دانلود پایان نامه با موضوع خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، بیداری اسلامی، عربستان سعودی

دانلود پایان نامه ارشد

و آن‌ها خودشان اصطلاح بهار را انتخاب کردند. همانطور که می‌بینیم برای عربها هم همان اصطلاح را بکار بردند اما در هیچ کدام از کشورها اوضاع بهتر نشد و به عبارتی بهار این کشورها نشد. مثلاً در مصر، عبدالفتاح سی سی یکی از مهرههای نظام حسنی مبارک و یکی از فرماندهان ارتش حسنی مبارک بود و روابط بسیار قوی با امریکا و اسرائیل دارد زیرا وی مسئول اداره دوم ارتش مصر بود و از آنجایی که اداره دوم اطلاعات ارتش است و ارتش مصر با ارتش اسرائیل و ارتش امریکا ارتباط دارد (زیرا قرارداد کمپ دیوید را طوری درست کردند که ارتش مصر با ارتش امریکا و اسرائیل در یک مثلث کار کنند)، پس در مصر یکی از همان مهره‌های حکومت پیشین قدرت را در دست گرفت. در لیبی، هرج و مرج زیادی وجود دارد و دولتی حاکم نیست و اوضاع اصلاً بهتر نشده است. در تونس، انتخابات شد و در این انتخابات همان مهره‌های نظام حاکم پیروز شدند. در یمن، نظم و اوضاع خوبی به وجود نیامد و در کل اوضاعی که بتوان نام بهار را بر روی وقایع نهاد به وجود نیامد.
در مورد بیداری اسلامی نیز باید گفت: عوامل مهم تبديل بيداري اسلامي به تغيير ديكتاتورهاي عربي نيز به دو دسته داخلي و خارجي تقسيم ميشوند.
1- عوامل داخلی: وحدت و یکپارچگی حرکتهای مردمی و سیاسی، سیستم نیرومند ارتباطی و اطلاع رسانی، همکاری ارتش و نیروی نظامی با حرکتهای مردمی.
2- عوامل خارجی: حمایت افکار عمومی و رسانههای بینالمللی، حمایت برخی دولتهای خارجی، حمایت سازمانها و مجامع بینالمللی(آدمی، یزدان پناه، جهان خواه، 1392: 75-71).
در واقع در مورد زمینههای بروز بیداری اسلامی و نیز شدت و اهمیت مؤلفههای تأثیرگذار آن وحدت نظر وجود ندارد. در میان نظرات مختلفی که در باب انقلاب و تحولاتی از این دست وجود دارد، شاید بتوان با اتکا به نظریه« فرصتیابی سیاسی» تمام عوامل تأثیرگذار را در یک مجموعه گرد هم آورد. بر اساس نظریه یاد شدهی انقلاب یا حرکت اعتراضی در صورتی به پیروزی میرسد که دو عامل بنیادی وجود داشته باشد؛ نخست؛ شرایط ساختاری و فرصتهای سیاسی که زمینه را برای انقلاب مهیا میکنند و دوم؛ وجود کارگزارانی که بتوانند از شرایط به وجود آمده حداکثر استفاده را نمایند. از جمله این عوامل عبارتند از؛
– قیام علیه تحقیر
– حرکت برای دستیابی به دموکراسی
– تأثیرات توسعه انسانی
– بحران سیاسی و ناکارآمدی حکومت
– توجه به اسلام به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی، اجتماعی و مذهبی (حسینی فائق، 1391: 154-147).
اکنون وقوع خیزشهاي مردمی با صبغهی اسلامی در کشورهاي خاورمیانه و سرنگونی دیکتاتورهاي هواخواه غرب که بعضاً روابط تنگاتنگی با مقامات تل آویو دارند و روي کارآمدن احتمالی دولتهاي اسلام‌گرا میتواند معادلات سیاسی منطقه را درخلاف جهت منافع غرب به شدت دستخوش دگرگونی سازد. از همین‌رو قدرتهاي غربی براي حفظ منافع راهبردي خود با نگرانی، پیگیر رویدادهاي اخیر هستند و حتی در مورد بحران لیبی به دلیل مطرح بودن مسئله نفت و نیز قرابت جغرافیایی به اروپا، علاوه بر اقدامات دیپلماتیک، اهرم مداخله نظامی در قالب ناتو را هم به کارگرفتهاند(سعیدی، 1390: 68).
البته گروهی از افراد بدبین گفتهاند که بهار عرب راه را برای زمستان اسلامی باز کرده است و هشدار می‌دهند که سرنگونی دیکتاتورها تنها قدرت دادن به نسل جدیدی از متعصبان مذهبی است و معتقدند اسلام‌گرایان به طور طبیعی با استفاده از دهانه سیاسی در بسیاری از کشورهای عربی این اعتراضات را می‌چرخاندند(6: 2010، lynch).
بعد از روشن شدن شمایی کلی از اوضاع کشورهای عربی و اتفاق افتادن دومینوی انقلابها در این کشورها به بررسی روند تحولات در کشورهای درگیر انقلاب میپردازیم:
3-2- تحولات انقلابی در بحرین
بحرین از کشورهایی است که از دیرباز شاهد جنبشها و حرکتهاي دینی، اجتماعی و سیاسی بوده است. جنبشهاي این کشور، در سالهاي اخیر نمود زیادي داشته است. این کشور مرکب از سی و پنج جزیره با وسعت 695 کیلومتر مربع، کوچکترین کشور منطقه خلیج فارس به شمار میآید. دین رسمی آن اسلام و بیش از%60 جمعیت آن شیعه و کمتر از% 40 دیگر سنی مذهباند و پایتخت آن منامه است.
نگاهی به گذشته سیاسی این کشور نشان میدهد که شرایط و ساختار سیاسی و روابط خاص دولت و جامعه در بحرین و به ویژه رویکرد رژیم سیاسی خاندان آل خلیفه، زمینهساز هرگونه تحول و اعتراضات مردمی در این کشور است. ماهیت رژیم سیاسی بحرین، پادشاهی مشروطه است.. مطابق با قانون اساسی این کشور، ظاهراً قواي سه گانه مستقل بوده، مجاز به اعمال نفوذ در وظایف و اختیارات یکدیگر نیستند؛ اما در عمل تمامی سه قوه زیر نظر مستقیم امیر بحرین قرار دارد که همراه با ولیعهد و نخست وزیر که خود انتخاب میکند بر کشور حکمرانی میکنند( آدمی، 1391: 149-148).
مدت زمان طولانی است که تنش نهفته در میان تودهی مردمی که اکثریت شیعه میباشند با طبقه حاکم سنی وجود دارد. شیعیان معترض هستند که دولت بحرین آنها را از موقعیتهای بالا در ارتش و دولت باز میدارد(آدمی، موسوی، توتی ، 1391: 149).

در فوریه و مارس 2011، بحرین شاهد اعتراضات مردمی آرامی بود که البته به شدت سرکوب شد و در نتیجهی آن سی نفر کشته شدند که اغلب آنها تظاهر کننده یا رهگذر بودهاند؛ در همین حال رهبران برجستهی اپوزیسیون، به حبس طولانی مدت محکوم شدند که از میان آنها هشت تن حکم حبس ابد دریافت کردند؛ در جریان بازداشت چهارتن کشته شدند؛ صدها تن به زندان افتادند؛ دادرسیها به ویژه دادگاههای امنیتی حتی در ظاهر، فرآیند قانونی نداشتند؛ بیش از چهل مسجد شیعیان و دیگر سازههای مذهبی آسیب دیدند یا نابود شدند؛ روزنامه‌های مستقل کشور به مبلغان رژیم تبدیل شدند؛ معترضین پیشین تحت تعقیب قرار گرفتند؛ آسیب جدی به اقتصاد کشور وارد گردید و بسیاری موارد دیگر. افزایش خشونتها که فضای جامعه را به دو قطب فرقهگرایان و چپها تقسیم کرد، همگام با افزایش امیدها برای اصلاحات سیاسی، نگرانیهای جدی در خصوص ثبات و آرامش جزیره ایجاد کرده است. این رژیم که یک رژیم پادشاهی سنی با رهبری آل خلیفه است، با صدور«قانون امنیت ملی» که یک قانون فوقالعاده به حساب میآمد، سعی کرد به سرکوب معترضان وجههی قانونی و مشروع ببخشد. این در حالی صورت گرفت که دولت بحرین خود را در آغوش امن همسایگان خود پنهان کرد؛ این امر هنگامی بود که اعضای شورای همکاری خلیج فارس، پیروزی جمعیت شیعهی این کشور را که نمایندگان ایران فرض میشدند، پس زدند.
شیخ حمدبن عیسی، تحت فشار متحدان غربیاش، ایالات متحده و انگلیس و در راستای احیای اقتصاد کشورش، قانون فوقالعاده را در اول ژوئن ملغی اعلام کرد و به انجام تحقیق بینالمللی مستقل دربارهی وقایع فوریه و مارس رضایت داد و دستور گفتگوی وفاق ملی را داد که در پنجم ژوئیه آغاز شد. سرکوب‌ها فرو نشانده شدند اما به پایان نرسیدهاند، سربازان خارجی همچنان در خاک بحرین هستند و به نظر می‌رسد حضور نظامی طولانی مدت شورای همکاری خلیج فارس تا اندازهای قطعی است. اینها مجموعه دلایلی هستند که هراس از حرکت بحرین به سمت یک بن بست سیاسی را که در اثر حضور امنیتی سنگین نیروهای نظامی خارجی ایجاد شده و مورد تأکید معترضین نیز میباشد تشدید میکند.
اگر رژیم بحرین انعطاف ناپذیری خود را حفظ کند، خاندان سلطنتی به احتمال قوی با فشارهای زیادی از جمله آغاز دوبارهی اعتراضات از سوی کسانی که (غالباً شیعه هستند) مورد تبعیض اقتصادی قرار گرفتهاند و از لحاظ سیاسی به حاشیه رانده شدهاند رو به رو خواهد شد.
بعد از تجمع اعتراض کنندگان در میدان لؤلؤ و گسترش خواستههای معترضین به سرنگونی رژیم، گفتگوهای نیمه محرمانه میان الوفاق و ولیعهد نتیجهای رضایت‌بخش برای معترضین در پی نداشت و خواستههای حداقلی آنها از جمله حذف نخست وزیر، انتخابات جدید و اصلاحات در قانون اساسی را تأمین نکرد. در پی آن هنگامی که گروهی از جوانان معترض فراخوانی برای تجمع مورخ یازدهم مارس در مکانی سلطنتی در الرفاه در خارج از منامه ترتیب دادند، خاندان سلطنتی و بخشهای بزرگی از جامعه سنی این فراخوان را به عنوان مدرکی برای اثبات اهداف معترضین تعبیرکردند که سرنگونی رژیم و نه اصلاح آن میباشد. با تشدید تنشها معترضین بندر تجاری بحرین و شاهراههای اصلی را بستند و مانع از تردد مردم در خیابان اصلی یا ورود به ساختمانها شدند. در این بین گروههای حفاظت از شهروندان شکل گرفتند و خود را با باتون و شمشیر مسلح کردند اما به گفتهی برخی منابع بعضی از آنها سلاح گرم(تفنگ) را در زیر لباسهای خود حمل میکردند.
پس از آن رژیم از تاکتیکهای معترضین برای گسترش حوزهی راهپیماییها به خارج از میدان لؤلؤ به عنوان شاهدی از وجود ارتباط میان آنها و حزب الله لبنان استفاده کرد (دارمی، 1391: 189-181).
هنگامی که نیروهای نظامی شورای همکاری خلیج فارس وارد بحرین شدند و شاه وضعیت فوق‌العاده اعلام کرد، نخست‌وزیر عداوت دیرین خود را آشکار ساخت. آنچه که اتفاق افتاد، یک کودتای پیشدستانه درون کاخ سلطنتی بود که در آن حاکم موقت سلطهی خود را بر ولیعهد مورد تأکید قرار داد؛ ولیعهدی که به نظر میرسید که به وجود اکثریت شیعه در جزیره و پایان یافتن سلطهی آل خلیفه و سنی‌ها به طور ضمنی اذعان کرده بود. نخست وزیر بحرین در آن هنگام از متحدان و دوستان دیرینهی خود در عربستان سعودی: از جمله شاهزاده نایف‌بن عبدالعزیز آل سعود که به شدت دلواپس تحولات مصر و تونس بود و بحرین را به عنوان بخشی آسیبپذیر در برابر نفوذ ایران میدانست درخواست کمک کرد. بر اساس این نظر، سعودیها از مداخله در امور بحرین استقبال کردند.
نیروهای امنیتی بحرین پیش از سرکوب، متهم به استفادهی بیش از حد از نیرو، کتک زدن و شکنجه و در برخی موارد کشتن تظاهرکنندگان بودند. به دنبال ورود نیروهای شورای همکاری خلیج فارس، این نیروهای امنیتی به انتقاد شدیدتر از معترضین و سران اپوزیسیون پرداختند و به بیان رسمی میدان لؤلؤ را پاکسازی کردند. در پانزدهم مارس، پادشاه بحرین وضعیت فوقالعاده اعلام کرد و به طور رسمی، «قانون امنیت ملی» را که به نیروهای امنیتی قدرت بیشتری برای سرکوب شورشیان از جمله توسل به دادگاه‌های امنیتی ویژه را میداد، ابلاغ کرد. دیدهبان حقوق بشر از این رفتار دولت بحرین با عنوان«مبارزه بی‌رحمانه دولت برای اعمال مجازات شدید علیه شهروندان بحرینی که در اعتراضات شرکت کرده یا از آنها حمایت کردهاند یاد کرد»(دارمی، 1391: 191-189).
نکته قابل توجه در بحران بحرین توجه ویژهاي که حکومتهاي به ظاهر سنی، به ویژه عربستان به حوادث بحرین دارند و برخلاف پدیده‌هاي شمال آفریقا سعی دارند آن را فرقهاي و مذهبی جلوه دهند تا با این بهانه به سرکوب این قیام بپردازند(هاشمی نسب، 1389: 20).
در بحرین دولت و حامیان آن از نفوذ ایران در بین شهروندان شیعه بحرین میترسند، در حالی که فعالان سیاسی مخالف نگران آن هستند که وابستگی رو به رشد سیاسی و اقتصادی دولت به عربستان سعودی مانعی بر سر راه اصلاحات باشد. در واقع عدم حل و فصل تنش در بحرین خطر فرقهگرایی را افزایش می‌دهد(2: 2010، kinninmont).
لازم به ذکر است که تعارض شیعه و سنی در بحرین باعث ایجاد فشار بر روی دانشجویان نیز شده است و جنبشهای اعتراضی دانشجویان تهدیدی علیه دولت و وضع موجود به شمار میآید و دانشجویان تا زمانی که مطالبات خود را برآورده نکنند اعتراضات را رها نمیکنند، اما این اعتراضات توسط دولت و با فشارهای نهادی، مالی و تنبیه بدنی سرکوب میشود و حتی در یک دانشگاه حدود 63 دانشجو که متهم به وفاداری به ایران بودند به حالت تعلیق در آمدند. از سویی در میان برخی از دانشجویان نیز احساس انزوا وجود دارد و می گویند ما تنهاییم. آنها معتقدند آمریکا هیچ کاری انجام نمیدهد و مشغول ایران است و ممکن است بعداً به خاطر وجود ناوگان پنجمش در بحرین به ما توجه کند اما دیگر به آن نیازی نداریم ما باید خودمان راه حلی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع خاورمیانه، سیاست خارجی، بهار عربی، بیداری اسلامی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع انقلاب لیبی، عربستان سعودی، بازیگران دولتی، مطالعات فرهنگی