دانلود پایان نامه با موضوع رفتاري، ديگران، غير

دانلود پایان نامه ارشد

كودك دارد . مسئوليتهاي جديدي بر عهده نوجوانان گذاشته مي شود آشكارا تاثيرات فرهنگي بر رفتار ، مهم و معني دار شده است ( كافمن 49 ، 1992 ترجمه جواديان ، 1386).
كودكان و بزرگسالان عادي ميلي به گذراندن اوقات خود با چنين كودكاني ندارند مگر آنكه مجبور شوند . قابل فهم است كه ديگران نسبت به كساني كه چنين خصوصيتي دارند عكس العمل مشابه نشان دهند شگفت انگيز نيست كه اين كودكان در جنگ دائمي با همه گرفتار باشند . مشكل از كجا آغاز مي شود ؟ آيا آن با رفتاري شروع مي شود كه ديگران را خشمگين يا بي قرار مي كند ؟ يا با يك محيط اجتماعي ناراحت و نامناسب براي كودكان آغاز مي گردد كه تنها پاسخ معقول به آن كناره گيري يا تهاجم است پاسخ به اين سوال ما بر اساس پژوهشهاي موجود غير ممكن است .
بهترين داوري امروزي در اين باره آن است كه بگوييم اين مشكل تنها ناشي از رفتار كودك با محيط نيست مشكل از انجا پديد مي آيد كه تعاملات و مبادلات اجتماعي بين كودك و محيط اجتماعي نامناسب است تعليم و تربيت ويژه براي اين دانش آموزان به جهات مختلف مغشوش و اغتشاش آفرين است . تعداد زياد و گوناگون نظريه ها در باب علل و بهترين طريق درمان اختلالهاي رفتاري ، تقسيم بندي مفيد ترين مفاهيم را مشكل مي سازد . لذا مطالعه اين ميدان از تعليم و تربيت ويژه ، نياز به تفكر انتقادي و پشتكار بيشتر از حد معمول دارد ( ماهر، 1384 ) .

تفاوتهاي مربوط به جنسيت
يكي از فراگيرترين يافته هايي كه با توجه به درجه شيوع اختلالهاي رفتاري ديده مي شود اين است كه اختلالهاي رفتاري پسران از تنوع و گستردگي بيشتري يرخوردار است تا دختران اين گستردگي شامل اختلال شديد رواني ، تحرك بيش از حد ، خيس كردن رختخواب ، رفتار ضداجتماعي و مشكل يادگيري است . اين اختلاف رامي توان ناشي از چندين عامل دانست : در كل به نظر مي رسد كه پسرها نسبت به دخترها ا زنظر زيستي آسيب پذيرتر باشند ، از همان دوره جنيني ميزان مرگ و مير در پسرها نسبت به دخترها بيشتر است و به نظر مي رسد ، بيماريهاي جدي ، تغذيه نادرست و فقر در آنان تاثير بيشتري مي گذارد با اين وجود اختلافهايي كه در پرورش اين گروه در اجتماعي وجود دارد ، در مورد اختلافهاي مربوط به جنسيت نيز بي تاثير نيست .
براي مثال ترديدي نيست كه پرخاشگري در پسران سهل تر پذيرفته مي شود تا در دختران . در هر حال شواهدي موجود است كه نشان مي دهد در جه شيوع بالاتر اختلالهاي رفتاري نزد پسران را مي توان ناشي از اين دانست كه كجرويهاي پسران بيشتر شنيده مي شود . مادران انتظار دارند كه گرفتاريهاي پسران از دختران طولاني تر شود ( نلسون و ايزرائيل، ترجمه منشي طوسي ، 1387).
معلمان و والدين نسبت به تحرك بيش از حد ، ناپايداري ، حواس پرتي ، نفاق و از هم گسيختگي پسران تاب تحمل كمتري دارند همين حال ، امكان دارد تحمل بزرگسالان نسبت به كارهاي پسران به اين دليل كمتر باشد كه اداره كردن پسران ار بدو زندگيشان مشكل تر بوده است از اين رو امكان دارد ، ويژگيهاي زيست شناسي با پرورشها و انتظارات اجتماعي در هم آميزند . در نتيجه مي توان آنها را نشانگربحرانهاي زود گذر رشد دانست . اين نتيجه گيري ، زماني تقويت مي شود كه مي بينيم بسياري از مسائل دوران كودكي بدون درمان فرو مي نشيند (نلسون و ايزرائيل، ترجمه منشي طوسي، 1387 ).
وضعيت رواني كودكان مبتلا به اختلالات رفتاري
كودكاني كه آشفته هيجاني اند به اختلال رفتاري دچارند ، در دوست يابي موفق نيستند در واقع ملموسترين شكل آنها ، ناكامي در ايجاد پيوندهاي نزديك و راضي كننده عاطفي با ديگران است اين افراد فقط مي توانند دوستان خيالي براي خود پيدا كنند . ديگر كودكان ميلي به نزديك بودن با آنان ندارند و بزرگسالان آنان را جالب توجه نمي يابند ، برخي از اين كودكان كناره گير مي باشند كودكان يا بزرگسالان ديگر ممكن است بخواهند به حريم آنان وارد شوند ، ولي تلاشهاي آنان معمولا با ترس و عدم علاقه روبرو مي شود . در بسياري از موارد ، اين نوع از طرد كامل تا زماني ادامه مي يابد كه كساني كه مي كوشند دوستي بيابند از پا درافتند . از آنجا كه پيوندهاي عاطفي حول پاسخهاي اجتماعي دو جانبه شكل مي گيرد ، مردم معمولا علاقه شان را نسبت به كسي كه پاسخگو نيست از دست مي دهند بسياري ا زكودكان داراي اختلال رفتاري ، از ديگران منزوي هستند ، نه بخاطر اينكه از پيشرفتهاي دوستانه كنار مي كشند ، بلكه به لحاظ آنكه با دشمني و پرخاشگري با ديگران روبرو مي شوند ، آنها بد رفتار ، منحرف ، غير قابل پيش بيني ، غير مسئول ، ستيزه جو ، حسود ، لجباز مي باشد ( کافمن، ترجمه، جواديان، 1385 ) .
مشكلات توانبخشي افراد به اختلالات رفتاري به قرار زير است :
عدم وجود نيروي متخصص توانبخشي در مدارس ، كمبود امكانات توانبخشي ، عدم آگاهي اولياء ، كمبود اطلاعات آنها از مشكلات عمده توانبخشي اين افراد مي باشد ( سازمان آموزش و پرورش استثنايي ، 1377 ) .
3 -2 ‹‹ پاره اي از مشكلات رفتاري و رابطه آنها با كندي پيشرفت تحصيلي ››
1 -3 – 2 – اتكاي به ديگران : اكثر كودكان كه با رشد و رسيدن به بلوغ اجتماعي معمولا به درجه معيني از استقلال دست مي يابند . كودكان اغلب با بالاتر رفتن سنشان اصرار مي ورزند كه ‹‹ خود آن كار را بهتر انجام مي دهند ›› به اين دليل است كه از اتكاي به ديگران به تدريج كاسته مي شود . برخلاف كودكي كه به طور طبيعي رشد مي كند ، بسياري از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري اتكاي شديدي به والدين ، معلمان و ساير بزرگسالان دارند .اتكاي زياد اين گونه كودكان معمولا به اين صورت ظاهر مي شود كه آنان بيش از حد مي خواهند آنان را ياري و تاييد كنند و براي انجام اكثر فعاليتهايي كه به انجام آن مشغولند از ديگران ياري مي خواهند (بلكهام و سيلبرمن 50، به نقل از نراقي و نادري، 1379) .
كودكان خردسالي كه به مدارس وارد مي شوند ، براي اولين بار رفتار هايي از خود نشان مي دهند كه حاكي از اتكاي شديد است ، با اين حال بسياري از اين دشواريها در خلال ماههاي اول مدرسه از بين مي رود . اما در مورد برخي كودكان اين گونه اتكا تا يكي دو سال اول و تا سالهاي مياني تحصيل به طور جدي ادامه مي يابد . ناكاميهاي تحصيلي اين گونه كودكان بي ترديد با اين نياز فوق العاده به ياري و تاييد بيش از حد مرتبط است . توصيه مي شود كه براي اين كودكان موقعيتهايي فراهم شود تا باچشيدن مزه موفقيتها و كسب تجربه هاي مثبت بتوانند ميزان شايستگي خود را بالا ببرند ( گاردنر51 ، 1978 ) ، در مورد حل مشكل كودكي كه به ديگران متكي است ، پيشنهاد ارزنده اي ارائه داده است. شيوه اداره رفتار وي براي كاهش اين مشكل رفتاري به صورت ارائه گامهاي متوالي است ( نراقي و نادري ، 1379) .
2 -3 -2 تصورات نادرست ا زخود : اغلب اوقات ديده مي شود كه كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري نسبت به خود تصورات منفي دارند يا خود را دست كم مي گيرند ( گاردنر 52، 1978 ، والاس و كافمن 53 ، 1978 ، به نقل از طوسي ، 1379) .
اين كودكان اغلب اعتماد به نفس ندارند و خود را ناچيز مي پندارند . بسياري كودكان مبتلا به مشكل رفتاري به دليل شكستهاي پي در پي تحصيلي احساس مي كنند كه آنان كودن ، خرفت و بي فايده هستند و از انجام هر كاري مفيدي عاجزند .
طبق نظر پوركي 54 ، ( 1970 ) به نظر مي آيد كه ميان تصورات نادرست از خود و پيشرفت تحصيلي پيوندي وجود داشته باشد . فيتس 55 ( 1972 ) نيز بر اين باور است كه كودكاني كه نسبت به خود خوش بين هستند معمولا مطالب را راحت تر و موثرتر فرا مي گيرند .
سرانجام آن نتايج بررسيهاي به عمل آمده نشان مي دهد كه ميان عوامل موثر در شناسايي كودكان مبتلا به مشكل رفتاري احساس ارزشمند بودن پيوسته با پيشرفت كلي تحصيلي در ارتباط است (نلسون و ايزرائيل، ترجمه منشي طوسي ، 1387) .
3 -3 -2 حواس پرتي : سوابق پيشين نشان مي دهد كه يكي از ويژگيهاي مورد توجه در كودكان مبتلا به مشكل رفتاري ، حواس پرتي آنان بوده است ( اشتراوس و لتين56 ، 1947 ، به نقل از همان منبع ).
متخصصان اين رشته ، اين مساله را با اختلالهاي گوناگون ادراكي مرتبط مي دانستند . كودك مبتلا به مشكل رفتاري كه دچار حواس پرتي است ، نمي تواند حواس خود را بيش از چند دقيقه بر يك فعاليت متمركز كند ، حتي زماني كه از مساله آگاه است درمي يابد كه تمركز بر يك كار بخصوص برايش فوق العاده دشوار است ( جانسون و مايكل باست 57 ، 1967 ، به نقل از گودرزي ، 1383 ) .
مرور 20 مطالعه تجربي درباره كاستيهاي مربوط به توجه در كودكان مبتلا به مشكل رفتاري افزون بر مساله حواس پرتي كه به فعاليتهاي آموزشي و كارهاي مدرسه ارتباط پيدا مي كنند طبق اظهار (برايانت58 ، 1972 ) به نظر مي رسد كه شمار قابل توجهي از مبتلايان به مشكل حواس پرتي در كارهاي بي ارتباط با مدرسه ، چون تماشاي تلويزيون نيز با مشكل عدم توجه روبرو هستند (گودرزي، 1383) .
4 – 3 -2 – تكرار غير عادي : تكرار غير عادي به تمايل برخي از مبتلايان به مشكل رفتاري به تكرار مدوام رفتاري گفته مي شود كه زمان ارائه آن درست و مناسب نباشد . نمونه هاي تكرار غير عادي عبارتست از : نوشتن مكرر يك حرف ( بلكهام و سيلبرمن 59 ، 1975 ) . تداوم در ترسيم خطوط دايره وار ( اشتراوس ولتين 60 ، 1947 ) و رنگ آميزي تمام يك صفحه با يك رنگ تكرار غير عادي كلامي به تكرار مداوم كلمه ها يا عبارتها و همچنين به مشكل برخي كودكان در تغيير موضوع بحث گفته مي شود ( مايرز و هاميل61 ، 1976 ، به نقل از گودرزي ، 1383 ).
مايكل باست62 ، ( 1967 ) اظهار مي دارد ميان تكرار غير عادي و مساله حواس پرتي رابطه نزديكي وجود دارد . در نتيجه درمان اختلال تكرار غير عادي معمولا از طريق تمركز بر رفتارهايي است كه به كودك اجازه مي دهد به كار يا فعاليت بخصوصي بيشتر توجه مند (گودرزي ، 1383 ) .
5 -3 -2 رفتارهاي اخلال گرانه : اين گونه رفتارهاي آشكار معمولا به دليل اخلال د رروند فراگيري و نظم كلاس و به علت آن كه نمي توان پرخاشگري را ناديده گرفت ، نسبت به ساير انواع مشكلات رفتاري براي معلم مهمتر است . فرضيه ارائه شده از جانب آلرد 63 و همكارانش ، (1969 ) اين نوع رفتار را از سرخوردگي كودك نسبت به عدم موفقيت تحصيلي ي نبود تشويق مي داند .
مك كولي و لوين64 ( 1975 ) در بررسيهاي خود به روابط متقابل كودك با والدين ، كودك با معلم و كودك با محيط ، فرضيه هاي مطرح شده را مورد مطالعه قرار داده اند . د رعين حال در سالهاي اخير تاكيد بر كنترل و اداره رفتار اخلال گرانه كودكان در كلاس درس تغيير جهت داده است ( افروز ، 1374 ، مجله پيوند ، شماره 188 ) .
6 -3 -2 گوشه گيري : بر خلاف كودكي كه آشكارا پرخاشگر است يا تحرك بيش از حد دارد برخي كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري را مي توان با ويژگيهاي بيماري ، سستي ، عدم تحرك و اين كه در كلاس هيچ آزاري به ديگران نمي رسانند شناخت ( مايرز و هاميل 65 ، 1976 ) . گوشه گيري اين نوع كودكان اغلب سبب مي شود در كلاسهاي درس توجه كسي به آنان جلب نشود و همين باعث كندي پيشرفت در روند آموزش آنها مي شود . طبق اظهار بلكهام و سيلبرمن 66 ، ( 1975 ) اكثر كودكان در مقاطع مختلف رشد برخي رفتارهاي گوشه گيرانه را از خود بروز مي دهند (نلسون و ايزرائيل، ترجمه منشي طوسي ، 1387).
گوشه گيري مي تواند ا زعوامل گوناگون ناشي شود . از جمله دلايل عمده گوشه گيري مي تواند از عدم موفقيت در امور تحصيلي و يادآوري ناكاميهاي پيشين نام برد . همچنين برخي كودكان به غلط تشويق مي شوند كه آرام و بي صدا بنشينند . گوشه گيري معمولا بسيار تدريجي و با گامهاي بسيار كوتاه از بين مي رود . رايس 67 ( 1974 ) معتقد است هنگامي كه كودك براي برقراري روابط گوناگون با ديگران گام بر ميدارد به تشويق و حمايت قابل توجهي نيازمند است (نلسون و ايزرائيل، ترجمه منشي طوسي ، 1387).
7 -3 -2 تحرك بيش از حد : معمولا تحرك بيش ا زحد به فعاليت و جنب و جوش بيش از اندازه گفته مي شود و چنين رفتارهايي بيشتر اوقات در حكم يك اختلال

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع رفتار پرخاشگرانه، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع منابع قدرت