دانلود پایان نامه با موضوع توانایی ها، یادگیری اجتماعی، سلسله مراتب، فیزیولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

هم از نظر کمی با موقعیت تناسب دارد؟ در مدل مک مستر دو نوع از پاسخ دهی عاطفی شناسایی شده است: 1) احساسات مثبت که شامل واکنشهایی مانند عشق، مهربانی، شادی و امثال آن است؛ 2) احساسات منفی که هیجانهایی مانند ترس، وحشت و خشم و مانند آن را در بر می گیرد.
کارآیی عاطفی در این بعد عبارت است از اینکه خانواده بتواند متناسب با موقعیت، هر نوع احساسی را که لازم است ابراز کند ( کیت نر، 1996).
بعد آمیختگی عاطفی:
نوع آمیختگی اعضای خانواده با یکدیگر یعنی درجه وکیفیت علاقه ، توجه و سرمایهگذاری افراد خانواده براي يكديگر. شش نوع آمیختگی وجود دارد: 1) فقدان آمیختگی 2) آمیختگی عاری از احساس 3) آمیختگی ناشی از خودشیفتگی 4) آمیختگی همدلانه 5) آمیختگی بیش از حد 6) آمیختگی همزیستانه. در این بعد آمیختگی همدلانه کارآمدترین نوع آمیختگی و آمیختگی همزیستانه ناکارآمدترین نوع محسوب می شود ( کیت نر ، 1996).
بعد کنترل رفتاری
در این بعد به توصیف استانداردها و آزادیهای رفتاری پرداخته میشود. در مدل مک مستر چهار شیوهی کنترل رفتار شناسایی شده است: 1) کنترل رفتار خشک49؛ نقشها و وظایف روزمره در چنین خانوادههایی قابل پیش بینی و مشخص است و این امر خانواده را در بقای خویش یاری می رساند؛ اما این قبیل خانوادها قدرت سازگاری با تغییرات را ندارند و چه بسا حتی قدرت انطباق با تغییراتی که خانواده در هر مرحله از رشد با خویش با آن مواجه میشود را نیز نداشته باشد. 2) کنترل رفتار انعطاف پذیر؛ رفتار این خانوادهها هم قابل پیش بینی و هم سازنده است. آنها میتوانند به شکل مناسبی خود را با شرایط جدید انطباق دهند؛ اعضا به وظایف خود بهتر عمل می کنند. زیرا شیوه آموزشی و حمایت گرایانهی خانواده مشوق آنها در فعالیت و انطباق با مقررات خانواده است. 3) کنترل رفتار بیتفاوت؛ این شیوه تا حدودی قابل پیش بینی است، اما قدرت سازندگی کمی دارد. در چنین خانوادههایی هر اتفاقی محتمل است، سستی و تنبلی در این خانوادهها جایگزین سازماندهی و عمل شده است، اعضا به وظایف خویش به خوبی عمل نمی کنند و اغلب در ارتباط با یکدیگر و تشخیص نقش ها دچار مشکل هستند. 4) کنترل رفتار آشفته: شیوههای آشفته گونه کنترل رفتار که هم قابلیت پیش بینی و هم قدرت سازندگی آنان ضعیف است. کارآمدترین شیوه کنترل رفتار نوع انعطاف پذیر و ناکارآمدترین شیوه آن نوع آشفته است(کیت نر،1996؛ میلر50 و رایان51، 1996؛ به نقل از زاده محمدی و خسروی، 1385).
شخصیت
در حال حاضر تعریف واحدی از شخصیت که مورد توافق همگان باشد وجود ندارد. به عنوان مثال آلپورت52 (1943) در این باره گردآوری و ذکر پنجاه تعریف مختلف پرداخته است. برخی از روانشناسان شخصیت، جنبه های بیوشیمیایی و فیریولوژیکی کنش انسان را مطالعه می کنند و از روش های مناسب برای پژوهش در این زمینه ها سود می جویند، گروهی از روانشناسان شخصیت به افراد و رفتار آن ها توجه می کنند، بعضی دیگر شخصیت را با توجه به ویژگی هایی چون فرایندهای ناهشیار تعریف می کنند که به طور مستقیم قابل مشاهده نیست و باید از رفتار استنباط شود و سرانجام بعضی از روانشناسان، شخصیت را تنها از طریق ارتباط های متقابل افراد با یکدیگر و نقش هایی که در جامعه بازی می کنند، تعریف کرده اند. بنابراین دامنه تعاریف موجود و احتمالی شخصیت از فرایندهای درونی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد در نوسان است (پروین و جان53؛ 2001).
آلپورت شخصیت را سازماندهی پویای نظام های روانی-فیزیولوژیکی درون فرد تعریف می کند که سازگاری منحصر به فرد وی را نسبت به جهان تعیین می کند (کرسینی54، 1999). کتل شخصیت را آن چیزی می داند که امکان پیش بینی آنچه را که یک شخص در موقعیت معین انجام خواهد داد فراهم می کند (شولتز و شولتز55،‌ 1998).
دیدگاه های شخصیت
رویکردهای روان پویشی
اولین رویکرد به مطالعه رسمی شخصیت، نظریه روانپویشی فروید بود که کار خود را در سال های پایانی قرن بیستم آغاز کرد. نظریات فروید به قدری مهم بود و نفوذ گستره ای داشت که مقدار زیادی از نظریه شخصیت او و رویکرد بی نظیر وی به روان درمانی امروز با نفوذ مانده است. تقریبا هر نظریه شخصیتی که در زمان فروید یا بعد از او ساخته شده باشد، به نظری فروید مدیون است. چرا که با بنا نهاده شدن بر موضع او یا مخالفت با آن ناشی شده است (شولتز و شولتز، 1998).
در نظریه روان پویشی انگیزه ها و تعارضات ناهشیار به عنوان علل زیربنایی رفتار هستند و توجه زیادی به تجارب گذشته افراد می شود. نظریه روان پویشی فروید به بررسی پدیده های روانی و شخصیت از سه دیدگاه ساختاری، پویشی و اقتصادی می پردازد (فیرس و ترال56، 2002).
دیدگاه ساختاری
یک دیدگاه توصیفی است به پایگاه های مختلف روانی که برای درک کنشوری ذهنی ضروری هستند، شکل می بخشد. فروید متوالیاً به تهیه دو نظام ساختاری یا خاستگاهی دست زده است.
نظام اول که شامل ناهشیار، نیمه هشیار و هشیار است و نظام دوم که بن، من و فرامن را در بر می گیرد (شولتز و شولتز، 1998).
دیدگاه پویشی
این دیدگاه از مفهوم تعارض درون- روانی جدایی ناپذیر است. در واقع، پدیده های روانی از ترکیب نیروهای کم و بیش متضاد و مولد تعارض های کشاننده ای یا تعارض های بین پایگاهی، ناشی می شوند. دیدگاه پویشی به توصیف کیفی این نیروها می پردازد (منصور و دادستان، 1375).

دیدگاه اقتصادی
که به یک روی آورد کمی نسبت به این نیروها توجه دارد و نتیجه الزامی دیدگاه پویشی است، چه فرجام تعارضات یقینا به خصیصه ها نیروهایی که در کارند وابسته است. این دیدگاه مستلزم بررسی جریان سرمایه گذاری انرژی روانی در سطح پایگاه ها، موضوع ها و تجسمات است (منصور و دادستان، 1375).
رویکرد پدیدار شناختی
رویکرد پدیدارشناختی به مطالعه شخصیت شامل چندین نظریه است که علی رغم تفاوت هایی که با یکدیگر دارند، وجه مشترک آن ها این است که بر تجربه های خصوصی یعنی دیدگاه خصوصی فرد درباره ی جهان تأکید می کنند. دیدگاهی که در آن نحوه ی ادراک و تفسیر فرد از حوادث مورد توجه قرار می گیرد (اتکینسون و هیلگارد57، 2002). پدیدارشناسی به ما می گوید که عامل تعیین کننده ی کلی رفتار، میدان پدیداری شخص است. منظور از میدان، پدیداری آن چیزی است که فرد در یک لحظه خاص تجربه می کند (فیرس و ترال، 2002).
رویکرد پدیدارشناختی به شخصیت شامل نظریه هایی می شود که گاه تحت عنوان نظریه های انسان گرا شناخته می شوند، زیرا در آن ها بر خصوصیاتی تأکید می شود که متمایزکننده انسان از حیوان هستند، مانند خود فرمانی و آزادی انتخاب. گاهی هم از آنها تحت عنوان نظریههای خوشتن یاد میشود، چون با تجربههای خصوصی و درونی فرد که در مجموع احساس بودن را در او میآفرینند سر و کار دارند (اتکینسون و هيلگارد، 2002).
نظریه خوشتن مداری راجرز مثالی از این رویکرد است. راجرز بر خودشکوفایی و توانایی های انسان تأکید داشت. وی در مطالعات خود بر تلاش های منظم در درک تجربیات ذهنی و میدان پدیداری افراد تأکید داشت. مفهوم ساختاری اصلی در نظریه راجرز، خویشتن است و آن عبارتست از مفهومی ساختاری از ادراک و تجربه که به خود، مرا یا من مربوط می شود. همچنین مفهوم خود ایده ال نیز مهم است. خود ایده آل خودپندارهای است که فرد دوست دارد باشد. در نظریه راجرز، کاهش سائق نقشی در رفتار ندارد و به جای آن، خودشکوفایی را به عنوان انگیزه اصلی مطرح می کند. راجرز معتقد است که افراد برای رسیدن به همسانی خویشتن و استقرار همگونی بین ادراک های خویشتن و تجربه تلاش می کنند. ولی تجارب تهدید کننده ی خویشتن ممکن است از طریق انکار یا تحریف از هشیاری فاصله بگیرند (پروین و جان، 2001).
دیدگاه راجرز بخشی از جنبش توانایی های بالقوه انسان است که بر خودشکوفایی و به کمال رساندن توانایی های بالقوه در انسان تأکید دارد. گلداشتاین، مزلو و اگزیستانسیالیست هایی چون فرانکل، نمونه هایی از پیشگامان این نهضت هستند (پروین و جان، 2001).
مازلو مدعی بود که فرد با نیازهای غریزی به دنیا می آید که به رشد، پیشرفت و شکوفایی می انجامد. سلسله مراتب نیازها این موارد را شامل می شود:
نیازهای فیزیولوژیکی (غذا، آب، هوا و میل جنسی) و نیازهای ایمنی، تعلق پذیری و عشق، احترام و خودشکوفایی. قبل از اینکه نیازهای بالاتر پیدا شوند، نیازهای پایین تر باید ارضا شده باشند. هرچه که یک نیاز پایین تر باشد نیرومندی آن بیشتر است. نیازهای پایین تر نیازهای کمبود یا کاستی نامیده می شوند، زیرا ناکامی در ارضا نمودن آن ها موجب کمبود در بدن می گردد. نیازهای بالاتر (نیازهای رشد یا هستی) کمتر برای بقا ضروری هستند، اما سلامتی جسمانی و هیجانی را بهبود می بخشند (فیست و فیست،2000).
رویکرد شناختی
همانند دیدگاه روان پویشی، دیدگاه شناختی متوجه فراندهای درونی است. البته بیش از آنچه بر امیال، نیازها و انگیزش ها تأکید کند بر اینکه افرا چطور اطلاعات را کسب کرده و تفسیر می کنند تأکید دارد. این دیدگاه تأکید ویژه ای بر شخص به عنوان پردازش کننده اطلاعات دارد. بر این اساس افراد دائما در حال جمع آوری، اندوزش، تعبیر، تفسیر و فهم اطلاعات تولید شده درونی و محرک های محیطی هستند. انسان ها موجوداتی فعال، جوینده، انتخابگر، آفریننده و بکارگیرنده اطلاعات هستند. زندگی زوانی فرد مجموعه روان سازه هایی تصور می شود که اطلاعات مربوط به قلمروهایی چون والدین و کار را در بر می گیرد. روان سازه ها از طریق تأثیر بر فرایندهای شناختی افراد را قادر می سازند محرک ها را به سرعت بشناسند و در واحدهای قابل کنترل دسته بندی کنند (شولتز و شولتز، 1998).
رویکرد رفتاری
همانند دیدگاه روان پویشی، دیدگاه رفتاری درباره رفتار دیدی جبرگرایانه دارد لکن هر یک خاستگاه رفتار را در جای دیگر می یابند. بر اساس این رویکرد، رفتار محصول روابط محرک-پاسخ است نه محصول رویدادهای درونی در این رویکرد به شرایط درونی مثل اضطراب، سائق ها، انگیزه ها و نیازها هیچ اشاره ای نمی شود. به نظر رفتار گرایان، شخصیت چیزی جز تجمع پاسخ های آموخته شده به محرک ها، یعنی مجموعه رفتارهای آشکار یا نظام های عادت نیست. شخصیت تنها به چیزی اشاره دارد که بتوان آن را به صورت عینی مشاهده و دستکاری کرد. رفتارگرایان در گذشته فرد کند و کاو نمی کنند یا سعی نمی کنند که افراد را به شناخت رفتارشان ملزم ساند. آن ها برای تغییر دادن رفتار بر تغییر جنبه های آشکار محیط و خصوصاً منابع تقویت تمرکز می کنند (ساراسون و ساراسون ، 1995).
رویکرد یادگیری اجتماعی
در این رویکرد بر اهمیت تعیین کننده های محیطی یا موقعیتی تأکید می شود و آن دسته از الگوهای رفتاری مورد توجه قرار می گیرند که فرد برای کنار آمدن با محیط می آموزد. برای نظریه پردازان یادگیری اجتماعی رفتار محصول تعامل متغیرهای شخصی و محیطی است، شرایط محیطی از طریق یادگیری به رفتار شخص شکل می دهد. متقابلاً شخص نیز در شکل گیری محیط مؤثر واقع می شود (اتکینسون و هيلگارد، 2002).
رویکرد صفات
فرض اساسی رویکرد صفات این است که انسان دارای آمادگی های گستره ای است که صفات نام دارند و به طرق خاصی به محرک ها پاسخ می دهند. اگرچه تمام نظریه پردازان صفات در مورد نحوه ایجاد صفاتی که شخصیت انسان را می سازد از یکدیگر متفاوتند، همه آن ها در این امر توافق دارند که صفات، عنصر اصلی شخصیت انسان را تشکیل می دهند. به علاوه نظریه پردازان صفات توافق دارند که رفتار انساس و شخصیت وی را می توان در سلسله مراتبی از صفات سازماندهی کرد (پروین و جان، 2001).
آلپورت، کتل و آیزنک سه تن از نظریه پردازان اصلی رویکرد صفات هستند که در زیر به شرح آن ها پرداخته خواهد شد.
نظریه آلپورت
آلپورت صفات شخصیت را گرایش های پاسخ دادن به شیوه یکسان به انواع مختلف محرک ها می دانست. از نظر او صفت عبارتست از یک ساختار عصبی-روانی. بنابراین صفات شیوه های ثابت و پایدار واکنش نشان دادن به محرک های محیط است. به اعتقاد وی معتبرترین واحد ارزیابی برای نشان دادن شخصیت افراد و چگونگی شباهت آن ها همین صفت است (شاملو،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کودک آزاری، دوران کودکی، اختلالات شخصیت، عقب ماندگی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی رضایت شغلی، رضایت شغل، معلمان مدارس، سلامت روانی