دانلود پایان نامه با موضوع خلیج فارس، انقلاب اسلامی، خاورمیانه، انقلاب اسلامی ایران

دانلود پایان نامه ارشد

کشورهای حوزه خلیج فارس که در خاورمیانه به عنوان نیروی پراکنده سیاسی و دینی تلقی می شدند و با سایر مسلمانان هیچ گونه احساس قرابت و نزدیکی نداشتند؛ زمانی که انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت و ژئوپلتیک انقلابی سازماندهی شد، شیعیان هویت خود را در همکاری و مشارکت با ایران سازماندهی نمودند.
انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک تحول بزرگ در کانون جغرافیایی جوامع شیعی رخ داد و پس از آن ایران با ماهیت انقلابی و شیعی تلاش کرد تا نقش آفرینی خود را در عرصههای منطقهای و جهانی آغاز کند. قدرتیابی شیعه در کانون ایران به عبارتی برخوردار شدن آن از ماهیت ژئوپلتیک، باعث گسترش حوزه نفوذ ایران در مناطق پیرامونیاش گردید.
همانطور که در سند شماره 2122 سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی درباره تأثیر انقلاب اسلامی بر کشورهای حوزه خلیج فارس آمده:« به طور کلی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شیعیان خلیج فارس سابقه مبارزاتی با حکومتهای مربوطه بر جای نگذاشتند و هر چند که شیعیان از بسیاری جهات خود را در حاشیه اجتماع میدیدند ولی هرگز ناراحتیهای خود را به صورت طغیان عملی نمی‌کردند.»(کاظمی، 1391: 91-52).
امروزه روابط نزدیک شیعیان با ایران، موجب نگرانی عمیق حکومت‌های عربی شده است. و ایران به منزله ستون پنجم احتمالی حکومت ایران در جامعه عرب دیده می‌شود. وجود تفاوت و غیریت بین ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس در قالب دو مذهب شیعه و سنی مشهود میباشد. این تفاوت و غیریت زمانی که رنگ و بوی سیاسی و امنیتی میگیرد بیشتر خود را نشان میدهد و به عنوان بستر و شکافی برای تثبیت غیریت تلقی میشود. و این وضعیت موجب ایجاد فضای« طرد متقابل» شده است. که تحت تأثیر این فضا کردارها و رفتارهایی ظهور و بروز یافته‌اند که مؤید وجود «خصومت» میباشد. دو عنصر شیعه و سنی که از مؤلفههای هویتساز جمهوری اسلامی ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس به شمار میروند، موجب شکلگیری غیریت وخصومت بین این دو جبهه گردیده است که این وضعیت باعث طرد دائمی دو قطب از طرف همدیگر می‌شود و متأثر از این فضای تفاوت و ترس و نگرانی ایجاد میگردد.
در کل باید گفت: برجستهسازی تمایز دو عنصر سنی و شیعی و یا ایرانی و عربی باعث تنازع دائمی این دو گروه شده و حاصل آن گفتمانی است که از طرف کشورهای حوزه خلیج فارس با مضمون ترس از ایران و تحت عنوان« ایران هراسی» قابل تحلیل میباشد.

4-5- تعارضات سیاسی منطقه
برای تحلیل تعارضات سیاسی منطقه خاورمیانه بعد از تحولات سال 2010 تا کنون میتوان به تعارضاتی که بین دو گروه شیعیان و سنی‌های این کشورها به وجود آمده اشاره کرد که باعث ایجاد جبهه‌گیریها و ظهور پروژههایی چون ایران‌هراسی و مهمتر از همه ظهور گروههای رادیکال در منطقه شده است و روابط سیاسی این کشورها را دستخوش تغییر و دگرگونی نموده. در غالب این تحولات روابط سیاسی ایران با کشورهای خلیج فارس دچار تنش شده زیرا حاکمان سنی این کشورها که پدیدهی بیداری مسلمانان منطقه و ظهور بیداری اسلامی را نشأت گرفته از انقلاب اسلامی ایران می‌دانند، بسیار نگران فروپاشی قدرت و جایگاه خود می‌باشند و به همین دلیل در صدد هستند ایران را به عنوان یک نیروی مداخله‌گر معرفی کنند تا از سوی همهی کشورها و نهادهای بین‌المللی طرد شود. شاید بتوان گفت گسترش گروه تروریستی چون داعش که این روزها به بحث داغ محافل خبری تبدیل شده و تندرویهای زیادی انجام میدهد در واقع واکنشی است نسبت به تحولات اتفاق افتاده و بیداری مسلمانان. در واقع با گسترش پیروزی‌های مسلمانان و شیعیان و پیروزی حرکت موسوم به بیداری اسلامی گروههایی چون داعش برای به حاشیه راندن و به نوعی ایجاد سد در مقابل این تحرکات شروع به گسترش فعالیتهایشان کردند.
در سایه این تحولات روابط ایران با کشورهای خلیج فارس دچار تعارضاتی شده که نمود آن را می‌توان در اظهارات و متونی که بین این کشورها رد وبدل می‌شود می‌توان دید. از جمله اینکه: وزیر امور خارجه بحرین ایران را به دخالت در امور کشورهای خلیج فارس محکوم کرده بود.
حتی وزیر امور خارجه عربستان هم در نشستی که با سران شورای همکاری خلیج فارس داشته از ادعاهای امارات در قبال جزایر سه گانه ایرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی جانبداری کرد(دیپلماسی ایرانی،1391). وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هم در یک نشست اضطراری گرد هم آمدند و از آنچه« دخالت ایران در امور داخلی» و « تئوری توطئه چینی علیه امنیت ملی» خود خواندند به شدت انتقاد کردند(کاظمی، 1391: 98-54).
در واقع این نگاه‌ها و عکس‌العمل‌ها نسبت به ایران به دلیل به حاشیه راندن ایران است و ترسی که از دخالت ایران در امور منطقه دارند. در کل روابط ایران با کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه از نظر ارتباطی، تجاری و سیاسی متشنج شده است.
در مورد رقابتها و تعارضات سیاسی میتوان به این نکته نیز اشاره کرد که، در جنبشهای خاورمیانه شاخص مهم رهبری را کمرنگ داریم، در حالی که عنصر رهبری می‌تواند در ارزیابی حقیقت واقعی در مورد معیار و میزان رقابتها مؤثر باشد. این خیزشهای بهار عربی برای رفتن به سمت نظامهای سیاسی رادیکال و تند از نوع اسلامی بسیار مستعد است. تفکرات پا گرفته در خاورمیانه با شعار احیای حکومت‌های دینی که نه تنها لیبرالیزم و محافظه‌کاری ترکیه را نقد می‌کنند، بلکه نگاه اعتدالی جمهوری اسلامی ایران را هم میخواهند پشت سر بگذارند. در این صورت بیداری اسلامی میتواند به نوعی از افراط‌گرایی سیاسی ختم شود. دلایل بروز تفکرات افراطی در این خیزشها متأسفانه از حیث گروه مرجع فکری است. در بررسی علل نبود مرجع فکری نیز وضعیت کشورهای عربی و نیز وضعیت جهان معاصر مؤثر است. در واقع بیشترین حساسیت و آسیب‌پذیری ما اتفاقاً از سوی جریان‌های افراطی است که بار اعتقادی قوی دارند و به شدت هم پای کار میایستند. اینها ممکن است جریان بیداری اسلامی را حتی به یک افراط‌گرایی اسلامی هم هدایت کنند(آقادادی، 1392: 46-44).
در واقع ایدهی صدور انقلاب که مخاطبان طرد شدهای( شیعیان) را در بر میگرفت که خود را با صاحبان این دعوت همسو میدیدند و از طرفی خود را تحت حاکمیت« غیرخودی» میدیدند. با این وضعیت حاکمان کشورهای حوزه خلیج فارس سازههای انقلاب اسلامی ایران را ناساز دیدند و در پی عدم اشاعه آن برآمدند و این باعث شکلگیری دو قطب متفاوت بین ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس شد. صدور انقلاب اسلامی در چارچوب دکترین انقلاب مستمر، به صورت تبیین و ترویج افکار و اندیشه‌های انقلاب اسلامی از آگاهی بخشی و رهایی بخشی ملت‌های مسلمان و مستضعف جهان تعریف می‌گردد. مفهوم صدور انقلاب به معنای ترویج گفتمان انقلاب اسلامی است که متضمن رهایی بخشی دیگران است. گفتمانی که میتواند الهام بخش سایر ملتها برای آزادی و رهایی از ساختارهای سلطه و سرکوب در سطوح داخلی و خارجی قرار گیرد(کاظمی،1391: 79-73).
در وضعیتی که اقتدارگرایی در حال افول است، گفتمان‌هاي اسلام گرایی و دموکراسی‌خواهی، در حال رقابت و بازمفصل بندي عناصر گفتمانی خود هستند تا بتوانند با مقاومت اندك و حمایت بازیگران بیشتر، به جایگاه هژمونی دست یابند. به رغم اینکه شعارهاي ایجابی معترضین بسیار کم و محدود است، اما اغلب ناظران بر این باورند که در بهارعربی، دو گفتمان اسلام گرایی و دموکراسی‌خواهی، با گرایشهاي مختلف، از گفتمان حاشیهاي به گفتمانی تحولساز و تأثیرگذار تبدیل شده و بیشترین نقش را در روند سرنگونی حکومتهاي این کشورها ایفا میکنند. آنها به ضدیت با نظامهاي استبدادي، فاسد و ناکارآمد حاکم در این جوامع برخاسته و با بهرهگیري از دالهاي شناور، اجزاء گفتمان خود را گسترش میدهند تا بتوانند گروهها و افراد بیشتري را به سوي خودجذب کنند و در فرآیند تغییر موقعیت گفتمانی، با مخالفت کمتري روبرو شود(یزدان فام، 1390: 95).
در هر حال تحولات اخیر جهان عرب در ابعاد مختلف تأثیرات خود را گذاشته است، که در ذیل به چند شاخص مهم تحولات اشاره و تأثیراتش نسبت به جامعه شیعیان منطقه توضیح داده مي‌شود:
1.تضعیف نظم سلفی که ضد شیعه بودند
با توجه به روندهای موجود و رقابتها و موازنههای منطقهای ، سه سناریو یا چشم انداز محتمل و ممکن برای نظم نوین منطقهاي در روند بیداری اسلامي وجود دارد که در حال رقابت و یا همکاری منطقهاي هستند. اين سناریوها را که در واقع روایتهای مختلف از بیداری اسلامي مردم منطقه هستند، مي توان در سه چشم انداز یا روایت نظم اسلام گرایی انقلابی، نظم اسلام گرایی اخوانی و نظم سلفی خلاصه کرد. نظم انقلابی روایتی است که جمهوری اسلامی ايران با توجه به بنیادهای ايدئولوژیک خود در پی هژمونی آن در سطح منطقه اي است. نظم اخوانی نیز مبین هدف منطقهاي جنبش اخوانالمسلمین در کشورهای اسلامي برای ارتقا به سطح قدرت برتر منطقه اي است. نظم سلفی نیز از سوی قدرت های محافظه کار و مرتجع منطقه پی‌گیری می‌شود و عربستان، قطر و امارات متحده عربی در تکاپو برای تبدیل آن به گفتمان مسلط منطقه و به حاشیه راندن دیگر گفتمانها و چشم اندازها هستند. اين فرضیه، خود مبین مفروضه دیگری است که بر مبنای آن، چشم‌اندازهای لیبرال دموکرات و سوسیال دموکرات که حامیان و حاملانی در منطقه دارند، از امکان اندکی برای بهره‌گیری از اين تحولات سیاسی و تبدیل شدن به جریان فراگیر منطقهاي برخوردارند و در چشم‌انداز میا ن‌مدت توان رقابت با گفتمانهای اسلامگرا را ندارند. نتایج انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی در جوامع تونس و مصر و به قدرت رسیدن نخست وزیران اسلامگرا در مراکش و لیبی، مؤید اين مفروضه است. در اين نظم سه قطبی گرایش یا روایت سلفی در پی آن است تا در اين مدت، نظم منطقه‌اي مطلوب خود را از طریق کاربرد قدرت برای مهار یا موازنه قوا و با بسترسازی برای دخالت بیشتر قدرتهای فرامنطقهاي تکوین بخشد. گرایش اخوانی نیز به دنبال تأمین امنیت یا نظم منطق هاي در قالب شکلدهی به نوعی کنسرت خواهد بود؛ کنسرتی که محتوای آن عبارت از مسئولیت دسته جمعی قدرتمندترین کشورهای منطقه در فراهم آوردن نظم و امنیت مي‌باشد.
در نهایت گرایش انقلابی به پیشگامي جمهوری اسلامی ايران تمایل خواهد داشت تا در فضای جدید نظم و امنیت منطقهاي از طریق مدیریت دسته جمعی چندجانبه برقرار شود. در اين الگو، برقراری نظم منطقهاي صرفاً حق ویژه و امتیاز کشورهای بزرگ و عمده نخواهد بود. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی ايران تلاش خواهد کرد از طریق همیاری مجموعه بازیگران منطقهاي، مانع دخالت قدرتهای بزرگ فرامنطقه‌اي شود و در عین حال رژیم صهیونیستی را از ماتریس قدرت منطقه‌اي خارج کند.
در واقع چنین ميتوان گفت نظم منطقهاي مورد نظر عربستان و روایت سلفی، ازجنبه‌های مختلف با ناکامي مواجه شده است و قابلیتهای لازم را برای هم‌سویی با خیزش‌های مردمي ندارد.
2.احیاي نظم اخوانی وحدت محور در میان امت اسلامي
در تحولات انقلابی جهان عرب، روایت و نظم اخوانی قدرت بیشتری گرفته است. روایت اخوانی با اينکه سعی مي کند موازنه میان نظم انقلابی ايران و نظم سلفی سعودی برقرار نماید، ولی با اين حال نسبت به دیدگاههای سلفی زاویه معناداری دارد. اين نگرش علاوه بر اينکه از رادیکالیسم دوری مي نماید، نسبت به تشیع و انقلاب اسلامي نگرش معتدلی دارد و اين ميتواند در مقابل روایت سلفی، فرصتی برای شیعیان منطقه به حساب آيد.
3.تحولات دموکراتیک و رشد سازمانهای شیعه محور
یکی از محدودیتهایی که جامعه شیعی به طور تاریخی در خاورمیانه عربی با آن مواجه بود، در حاشیه نگه داشتن آنها از قدرت و سیاست بود؛ طوری که اکثر فعالیت شیعیان در خارج از قواعد حاکمه در کشورهای خاورمیانه صورت ميگرفت. پیامدهای تحولات انقلابی جهان عرب که بر مکانیزمهای دموکراسی و مردم سالاری تأکید داشت، تأثیر زیادی در زمینه نقش آفرینی فعلی و آينده شیعیان بر جای خواهد گذاشت. ویژگی تحولات انقلابی عرب های خاورمیانه در سال های اخیر بیشتر بر اين مبنا بود که قواعد دموکراتیک در مناسبات قدرت و سیاست باید در اولویت

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع خاورمیانه، ناسیونالیسم، خلیج فارس، ناسیونالیسم عرب Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، امنیت ملی، روابط سیاسی