دانلود پایان نامه با موضوع دولت مدرن، دولت – ملت، قرن نوزدهم، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

بيگانه بسيار شديد بود و سخنان هيجان برانگيز سياسي که توسط رهبران جنبش هاي خود مختاري واستقلال در نقاط مختلف اروپا به کار برده مي شد اغلب در قالب اصطلاحات ناسيوناليستي ادا مي گرديد ؛ اما اين که ناسيوناليسم تا چه اندازه از يک سو ايدئولوژي نخبگان و از سويي ديگر ايدئولوژي توده مردم بود کمتر آشکار است . در واقع ناسيوناليسم را ميتوان يک نيروي يگانگي بخش در برابرهمسايگان دولت در نظر گرفت که هويتي خارجي فراهم مي کند بدون اين که لزوماً هويتي در درون کشور براي اکثريت کشور فراهم سازد( راش ، 1385 : 38 ) .
مطالعات مربوط به ناسيوناليسم به لحاظ تاريخي چهار مرحله را پشت سر گذاشته است :
1. قرون هجدهم و نوزدهم که انديشه ناسيوناليسم متولد شد . در اين مرحله سهم متفکراني نظير کانت ، هردر ، فيشته ، روسو، ميل ، مارکس و مورخاني چون رنان ، فون ترايچکه ، و لرد اکتن مورد توجه است .
2. 1945 تا 1918 ، که ناسيوناليسم موضوع پژوهش آکادميک مي شود . آثار کارلتون هيز ، هانس کوهن و لوييس اسنايدر در اين بستر قابل ذکر است.
3. 1945 تا اواخر دهه 1980 که جامعه شناسان و علماي سياست وارد مباحثه مي شوند و تا حدودي در نتيجه اين کار ، بحث تنوع بيشتري به خود مي گيرد . در اينجا آراء نظريه پردازان مدرن سازي نظير : دانيل لرنر، کارل دويچ و مدرنيست هاي اوليه مطرح مي شود .
4. از اواخر دهه 1980 تا حال حاضر که نلاش شده است تا پاي از مباحثه کلاسيک ( خصوصيت مرحله سوم) فراتر گذارده شود ( اوزکريملي ، 1383: 21-20) .

به رغم رواج گسترده ، ناسيوناليسم را علماي علوم اجتماعي تقريباً تا همين اواخر جدي نمي گرفتند . تنها در دهه هاي 1920 الي 30 19بود که ناسيوناليسم با آثار پيشگام مورخاني چون کارلتون هيز20، هانس کوهن 21، لوييس اسنايدر22 ، اي اچ کار 23 به موضوع پايدار پژوهش هاي آکادميک مبدل شد . اين مورخان بر خلاف اسلافشان که اغلب دلمشغول مسائل اخلاقي بودند ، ناسيوناليسم را موضوع تحقيق مجزا تلقي کردند و از عوامل جامعه شناختي در تفسيرهاي خود سود جستند . در دهه هاي بعدي و تحت تأثير تجربه استعمار زدايي وگسترش دولت هاي جديد در آسيا و آفريقا ، بر تعداد و تنوع مطالعات مربوط به ناسيوناليسم افزوده شد . بيشتر اين مطالعات که نسخه اي از مدل رو به گسترش ملت سازي را تأييد مي کردند ناسيوناليسم را همزاد فرايندهاي مدرن سازي تلقي مي نمودند. از سويي ديگر ، دهه 1980 از بسياري جهات نقطه عطفي بود . با انتشار آثاري چون “ملت ها پيش از ناسيوناليسم” اثر جان آرمسترانگ ( 1982) ، “جوامع تصوري” نوشت بنديکت اندرسون (1983)، “ملت ها وناسيوناليسم” اثر ارنست گلنر ، “ابداع سنت” از اريک هابز باوم و ترنس رينجر ( 1983)و ريشه هاي قومي ملت ها از آنتوني دي اسميت ( 1996) بحث ناسيوناليسم دوران نوجواني خود را پشت سر گذاشت . در اين دوره ، نظريه ها ظريف تر و پيچيده تر و خطوط تنازع واضح تر شد . ناسيوناليسم در سال 1947اولين نشريه آکادميک را صاحب شد و ادبياتي مهيج و حتي جنجالي به وجود آورد( اوز کريملي ، 1383 : 12- 11).
ناسيوناليسم به منزله يک نيروي اجتماعي وسياسي مدرن خاص اروپا نيست، اما از نظر تاريخي خاستگاه آن در اروپا قرار دارد . به طور مسلم در اواخر قرون وسطي انگلستان و فرانسه مي توانستند ملت توصيف شوند به اين معنا که اکثريت قاطع جمعيت آنها به گروههاي مشترک قومي ، زباني و فرهنگي تعلق داشت . اين که تا چه اندازه به درستي مي توان اين وجه اشتراک را به مفهوم ملت يا هويت ملي تعبير کرد موضوع ديگري است اما توسل به ميهن پرستي ناشناخته نبود . با وجود اين ، بيشتر دولت ها در اروپاي بعد از قرون وسطي حتي به مفهوم توده عوام ، ملت نبودند تا چه رسد به معناي اشتراک در هويت ملي . امپراتوري هاي ترکيبي بزرگ هابسبورگ هاي اسپانيا واتريش ، روسيه وترکيه سرزمين هاي پهناوري را اشغال کرده بودند در حالي که آلمان وايتاليا شامل دولت هاي بسياري مي گرديدند. چهار دولت اسکانديناوي ، دانمارک ، نروژ ، سوئد و فنلاند در بيشتر تاريخشان با يکي از همسايگانشان متحد بودند و بلژيک وهلند امروزي ، پس از به دست آوردن استقلال از اسپانيا تا اوايل قرن نوزدهم با يکديگر متحد بودند ( راش ، 1385 : 37). ارتباط نزديک بين سرمايه داري وناسيوناليسم ، که خود را در تمام اين مراحل متبلور مي کرد ، خصوصيت بارز دولت مدرن در تمام قرن نوزدهم بود . بدين گونه دولت مدرن توانست دقيقاً به همان اندازه که ليبرالي يا ملي ناميده مي شود ، سرمايه داري ناميده شود . به هر حال در نتيجه تمايلات سرمايه دارانه اي که آزادانه مسير خود را مي پوييدند ، دولت که قبلاً در پيشبرد منافع سرمايه داري ذي نفع بود ، شروع به حمايت بيشتري از منافع نيروي کار و محدود کردن آزادي سرمايه کرد . همچنين کوشش براي تخفيف تعارضات قبلي بين سرمايه و نيروي کار و حفظ آن در چارچوبه هاي قابل تحمل نيز به ويژگي هاي دولت مدرن بر مي گردد (طاهايي ، 1385: 102) . هويت سازي در قالب ناسيوناليسم از ديگر ويژگي هاي دولت سازي در غرب بود . دولت مطلقه در غرب واحد سياسي را نخست بر مبناي يک شخص واحد يعني پادشاه متمرکز کرد . سپس دسته بندي هاي نژادي موجود به موازات اين تمرکز سياسي در قالب مفهوم ملت به هم پيوند زده شدند . بر اين مبنا ملت يک بازيگر اجتماعي محسوب مي شد و موجوديتش مستلزم حضور يک قدرت متمرکز در سرزمين مشخص بود . از اين پس مرزهاي قومي – فرهنگي و مرزهاي سياسي به طور بنيادين با مرزبندي هاي سابق متفاوت بودند و هر ملتي احساس مي کرد مرزهاي خود را بايد مطابق با مرزهاي فرهنگي و قومي خويش تعيين کند . در گذشته اروپاييان با اشاره به مفهوم بربر يا کافر هويت اجتماعي و سياسي خود را تعيين مي کردند در حالي که در اين دوره در خارج از مرزهاي ملي ديگر کافران يا بربران وجود نداشتند بلکه ملت هاي ديگر ودولت هاي ديگر بودند که مبناي دولت ملي قرار مي گرفتند . بدين ترتيب سنت برجا مانده در اروپا در عرصه هويت سازي مجدداً به کمک دولت هاي مدرن آمد وتوسعه آنها را هموار کرد ( دليرپور ، 1386: 115) .بدين سان مفهوم اساساً اروپايي دولت ملي به صورت مدلي براي دولت مدرن درآمد وهرجا که هويت ملي وجود نداشت لازم گرديد که ايجاد شود ( راش ، 1385 : 39 ) . زبان ، فرهنگ ، تاريخ وايدئواوژي همراه با پرچم ملي وسرود ملي نمادهاي هويت ملي بودند و در بسياري از موارد هنوز هم هستند . نقش اساسي در فرايند ملت سازي هميشه توسط رهبران سياسي ايفا مي گردد که مدعي نمايندگي ملت هستند ( راش ، 1385 : 41 ) . تشکيل ملت متضمن وسايل ديگر نيز هست : اجتماعي کردن جمعيت از طريق آموزش و پرورش و رسانه هاي همگاني ؛ نياز به دفاع از ملت در برابر تهديد خارجي ، واقعي يا خيالي ؛ استفاده از جنگ به منزله يک نيروي يگانگي بخش ؛ عضويت در سازمانهاي منطقه اي و مهمتر از همه سياست هاي توسعه اقتصادي ( راش ، 1385 : 42 ). در نهايت با ارزيابي نقادانه رويکردهاي عمده نظري وتاريخ ناسيوناليسم نتايج زير حاصل خواهد شد :
1. هيچ نظريه عمومي درباره ناسيوناليسم نمي تواند وجود داشته باشد .
2. ناسيوناليسم يگانه اي وجود ندارد ؛ نه تنها اقسام گوناگوني از ناسيوناليسم وجود دارد بلکه اعضاي مختلف اجتماعات قومي وملي نيز برداشت هاي متفاوتي از مليت دنبال مي کنند .
3. مخرج مشترک همه اين جنبش ها ، آراء ، سياست ها و پروژه هاي متفاوت، گفتمان ناسيوناليستي است . به عبارت ديگر آنچه ناسيوناليست هاي متفاوت را به وحدت مي رساند گفتمان و شعار مليت است .
4. گفتمان ناسيوناليستي تنها زماني مي تواند مؤثر باشد که بر پايه زندگي روزمره بازتوليد شود .
5. هر رويکردي در باب هويت ملي بايد تفاوت هاي قومي ، جنسيت ، گرايش جنسي24 طبقه يا جايگاه را در چرخه زندگي که بر ساخت و تجديد ساخت هويت هاي فردي تأثير مي گذارند ، مد نظر قرار دهد( اوزکريملي ، 1383: 23) .ناسيوناليسم گفتماني است که به صورت مداوم آگاهي ما و شيوه فهم ما را از معناي جهان شکل مي دهد و با توليد و بازتوليد «ما» به عنوان مليت ها هويت جمعي را معين مي سازد.

3-3- سير تاريخي دولت مدرن يا نظام دولت- ملت
کشمکش ها بين اصل فئودالي واصل پاتريمونيال اقتدار در حکومت هاي قرون وسطايي ، به يک سيستم تفکيک يافته و نيز داراي صفات متداخل ، از حوزه هاي قضايي منجر شد که براي قدرت و نفوذ بيشتر با هم در رقابت بودند . در نتيجه ، سيستم قدرت سياسي در جامعه قرون وسطايي فاقد همگرايي وتراکم بود . اين نظام عمدتاً به روابط فردي و کمتر به قوانين استناد داده مي شد و بهره اي از دخالت اکثريت جامعه به عنوان مشارکت کنندگان نداشت . آنگونه که دابي25 اشاره مي کند ، عصر فئودالي به وسيله افزايش انشقاق هر سيستم وسيع حکومتي و تبديل آن به سيستم هاي مستقل وکوچک که در عملکردهايشان متفاوت بودند ، مشخص مي گردند . هيچ گونه رابطه مستقيمي بين مراتب بالا و پايين سيستم وجود نداشت . فيف26 هاي اختصاص يافته و اهدا شده ، ببشتر از ادارات ، تعيين کننده روابط بين شاه و لردها بودند ( طاهايي ، 1385 : 45 ) . با توجه به اين طبيعت متمايز سلسله مراتبي و لايه مانند که جامعه فئودالي داشت ، عجيب نيست که هيچ شکلي از مشارکت عمومي و مردمي يعني رابطه مستقيم بين دولت و افراد موجود نبود . افراد فاقد حقوق و وظايف قانوني شناخته شده بودند . به اين ترتيب هر اجتماعي از دهقانان ، وابسته به دستگاه قضايي لرد خود بودند و هردسته از صاحبان حرف و صنعت گران نيز به حوزه قضايي شهر وصنف خود وابسته بودند ( طاهايي ، 1385 : 45 ) .
دولت – ملت چيست ؟ به اين پرسش دشوار به راحتي نمي توان پاسخ گفت زيرا واژه هايي مانند « دولت – ملت » معناها و وابستگي هاي چند گانه اي با مفاهيم ديگر دارند . تعريف دولت – ملت در اثر اين واقعيت پيچيده مي شود که در انگليسي معاصر ، کلمات « ملت27 » و « دولت28 » به جاي يکديگر مورد استفاده قرار مي گيرند . اين مسئله در بين انگليسي زبانان آمريکايي پيچيده تر است زيرا گفتمان حقيقت سياسي در ايالات متحده آن است که ايالات متحده ، يک دولت را تشکيل نمي دهد . دليل اين مسئله آن است که بنيانگذاران آمريکا هنگامي که درباره موجوديت جديد سياسي – نظامي که در تابستان 1787 در فيلادلفيا در حال ايجادش بودند ، صحبت مي کردند و مقاله مي نوشتند ، از واژه دولت استفاده نکردند . بلکه آنها اين موجوديت سياسي – نظامي را « جمهوري » ناميدند . وقتي از واژه دولت استفاده مي کردند در واقع به يکي از اجزاي متشکله اين موجود جديد يا به بريتانيا اشاره مي کردند . از اين رو امروزه ، واژه دولت براي آمريکاييان به معناي يکي از چند جزء سازنده اتحاديه مانند ايالت نيويورک يا ايالت کاليفرنيا مي باشد . آمريکاييها مايلند از واژه ملت يا « کشور29 » براي اشاره به آنچه ما از واژه دولت مراد مي کنيم استفاده کنند .(دليرپور،1389 :18) .دولت- ملت با به هم پيوستن دولت وملت شناخته ميشوند ، هر دو نقش مستقل اما درهم تنيدهاي دارند(Murphy,2009:59) .نکته اي که در تاريخ دولت جديد نبايد فراموش شود اين است که مجموعه اي از شرايط در يک برهه اي خاص همزمان امکان و ضرورت شکل گيري دولت را مهيا ساختند ، اما اين عوامل به تنهايي باعث پيدايش دولت نشدند بلکه بايد طرز فکر خاصي را نيز که نسبت به قدرت سياسي به وجود آمد را بر آنها بيفزاييم . اين حالت رواني زمينه نهادينه شدن قدرت سياسي را فراهم ساخت.
با اينحال ويژگي هاي زير را مي توان به عنوان مشخصات رايج دولت – ملت ها در نظام جهاني کنوني دانست : دولت – ملت نوعي سازمان فرمانروايي سياسي- نظامي است که نخست ، داراي سرزمين برخوردار از تعريف جغرافيايي مشخص براي اعمال صلاحديد حکومتي مي باشد ؛ دوم ، بر سرزمين خود حاکميت دارد يعني اعمال صلاحديد او از لحاظ نظري منوط به منع مداخله خارجي از سوي ديگر دولت – ملت ها يا ساير موجوديت هاي سياسي است ؛ سوم ، حکومتي دارد متشکل از ادارات و نقش هاي عمومي که به کنترل و اداره سرزمين و مردمي اقدام مي کنند که سوژه اعمال صلاحديد دولت هستند ؛ چهارم ، از مرزهاي ثابتي برخوردار

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع دولت مدرن، جهانی شدن، دولت – ملت، ماقبل مدرن Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع دولت مطلقه، منابع قدرت، قرن نوزدهم، سلسله مراتب