دانلود پایان نامه با موضوع حقوق بین الملل، توانش ارتباطی، استدلال استقرایی، پوزیتیویسم

دانلود پایان نامه ارشد

مساله توجیه و اعتبارسازی : 219بدیهی است مشروعیت و موجه سازی عقلانی و تحلیلی استقرا به مثابه روش برگزیده و مطلوب مکتب پوزیتیویسم کلاسیک و حتی پوزیتیویسم منطقی که باب احتمالات را در این باره گشوده است ؛ تاکنون پاسخی مقنع و چاره ای کارساز نیافته است؛ اگرچه راز حجیت استدلال استقرایی ، نه با توسل به منطق احتمالات گشودگی یافته و نه تفکیک چرایی استدلال استقرایی از چگونگی آن مثمر ثمر افتاده است .
ب – چالش ترجیح و اعتماد پذیری : تنوع گونه های استدلال استقرایی ؛ اعم از استقرای تناسبی و آزموده و استقرای محتمل ، باب ترجیحات در این عرصه را گشوده است ، ولی شیوه های گوناگون استقرایی که متکی بر شواهد تجربی و بعضا ریاضی است ، همچنان بر شکاف عقل و تجربه شهادت می دهند و رهایی از این معضل تاکنون در تاریخ علم راه به جایی نبرده است . برتری و ترجیح گونه ای از استقرا بر گونه دیگر محتاج اقامه دلیل و ارائه سبب ترجیح است که تایید شوندگی نوع برگزیده و مختار استقرا را به مدعایی فاقد دلیل مبدل ساخته است .« طرد استقرا در تلقی پوپر از روش علمی ، همواره با این اندیشه همراه بوده است که غرض از فرضیه پردازی در علم ، ابطال (کشف خطا) است نه اثبات و تایید ( حمایت موقت از نظریه ای تقریبا درست ). »220 با این همه « کاربست روش استقرا در مطالعات حقوقی و بویژه در فرایند احراز قواعد عرفی بین المللی و حتی در نظام استنتاجات منطق ترجیحی که گونه ای مستقل از منطق صوری و قیاسی است امری مسلم و بی نیاز از استدلال است . البته غلبه شواهد تجربی بر لوازم منطقی و یا همجواری این دو سازه در آراء ترافعی و نظریه های مشورتی برخی از دیوان های بین المللی بویژه دیوان بین المللی دادگستری از جمله عوامل پذیرش و رواشماری روش استقرایی در نزد برخی از مکاتب و مفسران و عالمان حقوق بین الملل است .» 221

جستار دوم : مکتب پوزیتیویسم منطقی222
حلقه وین ، در واقع اجتماع حامیان پرشور تز تجربه گرایی افراطی است که روش اثبات تجربی را تنها معیار علمی بودن و مهمل بودن گزاره ها و مدعیات معرفتی می انگارد223 . بر اساس این دیدگاه ، تنها روش متبع و مقبول در قلمرو علم ، تجربه و استقرای تجربی است که زمینه دستیابی به مشاهدات و اکتشاف داده های متقن و مستند را برای نظریه پرداز فراهم می آورد . معیار تحدید حدود علم از شبه علم و غیر علم ، از زمره مدعیات اثبات نشده پوزیتیویست های منطقی است که به استناد و اتکای آن ، تنها توجیه و ظرفیتی که برای علمی انگاری حقوق بین الملل می توان عرضه نمود ، پوشیدن جامه تجربه بر قامت داده های معرفتی آن و تبعیت از روش استقرای تجربی در حیطه روش شناسی آن است ؛ وگرنه هر مجموعه ای که به تجربه تمکین نکند ؛ جز افسانه و مهملات عنوان دیگری زیبنده آن نیست . 224

مبحث نخست : اصل تحقیق پذیری 225
« به لحاظ تاریخی ، اصل تحقیق پذیری از تبار تجربه گرایی هیوم ، میل و ماخ است . »226 این آموزه در تنسیق اولیه اش ، معیار تفکیک قضایای معنادار از بی معنا محسوب می شد ؛ که پوزیتیویست های منطقی با توسل به آن ، زبان علم را از قلمرو زبان غیر علم باز می شناختند . البته افراط گری معرفت ستیز اعضای حلقه وین ، به همین مدعا محدود نماند و بسیاری از معارف غیر تجربی و تحقیق ناپذیر را به چوب طرد و طعن فروکوفتند و در این میان ، حقوق بین الملل ؛ به انگیزه آزمون ناپذیری تجربی بسیاری از مبانی و مبادی و حتی گزاره ها و نظریه های هنجاری آن ، از شماتت و ملامت فیلسوفان اثبات گرای منطقی بی نصیب نماند .227
مبحث دوم : اصل تفکیک ارزش – واقعیت
بر حسب این پیشفرض ، علم اثباتی صرفا ناظر به فاکت ها و واقعیت هاست 228و روش شناسی علم ، عهده دار شناخت واقعیت های پدیداری است که در حیطه حقوق بین الملل ، به ضرورت های زیست جمعی – مطابق تلقی مکتب جامعه شناختی روشی – و اراده دولت – بر اساس برداشت مکتب تحلیلی – فروکاسته می شود .
جستار سوم : مکتب راسیونالیسم انتقادی یا رئالیسم منطقی 229
پوپر ، با گسستی اساسی که در جایگاه تجربه در علوم ایجاد کرد ، شان واقعی تجربه را در مقام آزمون و داوری در باب فرضیه ها و به تعبیر خود ، ابطال حدس های گستاخانه بازتعریف نمود230 و از این طریق از معضل استقرا که نه با توسل به اصل یکنواختی طبیعت و سرسپاری به قاعده الاتفاقی کالمعدوم رفو پذیر می نمود ، اجتناب ورزید و با تز مشهور ابطال گرایی به مصاف مدعیات روش شناختی و معرفتی پارادایم اثبات گرایی پرداخت . 231وی مدعی شد « که همواره ممکن است میان یک نظریه و شواهد مبتنی بر مشاهده توافق برقرار کرد . اگر یک شاهد و بینه معین با نتایج حاصل از نظریه ناسازگار باشد ، در آن صورت ممکن است تدابیر متعددی برای نجات نظریه اتخاذ شود . بینه مذکور ممکن است بی درنگ طرد و ابطال شود ، یا ممکن است با اضافه کردن فرضیه های کمکی یا تغییر قواعد تطابق به نحو مناسبی تفسیر شود . » 232« بر اساس دیدگاه پوپر ، روش صحیح علمی عبارت است از آنکه یک نظریه به نحو مستمر در معرض ابطال قرار داده شود . او نتیجه گرفت که شیوه مقابله با مکتب قراردادی گری ، عزم راسخ بر عدم استفاده از روش های آن است . او بر پایه این نتیجه گیری ، مجموعه ای از قواعد روش شناسانه را برای علوم تجربی ارائه کرد . عالیترین قاعده ، معیار شایستگی و کفایتی برای همه قواعد دیگر است . درست همان طور که امر مطلق کانت ، معیاری برای کفایت و شایستگی احکام اخلاقی است . این قاعده استعلایی و فرازین اشعار می دارد که همه قواعد روش تجربی باید به طریقی طراحی شوند که از هیچ حکمی در علم که در معرض ابطال شدن قرار دارد حمایت نکنند . »233
جستار سوم : مکتب انتقادی
بر اساس نظریه کنش ارتباطی – سازه اصلی علوم انتقادی و روش شناسی مرتبط با آن – که به تعبیر عده ای از محققان ؛ بازسازی خرابی ها و رفع و رفوی پارگی های مدرنیته و بویژه انصراف از تبعات معرفتی و روش شناختی عقلانیت ابزاری و سازه های روش اثبات گرایانه همبسته با آن است ؛ قاعده بازی – عصر پساتجدد- این است که دیگر نمی توان به مقتضای هدف – وسیله و یا الگوی معروف عقل ابزاری به ساماندهی زیست جمعی پرداخت . هابرماس « به هم کنشی دو فاعلی اشاره دارد که با برخورداری از توان سخن گفتن و عمل کردن – خواه با وسایل کلامی و یا وراکلامی – روابطی بیناشخصی برقرار می کنند. این کنشگران می کوشند در باره ی وضعیت کنش و برنامه های خود به تفاهم برسند تا کنش های خود را از طریق توافق هماهنگ کنند . معنای مرکزی تفسیر در وهله ی نخست مرتبط است با تعریف وضعیت کنش بر مبنای مذاکره ای پذیرای وفاق . چنانکه خواهیم دید ، زبان در این مدل جایگاه برجسته ای دارد .» 234 توانش ارتباطی به تعبیر یورگن هابرماس ، مختص انسان دارای ظرفیت گفتگو در سپهر عمومی است که « مناسبات ، از نفوذ زور و قدرت آسوده است و سوژه های سخن ورز ، در سایه تعامل چند جانبه بر توانمندی خود در توسعه عقلانیت ارتباطی افزوده و جامعه ای با محوریت ارزش ها و هنجارهای مشترک ایجاد می نمایند .»235 گرچه به دلیل فروکاست ناپذیری صورت ها و نمودهای متنوع و متکثر عقلانیت ، در نزد ملت ها و فرهنگ های گوناگون ، نمی توان از عقلانیت ارتباطی جهانشمول و فراگیر سخن به میان آورد ؛ اما درافتادن در دام نسبیت اندیشی ، و بستن دروازه های ارتباطی افراد و فرهنگ ها به روی یکدیگر نتیجه ای جز انکار توانش ارتباطی انسانی به همراه ندارد که قبول آن معادل نفی هرگونه ارتباط و توانش ارتباطی است . این مکتب روش شناختی که بر عقلانیت عام انسانی استوار است ، کنش گران و سوژه های مجهز به زمینه و دانش ارتباطی ، در راستای حصول تفاهم و به تبع آن همکاری و همیاری بر می خیزند که فهم این تعامل از خلال یک مدل روش شناختی ارتباطی امکان پذیر می شود که در نزد هابرماس و پیروان خط فکری وی ، برخاسته از توانش ارتباطی انسان است .236 از ديدگاه هابرماس ، كنش ارتباطي در جستجوي اصولي است كه در سطح عمومي بر كاربرد بياني زبان حاكم است . موقعيت آرماني گفتگو، در یک فرهنگ دموکراتیک237 ، موقعيتي است كه يكسره از سلطه آزاد است و در آن همه شركت كنندگان به طور متقارن فرصت هاي برابر براي گزينش و به كارگيري كنش گفتاري دارند . متقاعد سازي تنها بر نيروي استدلال بهتر استوار است و نه براحكام سخنورانه و اقتدار جويانه . به بیان دیگر ، همه کنشگران در یک زیست جهان ، صحت و اعتبار هر سخنی را منوط به معیارهای مقبول همان جامعه می انگارند. به تعبیر واضح تر ؛ نه ابر روایتی در میان است و نه خوانشی رسمی یافت می شود که دیگر خوانش ها در مقابل عظمت و صحت پیشینی آن ، تسلیم شوند . تفاهم و توافق در حقوق بین الملل انتقادی پسا مدرن نه به منزله امری پیشینی ؛ که همواره در قامت امری پسینی و محصول گفتگوی آزاد و فارغ از اجبار و تهدید و برتری طلبی تلقی و قابل دسترسی است .
جستار چهارم : مکتب تفهمی (هرمنوتیک )
مکتب هرمنوتیک ؛ چارچوبی فراخ و پیشینه ای بلند دارد که فارغ از پویش تاریخی و تقسیمات کلاسیک و نوین آن ؛ اعم از عصر یونانی ، مسیحی ، دوره میانه و عصر جدید و دوره سوم آن که شامل هرمنوتیک رمانتیک و هرمنوتیک جدید است ؛ آنچنان تنوع معنایی یافته است که اجماع در باب حدود و ثغور معرفتی و روش شناختی آن غیر ممکن می نماید .238 در اندیشه شلایرماخر و دیلتای « مفسر ، می تواند با اتخاذ روش صحیح و کار جدی ، ، به مقاصد مولف و حقیقت عینی مربوط به اثر دست یابد .»239 به تعبیر دیگر « این همانی معنا و نیت مولف ، دگم اساسی هرمنوتیک کلاسیک است.»240این جریان معرفتی ، اساسا و در بنیاد ، به مثابه پلی و پیوندی است میان ارسطو گرایی241 و دکارتی مشربی عصر رنسانس که ظرفیت های بایسته برای رهایی از سلطه اسکولاستیک242 و مدرسی گروی روش شناسانه فیلسوفان حلقه کلیسا را ندارد . در جریان میانه رو ، به پیشگامی گادامر و ریکور ؛ تفسیر و تاویل ، فرایندی خلاقانه است و همواره دیالوگی میان مفسر و متن وجود دارد و بنابراین ؛ نمی توان از دست یافتن به حقیقت عینی یا معنای مورد نظر مولف سخن گفت ؛ بلکه به تعبیر گادامر ، در بهترین حالت ، نوعی پیوند افق ها میان مفسر و مولف برقرار می شود که به طور دقیق ، نه از آن مفسر است و نه از آن مولف .243 جریان دوم با گسستن بنیادهای معرفتی و قطع امید از میراث فکری سلف غربی خود ، در تدارک برساختن بنیادی روش شناختی بر پایه همگرایی افق ها و گفتگوی مستمر مولف – مفسر ؛ راهی میانه و مناسب بین همسخنی و هم اندیشی افق های ناتمام گذشته معرفتی – محوریت مولف و مقتضیات فکری عصر وی – وایده های بالنده و مترقی آینده نوظهور- پیشفرض های تاویل گران و افق فکری عصر خوانش – را پی می گیرد که در نهایت به آمیختگی افق های دیروز و امروز و دیالوگ مولف و مفسر و هم نوایی و هم آوایی زایش و خوانش و تالیف و تاویل می انجامد. در گرایش فکری تندرو ، کسانی چون نیچه ، هایدگر و پسا ساختارگرایانی چون فوکو و دریدا قرار دارند ؛ اندیشه کلی در این دیدگاه آن است که به سبب خلاقیت موجود در تفسیر ، در این تردید است که مفسر بتواند با معنای اصلی و اولیه ارتباط برقرار کند ، در واقع همه روایت ها از معنای یک متن ، احتمالی و نسبی اند . این جریان های سه گانه هرمنوتیکال ؛ اگرچه پیوستگی تاریخی مشخصی با هم دارند ؛ ولی در سطوح عدیده ای با انقطاع از پارادایم مسلط فکری پیشین ؛ گاه به اصالت قصد و نیت مولف و زمانی به همگرایی مولف و مفسر و در نهایت به برتری و چیرگی تاویل و اعلام مرگ مولف انجامید که در متن خود ؛ متضمن استقلال متن از هرگونه انگاره تحمیلی و مفروض و قطعی و مسلم است و در درجه بعد ؛ حامل این پیام می باشد که معنا نیز چون حقیقت ،معرفت و مشروعیت ؛ نه فراورده ای محتوم و قطعی که محصول تاویل متکثر و همیشگی زبان و متن بر محور امتزاج و پیوند افق های معنایی و معرفتی و بازتاب اراده معطوف به قدرت است .244
گفتار ششم : گونه شناسی علوم از منظر الگوهای روش شناختی
تمهید بحث :
«روش علمی»245 دارای سه مرحله اساسی است :

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع روش شناسی، جامعه شناختی، پوزیتیویسم، رویکرد تاریخی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع روش شناسی، حقوق بین الملل، نظام حقوقی، فلسفه علم