دانلود پایان نامه با موضوع دانش آموزان دختر، دانش آموزان پسر، بهداشت روان

دانلود پایان نامه ارشد

ابزارهاي غربالگري و تشخيصي تكنيك هاي مصاحبه و تفاوت در روش هاي نمونه گيري و طبقه بندي هاي مختلف مورد استفاده جمع اين بيماريها بسيار متغير و متفاوت برآورد شده است ، به طوري كه ميزان از 3/7 % تا 8/39 % متغير بوده است (لي105 ، 1990 ،نقل از داويديان ، 1380).
مطالعات همه گير شناسي اختلالات رواني انجام شده در ايران نيز همگي دلالت بر متغير بودن ميزان شيوع اين اختلالات از 9/11 تا 2/30 % را دارند ( محمدي ، داويديان ، نوربالا ، 1380 ).
در يك بررسي كه به منظور تعيين شيوع اختلالات روان پزشكي در مناطق شهري اصفهان انجام گرفت . ميزان شيوع اين اختلالات 9/19 % بوده است ( قاسمي تودشكچويي ، 1375 ).
ميزان شيوع اختلالات روان پزشكي بر اساس مطالعه وضعيت سلامت روان افراد 15 سال و بالاتر استان كه در قالب طرح ملي سلامت و بيماري در سال 1378 انجام گرفت ، 6/17 % بوده است (نور بالا ، باقري ، 1381 ) .
هدف مطالعه همه گير شناسي اختلالات رواني ، اين است كه مسولان و دست اندركاران بهداشتي ، آموزشي ، و درماني را نسبت به اهميت و حجم مشكل اختلالات رواني در استان حساس كرده و زمينه ارائه خدمات اساسي بهداشت روان را براي آنها فراهم سازد ( محمدي ، 1380 ).
مروري بر بررسي هاي همه گير شناسي كه طي سه دهه گذشته انجام شده نشان مي دهد كه ميزان شيوع اختلال هاي رواني در كشورها و فرهنگ هاي مختلف به علت تفاوت در روش هاي نمونه گيري ، تنوع ابزارهاي به كار گرفته شده شيوه هاي گوناگون مصاحبه و ملاك هاي طبقه بندي متفاوت گزارش شده است . ميزان شيوع اختلال ها در بررسي هايي كه به كمك پرسشنامه سلامت عمومي (GHQ) انجام شده است ، متفاوت است .
ازجمله 3/7 % ( هاديا مونست106 و همكاران 1978 ) ، 22 % ( استانسفلد107 و همكاران ، 1991 ) ، 14 % ( چنگ 108 ، 1988 ) ، بررسي انجام شده در ايران همه گير شناسي آن را در دامنه اي بين دست كم 7/11 % ( باش ، 1342 ) تا 2/43 % ( داويديان ، ايزدي ، نهاپتيان و معتبر 1353 ) گزارش كرده اند نتايج ساير بررسي ها بين 13 تا 5/18 % نوسان بوده است (باش ، 1372 ؛ باقري يزدي ، بوالهري ، شاه محمدي ، 1373 ؛ جاويدي 1372 ؛ كوكبه بهادر خان ، 1372 ؛ 1373 ؛پالاهنگ ، نصر ، براهني ، شاه محمدي ، 1375).
ماتر و كرامر109 ( 1988 ) همه گير شناسي را مطالعه توزيع و عوامل موثربر بيماريها در جوامع انساني تعريف مي كنند . به عبارت ديگر همه گير شناسي با فراواني انواع بيماريها و صدمات و عوامل موثر در توزيع آنها سر و كار دارد ، اين تعريف بر اين موضوع اشاره مي كند كه بيماريها به طور تصادفي در جامعه توزيع نشده اند ، بلكه گروههاي مختلف از نظر فراواني بيماريهاي مختلف باهمديگر تفاوت دارند ( مارتر و كرامر ، 1988 ، نقل از شپرد110 ( 1978 ) همه گير شناسي را چارچوبي مناسب براي ترميم شكافهاي موجود بين پژوهشهاي پايه و باليني توصيف نموده و مطالعات همه گير شناسي را بخشي ضروري از تحقيقات باليني تلقي مي كند ( ويليامز111 ، 1989 ) .
رابينز112 ( 1978 ) همه گير شناسي روانپزشكي را مطالعه چگونگي توزيع اختلالهاي رواني در جامعه توصيف مي كند .
كوپر113 ( 1990 ) معتقد است كه رشد و گسترش مطالعات همه گير شناسي توصيفي ، راه را براي مطالعات موردي و بررسي بروز بيماريها باز كرد ( پالاهنگ ، 1377 ) .
بررسي پيشينه ميزان شيوع اختلالات رفتاري كودكان در جهان و ايران
پيشينه ميزان شيوع اختلالات رفتاري در جهان
بدست آوردن رقم دقيق شيوع اختلالات رفتاري در كودكان امكان پذير نيست ، زيرا اولا كودكان در برخورد با مسائل ممكن است واكنشهاي متفاوتي به صورت انحراف كمي از حالت طبيعي تا حداكثر انحراف مانند يك بيماري رواني غير قابل ترديد از خود بروز دهند . ثانيا ، نمود اين اختلالات در كودكان بر حسب محيط اجتماعي و محيط رشدي او متغير است . بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه شيوع اختلالات رواني بين كودكان 3 تا 15 ساله در كشورهاي توسعه يافته 5 تا 15 درصد است . اين رقم در كشورهاي در حال توسعه نيز صدق مي كند (محمديان ، 1378 ).
بزرگترين مطالعه همه گير شناسي اختلالات عاطفي كودكان در جزيره وايت در بريتانيا در سال 1965 انجام گرفته است ، همه كودكان 10 تا 11 ساله در اين جزيره تحت مطالعه قرار گرفتند . ميزان شيوع اختلالات رواني ، آنچنان كه محققان تشريح كرده اند 8/6 % بوده است . اختلالات رواني در اين پژوهش هنگامي مطرح بوده اند كه نابهنجاري هاي رفتاري ، هيجاني يا ارتباطي به اندازه كافي مشخص و طولاني بوده است كه سبب رنج پيوسته يا ناتواني در خود كودك شده باشد يا پريشاني و اختلال در خانواده يا جامعه ايجاد كرده باشد . در اين مطالعه ، پسران مبتلا به اختلالات رواني نزديك به دو برابر دختران بوده اند ، مطالعه مشابهي در شهر لندن ، ميزان شيوع اختلالات رفتاري را در حدود دو برابر بيشتر از مطالعه قبل نشان داده است (راتر و همكاران ، 1975).
همچنين ميزان شيوع در طبقه دامنه سني نيز متفاوت بوده است . كراپينسك و همكاران ( 1967 ) در مطالعه اي كه در يكي از شهرهاي استراليا با 2000 نفر انجام دادند . ميزان شيوع اختلالات رفتاري را براي كودكان 10 درصد و براي نوجوانان 16 درصد گزارش داده اند ( سميعي ، 1379 ).
مطالعه سلامت كودكان انتاريو ، اطلاعاتي در مورد ميزان شيوع اختلالات رفتاري – عاطفي در كودكان 4 تا 16 ساله كانادايي را به دست مي دهد . نتايج مربوط به اين پژوهش كه 3294 نفر در آن شركت داشته اند در جدول زير آمده است :

جدول : شيوع اختلالات رفتاري بر اساس مطالعه سلامت كودكان انتاريو
اختلال هيجاني
پيش فعالي
اختلال سلوك
يك يا بيش از يك اختلال
جنس
سن
2/10 %
1/10 %
5 /6 %
5/19 %
پسر
11
10 %/ 7
3/3 %
8/1 %
5/13 %
دختر
11
9/7 %
9/8 %
1/8 %
2 /19 %
پسر
16
9/11 %
3/3 %
7/2 %
9/16 %
دختر
16

اطلاعات انتاريو تاكيد مي كند كه تفاوتهاي مشخص جنسيتي در شيوع بسياري از اختلالات كودكي وجود دارد . اختلالات عاطفي – رفتاري د رهر دو گروه سني در پسران شايع تراز دختران است (عيسي زاده ، 1386).
در سال 1969 ، كميته بهداشت رواني كودكان نتيجه گيري كرد كه 6/13 درصد كودكان از نظر هيجاني دچار اختلال هستند . ا زاين ميان ، حداكثر 2 تا 4 درصد كودكان دچار اختلالات شديد هستند و 8 تا 10 در صد مبتلا به اختلالات ديگري هستند كه نياز به درمان دارند . در آمريكا 6/13 درصد يعني 9 ميليون نفر كودك دچار اختلالات عاطفي – رفتاري هستند ( سميعي ، 1379).
گلد114 و همكاران ( 1980 ) در يك مرور بر چندين مطالعه همه گير شناسي در آمريكا و بريتانيا ، رقم 12 درصد را به دست آورده اند . اگرچه اين ارقام در مطالعات مختلف بين 6 تا 37 درصد متفاوت است . ميزان اختلالات بستگي به عوامل متعددي از قبيل سن ، جنس ، نوع اختلال ، پيشينه زندگي و ناحيه جغرافيايي دارد . براي مثال ، شيوع اختلالات رفتاري در پسران بيش از دختران و در شهرنشينها بيشتر از روستانشينها است . عوامل ديگري نظير طبقه اجتماعي – اقتصادي ، خانواده هاي تك والدي يا دو والدي و همچنين سن بر ميزان شيوع اثر مي گذارند (كازدين115 ، 1988 به نقل از عيسي زاده ، 1386).
نتايج ذكر شده با توجه به دشواريهاي تعيين حد ومرز بين رفتارهاي بهنجار و نابهنجار نيز قابل توضيح است . تمام كودكان و نوجوانان هر ازچند گاهي رفتارهاي نابهنجاري از خويش نشان مي دهند و چون معيارها مختلف است ، متخصصان درصد كودكان و نوجوانان مبتلا به اختلالات رفتاري را با ارقامي مانند 1 % ( فوم كين116 ، 1972 ) و 8 % (اولمان117 ، 1952 ) و 10 % ( باور118 ، 1960 ) و 20 % ( كلي119 وهمكاران ، 1977 ) ، 24 % ( سيلوا 120 و همكاران ، 1974) بر آورد مي كنند . بخشي از تفاوتهاي موجود در ميزان برآوردهاي ياد شده ناشي از عدم توافق متخصصان درباره معيارهايي نظير چگونگي تعيين اين گونه رفتارها ، چگونگي بروز ، فراواني ، شدت ، مدت و موقعيتي كه اين رفتارها در آن به وقوع مي پيوندند ، مي باشد (سميعي ، 1379 ).
رابين و بالو121 ( 1978 ) در مطالعه اي براي تعيين درصد كودكان داراي اختلالات رفتاري از نقطه نظر معلمان استفاده كردند . بدين ترتيب كه از معلمان آمادگي تا كلاس ششم ابتدايي خواستند كه كودكان با مشكلات رفتاري را مشخص كنند . تعداد كل كودكان در اين تحقيق 1586 نفر بوده است كه بيش از نيمي ( 59 % ) حداقل توسط يكي از معلمان به عنوان كودك مشكل دار انتخاب شده بودند . يكي از دلايل بالا بودن اين ارقام اين است كه ا زمعلمان خواسته شده بود كه كودكان مشكل دار را خود مشخص كنند ، بدون اينكه هيچگونه تعريفي از شدت و نوع مشكل داده شود .
به عبارت ديگر ، مسئوليت تعريف اختلالات را معلمين عهده دار بودند و هيچگونه معيار خاصي براي آن ا زطرف متخصصين ارائه نشده بود . در اين پژوهش ، دانش آموزان پسر 3 برابر دانش آموزان دختر به عنوان كساني كه مشكلات رفتاري دارند انتخاب شده بودند هنگامي كه معيار تعيين دانش آموزان با اختلالات رفتاري به جاي نظر يك معلم در يكي از سالهاي دوره ابتدايي به نظر خواهي 3 معلم در سه سال مختلف تحصيلي تغيير يافت ، درصد اختلالات اين دانش آموزان نيز به 7 درصد كل تقليل پيدا كرد . به سخن ديگر ، فقط 7 درصد از كل دانش آموزان دوره ابتدايي ، توسط معلمين از سه سال مختلف به عنوان دانش آموزان يا مشكلات رفتاري كه نياز به كمكهايي ويژه دارند، انتخاب شوند (سيف نراقي و نادري ، 1379) .
در مطالعه راتر122 و همكاران ( 1975 ) پسرهاي مبتلا به اختلالهاي رواني نزديك به دو برابر دخترها گزارش شدند. مطالعه انتاريو نيز تاكيد مي كند كه تفاوتهاي مشخص جنسيتي در شيوع بسياري از اختلالات كودكي وجود دارد و اختلالات عاطفي – رفتاري در هر دو گروه سني ، در پسران شايعتر است. راتر و همكاران ( 1975 ) شيوع اختلالات رفتاري در پسران را بيش از دختران گزارش مي كنند ( راتر و همكاران ، 1975 ).
در مطالعه رابين ( 1978 ) ، نيز شيوع مشكلات رفتاري در دانش آموزان پسر 3 برابر بيشتر از دانش آموزان دختر گزارش گرديد .
يكي از فراگيرترين يافته هايي كه با توجه به ميزان شيوع اختلالات رفتاري ديده مي شود ، تنوع و گستردگي اختلالات رفتاري در پسران است اين گستردگي شامل تحرك بيش از حد ، خيس كردن رخت خواب ، رفتار ضد اجتماعي و مشكلات يادگيري است اين تفاوتها را مي توان ناشي از چند عامل دانست . در كل به نظر مي رسد كه پسران نسبت به دختران از نظر زيستي آسيب پذيرتر باشند .
از همان دوره جنيني ميزان مرگ و مير در پسران نسبت به دختران بيشتر است به نظر مي رسد بيماريهاي سخت ، تغذيه ناكافي و فقر در آنان تاثير بيشتري مي گذارد با وجود اين تفاوتهايي كه در تربيت دختران و پسران در اجتماع وجود دارد در مورد تفاوتهايي مربوط به جنسيت نيز بي تاثير نيست . براي مثال ، ترديدي نيست كه پرخاشگري در پسران سهل تر ا زدختران پذيرفته مي شود .
در هر حال شواهدي موجود است كه نشان مي دهد درجه شيوع بالاتر اختلالات رفتاري در پسران را مي توان ناشي از اين دانست كه كجروي هاي پسران بيشتر شنيده مي شود . مادران انتظار دارند كه گرفتاريهاي پسران از دختران طولاني تر شود . معلمين و والدين نسبت به تحرك بيش از حد ، ناپايداري، حواس پرتي و از هم گسيختگي پسران تاب تحمل كمتري دارند (سميعي ،1379 ).
در اكثر مطالعات شيوع اختلالات سلوكي در بين پسران بيشتر از دختران بوده و شيوع اختلالات هيجاني د ردختران بيشتر از پسران بوده است . در يك مطالعه در شمال فرانسه فومبون (1991) نمونه اي شامل 2441 كودك در سنين 8 تا 11 سال را مورد بررسي قرار داد . از چك ليست رفتاري كودك و مقياس راتر فرم معلم به عنوان وسيله غربالگري اوليه استفاده گرديد . پس اين نمونه تصادفي از كودكان كه در غربالگري اوليه علائم مثبت و منفي داشتند را براي پيگيري بعدي انتخاب گرديدند (سالاري ، 1380).
شيوع اختلالات 4/ 12 درصد بود و دو طبقه عمده بيماري گزارش گرديد .

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع علائم اضطراب، اختلال سلوك، تحت درمان Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع اختلال سلوك، استان فارس، قاسم آباد