دانلود پایان نامه با موضوع جرم سیاسی، افغانستان، متون اسلامی، سوره حجرات

دانلود پایان نامه ارشد

خشونت
9
19.
سری و ماهیت پبنهان آن
9
20.
کیفری بودن
8
21.
مکرر و سلسه وار بودن خشونت
7
22.
در خواست از طرف ثالث
456

1-8- تروریسم در قوانین کیفری اسلام
چنانکه قبلاً یادآور شدیم اصطلاح تروریسم، نخستین بار در سال 1930 وارد ادبیات حقوقی گردید. با این پیش زمینه میتوان یادآور شد که در اسلام جرایمی به نام تروریسم وجود ندارد، نهادهای کیفری مانند محاربه، بغی،‌ افساد فیالارض، فتک و اغتیال در اسلام وجود دارد که نیاز است به بررسی این موارد پرداخت و از این طریق نقاط تمایز و تشابه آنها را با تروریسم تبیین نمود.
1-8-1- محاربه
محاربه نزدیکترین مفهوم مشابه با تروریسم در حقوق اسلام است.57 محاربه در لغت به معنای جنگیدن و مقاتله است، محارب در اصطلاح فقه به کسی اطلاق میشود که برای ترساندن مردم و ایجاد فساد روی زمین اسلحه بیرون بکشد.58 با توجه به تعریف، ترساندن مردم، ایجاد وحشت در بین مردم، بیرون آوردن سلاح (گرم و یا سرد) که موجب هراس در بین مردم شهر یا خارج از شهر شود. قصد ظلم و عدوان از مشخصات اصلی محاربه است.
جرمانگاری و مجازات محاربه را میتوان به این آیه قرآن مستند کرد:
«إنما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا أن یقتلوا او یصلبوا او تُقطع ایدیهم و ار جلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخره عذاب عظیم».59
در فقه شیعه با توجه به این آیه مبارکه و تفسیرهای صورت گرفته از آن، رویکردهای متفاوتی از این جرم به چشم نمیخورد؛ شیخ طوسی در مبسوط نظرات فقهای اهل سنت را در باره محاربه بیان نموده مراد این فقها از محاربه را محدود به قطاعالطریق دانسته است.60 سرانجام در کتاب نهایه تعریف مشهور فقهای امامیه را پذیرفته است، محارب کسی را دانسته است که سلاح آشکار سازد و ازاهل ریبه61 باشد، در شهر باشد یا در غیر آن، در بلاد اسلام باشد یا در بلاد کفر، در شب باشد یا در روز باشد.62
فقهای اهل سنت محاربه را معادل قطاع الطریق دانستهاند، محاربه را با عناوینی مانند «حرابه»، «قطع الطریق» و «سرقت کبری» مطرح نمودهاند،.
در این میان مذهب مالکی در تعریف محارب تا حدودی با تعریف فقهای شیعه نزدیک است.63 مذاهب حنفی،64 شافعی و حنبلی، محاربه را مساوی با راهزنی و قطاعالطریقی قرار دادهاند.
قانونگذار افغانستان در قانون جزا با توجه به اینکه بر اساس فقه حنفی ترتیب یافته است، عنوان راهزنی را معادل محاربه گرفته است؛ در ماده 447 راهزن را چنین تعریف نموده است: «شخصی که به قصد گرفتن مال از طریق مغالبه در راه عام و یا در هر جای محجور65 دیگر با سلاح یا آلهای که مشابه سلاح باشد، موضع گرفته و مرتکب یکی از افعال آتی گردد راهزن شمرده میشود:1- تخویف عابرین 2- گرفتن مال غیر با تهدید یا اکراه 3- قتل انسان 4- قتل انسان و گرفتن مال غیر».
جرم محاربه، یکی از مؤلفههای تروریسم؛ یعنی وحشتانگیزی بین مردم را برخوردار است از این جهت با تروریسم شباهت دارد، ولی از جهت اینکه در محاربه اهداف سیاسی که یکی از مؤلفههای تروریسم میباشد وجود ندارد؛ تفاوت دارد. بنابراین در محاربه انگیزه به صورت عموم انگیزههای عمومی و یا حد اقل غیرسیاسی است؛ لذا نمیتوان واژه محاربه را مساوی به تروریسم دانست.66
علاوه براین جرم محاربه از جرایم حدی میباشد در حالی که تروریسم با توجه به قانونگذاری‌های اخیر کشورهای ایران و افغانستان در زمره جرایم تعزیری قرار دارد.
تفاوت دیگری که بین تروریسم و محاربه وجود دارد، این است که در تروریسم حتی سوءقصد به جان شخصیتهای سیاسی، مصداقی از ترور است، همچنین تهدید به خشونت هم موجب تحقق تروریسم خواهد شد. در عملیات تروریستی، مهم این است رفتار خشونتبار و یا تهدید به خشونت سیاسی وجود داشته باشد که موجب ایجاد رعب و وحشت شود، در حالی که در محاربه، قربانی جرم باید عموم مردم باشند که از آن به «اخافةالناس» تعبیر شده است.67
1-8-2- افساد فی‌الارض
از آیات قرآن68 چنین برداشت میشود که فساد در زمین تنها بر وقوع تباهی و فساد در زمین اطلاق نمیشود، بلکه بر انجام فعالیتهایی که بر ضد نظام با هدف بر هم زدن نظم سیاسی یا اجتماعی و مقاومت در برابر عدالت بهطوری که نظام حکومتی را در معرض تهدید قرار دهد یا ضرر همگانی به جامعه وارد سازد، نیز صدق مینماید.69
بعضی ازمفسران درتفسیر آیه 33 سوره مائده عنوان محاربه و افساد فی‌الارض را دو عنوان جداگانه دانستهاند و بعضی دیگر نیز آیه را فقط مربوط به جرم محاربه دانسته و فساد ذکر شده در این آیه را شرطی برای تحقق محاربه تلقی کردهاند. طبق تفسیر نخست، شیخ طوسی70، علامه طباطبایی71 و آیت الله مکارم شیرازی72 به این قائلند که جمله «و یسعون فی الارض فساداً» جنبه تأکیدی دارد، نه تأسیسی و آیه مذکور تنها عنوان محاربه را مطرح کرده است، زیرا آیه یک موضوع و مبتدا بیشتر ندارد و عبارت « یحاربون الله » و « و یسعون فی الارض فساداً» هردو صله هستند که با واو عطف به هم مربوط شدهاند که دلالت بر جمع بین آن‌ها دارد، یعنی برای تحقق محاربه مورد نظر در آیه‌ مذکور عنوان «افساد فی‌الارض» هم باید تحقق پیدا کند، بنابراین آیه مخصوص محاربه است و افساد فی‌الارض عنوان جرم جداگانهای از محاربه از این آیه بدست نمیآید73 که مجازاتهای چهارگانه را برای افساد فیالارض نیز بسط دهیم.
1-8-3- بغی
بغی74 یا جرم سیاسی که در متون اسلامی تحت همین عنوان مطرح گردیده و منشأ انتخاب این عنوان آیه شریفه 9 سوره حجرات:
«وَان طائفتان من المومنین اقتتلوا فأصلحوا بینهما فان فان بغت احدیهما علی الاخری فقتلوا التی تبغی حتی تفیئ الی أمر الله فإن فائت فأصلحوا بینهما بالعدل و أقسطوا إن الله یحب المقسطین»،75
میباشد؛ این آیه مستند جرمانگاری بغی قرار گرفته است.
همان‌گونه که قبلاً اشاره گردید بین تروریسم و جرم سیاسی وجوه مشترکی وجود دارد که بسیاری از مواقع در عمل، تمایز این جرایم‏ با تروریسم مشکل به نظر میرسد.
پس در مورد تعریف بغی، فقهای تمام مذاهب،76 اتفاق نظر دارند، تفاوتی که وجود دارد در مورد امام است، فقط شیخ طوسی و ابن ادریس لفظ امام را در تعریف خود آوردهاند. و به نظر میآید که منظورشان امامان دوازدگانه باشند. البته کاشف الغطاء و امام خمینی تحقق بغی را در زمان نایب امام و فقیه جامع‌الشرایط نیز امکان پذیر میدانند.
در فقه عامه در این مورد اختلاف وجود دارد.طبق دیدگاه فقهای مالکی و حنفی بغی در صورتی تحقق می‌یابد که امام حق و امامتش ثابت شده باشد. ولی به عقیده فقهای مذهب شافعی و حنبلی خروج بر امام اگر چه ستمگر و جائر باشد، نیز مصداق بغی خواهد بود.77
از آنجا که در تعریف بغی اشاره گردید، جرم بغی مترادف با خروج و مبارزه علیه امام عادل دانسته شده؛ لذا نمیتوان به بعضی از مصادیق تروریستی، عنوان بغی اطلاق نمود. مانند دزدی دریایی، هواپیماربایی، گروگانگیری، قتل و ایجاد رعب و وحشت بین مردم؛ زیرا نمیتواند به قصد برکناری امام باشد. به خصوص که این جرایم خصوصیت برون مرزی و بینالمللی به خود میگیرد.78
به عبارت دیگر تروریسم جرم علیه امنیت و آسایش مردم است و به قصد ایجاد رعب و وحشت عمومی انجام میپذیرد در صورتی که جرم بغی جهت خروج علیه امام و یا نایب او انجام میشود.
تفاوت دیگری که تروریسم با بغی دارد، این است که در تروریسم صرف تهدید به خشونت و ترساندن هم موجب تحقق جرم میشود و حال آنکه در بغی باید از مرحله تهدید بگذرد و عملیات اجرایی جرم انجام شود تا بغی محقق گردد، تا زمانی که به اعمال قوه قهریه بر ضد حکومت شروع نکرده است، نمیتوان با آنان جنگ را آغاز کرد؛ در نتیجه بغی همراه با خشونت است در حالی که جرم سیاسی اگر با خشونت همراه باشد از جرم سیاسی به تروریسم تبدیل میشود.79
يکي از بزرگترين واجبات اطاعت ازامام(ع)است و لذا کسي که عليه امام ايجاد آشوب کرد، به تعبيرصاحب جواهر بزرگترين گناهان را انجام داده و لذا امام، حق دارد به هر طريقي که صلاح ميداند او را مجازات کند؛ مگر اين که دست از مخالفت با امام بردارد. بغي بر امام به حکم آيه 9 سوره حجرات و روايات پيرامون آن، يکي از موارد وجوب جهاد و حتي موجب واجب القتل بودن، باغي است.80
1-8-4- فتک
واژه دیگری که در متون اسلامی از لحاظ مفهومی مشابه با تروریسم بکار رفته، واژه «فتک»81 است. در قرآن کریم در مورد حرمت فتک آیهای نیامده است، اما موارد نهی فتک را میتوان از حدیث امام صادق(ع) دریافت که از رسول خدا(ص) نقل نموده که فرمودند: «ان الاسلام قید الفتک»82؛ همچنین از رسول خدا(ص) نقل شده است که: «الایمان قید الفتک ولا یفتک المؤمن»83؛ با عنایت به روایات ذکر شده و همچنین سیره عملی پیامبر(ص) و ائمه(ع) و صحابه، چنین نتیجه گرفت که اسلام نمیتواند فتک و ترور پنهانی را بپذیرد و از مسلمات فقهی مسلمین ارائه علنی صدور حکم در این باره است.
دو ویژگی میتوان برای فتک با توجه به تعاریف موجود ارائه داد، نخست اینکه فتک علاوه بر قتل بر جرح هم اطلاق میشود و دیگری اینکه اقدام به فتک در خفا و آشکارا صورت میگیرد.84
علیرغم نزدیکی مفهومی فتک با تروریسم، تفاوت‌هایی نیز با هم دارند، از یک سو در تروریسم هدف حملات85 و آماج اقدام86 از هم تفاوت دارد ولی در فتک هر دو یکسان میباشد. از سوی دیگر در فتک الزاماً نمیتوان معیار و انگیزه سیاسی را وارد کرد و میتواند با انگیزهها دیگری انجام شود.87 از این رو مشکل است که فتک را در زمره تروریسم قرار داد.
1-8-5- اغتیال
واژه دیگر مشابه تروریسم که در فقه مورد استفاده قرار گرفته، «غیله» است.88تفاوت اغتیال با فتک در این است که در اغتیال شخص، خدعه و فریبی بکار میبرد، در حالی که فاعل جرم پنهان است، شخصی را به موضعی میکشاند، هنگامی که شخص فریب خورده آنجا رسید، بدون اینکه فاعل را شناسایی کند، او را به قتل برساند؛ اما در فتک، فاعل عمل قتل یا جرح، برای غافل (مجنیی علیه) معلوم است، غافل مطمئن است و نمیداند که فاعل قصد قتل وی را دارد.89
اگر اغتیال را با تروریسم مقایسه نماییم، علیرغم یکسانی که در عنصر مخفیانه بودن عملیات با هم دارند؛ به این نتیجه میرسیم که در اغتیال مانند آنچه که در فتک ذکر آن به عمل آمد، هدف و آماج اقدام یکسان است؛ بر عکس آنچه در تروریسم ذکر شد که هدف رسیدن و دست‌یابی به اهداف سیاسی است ولی آماج اقدام، شهروندان بی‌گناه میباشند. تفاوت دیگر در انگیزه هر دو نمایان میشود به نحوی که قریب به اتفاق عملیات تروریستی، بر خلاف اغتیال با انگیزههای سیاسی انجام میپذیرد.
با ارائه توضیحات در مورد مفاهیم مشابه با تروریسم در اسلام به این نتیجه میرسیم که اسلام خشونت و اعمال رعب و وحشت را در جامعه مورد نهی قرار داده، بلکه تدابیری برای جلوگیری از این اعمال از طریق وضع ضمانت اجرایی در مورد محاربه، افساد فی‌الارض و بغی سنجیده و پی‌جوی مبارزه جدی با اعمالی که امنیت عموم و اجتماع را از بین میبرد، است. اسلام، نه تنها با خشونت سازگار نیست؛ بلکه توسط احکام خود به باز دارندگی آن توجه وافر نشان داده است.
توضیحات گذشته نشاندهنده این مطلب است، که دین اسلام بر خلاف آنچه که بسیاری از مخالفین این دین به جای جستجوی ریشههای تروریسم، در نابسامانیهای اجتماعی، تبعیض اقتصادی، بیعدالتیهای سیاسی و مناسبات نابرابر قدرت، ادعا دارند که «دین اسلام حامی تروریسم است» را به شدت رد مینماید و در حالی که دین مبین اسلام دین صلح و سلام است90 نه جبر و خشونت، دین امن، امان و امنیت است91، دین کرامت انسان و ارزشمندی نفس انسانی است که کشتن یک نفر را برابر با کشتن تمام انسان‌ها میداند92 و دین عدالت93 است و ظلم را برنمیتابد.94

2- تدابیر و مجازات تروریسم در اسناد بین الملل و قوانین افغانستان
با عنایت به توسعه روز افزون علم و تکنولوژی، روش‌ها و مصادیق جرایم تروریستی در حال گسترش است. از این لحاظ نمی توان آن را شمرد؛ اما با توجه به مصادیقی که در قوانین افغانستان و کنوانسیون‌های بین‌المللی ضد تروریسم95 احصا یافته است، می‌توان این موارد را بررسی نمود.
برای بررسی تبیین حقوقی جرایم تروریستی و مجازات

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع غیر نظامیان، منابع مالی، امنیت عمومی، ایالات متحده Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع جرم انگاری، ایالات متحده، صلاحیت جهانی، افغانستان