دانلود پایان نامه با موضوع جهان اسلام، زبان و فرهنگ، فلسفه اخلاق، دستور زبان

دانلود پایان نامه ارشد

و فيلسوف است. با توجه به سير تاريخي اين دو فيلسوف، ابتدا زندگي نامه ي فارابي و بعد هم علامه طباطبايي بيان مي شود:
3-1. زندگي نامه فارابي
در ابتدا اين نكته را متذكر مي شوم كه: از زندگي فيلسوف بزرگوار، فارابي اطلاعات كمي در دسترس است و آن مقدار اطلاعات مختصري هم كه در دسترس است بيشتر مرهون تذكره نويسان قرون وسطاي عرب زبان است. نخستين شرحي كه در كتاب الفهرست ابن نديم آمده است، فقط اطلاعات اندكي در مورد زندگي فارابي به دست مي دهد، آثار بعدي به اين مقدار اندك، فهرست هاي مفصلي از آثار، اطلاعاتي راجع به استادان و شاگردان او و نيز حكايات بعضاً مشكوك و غير قابل اعتمادي از او را مي افزايند.13
ابو نصر محمد بن محمد بن طرخان بن اوزلغ فارابي (259- 339) از خانداني فارسي و بنيان گذار فلسفه در سرزمين اسلام كه او را استاد دوم (المعلم الثاني) خوانده‏اند، از پايه‏ گذاران فلسفه خاوري ايران‏ شهر است و ميان انديشه الهي اسلامي و فرهنگ كهن ايراني و دانش يوناني و عرفان گنوستيك اسكندراني آشتي داده و به ويژه در فلسفه اخلاقي و سياسي كوشيده است كه به نوشته ابن باجه و ابن رشد از اين سه سرچشمه سيراب گرديد.
او به گواهي نوشته خودش و به نوشته خطابي، جز زبان عربي كه كتاب هاي خود را به رواني به اين زبان نوشته است، به زبان هاي يوناني و فارسي و سغدي و سرياني آشنا بوده و در كتاب منطق خود، دو واژه فارسي دبيران «انجيزج، اوارج- انگيزك، آوردگ» را به كار برده است. او دستور زبان يوناني و عربي را هم مي ‏دانسته و توانسته است كه در منطق و اخلاق و سياست و موسيقي و فلسفه، نگارش هاي شيوا و روشني از خود به يادگار بگذارد.
پس، سخنان او را ريشه و پايه انديشه‏هاي ابن سينا و ابن باجه و ابن رشد و ابن طفيل و سهروردي مي ‏توان دانست و او را پيشوا و بزرگ فيلسوفان عربي نويس مي توان خواند.
ابن سبعين صوفي فيلسوف (613- 668) او را از ميان دانشمندان خاور زمين از هوشمند ترين و آشناترين آنان به دانش هاي كهن و ديرينه به شمار آورده تا به جايي كه ديگران، هيچ‏ گاه به او نرسيده بودند. ابن خلكان او را از بزرگ ترين دانشمندان پس از ارسطو بر شمرده است.
او با اين كه از دانش هاي روزگار خود آگاه بوده است، گويا به سه دسته از آن ها بيشتر پرداخته و نوشته‏ هاي او در اين سه دسته بيشتر براي ما مانده است:
نخست اخلاق و سياست كه در آن نزديك به دوازده رساله از او به ما رسيده است و او در آن ها گذشته از دو مسأله اصلي اين دو دانش كه همان قانون‏ گذاري و شناخت آيين‏ گزار باشد از يك سوي و داوري و رفتار آموزي از سوي ديگر به مسائل تاريخ انديشه‏ هاي فلسفي و كلامي و روش سنجش فلسفي و پيدايش زبان و فرهنگ اجتماعي نيز پرداخته و در اين باره نكته ‏هايي آورده كه عامري و ابن سينا و ابن رشد و عبد اللطيف بغدادي و ابن هندي نگارنده جمل الفلسفة و لوكري نگارنده بيان الحق بضمان الصدق و قطب شيرازي در درة التاج لغرة الدباج و خواجه طوسي در اخلاق ناصري از او برگرفته‏اند. او در الجمع بين الرأيين و الحروف و الالفاظ و احصاء العلوم نيز به بسياري از مسائل سياست و اخلاق اشاره كرده است.
دوم موسيقي كه او به پيروي از ينقوماخوس گراسيني و يعقوب كندي ابو الطيب سرخسي، الموسيقي الكبير و الايقاع و احصاء الايقاعات ساخته و در اينها از روش يوناني پيروي كرده و واژه‏ هاي يوناني هم آورده است.
سوم منطق كه بدان گويا بيشتر پرداخته و چهل و هشت عنوان كتاب هاي منطقي او در فهرست ها ياد شده و در نسخه ‏هاي ايراني و دمشقي نوشته‏ هاي او پاره‏اي از آن ها مانده است.‏14
فارابي در انواع علوم بي همتا بود؛ چنان كه در هر علمي از علوم زمان خويش استاد شد و كتابي نوشت. از كتاب هاي او كه به ما رسيده و هم چنين از كتاب هاي او كه از ميان رفته و تنها نامي از آن ها در كتب تاريخ و فلسفه باقي مانده، معلوم مي شود كه در علوم زبان و رياضيات و كيميا و هيأت و علوم نظامي و موسيقي و طبيعيات و الاهيات و علوم مدني و فقه و منطق، تبحر داشته. درست است كه كندي، نخستين فيلسوف عرب است كه راه را گشود، ولي او نتوانست مكتب فلسفي تأسيس كند و ميان مسائل مورد بحث، و حدتي ايجاد كند، اما فارابي كه به قول ابن خلكان بزرگ ترين فلاسفه اسلام است، علي الإطلاق توانست مكتبي كامل تأسيس كند. او در عالم اسلام همان نقشي را داشت كه «فلوطين» در فلسفه غرب داشت. ابن سينا او را استاد خود مي داند و ابن رشد و ديگر حكماي اسلام، شاگرد او بودند و به حق او را بعد از ارسطو كه ملقب به معلم اول بود، «معلم ثاني» لقب دادند.
فارابي متأثر از اوضاع و احوال زمان، در پي چاره جويي بر مي آيد. قصد او نه تنها انتقال علوم يوناني به جامعه مسلمانان، بلكه پايه ريزي علوم اسلامي به قدرت فكر و انديشه بود. از اين رو فرق عمده فارابي و اسحاق كندي در اين است كه كندي صرفا آثار ارسطو را نقل مي كرد يا بر آنها حاشيه مي زد، ولي فارابي اين آثار را پالايش مي كرد و سره را از ناسره باز مي شناخت و آن چه موافق با دين اسلام بود، اخذ مي نمود و پرورش مي داد و مخالف دين را رها مي كرد. با اين جهت است كه او را مؤسس فلسفه اسلامي لقب داده اند.15
3-2. زندگي نامه علامه طباطبايي
علامه، سيد محمد حسين طباطبايي، فرزند سيد محمد قاضي طباطبايي، در روز 29 ذي ‏حجه سال 1321 ق. برابر با اسفند سال 1282 ش. در شهر تبريز، در خانداني كه به علم و فضل و پارسايي شهره بودند، ديده به جهان گشود. نسب وي، از طرف پدر، به حضرت امام حسن مجتبي( ع) و از طرف مادر، به حضرت امام حسين( ع) مي ‏رسد. در پنج سالگي، مادر را و در نه سالگي، پدر را از دست داد و وصي پدرش، مرد و زني را به پرستاري از او و تنها برادرش، سيد محمد حسن گمارد. نه ساله بود كه در كنار برادر، به آموختن قرآن و كتب مقدماتي، مانند«گلستان»، «بوستان»، «نصاب الصبيان»، «اخلاق ناصري»، «انوار سهيلي»، «تاريخ عجم»، «منشآت امير نظام» و«ارشاد الحساب»، در نزد اديبي لايق، به نام شيخ محمد علي سرائي پرداخت و همه اين ها را در مدت شش سال( از سال 1290 ش. تا سال 1296 ش.) فراگرفت؛ علاوه بر اين ها زير نظر استاد ميرزا علينقى خطاط، به يادگيري فنون خوش‏ نويسي همت نهاد.16
اما در مورد فعاليت هاي علمي ايشان بايد گفت از درخشان ترين چهره هاي پيش تاز در ميدان تحقيق و تعليم دو قرن اخير، استاد عظيم الشأن، حضرت آية الله سيد محمد حسين طباطبايي بودند.
سخن گفتن درباره شخصيتي كه جهان اسلام، مرهون تحقيقات تفسيري و عرفاني وي مي باشد، در خور كسي نيست.
علامه طباطبايي چشمه جوشاني بود كه در صحنه روحانيت شيعه جاري شد و تشنگان حقيقت را سيراب كرد. او آفتاب درخشاني بود كه در آسمان اسلام طلوع كرد و تيرگي هاي شبهه ها و اوهام را برطرف كرد. به حق بايد ايشان را بزرگ ترين افتخار حوزه علميه قم، بلكه بزرگ ترين شخصيت علمي جهان اسلام در اين عصر شمرد كه در احياي تفكر اسلامي صحيح و مبارزه با انحراف ها و بدعت ها و شناساندن اسلام راستين كه در مكتب اهل بيت عصمت – عليهم السلام – تبلور يافته است، تأثير فوق العاده اي داشت.
در ژرفاي انديشه هاي فلسفي اين حكيم متأله، خشوع بندگان خالص خدا مشهود بود و در تمام اركان عبادي او، بينش هاي عميق علمي جلوه مي كرد.17
علامه، در سال 1297 ش. وارد مدرسه طالبيه تبريز شد. ورود به اين مدرسه، آغازي خجسته براي تحصيلات حوزوي وي به شمار مي ‏آيد. او، پس از مرحله‏اي كوتاه كه توفيق چنداني در علم ‏اندوزي نداشت، مشمول عنايت ويژه الهي گرديد و شور و شوقي ديگر را در وجود خويش احساس كرد و ادبيات عرب، منطق، فقه، اصول، كلام، فلسفه و حكمت را نزد اساتيد گران‏ قدر آن ديار به‏ خوبي فرا گرفت.
اشتياق بي حد و حصر وي به علم ‏اندوزي و شهرت حوزه علميه نجف، ايشان را در سال 1304 ش. راهي آن ديار مقدس كرد. با وجود مواجهه با مشكلات مختلف محيطي، معيشتي و مرگ فرزند اول، عزم راسخ وي و ديدار با عارف نام‏ دار، آية الله حاج ميرزا علي آقاي قاضي طباطبائي، راه تحصيل مقامات علمي و معنوي را براي او هموار ساخت.
علامه نزد آيات عظام شيخ محمد حسين اصفهاني، معروف به كمپاني و شيخ محمد حسين نائيني و سيد ابو الحسن اصفهاني، دوره‏ هايي از اصول و فقه را گذراند تا به مقام اجتهاد نائل گرديد و از آية الله نائيني اجازه روايت و اجتهاد گرفت.
علاقه وافر وي به علوم معقول و بهره‏ مندي از مصاحبت قاضي طباطبايي، فراگيري كتاب‏ هايي چون«شرح فصوص» قيصري و«مصباح الانس» قونوي و«فتوحات مكية» ابن عربي را در پي داشت.
علامه در مدت شش سال، كتاب‏ هاي«منظومه» ملا هادي سبزواري،«اسفار» ملا صدرا، «مشاعر» و «شفا» ي بو علي سينا، و«اثولوجيا» را نزد حكيم عارف، سيد حسين بادكوبه‏ اي فراگرفت و به توصيه وي، به فراگيري«تحرير اقليدس» و رياضيات، نزد آيه الله سيد ابو القاسم خوانساري كه متخصص اين فن بود پرداخت.
يكى از ويژگى‏ هاي بارز علامه طباطبائي، مهارت در تفسير به شيوه‏ اي خاص( تفسير آيه به آيه) است. او گرچه در تفسير از دو استاد بزرگ؛ يعني آية الله سيد علي قاضي طباطبائي و حكيم سيد حسين بادكوبه‏اي بهره برده است، اما آن چه از بيانات خود ايشان آشكار است، آموختن روش مزبور، از آية الله قاضي طباطبائي است.
علامه، در سال 1314 ش. به دليل مشكلات معيشتي، به زادگاه خود، تبريز بازگشت و به مدت ده سال در آنجا اقامت نمود. در اين مدت، وي، علاوه بر اشتغال به كار كشاورزي، چندين رساله فلسفي را تدوين فرمود. وي، در آغاز سال 1325 ش. پس از سامان ‏دهي نسبي به امور معاش خويش، از اقامت در تبريز روي برتافت و پس از تفأل با قرآن كريم و بشارت آيه ي شريفه‏ ي: «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»18، راهي قم شد.
او در آغاز ورود به قم، تدريس خارج فقه و اصول را شروع كرد، ولي به زودي احساس وظيفه، او را به مسير ديگري كشاند. خود ايشان، در باره ترك تدريس خارج فقه و اصول، مي فرمايد: «در حوزه علميه قم، بحمد الله، افرادي هستند كه فقه و اصول تدريس مي ‏نمايند، ولي استاد فلسفه و تفسير، به مقدار كافي نيست و در اين زمان، حوزه علميه قم و جامعه اسلامي، نياز شديدي به تفسير و فلسفه دارد. اشتغال من، به اين علوم، براي اسلام نافع ‏تر مي ‏باشد.
بدين ترتيب، ايشان ابتدا در منزل و سپس در مسجد سلماسي، به تدريس«اسفار» اشتغال ورزيد. اين موضوع كه نشاط علمي طلاب را در اين زمينه در پي داشت، واكنش مخالفان فلسفه را برانگيخت و توطئه براي تعطيلي درس ايشان آغاز گشت، ولي اخلاص و پشت‏كار وي و شيوه‏هاي مطلوبي كه از طرف آية الله بروجردي و حضرت امام خميني رحمه الله عليهما، در اين زمينه ارائه گرديد، از تعطيلي آن جلوگيري نمود و مورد توجه بسياري از طلاب مستعد و علاقه‏ مند قرار گرفت.
تمام وقت علامه در اين دوران كه سي و پنج سال به طول انجاميد، به تدريس و تحقيق در زمينه تفسير و فلسفه و نشر معارف اسلامي گذشت و آثار گران‏ قدري از ايشان باقي ماند كه مورد استفاده عام و خاص است.19
4- مفهوم شناسي
4-1. غايت در لغت
غايت در لغت به معناي پايان، نهايت و انجام20، و نيز به معناي مسافت21، مقصود و هدف22 آمده است.
غايت‏ به غرض و مقصود نيز اطلاق مى‏شود و علت غايى ناميده مى‏شود، و آن چيزى است كه اقدام فاعل به انجام كار، براى آن است. اين غايت‏ براى هر فاعلى كه با قصد و اختيار كار كند، وجود دارد و به آخرين حدى اطلاق مى‏شود كه عقل نزد آن توقف مى‏كند و به اتمام و اكمالى كه تحقق آن مورد نظر است و به پايانى كه رسيدن به آن مورد توجه است، اطلاق مى‏شود.23
4-2. غايت در اصطلاح
فلاسفه غايت را به شيوه هاي مختلفي تعريف كرده اند كه در اين جا به بعضي از اين تعاريف اشاره مي شود:
ابن سينا مؤسس فلسفه ي مشاء در تعريف غايت مي فرمايد: «غايت در حصول وجود بعد از معلول است، اما از نظر ماهيت بر علت هاي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع شناخت انسان، رفتار انسان، دوران مدرن، شناخت علم Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع شخص ثالث