دانلود پایان نامه با موضوع دولت – ملت، منابع محدود، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

ارزش‌ها فراهم نموده و در نتيجه، تصوير ذهني مخاطبين را در حد بالايي افزايش داده است(افروغ 1387 : 40) و اين مسئله به اين معناست که جهاني شدن باعث تضعيف بنيانهاي دولت- ملت و شکل گيري افق هاي جديدي براي امت سازي شده است.
کمرنگ شدن نقش قوميت ومليت مي‌تواند ذهنيت مسلمانان را فراتر از جامعه ملّي به سمت ايجاد تصويري مثبت از زيست مشترك، سرنوشت و آينده مشترك سوق دهد و محيط ذهني ـ رواني بسيار خوبي ايجاد كند تا زمينهساز انسجام اسلامي شود ودر نتيجه نوعي امت سازي رخ دهد.
بر اساس آنچه واترز گفته است، جهاني شدن، فرآيندي است كه در آن قيد و بندهاي جغرافيايي كه بر روابط اجتماعي و فرهنگي سايه افكنده است، از بين مي‌رود و مردم به طور فزاينده‌اي از كاهش اين قيد و بندها آگاه مي‌شوند. كاهش قيد و بندهاي جغرافيايي، منجر به كمرنگ‌تر شدن تصوير مثبت ناسيوناليستي در بين مسلمانان مي‌شود و زمينه‌هاي واگرايي ناشي از ناسيوناليسم را كم‌ مي‌كند. همچنين تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات، فرصتي است كه تصاوير ذهني غير واقعي متقابل بين نخبگان حاكم بر كشورهاي اسلامي را كاهش و آنان را به سمت نگرش واقع‌بينانه‌تر از يكديگر سوق دهد. اين وسايل در دوره ما قبل اخير جهاني شدن، بيشتر در اختيار قدرت‌هاي بزرگ بود كه بر اساس منافع خود به اختلاف بين حاكمان كشورهاي مسلمان و منفيسازي بين آنها اقدام مي‌نمودند. از طرفي اکثر قريب به اتفاق دول کنوني ممالک اسلامي بر پايه الگوي “دولت – ملت ” غرب بنا نهاده شده است و با خاصيت سکولار يا نيمه سکولار و غير مردمي و انحصاري خود هرگونه پيوستگي و وحدت را از روزنه منافع ملي و طايفهاي و قومي و از ديدگاه فلسفه سياسي مسلط امروز غرب و سيستم حاکم بر جهان آن مينگرند. بحران مشروعيت سياسي در ممالک و دنياي اسلام در عصر حاضر در تغيير وتحولات وارده به الگوي دولت – ملت نيست بلکه در اصل وجود وتعارض با چنين نظامي است(مولانا، 1388 : 117). در بسياري از کشورهاي اسلامي فاصله ميان مردم وجامعه و دولتهاي حاکم بر سرزمين هاي اسلامي در حال افزايش است. از طرفي اسلامگرايان( امت اسلامي ) تنها جامعه و گروهي هستند که به طور جدي خواستار يک نظام فرامرزي سياسي، اقتصادي و فرهنگي ميباشند. امتسازي به گونهاي در واکنش به جريان جهانشمولي اقتصادي، فرهنگي و تکنولوژي امروزي که ادامه سلطه گرايي گذشته است شکل ميگيرد و با اتحادو وحدت و شناخت واقعيت به جاي واکنشهاي آني و پروژه هاي پراکنده و متفرقه و تزئيني که اين روزها اغلب از طرف برخي از دولتها و ممالک اسلامي ديده مي شود، مأموريت تاريخي خود را انجام داده و با درايت کامل مدلولات فکري و عملي خود را در چارچوب جهانشمولي اسلام به دنيا ارائه خواهد کرد. همانگونه كه ملت سازي و فراهم كردن زمينه براي ايجاد دولت ملي پروسه چندان آساني نبوده است، امتسازي نيز آسان نخواهد بود.

1-2- کليد واژه ها
1-2-1- جهاني شدن (Globalization )
فرايندي که از طريق آن، شرايط وکارگزاريهاي دولت فرو ميپاشد وساختاري از روابط ميان کنشگران مختلفي شکل ميگيرد که در بستري حقيقتاً جهانگير عمل ميکندو نه صرفاً بين المللي. اين به معناي آن است که کنشگران منفرد و به طور خاص دولتها که فرض ميشود اعمال حاکميت ميکنند، کنترل خود را بر اين فرايندها و در نتيجه پيامدهاي بعدي آن از دست داده اند( ايوانز،1381: 309).

1-2-2- دولت- ملت (Nation-State)
واحد سياسي اصلي جهان مدرن است و ميتواند به عنوان واحد اصلي روابط بين الملل د نظر گرفته شود. معهذا پديده نسبتاً جديدي است. در اروپا بين قرون 16 و 19 ميلادي، بعد از فروپاشي مقدس روم و ظهور دولت متمرکز مدعي اقتدار خاص وانحصاري در قلمرو سرزمين معين توسعه يافت. قدرت سياسي مطلق در داخل اجتماع و استقلال از خارج از ويژگي هاي خاص آن هستند( ايوانز،1381: 520).

1-2-3- امت ( The Ummah)
امت، اصطلاحي قرآني و ديني است که همزمان با دين اسلام رواج يافته است و در فرهنگ غربي سابقهاي ندارد. امت در اصطلاح قرآني، گروهي همسان در دين آيين، زمان، مکان و ديگر مشترکات انساني است. اين اصطلاح هر چند با جامعه در اصطلاح امروزي مشابهتهايي دارد، ولي تفاوتهاي محسوسي نيز در ميان است که نميتوان آن را ناديده گرفت. جامعه در اصطلاح جامعه شناختي، گروهي سازمانيافته از اشخاص و افراد انساني هستند که با هم در سرزمين مشترک زندگي ميکنند و با همکاري در گروهها نيازهاي اجتماعي – ابتدايي و اصلي خود را تأمين مينمايند و با مشارکت در فرهنگي مشترک و يکسان به عنوان يک واحد اجتماعي از ديگر جوامع متمايز ميشوند( مساواتي ، 1382 : 142). اما امت گروه خاصي از پيروان يک دين يا يک عصر به سبب همساني در نوع خاصي از عملکرد يا رويکرد فکري هستند ( طباطبايي ، 1376 : 36 ).

1-2-4- امت سازي (Ummah-Building)
مفهوم امت، ثقل و مرکزيت امتسازي است و در حقيقت چارچوب جامعه شناسي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و تکنولوژيک نظام اسلامي است. مفهوم امت در اينجا متصل به مفهوم جامعه يا مترادف آن در معرفت شناسي و انسان شناسي و جامعه شناسي غرب نيست. مفهوم امت ابعاد مردم، اجتماع، جامعه، دولت و اقتصاد را در پي دارد. امت سازي آخرين مرحله از اتحاد مسلمانان است که بر خلاف فلسفه و انديشه سياسي غرب که هميشه دولت و جامعه را از يکديگر جدا نگاه داشته آن دو مفهوم را از هم جدا نميداند. امتسازي از پايين يعني از رديف مردم و اجتماع و رهبران اسلامي شروع ميگردد و ابعاد بسيج جهاني به خود ميگيرد و سپس دولتهاي اسلامي را شامل مي شود(مولانا،1388: 115).

1-2-5- فراملي (Transnational)
تحت اللفظي به معناي فراتر از ملتها است، اصطلاحي است که هم اکنون در سطح گستردهاي در روابط بين الملل، هم راجع به روابط يا تعاملات و هم راجع به سازمانها استفاده ميشود. در هر دو مورد کاربرد اين اصطلاح ناظر بر فعاليت هايي است که از مرزهاي حکومتي، نه مرزهاي ملي فراتر ميرود(ايوانز2،1381: 822).

1-3 -پيشينه و تاريخچه موضوع تحقيق
منابع متنوعي در زمينه جهاني شدن وجود دارد که ابعاد مختلف جهاني شدن را بررسي نمودهاند و در زمينه امت اسلامي و خاستگاه آن نيز به صورت مجزا بحث شده است. اما در ارتباط دادن جهاني شدن با امت اسلامي و جهان اسلام منابع محدودي وجود دارد که به معرفي برخي از مهمترين آنها پرداخته ميشود :
الويري (1388)، در مقالهاي با عنوان ” دين وجهاني شدن : چالش ها وفرصت ها” ، چالشهاي ساحت قدسي دين و ساحت عرفي دين در مواجهه با جهاني شدن ميپردازد و معتقد است که جهاني شدن با همه چالشهايي که فراروي انديشه ديني و حيات دينداران مينهد، ظرفيتي نيز پديد مي آورد که مي توان آن را جهاني شدن ديني ناميد . جهاني شدن ديني، يعني جهاني شدن بر مدار دين ومبتني بر گفتمان ديني و به حکم شواهد و قراين بسيار با قاطعيت مي توان حکم کرد که هم از جنبه نظري وهم از جنبه عيني و عملي تنها اين تلقي از جهاني شدن امکان توفيق دارد. پديده جهانيشدن ابعاد وظواهر مثبتي دارد که به فرد امکان ميدهد و با شايستگي و تهذيب، مرز جغرافيايي خود را پشت سر نهاده ، پيوسته افکار خويش را به صورتي زيبا و نو عرضه نمايد، از جريانات جاري اطلاع پيدا کند و در زمان مناسب موضع مناسبي در برابر آن اتخاذ نمايد.
مولانا(1388)، در مقاله اي با عنوان ” اتحاديه امت اسلامي ( طرحي در پي آمد و ساختار جهانشمولي اسلام ) به پديده نوآوري اسلام در يک ربع قرن اخير به ويژه از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران اشاره کرده است که دو بعد دارد : يکي مقاومت ومبارزه امت اسلامي عليه تجدد و نوگرايي سلطهجويانه غرب و ديگري کوشش وجهد براي يک نظام اسلامي فراسوي نظام دولت – ملت کنوني است. موضوع ديگر بررسي شده در اين مقاله، ماهيت خود جهانشمولي اسلام ميباشد، اين مسئله که بيش از هر الگو و پارادايم موجود در تاريخ، پارادايم والگوي اسلام با جهانشمولي آميخته و بر مبناي جهانشمولي پايهريزي شده است. از طرفي انقلاب اسلامي ايران دو پديده مهم قرن بيستم، يکي بنياد و نظام ساختار دولت- ملت و ديگري مدرنيته يا تجددگرايي غربي را زير سؤال برد و يک ديد جهانيسازي و جهانيشدن اسلامي را که فرا سوي مرزهاي سياسي، نژادي، ملي و قومي باشد تقويت کرد. طرح تشکيل اتحاديه امت اسلامي موضوع ديگري است که در اين مقاله بدان پرداخته شده است وقدمي است در مسير جهانشمولي اسلام و در تشکيل يک نظام جهاني جديد فراسوي نظام کنوني دولت – ملت . اتحاديه امت اسلامي پيشنهاد شده امت اسلامي واحدي است وحدت گرا از مجموع ممالک متحده اسلامي است که نظام دولت – ملت را پشت سر گذاشته و از آن عبور کرده است. مفهوم امت به صورت جامع و گسترده به کار رفته و شامل تمام جوانب اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و حکومتي مي شود .
ابراهيمي (1388) در مقاله اي با عنوان ” جهاني شدن وحاکميت فرا وستفاليا با تاکيد بر ايستارهاي جمهوري اسلامي ايران” تعامل حاکميت ملي با حاکميت فراملي در بستر جهاني شدن را موضوع بحث خود قرار داده است. او در اين بررسي نشان داده است که جهاني شدن به خودي خود حاکميت را با تحديد مواجه نمي سازد ، بلکه حاکميت ضمن نگاه داشتن هويت ملي يک هويت جهاني هم پيدا کرده واين دو مي توانند در کنار يکديگر همزيستي مسالمت داشته باشند.
سليمي (1384) ، در کتابي با عنوان ” نظريه هاي گوناگون درباره جهاني شدن ” به خوبي درمورد اصطلاح جهاني شدن و ابعاد آن سخن گفته است . در مورد کاربرد اصطلاح جهاني شدن مي گويد : به جز کنت والتز در نگرشهاي واقع گرا و امانوئل والرشتاين در ميان مارکسيستها تمامي متفکران از اصطلاح جهاني شدن استفاده کرده وآن را مفهومي کارآمد براي توضيح جريانهاي بنيادين دنياي قرن بيست ويکم مي دانند در مورد ابعاد جهاني شدن معتقد است که بيشتر متفکران آن را در دو بعد اقتصاد، اطلاعات وارتباطات مورد توجه قرار داده اند، اما بعضي آن را به بنياد وذات جامعه جديد کشانده وسياست و هويت هاي انساني را نيز در پرتو آن بررسي مي کنند . برخي نيز آگاهي ، انديشه وماهيت بشر را متاثر از جهاني شدن مي دانند.
بليس (1383) ، در کتاب ” جهاني شدن سياست ” در خصوص اسلام گرايي در عصر جهاني شدن معتقد است که تجديد حيات اسلام در بحران مدرنيزاسيون در قرن بيست ويکم شکل گرفت . اسلام گرايان با عوامل سکولار و پيامدهاي جهاني شدن به مبارزه برخاستند اما رابطه بين اسلام ومدرنيته ، روشن وصريح نيست . نويسنده معتقد است بنيادگرايي مهمترين شکل مخالفت با جهاني شدن است . ليکن تأثير ونسبت جهاني شدن بر بنيادگرايي اسلامي را توضيح نمي دهد .
بابايي زارچ (1383) در کتابي تحت عنوان ” امت وملت در انديشه امام خميني ( ره) ، خاستگاه نظري امت وملت را بيان کرده، نگاه فراملي امام خميني را نسبت به جايگاه والاي امت و تلاش هاي ايشان را براي امت سازي وتغيير معادلات سياسي حاکم بر جهان بررسي نموده است. او از يک طرف ملت ايران را به عنوان يک واحد سياسي مورد توجه خاص امام مي داند و از سوي ديگر معتقد است ايشان با در پيش گرفتن سياستي خاص بين اين مهم وآرمان سياسي اسلام – يعني امت اسلامي-پيوند عميقي برقرار کرده اند. به گونه اي که اين رويکرد امام خميني به ملت و امت در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نيز نمود عيني يافته وآن را تحت تاثير خود قرار داده است . به عبارت ديگر پرداختن به امت از سوي امام خميني صرفاً در بعد نظري خلاصه نشده، بلکه ابعاد عملي آن نيز مورد توجه قرار گرفته است.
رابرتسون3 ( 1382)، در کتاب ” جهاني شدن : تئوري اجتماعي و فرهنگ جهاني ” به عنوان يک جامعه شناس مذهب سعي ميکند بين دو مقوله مذهب و جهاني شدن ارتباط برقرار کند. بر اين مبنا به اين نتيجه ميرسد که جهاني شدن بشريت را به سوي همبستگي و نفوذ اخلاقيات و نرمهاي مشترک پيش مي برد، چيزي که در نهايت مي تواند صلحي ماندگار در جوامع انساني را متحقق کند.
در هيچ يک از آثاربررسي شده در مورد تأثير جهاني شدن بر امتسازي ونشانههاي اختصاصي اين تأثيرات اشاره نشده است. اما موضوع اين پايان نامه بر اين مبناست که تعامل امتسازي با جهان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع جهانی شدن، دولت – ملت، دولت مدرن، مسئله پژوهش Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع جهان خارج، آرمان شهر