دانلود پایان نامه با موضوع ديني، دكتر، برخي

دانلود پایان نامه ارشد

متأثر از يك فرهنگ ديني يا ارزش‌هاي معيني است كه در آن بر رعايت عدم اختلاط نامحرم‌ها تأكيد مي‌شود، بوجود آيد.”281
دكتر پايا معتقد است حتّي تكنولوژي‌هاي وارداتي مي‌توانند رنگ و صبغه‌ي بومي به خود گيرند. او به عنوان يك نمونه عالي در اين خصوص به قانون مدني ايران اشاره مي‌كند “كه اصول اوليه آن از قوانين مدني فرانسه در اوايل قرن بيستم ترجمه شد، امّا به همّت قضات و مجتهدان ايراني، اين قوانين با موازين برگرفته از فقه شيعه كه يك تكنولوژي بومي با عمري به درازاي صدها282 قرن بود، تركيب شدند و به اين ترتيب محصول نهايي، تكنولوژي نرمي شد كه به اعتراف همه دست اندركاران موفق‌ترين مجموعه قوانيني است كه در ايران مدرن به كار گرفت شده است.”283
او ضمن تأكيد بر اين مطلب كه در قرن بيست و يكم، اهمّيت فناوري‌هاي نرم در كنار توجه به فناوري‌هاي سخت، به تدريج آشكارتر شده است، مي‌نويسد:
“فناوري‌هاي نرم به اعتبار آن‌كه ارتباط گسترده‌تري با سپهرهاي معنايي آدميان دارند، نسبت به ارزش‌هاي رايج در زيست بوم‌ها حساس‌ترند. در حوزه اين قبيل فناوري‌ها، كوشش براي ايجاد فناوري‌هاي بومي (يا ديني، بسته به نظام‌هاي ارزشي مورد توجّه جوامع) از اهمّيت بيشتري برخوردار مي‌شود.”284
نقد و سنجش
درباره اين قسمت از مباحث دكتر پايا، برخي از نويسندگان و محقّقان حوزه علم ديني، ابراز داشته‌اند: “آنچه اكثر فعّالين در حوزه توليد علوم اجتماعي و انساني بومي و ديني در ايران، بر مبناي طبقه بندي و نام‌گذاري علوم و رشته‌هاي دانشگاهي در پي آن هستند، همان چيزي است كه [دكتر] پايا با بهره‌گيري از تحليل‌هاي فلسفي، آن را تكنولوژي بومي و ديني مي‌داند و از امكان آن دفاع كند.”285 همچنين برخي ديگر از مدافعان علم ديني در اين خصوص مي‌نويسند: “اصل اين مطلب كه تكنولوژي بومي يا ديني مي‌توان داشت، اگرچه به نوعي مي‌تواند مورد قبول واقع شود، امّا به نظر مي‌رسد كه تصوير تكنولوژي بومي يا ديني مبتني بر امكان و تصوير علم ديني يا بومي است؛ زيرا همواره فناوري بر آمده از مباني معرفتي، هستي شناختي و علم شناختي خاص خود است و جدا سازي اين دو ساحت به لحاظ ثبوتي از هم امكان ناپذير نيست.”286
بر هرحال صرف نظر از اين‌كه فناوري بومي و ديني مورد تأكيد دكتر پايا، همان علوم انساني اسلامي مورد نظر موافقان باشد يا خير و نيز اين‌كه امكان اين فناوري مبتني بر امكان و تصوير علم ديني يا بومي است يا خير، اصل اين مسأله يعني تفكيك علم از فناوري و نيز ماهيّت دوگانه و دو وجهي علوم اجتماعي و برخي علوم انساني، شايسته است، مورد توجه موافقان و مدافعان علم ديني قرار گيرد. اگر آنگونه كه دكتر پايا باور دارند، علوم اجتماعي و برخي علوم انساني از جنبه‌اي علم از جنبه ديگر فناوري به شمار آيند و مقصود موافقان از علوم انساني اسلامي، جنبه فناوري اين علوم باشد، بوضوح بسياري از مباحث فلسفه‌ي علم خصوصاً ديدگا‌ه‌هاي فيلسوفان رئاليست عقل گرا و نقّاد، با انديشه توليد علوم انساني اسلامي تعارضي ندارد بلكه از آن حمايت مي‌كند و محملي براي آن محسوب مي‌گردد. بايد پذيرفت مباحث دكتر پايا درباره علم ديني برخي مسائل مهم و تأثيرگذار را در برابر ديدگان موافقان علم ديني قرار مي‌دهد كه شايسته است مورد توجّه جدّي قرار گيرد.
در پايان اين قسمت تذكر اين نكته خالي از فايده نيست كه اگر دكتر پايا در بحث ماهيت دوگانه علوم اجتماعي و برخي علوم انساني به استقصاي دقيق اين علوم مي‌پرداختند و براي هركدام مثال‌هاي كاربردي از جنبه فناوري بودن آن ذكر مي‌كردند، بحث مذكور روشن‌تر و قابل قبول‌تر مي‌نمود. مثال‌هايي كه ايشان ذكر كردند ارتباطي به علوم اجتماعي و برخي علوم انساني كه محل بحث است، ندارد.
4. نقد استدلال‌هاي مدافعان علم ديني
دكتر پايا در انتهاي مقاله مذكور به اجمال به نقد و ارزيابي استدلال‌هاي برخي از مدافعان علم ديني در ايران مي‌پردازد.
الف) نقد ديدگاه آقاي رياحي و همكاران
ايشان ابتدا ديدگاه آقاي رياحي و همكاران درباره معناي علم ديني را به صورت مستقيم نقل مي‌كنند: “همچنان كه گفته شد، تغيير در اغراض محقق و انتظارات وي از پژوهشي كه انجام مي‌دهد نيز، از طريق انتخاب ابزارهاي شناختي و روش تحقيق، محتواي علوم را دگرگون مي كند. به بيان ديگر، تفاوت در غرض دو محقّق هنگام بررسي يك موضوع واحد، منجر به تفاوت در ابزارهاي شناختي و روش تحقيق آن دو خواهد شد و در نتيجه تفاوت علم ايشان كمتر از تفاوت علم دو شخص با دو دستگاه متفاوت ادراكي و حسّي نيست. عوامل متعددي از جمله عادات و ويژگي‌هاي شخصيتي يا انتظارات جامعه، مي‌تواند هدف و انتظار محقّق را تعيين كند. مي‌توان ديد كه مجموعه گزاره‌ها و آموزه‌هاي اسلامي نيز مي‌تواند برنامه پژوهشي يك محقق مسلمان را جهت دهي و هدايت كند […]287 همين وضع در مورد روش تحقيق نيز برقرار است. چه بسا، پاره‌اي از روش‌هاي متداول در علوم، چه در مقام نظريه پردازي و گردآوري داده‌ها و چه در مقام داوري و تحقيق صحت نظريه‌ها، كه در تمام يا پاره‌اي زمينه‌ها مقصود عالمان اسلامي را برآورده نسازد و يا با موازين ارزشي مورد قبول ايشان منافات داشته باشد. در اين صورت به طور طبيعي بخشي از تلاش‌هاي جامعه علمي اسلامي معطوف به يافتن روش‌هاي موجّه براي فعاليت علمي و تحقيقي خود خواهد شد. به اين‌ها بايد تأثير پس فرض‌ها، باورها و گرايش‌هاي عالمان را نيز افزود كه پنهاني يافته‌هاي آنان را دست چين مي‌كند، بر مي‌خواند و تعبير مي‌كند؛ نگرش‌ها و گرايش‌هايي كه از تربيت قبلي و شخصيّت به تدريج شكل گرفته عالمان، در جامعه اسلامي و با آموزش اسلامي، حاصل شده است.”288
دكتر پايا پس از اين نقل قول مستقيم مي‌نويسد: “اين قول بلند، كم و بيش دربردارنده بخش اعظم مدعايي است كه غالب مدافعان آگاه‌تر علم ديني مطرح مي‌سازند.”289 ايشان در ادامه طي حدود چهار صفحه به نقد اين ديدگاه مي‌پردازند و انتقادهاي متعدّدي را بر آن وارد مي‌كنند.
صرف نظر از مناقشه در برخي انتقادهايي كه ايشان بر ديدگاه مذكور وارد كرده‌اند مي‌تواند گفت ايشان بخش عظيمي از نقّادي خود را در اين بخش صرف نقد ديدگاهي نه چندان مشهور و متعارف درباره علم ديني كرده‌اند كه نگرشي كاملاً انگيزشي به اين مقوله دارد. اغلب مدافعان علم ديني در ايران به دليل انگيزشي بودن اين ديدگاه توجه چنداني به آن نكرده‌اند به طوري كه در منابع و مباحث علم ديني در ايران، ارجاع و استنادي به اين ديدگاه مشاهده نمي‌شود. نكته عجيب آن‌كه ايشان اين ديدگاه را دربردارنده بخش اعظم مدّعاي اغلب مدافعان آگاه‌تر علم ديني مي‌داند.290
ب) نقد ديدگاه دكتر خسرو باقري
دكتر پايا بخشي از كلام دكتر خسرو باقري درباره معناي علم ديني را از كتاب هويت علم ديني به صورت مستقيم ذكر مي‌كند: “باتوجه به نفوذ عميق پشتوانه متافيزيكي در مرحله‌هاي مختلف بسط و گسترش يك نظريه علمي، مي‌توان نظريه علمي را به نحوي با مسمّا، به پشتوانه متافيزيكي آن منتسب دانست. در صورتي كه انديشه‌هاي اسلامي بتواند چنين نفوذ عميقي را در جريان تكوين رشته يا رشته‌هايي از علوم انساني عهده دار شود، به سبب همين نفوذ محتوايي، مي‌توان آن را به صفت اسلامي منتسب ساخت و از علوم انساني اسلامي سخن گفت. علم ديني به اين معنا، موجوديتي يكپارچه خواهد داشت. اين يكپارچگي بدين نحو حاصل مي‌شود كه تلقي‌هاي ديني، به منزله پيش فرض اخذ مي‌شوند و آن‌گاه با الهام از آن‌ها، فرضيه‌پردازي‌هايي در مورد مسائل رواني يا اجتماعي صورت مي‌پذيرد كه طبيعتاً تلائم و تناسبي ميان اين فرضيه‌ها با تلقي‌هاي ديني وجود خواهد داشت. پس از تكوين فرضيه‌ها، نوبت آزمون تجربي آن‌ها فرا مي‌رسد و اگر شواهد كافي فراهم آيد، مي‌توان از يافته‌هاي علمي (تجربي) سخن گفت. اين يافته‌ها علمي‌اند، زيرا از بوته تجربه بيرون آمده‌اند؛ ديني‌اند، زيرا رنگ تعلّق به پيش فرض‌هاي ديني دارند؛ از ساختاري همگن و يكپارچه برخوردارند؛ زيرا فرضيه‌ها در پرتو پيش فرض معيّن و به تناسب و اقتضاي آن پيش فرض تحوّل يافته‌اند و سرانجام از اين اتهام به دورند كه دين را به آزمون و تجربه گرفته‌اند، زيرا آنچه به آزمون گرفته مي‌شود “فرضيه‌هاي ما” است كه ملهم از ايده‌هاي ديني‌اند، نه خود ايده‌هاي ديني. برخي از اين‌گونه فرضيه‌ها مي‌توانند بر خطا باشند و برخي ديگر مي‌توانند به شواهدي تجربي مستظهر باشند.”291
دكتر پايا پس از نقل كلام دكتر باقري، دو ايراد بر ديدگاه ايشان وارد مي‌كند. اول آن‌كه ايشان يعني دکتر باقري “بر اين باور است كه بر خلاف آنچه پوزيتويست‌ها مدّعي بوده‌اند، ميان متافيزيك و علم رابطه برقرار است و به اين اعتبار با بهره‌گيري از آموزه‌هاي معين، علومي پديد مي‌آيند كه رنگ آن آموزه هاي متافيزيكي را خواهند داشت. امّا اين برداشت در بهترين حالت، ساده انگارانه و در بدترين حالت، نادرست است … چارچوب‌هاي متافيزيكي مرزهاي امور شدني و امور نشدني را در جهان ممكن كه توصيف مي‌كنند، در كلّي‌ترين حالت بازگو مي‌كنند. امّا چارچوب‌هاي متافيزيكي بنا به اقتضاي ماهيّت خود، هيچ نكته جزئي درباره روابط دروني اجزاي اين جهان‌هاي ممكن ارائه نمي‌دهند. كاوش در اين زمينه بر عهده نظريه‌هاي علمي‌اي است كه مي‌توانند در درون اين‌ چارچوب ظاهر شوند … مي‌توان در گفتگو با كساني كه از مفهوم علم اسلامي دفاع مي‌كنند، اين پرسش را مطرح كرد كه آيا چارچوب متافيزيكي پيشنهاد شده در اسلام به جز برخي آموزه‌هاي بسيار كلّي، نكات ديگري را نيز به صورت جزئي مطرح مي‌سازد؟ اگر پاسخ مثبت باشد بايد گفت آن قبيل آموزه‌ها علي التعريف ديگر نمي‌توانند به وصف آموزه‌هاي متافيزيكي موصوف شوند، و اگر پاسخ منفي است مي‌توان پرسيد آن آموزه‌هاي كلّي واجد كدام جنبه‌ها هستند كه تاكنون در يكي از مدل‌هاي متافيزيكي پيشنهادي به آن پرداخته نشده است.” به عنوان مثال او اين آموزه كه جهان و اجزاي آن همگي داراي شعور و آگاهي هستند را يك آموزه متافيزيكي مي‌داند كه در آموزه‌هاي اسلامي به آن اشاره شده است، امّا معتقد است اين آموزه مختص اسلام نيست. علاوه برآن اين‌كه مقصود از اين آگاهي و شعور چيست، امري است كه به کمک تحقيقات علمي پسيني بايد روشن گردد و نمي‌توان پاسخ آن را از آموزه‌هاي متافيزيكي بدست آورد.292
دكتر پايا ايراد دوم خود را اين‌گونه طرح مي‌كند كه: “البته دكتر باقري حوزه تأكيد خود را در خصوص علم اسلامي به علوم انساني اسلامي محدود ساخته است. در مورد اين دسته از علوم مي‌توان مجدّداً اين پرسش را مطرح ساخت كه چه شأني دارند؟ در تعاليم اسلامي درباره شخصيت آدمي و ظرفيت‌هاي وجودي وي نكاتي ذكر شده است، پرسش اين است كه آيا اين آموزه‌ها در زمره تعاليم علمي هستند يا متافيزيكي؟ … اگر فرض كنيم اين آموزه‌ها، تعاليمي كلّي و متافيزيكي هستند، آنگاه حدّاكثر نقشي كه مي‌‌توان براي آن‌ها قائل شد آن است كه به عنوان محرك، سائق و انگيزاننده براي محقّقان عمل كنند. امّا تعيين معنا و مضمون دقيق ظرفيت‌هاي آدمي صرفاً در حيطه كاوش‌هاي علمي و تنها با استفاده از حدس‌ها و فرض‌هايي كه بايد از مصاف محك تجربه و نقد سر بلند بيرون آيند، امكان پذير است … اما پرسش اين‌جا است كه اين حدس‌ها و فرض‌ها كه براي تدقيق معاني خطور يافته به ذهن محققان پيشنهاد شده‌اند، به چه معنايي ديني‌اند؟ … دكتر باقري خود تأكيد مي‌كند كه اين فرضيه‌ها، “فرضيه‌هاي ما” هستند كه تنها ملهم از ايده‌هاي ديني‌اند و مي‌توانند خطا و نادرست باشند. معناي روشن اين سخن همان نكته‌اي است كه در اين مقاله مكرّر بر آن تأكيد شده و آن اين‌كه آموزه‌هاي ديني مي‌توانند نقش محرّك و انگيزاننده يا به تعبير دكتر باقري “الهام بخش” را براي محقّقان بازي كنند، امّا گزاره‌هاي علمي، در هر حيطه و قلمروي كه باشند،‌ رنگ انگيزاننده و منبع الهام خود را به خود نمي‌گيرند … زيرا اين‌ها براي علمي بودن بايد تنها به يك امر، واقعيت بيروني، پاسخ گو باشند.”293
نقد و سنجش
درباره ايراد نخست دكتر پايا بايد توجّه كرد مقصود دكتر باقري از “پشتوانه متافيزيكي” علوم انساني اسلامي، آموزه‌هاي

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود بانکداری اسلامی، سپرده های بانکی، تامین مالی Next Entries مقاله درمورد دانلود نمونه برداری، بانکداری اسلامی، صنعت بانکداری