دانلود پایان نامه با موضوع دوران مدرن

دانلود پایان نامه ارشد

كه در مقياس به صورت كاملاً مبالغه‏آميزي است در ناحيه مركزي بنا و به صورت عمقي به كار گرفته شده است كه كاملاً متفاوت با نحوه به كارگيري ايوان‏ها در بناهاي هخامنشي است كه به صورت كشيده و در مقابل تالار اصلي استفاده مي‏شده است.اين شكل از استقرار ايوان بعدها در مساجد نيز به كار گرفته مي‏شده است. از ساده‏ترين انواع تلفيق ايوان و چهار طاق مي‏توان از كاخ دامغان منسوب به اواخر دوره ساساني نام برد كه تلفيقي زيبا و بسيار ساده از يك ايوان و چهارطاق مي‏باشد. ايوان مذكور در امتداد و هم اندازه چهارطاق بوده كه صرفاً از كشيدگي بيشتري به نسبت به چهارطاق برخودار است. نگه‏دارنده‏هاي طاق به صورت ستون‏هايي گرد از ديواره اصلي بنا جدا شده و شكل زيبايي را به وجود آورده‏اند كه شكلي تكامل‏يافته‏تر و ظريف‏تر نسبت به ايوان‏هاي اوليه مي‏باشند و ستون‏هاي چهارطاق نيز از ديوارهاي حاشيه‏اي جدا شده و به‏شكلي زيبا گنبدي را بر روي خود قرار داده‏اند. تلفيق ايوان و چهارطاق در دوره ساساني به اشكال پيچيده‏تر و متكامل‏تري دست مي‏يابد كه بسيار حائز اهميت بوده و مبناي الهام براي استقرار و انتظام فضاهاي متعدد و عناصر مركب در پلان‏هاي پيچيده‏تر دوره‏هاي بعد مي‏شود.
3-9-نتيجه گيري:
مطالعات صورت گرفته نشان دهنده آن است که مساله هويت در دوران معاصر تحت تاثير تغيير مفهوم هويت در سه دوره پيش ازمدرن، مدرن و پس ازمدرن بوده است.در دوران پيش ازمدرن باور هاي ديني، شرايط اقليمي، محدوديت هاي فني و نيازهاي اجتماعي نوعي معماري منسجم و هماهنگ را ايجاد کردند که به سبب انسجام شکل گرفته، به معماري باهويت مشهور شد.نوعي نظم پنهان در اين معماري مشاهده مي شود که موجب شده، اصل وحدت در کثرت در اين آثار قابل مشاهده باشد.در اين دوران هرچند بناها با يکديگر متفاوت بودند و هيچ دو بنايي را نمي توان يافت که با ديگري هم شکل و يا همسان باشد، اما نوعي هماهنگي آلي (زيستي) در آن ها وجود داشت.نمونه هاي قابل توجهي از اين انسجام در شهر هاي سنتي ايراني خلق شده اند.بر اساس دسته بندي ارائه شده مي توان اين دوره را دوره انسجام در کليت و تفاوت در جزئيات دانست.شهر هاي سنتي از يک کل منسجم و تک بناهاي متنوع تشکيل شده بودند.در مباني نظري معماري ايراني از آن با نام “نظم در بي نظمي” ياد مي شود، که ريشه حکمي آن به اصل وحدت در کثرت باز مي گردد.

جدول ?-?-?- الگوي تبيين هويت معماري بر اساس تعامل نوآوري و عنايت به گذشته؛ طبق نظريه مارسيا
مأخذ: نگارندگان
عوامل مبين وضعيت هويت
نوآوري (تحول)

پايين
بالا
تعهد
پايين
معماري زودگذر
معماري تکنولوژيک

بالا
معماري تقليدي
معماري با هويت پيشرفته

در دوران مدرن به انسان به عنوان يک کل با نيازهاي فيزيولوژيکي نگريسته شد و از نياز هاي معنوي و روحاني او .
بنابراين در عصر حاضر، گرايش به هويت جنبه اي تقليدي يافته است.بديهي است تقليد از معماري دوران سنتي نمي تواند شکل دهنده معماري باهويت باشد.چرا که اکتشافات دوران سنتي متفاوت از اکتشافات دوران معاصر است.در اين دوران طراحي معماري به عنوان دانش و فعاليتي که در ابعاد زمان و فضا رخ مي دهد مي بايستي تغيير مجدد موضع دهد به اين معني که بايد خواسته هاي بشر امروزي به درستي شناخته شود و از تمامي امکانات محيطي و صنعتي بهره برده شود، تا در آخر با توجه به مکشوفات و دستاورد ها و تعهد نسبت به تحقق آن ها در کالبد بنا بتوان به ساخت معماري با هويت پيشرفته اميدوار بود.
تحقق کالبدي اين ديدگاه در حوزه عمل به شکل گيري شهر ها و آثار معماري متاثر از جريان عقل گرايي و فلسفه پوزيتيويسم (اثبات گرايي) منجر گشت و عملکردگرايي در رأس اولويت ها قرار گرفت.انديشه هاي معماري سبک بين الملل منبعث از اين تفکر، نوعي معماري تکنولوژيک را پيشنهاد مي نمود که مي توانست در سراسر دنيا به يک شکل اجرا شود.تجسم اين انديشه در ساخت و ساز هاي صنعتي و شهرک هاي ساخته شده در سراسر دنيا قابل مشاهده مي باشد؛ بناهايي هم شکل که بصورت يکسان در رديف هاي کاملاً منظم ساخته مي شدند.مجموعه ها در کليت خود از نظمي هندسي تبعيت م يکردند و تک بناها نيز بصورت کاملاً مشابه ساخته مي شدند.از اين رو مي توان دوران مدرن را زماني براي حرکت به سوي شبيه شدن و هم شکلي دانست.در واقع سبک بين الملل، دوران بي توجهي سهل انگارانه به فرهنگ ها بود و نام گذاري اين سبک به سبک بين الملل، گسترش هويت اجباري و ناديده گرفتن فرهنگ هاي مختلف را به نمايش مي گذاشت (جدول ?-?-?).
پست مدرنيته با سياست انکار و نقد مدرن متولد شد.در دوران فرامدرن کاستي هاي حاصل از انديشه هاي مدرن بيش از پيش نمايان شد.پست مدرنيته فراروايت هاي فرهنگي و اجتماعي را انکار کرد و در تلاش بود که از خرده فرهنگ ها بهره گيري نمايد.در اين دوران نوعي انديشه واگرا بر خلق آثار معماري حاکم شد که نتيجه آن، گرايش به کثرت گرايي، همراه با تنوع طلبي در پروژه هاي معماري بود.مفهوم درست و نادرست دستخوش تغيير شد و هر چيز مي توانست درست يا نادرست باشد.به همين دليل ارزش هاي حاکم در دوره هاي گذشته جاي خود را به سبکهاي معماري متعدد دادند.از اين رو دوران فرامدرن را دوران تنوع طلبي و سبک هاي معماري زودگذر خواندند.در اين دوران گرايش هاي مختلفي براي پاسخگويي به مسئله هويت شکل گرفتند اما به دليل نداشتن اصول معين، منجر به ساخت بناهاي ناهمگون و نامتجانس شدند.چرا که آثار اين گروه به دو دسته تقليد از آثار گذشته و تقليد از بناهاي مدرن منجر گشت، و معماري اغتشاش را شکل داد.بنابراين پست مدرن هم در عمل به دستيابي نوعي معماري با هويت پيشرفته موفق نشد.
مطالعات صورت گرفته نشانگر آن است که باهويت بودن آثار معماري گذشته حاصل بازتاب ارزش هاي انساني در ساخت معماري است.اما نبايد ساخت دوباره بناهايي به شکل آثار معماري سنتي را با ساخت معماري باهويت يکي دانست.چرا که معماري سنتي مطابق با نياز هاي دوران سنتي بوده است و ساخت دوباره آن ها در زمان حال، با مقتضيات دوران معاصر هماهنگ نخواهد بود.براي احياي هويت در دوران معاصر مي بايست نيازهاي مادي و معنوي مخاطب را بازشناسي کرد، محيط را با تمام ويژگي هاي اقليمي و محيطي آن شناخت و با تکنيک ها و فناوري هاي موجود آشنايي پيدا کرد.چرا که مجموعه اين شناخت ها و مکشوفات در کنار تعهد به کارگيري اصول شناخته شده و لحاظ کردن آنها در فرايند طراحي، هويت معماري پيشرفته را به منصه ظهور مي رساند؛ کيفيتي که با متجلي شدن در کالبد معماري، فضاهايي مطلوب و کارآمد را شکل مي دهد و در عين حال به شکل گيري معماري همگرا در مقياس شهري منجر مي گردد.در عصر حاضر، هر چه بيشتر آشکار شده است که شکل گيري معماري باهويت نه تنها با مفاهيم معاصر نظير پايداري، ساخت مکان و بهره گيري از فناوري هاي پيشرفته ساخت مغايرتي ندارد، بلکه لازمه يکديگرند و يک هدف را دنبال مي کنند.
همچنين مشخص شد که باور، زمان و مکان ازمولفه هاي موثر در هويت مي باشند. انسان به عنوان مولف و درک کننده معماري به پشتوانه ي باورهاي جديد انسان مدارانه و با اتکا به خلاقيت، ابداع، نوآوري و ذوق، نگاه متفاوتي به ماسواي خود را روي ميز کار هنرمندان قرار داد، و از تقيد هاي فکري پيشين رها کرد. بدنبال آن، سبک و زبا نهاي مختلف هنري و معماري، خود را از اصول و ويژگي هاي کيفي پيشين دور نمود. لذا رنگارنگي و زود گذري سبکها و نهضت ها، مشخصه ي بارز و حاکم بر عرصه ي معماري جديد گرديد. امروزه هويت بخشي مستقل دانسته مي شود که از بيرون و توسط انسان به عنوان مولف مختار و آزاد معماري، به آن افزوده مي شود.
در اين پژوهش زمان و مکان به عنوان ظرف حاوي جهان پديدار، به عنوان ديگر مولف ههاي تاثيرگذار، به بحث هويت راه يافتند. زيرا در نظر انديشمندان، فعاليتهاي انساني از جمله معماري در طول زمان و در مکان معنا مي يابند؛ مولفه هايي که درگذشته مبتني بر نوع کيفي و ترکيبي از عينيات و ذهنيات بود، ولي در عالم جديد در چمبره ي عينيات قرار گرفته است. چنانچه آمد در ديدگاه انديشمندانِ پديدارشناس، مکان از طريق عناصر معنادار بوجود آورند هاش و بستري که براي فعاليت آماده مي کند، درطول زمان داشته هايي ذهني در انسان بوجود مي آورد، که توسط آن محيط برايش داراي هويت مي شود. اين عناصر براي معماري ايراني، به جز ويژگي هاي جغرافيايي، شامل مفاهيم کيفي همانند شاعرانه گي، پيچيدگي و تودرتو بودن و… مي باشند. که شناخت آنها مي تواند موضوع مقاله ي مستقلي را شامل شود.
فعاليت هاي انجام شده در مکان، در طول زمان خاطراتي را در ذهن انسان ايجاد مي کند، که ممکن است فردي يا جمعي باشند .با رجوع چندين باره به آنها، خاطره هاي جمعي که از عوامل هويت بخش انسان مي باشند، در ذهن انسان نقش مي بندد و مکان را متفاوت با جاهاي ديگر مي کند . زمان نيز صرفا در نوع قراردادي و معطوف به گذشته و متوجه آيند هي آن در نظر گرفته نشده؛ بلکه به عنوان عرص هاي که زندگي در آن محقق مي شود، مدنظر قرار گرفته شده است. از آن چه آمد مي توان دريافت که هويت، امري صلب نمي باشد و در طول زمان با انسان و باورهايش متحول مي شود .هويت و عامل تشخص، اگر در حصار خود محبوس گردد مي ميرد. پس بايد با انسان متحول شود. طبق تعريف، هويت داراي مختصاتي است که همچون نخ شاخه نبات ما را به اصل و ريشه هاي ذاتي و گذشته خود وصل مي کند، ولي زمانه بر اساس نيازهاي روز بلورهاي متفاوتي به گرد آن رشته تشکيل مي دهد، که مشترکاتما با معماري جهاني را شامل مي شود. مشترکات و مختصاتي که با استناد بر شعر حافظ پاياني ندارند.
گمان مبر که به پايان رسيد کار مغان
هزار باده نا خورده در رگ تاک است

فصل چهارم
مقدمات طراحي

4.مقدمات طراحي
4-1- بخش اول: مباني برنامه ريزي
4-1-1-مقدمه
ارتقا فرهنگي جامعه و اهداف بازديدکنندگان به يک زندگي غني تر در موزه ها از طريق اعمال روش ها و ارايه امکاناتي مي بايد صورت پذيرد تا آنها را از نگراني ها آسوده ساخته و سختي ها و موانع موجود در محيط زندگي مانند: تلاش سخت براي تامين زندگي و مشکلات محيط کار را کاهش دهد. ارتقا فعاليت افراد به افق هاي وسيع تر و گشايش حوزه هاي اکتشافي جديد و جالب، امروزه از مهمترين وظايف موزه ها است. در اين شرايط تحقق اهداف،موزه ها مستلزم توجه کافي به اهميت نقش آموزش و تحقيق در موزه ها و تجهيز و سازماندهي مناسب آن هاست.

4-1-2-عوامل موثر در برنامه ريزي و طراحي
4-1-2-1-بازديدکنندگان
در قرن نوزدهم بخش اعظمي از موزه ها در کشورهاي غربي، حريم هايي به شمار مي رفتند که به ندرت عموم مردم درون آنها راه مي يافتند و در حقيقت در بيشتر مواقع براي عموم مردم دسترسي به آنها امکان پذير نبوده. اما امروزه موزه ها در سراسر جهان پذيرفته اند که يکي از وظايف آنها نمايش مجموعه ها به عمومي مردم است و از اين رو بخش بزرگي ازموزه ها به روي عموم مردم باز است، با اين حال موقعيت موزه ها در جذب بازديدکنندگان به طور قابل ملاحظه اي متفاوت است و به عوامل بسيار زيادي از جمله نوع موزه ها، مدت زماني که باز هستند، برنامه هايي که براي بازديد کنندگان در نظر گرفته شده و . . . بستگي دارد. موزه ها در ابتدا از مجموعه هايي تشکيل مي شد که توسط متخصصين و يا محققاني جمع آوري مي شدند و سپس به آشنايان و يا انجمن هاي دوستدار اين مجموعه نشان داده مي شدند. کساني که زحمت بازديد اين مجموعه ها را به خود مي دادند، اغلب کساني بودند که از ارزش اين مجموعه ها آگاهي نداشتند. امروزه تعداد بسياري از کارکنان موزه ها بدون ترديد معتقد هستند که بازديدکنندگان، صرفنظر از خصوصيات آنها، بايد همان علايق متصديان موزه ها را داشته باشند و به طور کلي به خاطر علاقه تعداد کمي از بازديدکنندگان نسبت به موارد به نمايش درآمده، صحيح نيست که بقيه بازديدکنندگان را به خاطر عدم علاقه و يا آگاهي مورد سرزنش قرار داد و منکر مسئوليت موزه ها و يا شکست برنامه هاي موزه ها براي مردم عادي باشيم.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع جوادی آملی، حقیقت وجود، بازگشت به خویش Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع فرهنگ مصرف، حوزه نفوذ