دانلود پایان نامه با موضوع خاورمیانه، سیاست خارجی، بهار عربی، بیداری اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

شناختی گروههایی هستند که الگوهای سطح کلان در رفتار فردی در طول زمان ایجاد میکنند( ونت، 1384: 236).
هویتهای بالقوه، بخشی از رویههای سازنده دولت و بنابراین مولد کنشهای آنها در داخل و خارج هستند. دولتهای گوناگون بر اساس هویتهای هر یک از دولتهای دیگر رفتار متفاوتی در قبال آنها دارند بدین منوال الگوهای متفاوتی از رفتار شکل میگیرد. هویت به هر دولت برداشتهایی از دیگر دولت‌ها، سرشت، انگیزهها، منافع، اقدامات احتمالی، ایستارها و نقشهایشان در هر بافت سیاسی مشخص میدهد(هوپف،1386: 476).
از نظر ونت هویتها، منافع و نهادها همگی ناشی از فرآیندهای اجتماعی متعاملیاند که ما برای سمت دادن به رفتار خود بر آنها تکیه میکنیم اما از قبل داده شده و مسلم پنداشته شده نیستند و از طریق تعامل اجتماعی میان هویتها شکل میگیرند. خود هویتها نیز از تعامل با سایر هویتها و نهادهای جمعی اجتماعی قوام مییابند. بنابراین، آنارشی و خودیاری یا احساس تهدید و… قبل از تعامل دولتها معنا ندارند. تنها پس از تعامل است که میتوان از همکاری یا تعارض صحبت کرد. در واقع این دولتها هستند که” سرشت آنارشی بینالمللی” را تعیین میکنند. اما آنچه دولتها انجام می دهند وابسته به این است که هویتها و منافع آنها چیستند و هویتها و منافع نیز تغییر میکنند. این تغییر هویت هم به دولتها و هم به هویت نظام بینالملل مربوط میشود. در نتیجه، آنچه اهمیت مییابد این است که هویت‌ها و منافع چگونه ساخته می‌شوند. برای فهم هویتها و هنجارها نیز بررسی معانی بیناذهنی لازم است(مشیرزاده، 1391: 351-349).
منافع ملی بر اساس مهمترین ارزشهای یک کشور تعریف میشود. البته از یک نگاه سازهانگارانه بی تردید خود منافع نیز برساختههای اجتماعی هستند. ما در اینجا به پذیرش برساختگی منافع اما با مفروض قرار دادن منافع ملی به عنوان آنچه به طور سنتی همه دولتها به هر حال مدعی تأمین آن هستند، تعریف حداقلی از منافع ملی را نقطه عزیمت خود قرار میدهیم. جکسن و سورنسن بر آنند که حداقل پنج ارزش اجتماعی وجود دارد که تأمین آنها از دولتها انتظار میرود. این ارزشها عبارتند از: امنیت، آزادی، نظم، عدالت و رفاه. این ارزشها از چنان اهمیتی برخوردارند که دولتها در جهان مدرن موظف به تأمین و تضمین آنها هستند (هادیان،1384: 944-930).
2-2- تحلیل سیاست خارجی از چشمانداز سازهانگاری
سازهانگاری اجتماعی باید به طور خاص برای تحلیل سیاست خارجی مناسب باشد، دقیقاً به این دلیل که برساختگی اجتماعی از این مفروضه شروع میشود که کنشگران جهان خود را میسازند و این مفروضه در ورای بخش اعظم نوشتارهای مربوط به سیاست خارجی وجود دارد. به طور خاص در سال‌های اخیر و با توجه به گرایش فزاینده محققان سازهانگار به مطالعات تجربی و تاریخی، مشخص شده که سازه‌انگاری از ظرفیت نظری قابل توجهی برای تحلیل سیاست خارجی برخوردار است.
نظریهی سازهانگاری به نظام فکری در بعد بینالمللی و داخلی و نظام هنجاری میپردازد. در واقع نظام‌های فکری و هنجاری یک جامعه هستند که موجب شکلگیری هویّتها میشوند، در این نظریه به بحث هویّتها پرداخته میشود و اینکه هویّتهای یک جامعه منافع را تعیین میکنند و دولتها با توجه به منافع، اهداف خود را پی میگیرند، در واقع این اهداف دولتها است که موجب شکلگیری رفتار دولت‌ها و بازیگران میشوند و نظامهای فکری و هنجاری، منافع، اهداف و رفتار به شکل زنجیرهای با هم در ارتباط هستند و بر هم تأثیر میگذارند.
از آنجا که سازهانگاري هنگام تبیین رفتار کنشگران بر اولویت متغیرهاي غیرمادي و به طور مشخص هنجارها، فرهنگ، هویّت و اندیشهها تأکید دارد و با توجه به این که مدلهاي تحلیلی دولتمحور جریان اصلی روابط بینالملل اهمیّت چندانی به آثار سیاسی جنبشهاي اجتماعی فراملی و فروملی مبتنی بر هویّت‌هاي قومی، مذهبی و نژادي نمیدهند، میتوان با استفاده از مفروضات هستیشناسانهی این مکتب و با تأکید بر هویّت، بر نقش این مؤلفهها در چرایی تحوّلات خاورمیانه بهره برد و به این تحولات سیاسی، دیدگاهی اجتماعی داشت. لازم به ذکر است که تأکید سازهانگاران بر سرشت تکوینی عوامل معنایی است. به نظر آن‌ها ایدههاي مشترك اجتماعی شامل هنجارها و یا شناخت اجتماعی درباره روابط علت و معلولی، نه تنها رفتار را تنظیم میکنند، بلکه هویّت کنشگران را نیز قوام میبخشند.
بنابراین در بررسی تحوّلات خاورمیانه از این دیدگاه بایستی بر نقش تکوینی و قوامبخش انگارههاي معنایی مثل انگارههاي مذهبی – اسلامی سخن به میان آورد؛ چرا که بیش از 90 % جمعیت منطقه خاورمیانه را مسلمانان شکل میدهند که از این تعداد 86 % اهل تسنن و 16 % اهل تشیع هستند بنابراین به نظر سازهانگاران، معناي بسیاري از کنشها را نمیتوان با پرداختن به آنها به عنوان متغیرهاي سنجش‌پذیري که علت رفتار هستند فهمید، بلکه بایستی با مطالعه انگارهها، هنجارها و سایر معانی تکوین دهنده به آن رفتار، که خود مستلزم روششناسی تفسیري است، معناي کنش‌ها را درك کرد.
بنابراین از این منظر بایستی بر نقش اسلام و آموزههاي آن به عنوان هنجارها و قواعد رفتاري در تکوین هویّت ملتهاي منطقه تأکید کرد که همین هویّتبخشی دین اسلام، باعث تعریف دیگري به عنوان دوست، دشمن و یا رقیب میشود و مرزهاي میان خودي و غیرخودي را تعیین میکند.
از سوي دیگر خود همین هویّت که سازهانگاران آن را به فهم و انتظارات خاص از خود، معنا میکنند به عنوان یک متغیر میانجی میان هنجارها و قواعد ساختارهاي معنایی بینالاذهانی چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی از یکسو و منافع و کنش کنشگران از سوي دیگر، عمل میکند. بدین ترتیب می‌توان اینگونه بیان کرد که برخی از هنجارها و آموزه‌هاي رادیکال اسلامی از جمله آموزه ایستادگی و مقاومت، شهادتطلبی، جنگ با ظالمان و کفار، نفی سبیل و… با برساختن هویّتی اسلامی انقلابی براي ملتهاي منطقه به منافع و کنشهاي اعتراضی آنها نیز شکل داده است. براي همین است که از دیدگاه سازهانگاري، این تحوّلات، انقلابهاي اسلامی و تحت عنوان بیداري اسلامی معنا میشود.
بنابراین از دیدگاه سازهانگاري میتوان اینگونه بیان کرد که با ایجاد ساختار فرصت (وقوع تحوّلات انقلابی در تونس به عنوان اولین کشور منطقه که امکانپذیري تحول سیاسی و سرنگونی رژیم حاکم را نشان داد)، ملتهاي منطقه با برجسته کردن برخی از مبانی و آموزههاي اسلامی (از جمله آموزهی ایستادگی و مقاومت، شهادتطلبی، جنگ با ظالمان و کفّار، نفی سبیل و…)، هویتّی اسلامی انقلابی براي خود تعریف کرده و این هویّت شکل گرفته به تکوین کنشهاي اعتراضی آنها شکل داده و آن را مشروع و امکانپذیر ساخت. همچنین با تکیه بر مفروضات هستی‌شناسانه سازهانگاري که تکیه بر معنا در کانون آن است، می‌تواند در کنار تحلیل تحوّلات منطقه، بر نقش برداشتهایی که از سوي دیگر کنشگران منطقه و همچنین کنشگران فرامنطقهاي از این تحولات میشود، اشاره کرد. با الهام از نظریهی سازه‌انگارانه روابط بینالملل میتوان از بحران هویّت، هویتیابی مسلمانان و یا تلاش ملتهاي منطقه در جهت تغییر هویّت دولتهاي خود از طریق تأثیر انگارهها و هنجارهاي داخلی و بین‌المللی، در جهت قوامدهی و یا تکوین هویّت جدید به عنوان علت اصلی این اعتراضات و تحولات انقلابی نام برد(رسولی ثانی آبادی، 1392: 233-224).

جمع بندی
از مهم‌ترین اهداف سازه‌انگاران، احترام به ارزش‌ها، هنجارهای داخلی، افزایش وابستگی متقابل، ضمن ارج نهادن متقابل به هنجارهای جهانی است که باعث می‌شود دولت‌ها بر اساس احترام متقابل با یکدیگر رفتار کنند و به همین دلیل روابط میان دولت، کمتر منازعه‌آمیز می‌گردد. کشورهای عرب منطقه‌ی خاورمیانه از لحاظ ارزشی و هنجاری تقریباً به یکدیگر نزدیک هستند و عواملی چون: زبان مشترک، دین مشترک، حکومت پادشاهی و اقتصاد تک محصولی و.. دارند و در نتیجه به یکدیگر وابستگی متقابل دارند. از این رو با شروع اعتراضات در یکی از این کشورها و پیروی معترضان از ارزش‌ها و هنجارهایی چون؛ آموزه‌های ایستادگی، مقاومت و.. آن‌ها در پی احیای ارز‌ش‌ها و هنجارهایی بودند که حق خود می‌دانستند ولی از آن‌ها دریغ شده بود. به دلیل وابستگی که این کشورها به یکدیگر دارند تحولات در هر کدام از این کشورها بر روی کشورهای مجاور هم تأثیر می‌گذارد، همچنان که تحولات داخلی این کشورها خصوصاً تحولات داخلی در سوریه و بحرین باعث ایجاد واگرایی بین ایران و برخی از کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس، چون؛ عربستان، امارات و قطر شده است. از طرف دیگر موضوع برنامه‌ی هسته‌ای ایران در طی این دوره زمانی مطرح می‌شود که برای جمهوری اسلامی ایران یک ارزش محسوب می‌شود اما موجب اختلاف و تعارض بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شده است که البته در این خصوص نقش قدرتهای خارجی و مداخلهی آنها در رویدادهای منطقهای برجسته است و باعث منازعه بین ایران و این کشورها و در نهایت واگرایی بین آنها شده است.

فصل 3:
تحولات منطقهای خاورمیانه از 2014-2010
مقدمه
خاورمیانه یکی از مناطق پر تب و تاب سیاسی در جهان است. علت این امر را درنگاه کلی میتوان سابقه تاریخی، حضور و نفوذ استعماري و امپریالیستی، ساختارمعیوب سیاسی و اجتماعی، وجود منابع استراتژیک در منطقه و در نهایت، فقر اقتصادي، فرهنگی و شکافهاي متعدد قومی و دینی دانست(آدمی، 1391: 142). منطقهی خاورمیانه از سال 2010 شاهد وقوع تحولاتی بوده؛ از جمله اعتراضاتی که در برخی از کشورهای این منطقه از جمله؛ تونس، مصر، لیبی، بحرین و … اتفاق افتاد و موجب امنیتیتر و بحرانی شدن وضعیت منطقهی خاورمیانه شد و از طرف دیگر مسألهی هستهای ایران و تحریمهایی بود که به دلیل دستیابی ایران به آن از جانب کشورهای غربی بر ایران تحمیل شد. در این فصل به بررسی اوضاع منطقهی خاورمیانه و همچنین روند تحولات در کشورهای بحرین، سوریه، لیبی، مصر، یمن و مسألهی هستهای ایران، تحریمهایی که بر علیه ایران انجام شده و رویکرد کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نسبت به برنامه‌ی هسته‌ای ایران پرداخته میشود.
3-1- اوضاع منطقهی خاورمیانه
اعتراضات سیاسی و تحولات اتفاق افتاده در کشورهای منطقه خاورمیانه که ازخودسوزی یک جوان تونسی آغاز شد و به مصر، لیبی، یمن، بحرین و سوریه سرایت کرد، یک واقعیت غیر قابل انکار در جهان عرب میباشند که بدون شک دارای ابعاد سیاسی، اجتماعی و بینالمللی گستردهای هستند. از جمله مسائلی که در ابتدای بروز این تحولات به نوعی جلب توجه میکرد؛ وجود عناوین مختلف برای نامیدن این تحولات بود. در منابع مختلف عناوینی چون: بهار عربی، انقلاب، شورش، بیداری اسلامی، برای نامیدن این سلسله حوادث آمده است. البته از این جهت که وقایع در کشورهای مختلفی بروز کرده و سیر رویدادها در برخی از این کشورها نسبت به سایرین متفاوت است، این اختلاف تا حدودی طبیعی به نظر میرسد و در واقع هر یک از الفاظ یاد شده بر وجهی از وجوه گسترده و فراگیر حوادث امروز جهان عرب دلالت دارند. اما در ضمن آن رقابتی ایدئولوژیک یا سیاسی نهفته وجود دارد که در تلاش است این رویدادها را از دیدگاه خود مصادره به مطلوب نماید و حتی سعی در الهام آفرینی و القای برخی مفاهیم خاص دارد. اما در واقع آنچه امروز بهار عربی، بیداری اسلامی یا انقلاب خوانده میشود واقعیتی ملموس است که وجود خارجی دارد(حسینی فائق، 1391: 146-145).
در نامگذاری تحولات 2010 خاورمیانه بیشتر از دو اصطلاح بهار عربی و بیداری اسلامی استفاده می‌شود. از بعضی لحاظ این دو اصطلاح کاملاً دقیق نیستند. در مورد بهار عربی باید گفت: اولاً لفظ بهار از جانب عربها به کار گرفته نشده است بلکه از طرف کشورهای اروپای شرقی استفاده شده است که جزو محور شوروی بودند و از نظر اروپاییها انقلابهای مخملی که در این کشورها اتفاق افتاد در واقع بهار این کشورهاست چون وقتی این کشورها در چارچوب شوروی بودند ظلم و استبداد و زمستان بر این کشورها حاکم بود و اکنون بهار و آزادی در این کشورها به وجود آمد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع سازهانگاری، الکساندر ونت، ایدئولوژی، تعاملات اجتماعی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع خاورمیانه، خلیج فارس، حقوق بشر، شورای همکاری خلیج فارس