي دهند. فرزندان مدرسه رو در جريان تعاملات مادر- کودک منفي گرايي و رفتار خارج از تکليف را نشان مي دهند و در تعاملات با مادرانشان راحت نيستند. به طور کلي آن ها نسبت به کودکان مادران بهنجار صميميت کمتر و گوشه گيري، انزواي اجتماعي، بي توجهي و ناشکيبايي بيشتري نشان مي دهند. اختلال در جريان دوره نوجواني به صورت بي اعتنايي شديد، تعارض و گوشه گيري بروز مي کند (ماش و اي بار کلي (جلد اول)- ترجمه؛ توزنده جاني و توکلي زاده، 1383).
با توجه به اين که روابط بين نسلي دررفتار جنايي اثبات شده است. شواهد موجود حاکي از اين است که آسيب شناسي رواني والدين با رفتار پرخاشگرانه و ضد اجتماعي کودکان ارتباط دارد. شخصيت اجتماعي والدين ارتباط ويژه و تنگاتنگي با اختلال سلوک کودکان دارد. اين ارتباط براي پدران بسيار روشن است. اين بين اول اختلال سوء مصرف مواد در والدين و دوم شخصيت هيستريايي مادر با الگوهاي رفتار ضد اجتماعي است. پرخاشگري کودکان نيز با پرخاشگري دوران کودکي والدين ارتباط دارد. ارتباط افسردگي مادر با پرخاشگري کودک نيز پيچيده است، و در پژوهش هاي مختلف گزارش شده است. در برخي گزارش ها نيز اثرات وراثتي در پرخاشگري کودک نيز پيچيده است و در پژوهش هاي مختلف گزارش شده است. در بعضي گزارش ها نيز اثرات وراثتي در پرخاشگري و رفتار ضد اجتماعي کودکان و نوجوانان به صورت ضعيفي گزارش شده است. اما در کل والدين به صورت منفي، رفتارهاي پرخاشگرانه و بي اعتنايي کودک را به طور فزاينده اي تقويت مي کنند (ماش و اي بارکلي (جلد اول)- ترجمه ؛ توزنده جاني و توکلي زاده، 1383).
بدرفتاري در دوران کودکي اغلب در خانواده هايي چندين مشکلي اتفاق مي افتد که در آن ها فقر و تنگدستي، آسيب شناسي والدين و ا ختلال عملکرد خانواده تأثير زيادي در رشد کودک مي گذارد (مرکز ملي پژوهش، 1993) (به نقل از؛ ماش و اي بار کلي (جلد دوم)- ترجمه؛ توزند جاني و توکلي زاده، 1383).

ويژگي هاي افراد با اختلالات رفتاري
اغلب دانش آموزان با اختلالات رفتاري داراي ويژگي و نيازهاي بسيار ناهمگون و متفاوتي مي باشند. بعضي از آنان حتي به آموزش ويژه نيز نياز ندارند، زيرا اختلال بر پيشرفت تحصيلي آنان تاثير نگذاشته است.
براي مثال دانش آموزان که دچار ترس از مدرسه است به آموزش ويژه نياز دارد (ترنبال و همکاران، 2000).
هاردمن، درو و ايگان (1999) ويژگي هاي افراد با اختلالات رفتاري خفيف و شديد را در جدولي طبقه بندي نموده اند:
جدول1: ويژگي هاي افراد با اختلالات رفتاري خفيف و شديد (هاردمن، درو و ايگان، 1999)
ويژگي
اختلالات رفتاري خفيف
اختلالات رفتاري شديد
هوش
از زير متوسط تا تيزهوش، به طور معمول زير متوسط
زير متوسط
پيشرفت تحصيلي
مهارت هاي تحصيلي زير متوسط، ميزان ترک تحصيل بيش از ساير افراد استثنايي
وجود اختلال شديد در مهارت هاي تحصيلي، ممکن است رياضي و خواندن را در حد ابتدايي ياد بگيرند.
روابط اجتماعي
وجود مسائل عمده در حفظ و گسترش روابط اجتماعي
در موارد بسيار اندک قادر به برقراري ارتباط با ديگران هستند. اغلب از برقراري رابطه حتي با همسالان اجتناب مي ورزند.
مهارت هاي انطباقي
مهارت هاي مربوط به زندگي روزمره و مراقبت از خود دارند
در مهارت هاي زندگي و مراقبت از خود با مسائل عمده اي مواجه هستند.
مشکلات رفتاري
پرخاشگري کلامي و جسماني در آنان به فراواني مشاهده مي شود
در اغلب ساعات روز، به طور پيوسته رفتارهاي توام با خصومت و مخرب دارند. به خود و ديگران آسيب مي رسانند.
زبان و گفتار
معمولي
اغلب به گونه اي عجيب و غريب حرف مي زنند. فاقد مهارت هاي گفتاري – ارتباطي هستند.
تماس با واقعيت
تماس با واقعيت خوب است نسبت به محيط و افراد اطراف خود آگاهي دارند
تماس با واقعيت مخدوش است. دنياي خود را براساس توهمات و تخيلات شکل مي دهند.
وجود ساير اختلالات همراه
اختلالات يادگيري بيش از ساير اختلالات مشاهده مي شود
اختلالات خوردن و افسردگي بيش از ساير اختلالات مشاهده مي شود.
اشتغال
به طور معمول شاغل نيستند، زيرا در انجام وظايف مربوط به شغل ناتوانند
به طور معمول شاغل نيستند، زيرا توانايي مراقبت از خود را ندارند و به ديگران نيز وابسته اند.

2 – اختلال عاطفي
1 -2 – تعريف اختلال عاطفي
اختلال عاطفي طبقه تشخيص گسترده اي در روانپزشكي كه تعدادي سندرم هاي مشترك در يك خصوصيت اساسي يعني اختلال خلق يا عواطف را تا حدي كه به ابعاد افسردگي يا تحريك برسد ، در بر ميگيرد . معهذا ، اين اصطلاح زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه قرائن ( آشكار) اختلال فيزيكي يا يك بيماري رواني ديگر در كار نباشد ( کاپلان و سادوک، ترجمه پورافکاري، 1381) .
طبق تعريف راهنماي تشخيص و آماري اختلالهاي رواني روانپزشكي امريكا ( 1994 ) ؛ اختلال عاطفي اصطلاحي است كلي و مربوط مي شود به اختلال رواني كه در آن آشفتگي اساسي در عواطف و هيجانات فرد موجود مي باشد ( مهدي پور ؛ 1379 ).
2 -2 – طبقه بندي مشكلات عاطفي
با پيشرفت و توسعه روانشناسي ، خصوصا روانشناسي كودك و نوجوان ، گام بلندي در راه تشخيص و شناخت نوجواناني كه از نظر عاطفي با مشكلاتي مواجه هستند ، برداشته شده است . در اين زمينه روانشناسي باليني در رفع مشكلات عاطفي و رفتاري افرادي كه نابهنجارند ، بسيار موثر افتاده است .
در سال 1908 آلفرد بينه اولين مطالعه علمي خود را در مورد كودكان آغاز كرد . تا قبل از آن هيچگونه مطالعه اي كه جنبه عيني و علمي داشته باشد . در شناخت مشكلات عاطفي و رفتاري كودكان معمول نشده بود . در آن زمان منابع تشخيص مشكلات عاطفي كودكان و نوجوان فقط محدود به استفاده از عوامل زير مي شد :
1 – بررسي نوشته ها و يادداشتهاي بزرگسالان كه مبين خاطرات ايام كودكيشان بود .
2 – استفاده از پرسشنامه . در اين پرسشنامه ها از بزرگسالان مي خواستند تا جزئيات رفتار زمان كودكيشان را شرح دهند .
3 – گزارش روزانه از رفتار كودك و بررسي اين گزارشها ( مان ، 1972 ، ترجمه ساعتچي ، 1377 ).
امروزه طبق تقسيم بندي راهنماي تشخيصي و آماري اختلالهاي رواني انجمن روانپزشكان امريكا (DSMIW ، 1994 ) اختلال خلقي ، به اختلال هاي افسردگي ( افسردگي يك قطبي ) اختلالهاي دو قطبي و دو اختلال بر پايه سبب شناسي يعني ، اختلال خلقي ناشي ا زبيماري جسماني و اختلال ناشي از مواد تقسيم مي شوند ( DSMIW ، 1994 ) .
درطبقه بندي III – DSMIW موارد زير در اختلالات خلقي گنجانده شده اند :
1 – اختلالات خلقي اساسي ( افسردگي ، افسردگي يك قطبي، مانيك ، پسيكوزمانيك – دپرسي ) .
a) اختلال دو قطبي – مركب ، مانيك ، دپرسو . (b) افسردگي اساسي ، دوره واحد ، يا عود كننده.
2 – ساير اختلالات خلقي اختصاصي – اختلال ادواري ، اختلال ديس تايميك ( افسردگي نوروتيك، افسردگي ، پسيكونوروتيك ) .
3 – اختلالات خلقي ناجور- اختلال دو قطبي ، افسردگي ( پورافكاري ، 1382 ).
طبقه بندي اختلالهاي رواني
قديمي ترين تقسيم بندي مربوط به بقراط و جالينوس بوده است بقراط اختلالات رواني رفتار را به ترشحات بدن نسبت داده و ترشحات بدن را به چهار نوع صفرا ، سودا ، خون و بلغم تقسيم بندي كرده و جالينوس نيز بر همين اساس مزاجها را به اسامي صفرايي ، سودايي ، خوني و بلغمي نام نهاده است . بعدها كرچمر و شلدون ارتباط بين ساختمان بدني و شخصيتي را پيشنهاد كردند و اختلالات شخصيتي و رفتاري را زائيده خصوصيات جسماني و بدني دانسته اند روانكاوان علت و منشاء اختلالات رفتاري و شخصيتي راتجربيات دوران كودكي و عوامل رواني يا سايكوژنيك دانسته اند (ميلاني فر، 1380 ).
اختلالهاي كودكي تا چه ميزان رواج دارد ؟
با شمارش تعداد كودكان مبتلا به اختلال رفتار ، در هر ميزان مي توان درجه شيوع را به دست آورد .
درجه شيوع معمولا حكم تعداد يا درصد چنين كودكاني را در جامعه دارد . و انتشار را مي توان با شمردن تعداد كودكان تازه مبتلا شده در يك دوره زماني خاص بدست آورد ( جعفرپور، 1379 ).
اگر فردي بخواهد از وجود اختلالهاي كودكي در جامعه اطلاع حاصل كند ؛ بهتر است از محيطهايي مانند كلينيك ها ، بيمارستانها ، اقامتگاه هاي مخصوص ، مطبهاي خصوصي كودكان مبتلا به اختلال رفتاري و مكانهاي مشابه اينها بازديد به عمل اورد . با اين حال نوجواني كه به اين مكانها آورده مي شوند ، شاخص صحيح و قابل اعتماد اختلالهاي رفتاري نيستند . در گذشته ديده ايم كه معيار قضاوت در مورد وجود اختلال پيچيده است . افزون بر آن غالبا ديده مي شود كه مواردي وجود داشته است كه به دليل شرم ، ترس از بر چسب خوردن ، يا غفلت گزارش نشده است .
موضوع جدي ديگراين است كه ميزانهاي تشخيص به صورتي ثابت به كار نمي رود .امكان دارد در كلينيكي تخصصي كودكي را بيش از حد پر تحرك تشخيص دهند ، در حالي كه در كلينيك ديگر همان كودك را ناتوان از يادگيري بدانند ، بديهي است كه اين تشخيصهاي متفاوت سبب بروز شك و ترديداختلال رفتار نسبت به اطلاعاتي مي شودكه در مورد اختلالهاي به خصوصي گردآوري شده است ( نلسو و ايزرائيل، ترجمه منشي طوسي، 1387)47.

هنجارهاي اجتماعي فرهنگي
شايد جامع ترين ملاك براي قضات در مورد اختلال رفتار ، نقش هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي باشد كه ساليان قبل توسط انسان شناسي بنام روت بنديك ( 1984 ) 48 به صورتي موثر شرح داده شد ، وي پس از مطالعه وسيعي كه در مورد فرهنگهاي مختلف به عمل آورد ابراز داشت كه هر جامعه ، رفتارهاي معيني را انتخاب مي كند كه مناسب آن ، افراد خود را به گونه اي پرورش مي دهند تا طبق آن عمل كنند . افرادي كه بر اثر موضع گيريهاي قبلي ، خلق و خو يا تجربه هاي اكتسابي ، اين رفتارها را از خود بروز ندهند ، اجتماع آنها را افرادي كج رو و منحرف مي شناسد . انحراف اين افراد هميشه نسبت به معيارهاي اجتماع سنجيده مي شود .
در يك محدوده وسيع ، بهنجار بودن بر اساس فرهنگ تعربف مي شود . بهنجاري در وحله اول واژه اي است براي آن بخش از رفتار كه از نظر اجتماعي در هر فرهنگ پا گرفته است ؛ و نابهنجاري ، واژه اي است كه به آن بخش از رفتار كه در تمدن بخصوصي كاربرد ندارد ، اطلاق مي شود ( جعفرپور ؛ 1379 ) .
بدون شك فرهنگي كه كودك درآن پرورش مي يابدتاثيري بر رشد هيجاني ، اجتماعي و رفتاري وي دارد . مطالعات مورد ي در مورد فرهنگهاي به سرعت در حال تغيير ؛ دال بر اين فرع است ، به طور خلاصه شرايط اجتماعي و فرهنگي و تغييرات آن برجسته اي بر رفتار

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، کودکان مبتلا Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع رفتاري، ديگران، غير