دانلود پایان نامه با موضوع دولت مطلقه، منابع قدرت، قرن نوزدهم، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

آرامش خوشامد بگويند . پادشاهان نيز که براي رسيدن به قدرت سياسي واحد اشتياق مي ورزيدند ، آغاز به کاستن از قدرت هاي هم پايه خود و حوزه هاي قانون گذاري اي که از قبل فراهم آمده بود نمودند . کليسا شايد از مهمترين اين حوزه ها بود. کليسا نه فقط در حوزه هايي که به مذهب پروتستان تعلق يافته بود بلکه در حوزه هايي که کاتوليک باقي مانده بود نيز متحمل کاهش هايي در اقتدار خود گرديد ( طاهايي ، 1385 : 325 ) .
منظور دقيق از دولت مطلقه آن نوع حکومتي است که در انتقال جامعه از فئوداليته به سرمايه داري اوليه نقش اساسي داشته و به اين منظور اصلاحات اقتصادي ، اداري ، ديواني ومالي قابل ملاحظه اي انجام داد و در منابع قدرت سياسي واداري تمرکز ايجاد کرد مهمترين ويژگي هاي دولت مطلقه در اروپا تمرکز وانحصار در منابع قدرت وابزارهاي قدرت دولتي ، تمرکز وسايل اداره جامعه در دست دولت متمرکز ملي ، پيدايش ارتش جديد ، ناسيوناليسم وتأکيد بر مصلحت ملي بوده است به طور مشخص دولت مطلقه پس از افول فئوداليسم به وجود امد . به گفته گتل ، دولت مطلقه نتيجه مستقيم فروپاشي نظام فئوداليته بوده است . به طور کلي فاصله سالهاي 1648( قرارداد وستفالي ) و 1789 ( انقلاب فرانسه ) دوران دولت مطلقه در اروپا دانسته شده است ( بشيريه ، 1380: 301)
دولت مطلقه را بايد از برخي مفاهيم مانند دولت استبدادي ، ديکتاتوري ، حکومت فردي ، جباريت يا دولت توتاليتر تميز داد . دولت مطلقه صرفاً حکومتي بي قيد وبند وجبارانه يا ضرورتاً سرکوبگر وناقض اصول وحقوقي که مبناي اقتدار آنها به شمار مي رفت نبوده است ، چراکه پادشاهان مطلقه خود را حافظان نظم ، قانون وعدالت مي دانستند و بيشتر اتباع آنها نيز چنين مي پنداشتند . بنابر اين مفاهيمي مانند استبداد و جباريت اساساً با آن هم معنا نيست . اصولاً ساخت چنين دولتي در اروپا متأثر از تحولات اقتصادي ، تکنولوژيک و فکري – فرهنگي بوده است ( حاتمي، 1386 : 77- 76) . مفهوم حاکميت مطلقه مفهوم اساسي و محور نظريه دولت مطلقه است . مهمترين نظريه پردازان مورد بحث در اينجا ژان بدن وتوماس هابز هستند . آر .جي کارلايل و آر .و.کارلايل گفته اند ، اصل اساسي نظريه بدن اين بود که مي بايست در درون دولت جايي براي اقتدار مطلق و کامل وجود داشته باشد . همانطور که از عنوان آن پيداست ، دولت مطلقه مظهر حاکميت کامل و مطلق بود که قدرت خود را با هيچ نيروي ديگري تقسيم نمي کرد . نمونه بارز اينگونه دولت ها ، دولت لويي سيزدهم و لويي چهاردهم در فرانسه بود و کارويژه مهم اين دولت ها ، يکسان سازي پيرامون اجتماعي بود . تمرکز کامل قدرت ، اقدام دولت را در هر زمينه اي را ممکن مي ساخت و توجيه عقلاني آن هم مصلحت دولت بود ، چنين دولتي ناگزير به تکيه زدن به يک دستگاه ديواني سلسله مراتبي ومتمرکز بود که خود سرآغاز پيدايش دستگاه ديوان سالار کنوني تلقي مي شود ( نقيب زاده ، 1385 : 175- 174) . به نظر فرانکو پوجي ، در چنين دولتي حاکم مطلق ، تمام ظرفيت ها و استعدادهاي حکومتي را در دستان خود متمرکز مي نمايد . به عبارت ديگر حاکم مطلقه همه استعدادها را همراه با همه امکانات سلطنتي وباستاني در يک واحد نظامي – اداري جهت تشکيل واجراي سياست ها در سطح فراگير دولتي ، متمرکز مي نمايد و آن دستگاه را به مثابه ماشين اجرايي با قدرت روز افزون سازمان مي دهد تا به تنهايي همه جنبه هاي حکومت را در جهت منافع حاکميت فعال کند ( پوجي ، 1377: 128). مهمترين ويژگي دولت مطلقه در همه جا تمرکز و انحصار در منابع و ابزارهاي قدرت دولتي ، تمرکز وسايل اداره جامعه در دست دولت متمرکز ملي ، پيدايش ارتش مدرن بوده است . در چنين دولتي نمادهاي نمايندگي وپارلماني تنها جنبه صوري دارند وقدرت اساساً داراي خصلتي بوروکراتيک است ( بشيريه ، 1380 : 303 ) .
همانگونه که اندرو وينسنت استدلال کرده است دولت مطلقه به لحاظ نظري در پرتو تکوين و بسط پنج مفهوم قابل بررسي است . اولين مفهوم ، حاکميت است . از اين ديد حاکميت محور اصلي نظريه دولت مدرن دانسته شده است . بن مايه هاي اصلي اين نظريه به بدن و هابز بر مي گردد و بر اعمال انحصاري اجبار اشاره دارد . دومين مفهوم ، مالکيت پدرسالارانه بود که جايگزين مفهوم مالکيت مشروط فئودالي شد . در پرتو همين بحث ، نظريه حکومت با عنوان احراز منصب جاي خود را به انديشه حکومت به معناي مالک و صاحب منصب داد و به بسط ايده حاکميت مالکانه کمک کرد . سومين مفهوم ، حق الهي پادشاهان بود که با اصلاحات پروتستاني نضج يافت. از آنجا که پادشاه تحت ارشاد خداوند قرار داشت خود را بي نياز از مشورت اتباع مي ديد و بر وضعيت انفعالي اتباع نسبت به حاکم صحه مي گذاشت . مفهوم چهارم ، مصلحت دولت بود . در اين ديد مصلحت دولت را همواره همه کس نمي توانست دريابد و شهريار به عنوان برگزيده خداوند و شخص مبري از اشتباه و خطا ، قادر به درک مصلحت عمومي بود . پنجمين مفهوم شخصيت است . بر اين اساس شهريار ، شخص حقيقي ونه تصنعي است و از اين رو دولت در شخص حاکم مطلق تجلي مي يابد و دولت مطلقه با شخص حاکم يکسان تلقي مي شود ( حاتمي ، 1386 : 78- 77 ) .اما از نظر عيني دو تحول در بنيان هاي نظري وساختارهاي اجتماعي دو قرن آخر دوره قرون وسطه به شکل گيري دولت مطلقه که اولين مرحله ساخت دولت هاي جديد بود کمک کرد . از بعد نظري اصل دو گانگي يا جدايي حوزه دين ومذهب از يکديگر ( نظريه دو شمشير ) در قرن سيزدهم ميلادي وقرون بعدي به آزاد گذاشتن دست امپراتور در امور دنيوي وسياسي انجاميد . سنت توماس داکن بهتر از همه ضرورت شهر زميني و وجود نظم سياسي را خارج از حوزه مذهب تشريح کرد . اين صراحت به چند قرن دعوا و بين پاپ و امپراتوران پايان مي داد و زمينه را براي تمکز قدرت در دست سلطان فراهم مي کرد . همراه با اين تحول دگرگوني هاي اجتماعي نيز مددکار قدرت سياسي متمرکزي شد که هسته دولت هاي جديد بود . اين بحران ها از يک سو به دعواي فئودال ها با يکديگر و به داوري خواستن شاه مربوط مي شد و از سوي ديگر به فرار دهقانان و توسل دولت هاي فئودالي به شاه براي جلوگيري از اين وضعيت . شاه که هم از زمينه هاي فکري بهره مي گرفت وهم از اين بحران ها توانست بر قدرت خود بيفزايد و به تدريج از قدرت هاي محلي خلع يد به عمل آورد . سلطان از اين پس به نيروهاي تازه اي روي اورد که فاقد پايگاه اجتماعي بودند . اين نيروها همان کساني بودند که ماکس وبر به عنوان اقشار ناوابسته از آنان ياد مي کند و آنها را بن مايه دستگاه ديواني جديد معرفي مي کند ( نقيب زاده ، 1385 : 173 ).در حوزه اقتصادي گسترش تجارت و صنايع دستي مرکز ثقل جامعه را از روستا به شهر و از اشراف زميندار به بورژوازي منتقل کرد . گسترش تجارت ، رقابت تجاري ميان کشورها وضرورت حمايت دولتها را از تجارت پيش آورد وضرورت امنيت تجارت ومالکيت هم پيدايش نظام اداري متمرکز ونيرومند را ايجاد کرد . در حوزه فرهنگي نيز اصلاحات پروتستاني با دادن خصلت ملي به کليسا ( تعميق حس مليت ) و اعطاي انحصاري اقتدار اجبار آميز به پادشاه ( تمرکز قدرت ) در تکوين اين ساخت دولت تأثير گذار بوده است . در اين مورد ديدگاه لوتر در خصوص عدم مقاومت در برابر حکام غير ديني قابل ذکر است ( حاتمي ، 1386: 77) .دولت مطلقه اي که بر اين اساس شگل مي گرفت از يک سو به همگن ساختن پيرامون مي پرداخت واز سوي ديگر به يک دستگاه ديواني مستقل مجهز مي شد ( نقيب زاده ، 1385: 173) .

3-4-2- دولت مشروطه
Constitutionalism، که در زبان انگليسي وفرانسه براي تعريف دولت هاي مشروطه به کار مي رود به معناي تأسيس و همچنين قانون اساسي است. قدرت دولت به قانون محدود مي شود وحوزه هاي خاصي را مي پوشاند . اين دولت نتيجه مبارزات مردم در راه به دست آوردن آزادي وحق نظارت بر اعمال دولت است . اين مبارزات از قرن هجدهم شروع شد ، يعني در دوره اي که دومين مرحله توسعه سياسي اروپا آغاز شد و نتايج آن بيشتر در قرن نوزدهم ظاهر شد ( نقيب زاده ، 1385: 175) .

3-4-3- دولت ليبرال
مقصود از دولت ليبرال دولتي است که بر پايه ليبراليسم اقتصادي و سياسي سعي دارد تا حد ممکن در امور اقتصادي و جريان هاي سياسي مداخله نکند . گرايش اساسي در نيمه دوم قرن نوزدهم اين بود که دولت ها هر چه بيشتر از مداخله خود در امور اقتصادي و اجتماعي بکاهند .

3-4-4- دولت رفاهي
اين دولت ها در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم در غرب شکل گرفت که در واقع عبارت بود از دولت برنامه ريزي که زمينه هاي رفاه همه جانبه مردم را فراهم و از تمرکز سرمايه در مراکز ومؤسسات خصوصي جلوگيري کند مگر آنکه چنين تمرکزي با سعادت و رفاه مردم منافات نداشته باشد .

3-4-5- دولت نوليبرال
اين دولت ها محصول بحران هاي اقتصادي دهه هاي 1970 و 1980 هستند . اين بحران ها که دامنگير کشورهاي صنعتي شده بود ، رقابت در عرصه بين المللي را ضروري مي ساخت . براي اين کار لازم بود مؤسسات خصوصي به نوسازي صنايع خود اقدام کنند . در واقع دولت هاي نئوليبرال نقطه مقابل دولت هاي رفاهي بودند ( نقيب زاده ، 1385 : 176 ) .

3-5- نتيجه گيري
اثبات درستي يا نادرستي نظريه هاي دولت به ويژه در مورد جوامعي که داراي هيچ گونه گزارش هاي مکتوب نيوده اند يا دولت هايي که پيش از به وجود آمدن اين گزارش ها تشکيل گرديده اند دشوار است . مدارک اغلب به تاريخ شفاهي وابسته اند که هميشه در باورهاي اسطوره اي پنهان شده است ، آن هم اغلب از نوع ماوراي طبيعي که اين گونه تاريخ شفاهي را بيشتر از آنکه آشکار سازد ، مبهم مي کند . نظريه هاي داروينيسم بيشتر ممکن است به تبيين بقاي دولت ها بپردازد تا تشکيل دولت ها ، زيرا اين نظريه ها توضيح نمي دهند چرا يک دولت در زمان معيني ايجاد گرديده است . نظريه مارکسيستي مبارزه طبقاتي تبيين قابل قبولي در خصوص پيدايش وتوسعه دولت سرمايه داري ارائه مي کند اما در کوشش براي تبيين منشإ خود دولت کمتر از نظريه هاي ديگر برمدارک محکم اندک و تأملات نظري بسيار متکي نيست ( راش ، 1385 : 30 ).
دولت اروپايي از پايان قرن هجدهم به تدريج از طريق استعمار وتقليد ساير جوامع ، قدم در راه جهاني شدن گذاشت . بالتبع نقش سرمايه داري در جهاني شدن دولت اروپايي بسيار مهم بود . امروز همه کشورهاي جهان کم وبيش به تقليد از غرب به پذيرش نهادهاي سياسي غرب و شکلي از دولت غرب پرداخته اند که با جامعه آنها سازگارتر باشد . جنبه کارکردي اين دولت ها عامل اصلي پذيرش آنها از سوي جوامع ديگر است .

فصل چهارم
امت سازي

مقدمه
مکتب توحيدي اسلام داراي اختصاصات وويژگي هايي نظير جامعيت ، کلي وهمگاني بودن ، رباني بودن ، بدون رنگ ونژاد و دا راي پيامي ابدي و جهان انديشي است .نظريه امت سازي فرا آمده از چنين انديشه اي مي باشد .يکي از مفاهيم اساسي در اسلام و قرآن نظريه امت است . اين مفهوم بر آمده از انديشه سياسي اسلام دربرگيرنده مفاهيمي چون قوم ، قبيله ، عشيره ، گروههاي نژادي و نيز ملت با عناصر قوام بخش ارزش هاي آسماني مذهب تحت رهبري پيامبر و سپس جانشينان آن اطلاق مي شود . تبيين الگوي امت سازي را بايستي از دريچه اتحاد اسلامي پيگيري نمود . وحدتي که هم دول مسلمان وهم ملل مسلمان را در بربگيرد ،در اين ميان سيد جمال به عنوان شخصيتي که به صورت عملي اقداماتي را در زمينه اتحاد به انجام رسانده است مد نظر ميباشد .

4-1- بررسي نظريه امت
4-1-1- تعريف امت
امت اصطلاحي قرآني وديني است که همزمان با دين اسلام رواج يافته است ودر زبان هاي غربي وجود نداشته وسابقه اي ندارد . درباره اسلامي بودن اين واژه ” لويي گارده ” اسلام شناس معروف فرانسوي معتقد است : ” امت از ريشه خاص عربي است که در زبان هاي اروپايي نمي توان مترادفي براي آن يافت ، مخصوصاً امت النبي که احتمالاً از ريشه اصلي ام به معناي مادر است ” ( بابايي زارچ ، 1383: 75) ، و نيز معتقد است نظريه امت در طي قرون متعدد در قلوب مسلمين تأثيري بزرگ دارا بوده است. امت عبارتست از همان جامعه به معناي قوم وملت ، شامل آن

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع دولت مدرن، دولت – ملت، قرن نوزدهم، آموزش و پرورش Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع اتحاد اسلام، جهان اسلام، رسول اکرم (ص)، نقطه مرکز