دانلود پایان نامه با موضوع خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، خاورمیانه، روابط سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

قرار گیرد. در چنین شرایطی فضا برای اقلیتهای شیعی مساعدتر ميگردد تا بتوانند در چهارچوب قواعد دموکراتیک احزاب سیاسی خود را تشکیل داده و سازماندهی كنند و عمق ژئوپلتیک و گفتمان خود را ترسیم و تبلیغ نمايند. با توجه به اينکه گفتمان شیعیان در کشورهای خاورمیانه بر مبنای شاخصههای حقوق بشر، تساهل و تسامح، رعایت حقوق اقلیت‌ها، همگرایی و وحدت اسلامي به جای تقابل، طرد هر گونه خشونت‌ورزی، حمایت از حقوق ملت فلسطین و… قرار گرفته است، مسلماً در فضای دموکراتیک قابلیت‌ها و جذابیت‌های بیشتری نسبت به گفتمان خشن و رادیکال سلفی به دست خواهد آورد(فلاح، 1391: 95-89).

جمع‌بندی
منطقهی خاورمیانه همواره با دو واژهی بحران و منازعه تداعی میشود. در رخدادهای جدید، کشورهای این منطقه سعی میکنند تا در برابر تهدیدات و مداخلههای غرب به سرکردگی آمریکا مقاومت نمایند. در این منطقه اسلامگرایی را باید رستاخیز مقاومت در برابر غرب دانست. در واقع محیط امنیتی خاورمیانه از مشکلات داخلی کشورها میان دولتها و نبود سازو کارهای امنیت سازی رنج میبرد و فضای منطقه یک فضای ناامن، نامطمئن و به طور مزمن کشمکشزاست که دخالت قدرتهای بزرگ خارجی نیز با تأثیرگذاری بر سطوح درون کشوری، بین دولتی و منطقهای بر پیچیدگی آن افزوده است(کرمی، 1384: 42).
از این رو تحولات اخیر در خاورمیانه را میتوان به عنوان محور اصلی تغییر در موازنهی قدرت منطقهای دانست. هر گونه جا به جایی در ساختار قدرت سیاسی کشورهای منطقه، دارای پیامدهای راهبردی برای کشورهای مختلف خواهد بود. به عبارتی دیگر، جا به جایی قدرت و رهبران سیاسی در خاورمیانه نه تنها منجر به ایجاد خلأ قدرت در محیط منطقهای میشود بلکه میتوان آن را زمینه ساز دگرگونی‌های بنیادی‌تری در حوزهی امنیت منطقهای دانست. بنابراین تحولات مربوط به بهار خاورمیانه بر معادلهی قدرت و موازنهی منطقهای خاورمیانه و خلیج فارس تأثیرگذار خواهد بود.و هر گونه ابتکار برای سازماندهی صلح، نیازمند شکل گیری «تعادل منطقهای» خواهد بود. لازم به توضیح است که امنیت منطقهای بدون تعادل منطقهای حاصل نخواهد شد. در چنین فرآیندی، ضرورت‌های امنیت سازی در خلیج فارس ایجاب میکند که جلوههایی از تعادل منطقهای در قدرت، هنجار و الگوی کنش بازیگران ایجاد شود(مصلی نژاد، 1391: 54). در حال حاضر فضای غالب بر منطقه مبتنی بر تهدیدات فزایندهی آمریکا است. به قدرت رسیدن محافظه‌کاران در آمریکا زمینهای برای ایجاد فضای تعارض علیه کشورهای خاورمیانه فراهم کرد که این روند طی سالهای گذشته بیشتر شده است. حاصل این وضعیت عملاً پیدایش شرایط امنیتی است که حافظ منافع غرب و تقریباً استقلال دولتهای عربی است(منتظری، 1388: 97).

فصل5:
تأثیرتحولاتمنطقهای 2014-2010 بر روابط بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس

مقدمه
همانطور که در فصل پیش ذکر شد، تحولات منطقهای که از 2010 آغاز شد، باعث ایجاد تغییراتی در منطقهی خاورمیانه شد از جمله: امنیتی شدن منطقه، ایرانهراسی و شیعههراسی و شکلگیری گروههای تروریستی افراطی. در این بین علاوه بر فشارهای ناشی از ایران‌هراسی و شیعه‌هراسی که بر کشور ایران وارد شد و همچنین اعمال تحریم‌ها بر روی ایران، روابط سیاسی، اقتصادی ایران با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هم متأثر از این تحولات شده و باعث واگرایی بین ایران و برخی از این کشورها گردید. در این فصل به بررسی روابط سیاسی و اقتصادی ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ابتدا به طور کلی و بعد به صورت روابط ایران با تک تک این کشورها میپردازیم و با ارائه‌ی نمودار سیر مبادلات تجاری این کشورها، تراز بازرگانی و نمودار تجاری آن‌ها را از سال 85 (قبل از وقوع تحولات منطقه ای) تا 93 (بعد از وقوع تحولات منطقه ای) مورد ارزیابی قرار می‌دهیم.
5-1- روابط سیاسی ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از 2010 تا 2014
شورای همکاری خلیج فارس که در برگیرندهی شش کشور عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس است از منظرهای مختلف به ویژه انرژی و موقعیت استراتژیک همواره در عرصه جهانی اهمیت داشته است. این شورا برای ایران نیز به دلیل پوشش دادن تمامی حوزهی جنوبی کشور و مسائل سیاسی، استراتژیک و اقتصادی دارای اهمیت بالایی است. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس علاقهای به رویارویی مستقیم با ایران ندارند و بیشتر تعامل در حد تنشزدایی و کنترل روابط را مد نظر دارند.
این کشورها به دنبال توازنسازی در برابر ایران هستند و خواستار تداوم روابط و تعاملات با ایران ولو به صورت محدود هستند. اینها در واقع خواستار انزوای کامل ایران نیستند هر چند مهار ایران برای این کشورها هدفی اساسی است اما مهار از طریق انزوا دنبال نمیشود بلکه مهار از طریق تعامل محدود و اعمال فشار و محدودیت از طریق نیروها و هنجارهای بینالمللی مد نظر است. در شرایط کنونی نیز روابط ایران با شورا دارای تنش است و فضای همکاری با تک تک کشورهای عضو کمرنگ شده و انتقادات در سطح بسیار بالایی است(نشست شورای همکاری خلیج فارس،1389: 108-95). علیرغم اینکه زمینه‌های همگرایی زیادی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس میتوان یافت و از این زمینهها می‌توان به: اقتصاد(نفت)، دین مشترک(اسلام)، جغرافیای مشترک، تهدیدات مشترک(امریکا و اسرائیل) اشاره کرد اما همواره روابط ایران و شورای همکاری با فراز و نشیب فراوانی همراه بوده(دهبنه، 1391: 82-81).
به دلیل ترس کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از صدور انقلاب و ایران، آنها ایران را به عنوان کشوری مداخلهگر خواندند و از ایران به سازمان ملل شکایت کردند. به نقل از خبرگزاری کویت(کونا)، سفرای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در نامهای به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل و «سنیستور اوسوریو» سفیر کلمبیا و رئیس کنونی شورای امنیت از ایران به خاطر آنچه دخالت این کشور در امور داخلی خود خواندند شکایت کردند(دیپلماسی ایرانی،1390).
از نظر سیاسی بین ایران و کشورهای خلیج فارس تعارضاتی وجود دارد. ماهیت انقلابی اسلامی و جهانشمولی جمهوری اسلامی ایران و وجود انگارههایی مانند«صدور انقلاب» و از طرفی ماهیت محافظه‌کار و پادشاهی کشورهای حوزه خلیج فارس از مؤلفههای سیاسی مؤثر در روابط خارجی این کشورها به شمار میآید. این انگارهها در پرتو غیریتی که بر فضای ذهن این کشورها حاکم است مبنای ظهور معنای ترس نسبت به ایران را در ذهن این دولتها فراهم کرده است. در طول تاریخ شیعیان در درون جهان اهل سنت مطرود و مغضوب بوده و هر گونه فعالیت سیاسی ایشان به شدت رصد و سرکوب میگردید(بهستانی، 1391: 179-178).
مسائلی که امروزه باعث تیره شدن روابط و ایجاد تنش بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس شده، نگرانی از قدرتیابی منطقهای ایران است، زیرا روند تحولات منطقهای بیانگر این واقعیت است که ایران در صدد است به قدرت برتر منطقهای تبدیل شده و ضمن مخالفت با حضور نیروهای فرامنطقهای درصدد ایفای نقش برآید و در این راستا فعالیتهای ایران محور عمدهی نگرانی کشورهای عربی و غیر عربی را فراهم کرده است. این عوامل شامل مسألهی هستهای ایران، افزایش توانمندیهای نظامی و موشکی و نیز مداخلهی ایران در امور داخلی کشورهای منطقه میشود. مسألهی دیگری که باعث تنش بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس شده است، دخالت ایران در امور داخلی کشورها میباشد که در ماههای اخیر و با توجه به روند تحولات و وقوع انقلابات در کشورهای عربی خاورمیانه( به خصوص بحرین) نمود پیدا کرده است. از نظر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به خصوص عربستان هر گونه قدرتگیری شیعیان در بحرین به افزایش نفوذ ایران میانجامد و خطر را به دروازههای این کشور میرساند(ملک محمدی، داوودی، 1391: 234-233).
یکی از راه‌هایی که می‌توان از طریق آن به سطح روابط سیاسی کشورها با یکدیگر پی برد، سفرهای دیپلماتیکی هست که بین مقامات این کشورها انجام می‌شود. در واقع، هر رفت و آمدی دارای دو پیام است؛ یک پیام سمبلیک و یک پیام عملی. پیام سمبلیک سفرهایی که صورت میگیرد این است که فضای روابط دو کشور مناسب و طرفین به خصوص گروهی که سفر میکند آماده ایجاد توسعه همکاریها است. این پیام نشان میدهد روابط طرفین مطلوب است و این اراده را دارند که به سوی همکاریهای جدی حرکت کنند. پیام عملی چنین سفرهایی نیز این است که طرفین وارد امور اجرایی جدی میشوند. این روابط بعضاً فقط در حوزه تجاری است اما حوزههای تکنولوژیک، صنعتی و سرمایه گذاری را هم شامل میشود(آصفی، دنیای اقتصاد).
بنابراین در ابتدا به بررسی و مقایسه‌ی سفرهای دیپلماتیک بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در قبل از سال 2010 و بعد از آن می‌پردازیم:
در دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد از سال 84، وی در چهاردهمین سفر بینالمللیاش به کویت سفر کرد و در واقع سفر به کویت از سوی احمدی نژاد اولین سفر رئیس جمهوری ایران به این کشور بود. شانزدهمین سفر بین المللی به قطر، بیست و یکمین سفر خارجی وی به کشور عربستان سعودی صورت گرفته و گفت و گو با پادشاه عربستان، از اهداف سفر احمدی نژاد به عربستان بوده است. بیست و دومین و بیست و سومین سفر ، سفر سه روزه به کشورهای امارات متحده عربی و عمان در 23 اردیبهشت 86 بود، سی و پنجمین و سی و ششمین سفر به بحرین و عربستان بود. سی و هفتمین سفر وی در 12 آذر 86 به قطر صورت گرفت، چهل و نهمین سفر خارجی نیز به قطر بود که احمدی نژاد به منظور حضور در اجلاس «تأمین مالی توسعه» عازم دوحه پایتخت قطر شد. پنجاهمین سفر نیز به قطر بود که در 27 دی ماه 87 برای شرکت در اجلاس فوقالعاده سران اتحادیه عرب بود(مشرق نیوز،1393). به طور کل، قبل از وقوع تحولات اخیر خاورمیانه، ریاست جمهوری ایران 4 بار به قطر، 2 بار به عربستان، 1 بار به بحرین، امارات متحده عربی، عمان و کویت سفر داشته است و حجم مبادلات سیاسی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تقریباً خوب و عادی بوده است اما در دولت دهم و بعد از وقوع تحولات حجم سفرها کم شد طوری که احمدی نژاد در سفر هفتاد و نهم خود در صدر هیأتی بلند پایه عازم دوحه( پایتخت قطر) شد. صد و چهارمین سفر وی در دوشنبه 23 مرداد 1391 به مقصد عربستان و صد و هفتمین سفر بین المللیاش برای شرکت در اولین اجلاس سران گفت و گوی همکاری آسیایی به کویت بود و در مجموع در این دوره فقط یک سفر به قطر و عربستان و کویت داشت(جام نیوز،1391).
در واقع، مسألهی مهمی که بر روابط ایران با کشورهای شورای همکاری تأثیر گذاشت مسألهی سوریه بود. ایران در مسألهی سوریه موضعگیری قوی داشت زیرا سوریه به عنوان دوست استراتژیک ایران است و روابط بخصوصی با ایران دارد. درواقع مسألهی مهم در این زمان موضعگیری متفاوت ایران در برابر سوریه بود، زیرا موضع ایران در اتفاقات لیبی، تونس، مصر و بحرین به نفع مردم و بر ضد حکومت بود اما در بحران سوریه ایران به طرفداری از حکومت سوریه برخاست و این تناقض در مواضع جمهوری اسلامی ایران باعث ایجاد علامت سؤال در ذهن دیگران شد. در اوایل تحولات سوریه و شروع تظاهرات و ناآرامیها ایران موضع تند سیاسی اتخاذ نکرد اما پس از گذشت 5 یا 6 ماه از مسائل سوریه یعنی در اواخر 2010 و اوایل 2011 اوضاع تغییر کرد. حرکتهای مسالمتآمیزی که در سوریه اتفاق میافتاد شکل نظامی به خود گرفت و دخالت کشورهایی چون قطر، عربستان، امارات متحده عربی(به صورت رسمی) و کشورهای دیگر خلیج فارس(به صورت غیر رسمی) خیلی واضح بود. در واقع در اینجا ما شاهد این مسأله بودیم که این کشورها فرصتی پیدا کرده بودند که به منافع ایران در منطقه ضربه بزنند و یکی از منافع ایران در منطقه سوریه بود، در نتیجه به دخالت در امور سوریه پرداختند. در اوایل سال 2011 در دیدار دکتر صالحی(وزیر امور خارجه) و ولید معلم(وزیر امور خارجه سوریه) در تهران، آقای صالحی صراحتاً عنوان داشت که ما با مردم سوریه و خواهان دموکراسی و انتقال قدرت به صورت مسالمتآمیز میباشیم و مردم سوریه را

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع خاورمیانه، ناسیونالیسم، خلیج فارس، ناسیونالیسم عرب Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، امنیت ملی، روابط سیاسی