دانلود پایان نامه با موضوع تربیت اخلاقی، سلامت جسمی، قانون مدنی، فقهای امامیه

دانلود پایان نامه ارشد

این وظیفه است، و سپس این وظیفه به حاکم منتقل می‌شود. با نبودن حاکم این وظیفه به خویشاوندان کودک به ترتیب ارث بری واگذار می‌شود.123
از آن‌جا که دلیل خاصی برای چنین ترتیبی وجود ندارد و نه جمع میان روایات چنین اقتضائی دارد این نظریه فاقد اعتبار است.124
تردید فقها به نویسندگان قانون مدنی نیز سرایت کرده است. به موجب م 1188 ق.م «هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می‌توانند برای اولاد خود که تحت ولایت او می‌باشد وصی معین کند تا بعد از فوت خود در نگهداری و تربیت آن‌ها مواظبت کرده و اموال آن‌ها را اداره نمایند.»
در این ماده، نه تنها نواده‌ها اولاد جد پدری محسوب شده اند، بلکه دادن اختیار تعیین وصی برای حضانت از طفل نشان می‌دهد که جد پدری نیز مانند پدر حق حضانت دارد، و گر نه چگونه می‌توان تصور کرد که محروم از حق بتواند اعطا کننده آن باشد؟
بنابراین وجود پدر و مادر مانع از این است که سمت قانونی جد پدری تحقق یابد (مواد 1168 و 1172ق.م) ولی پس از آنان شرایط انتصاب جد پدری جمع می‌شود و نیز اداره امور و تربیت نواده (ولایت و حضانت) با اوست و می‌تواند برای بعد از فوت خود نیز وصی معین کند و این اماره محسوب می‌شود و لی هرگاه خلاف این اماره در دادگاه اثبات گردد و همین که دادرس تشخیص دهد که مصلحت سپردن کودک به دیگری است، اماره قانونی مبنای خود را از دست می‌دهد و طبق آن‌چه تصمیم گرفته است عمل می‌شود.125

3. 1. 2. پایان حضانت
بنابر قول مشهور، دوران نگهداری و سرپرستی (حضانت)، با بلوغ و رشد به پایان می‌رسد و کودک، پس از بلوغ، اختیار دارد تا سرپرست زندگی خود را برگزیند.126
به تعبیر دیگر والدین موظف به انجام تکالیفی که حق حضانت به عهده آن‌ها گذاشته بود نیستند.127
حق حضانت تا زمانی که فرزند بالغ و رشید نشده برای ابوین یا دارنده حضانت تعیین شده، باقی است. و وقتی که
فرزند از لحاظ سن، و عقل رشد کرده و به بلوغ رسید حضانت ساقط می‌گردد.128
البته باید توجه داشت که هر کودکی که به سن بلوغ می‌رسد، قبل از ورود به اجتماع هنوز احتیاج به مراقبت دارد، و آن‌چنان که باید و شاید نمی‌تواند به‌طور مستقل از پس همه کار‌‌های خود برآید و هم چنین از جهت اخلاقی و مصلحت فردی و اجتماعی، پدر و مادر موظفند تارسیدن به مرحله استقلال عملی، و مراقبت خود را به او ادامه دهند که این نظارت در مورد دختر تا ازدواج وی ادامه دارد و در مورد پسر معمولاً پس از اشتغال به حرفه پایان میابد.

2. 2. شروط حضانت
برای واگذاری حضانت دو دسته شرط مطرح شده است، یکی شروط که برای پدر و مادر هر دو مشترک است، باید این شرایط موجود باشد تا بتوانند عهده دار حضانت شوند و دوم شروط ویژه مادر است که در صورتی که مادر بخواهد عهده دار امر حضانت شود باید علاوه بر شروط مشترک شروط خاص خود را دارا باشد که در ادامه به تشریح آن‌ها می‌پردازیم.

1. 2. 2. شروط مشترک
ابتدا شروط مشترک بین والدین را از نظر می‌گذرانیم.

1. 1. 2. 2. عقل و قدرت
در مقابل عقل و قدرت جنون و ناتوانی قرار دارد ، به طور کلی عقل و قدرت است که انسان شایسته برای مسئولیت پذیری می‌کند. به همین سبب، ثابت بودن وظایف و تکالیف، در هر مکتبی و مذهبی مشروط به این دو شرط است. اسلام نیز بلوغ و عقل را از شرایط عمومی تکلیف قرار داده است. به همین دلیل وظیفه و تکلیفی بر عهده مجانین و افراد ناتوان که فاقد عقل و قدرت‌اند گذاشته نشده است. اما باید توجه داشت این دو شرط، شروط برای برخورداری از حقوق نسیتند و آن‌چه مبنای اهلیت و تمتع برای برخورداری از حقوق، صرف وجود انسانیت است، و همین که وجود انسان شکل گرفت اهلیت برای تمتع را کسب کرده است. اما ملاک اجرا و استیفای حق، درک و تمییز است.129
فقها در این مسأله اتفاق دارند:
از جمله اساسی‌ترین شرایط نگهداری کودک توسط مادر؛ عاقل بودن اوست.130
والدین اگر از سلامت عقلی برخوردار نباشند، نمی‌توانند حضانت کودک را بر عهده بگیرند،131 زیرا نه تنها قادر به حفظ و حراست از کودک خود نیستند، بلکه نیازمند آن هستند که کسی آن‌ها را تحت حمایت خود قرار داده حضانت شان را به عهده بگیرد.132
انواع جنون: در این‌که شخص دیوانه صلاحیت برای حضانت و نگهداری کودک را ندارد، شکی نیست ولی این بین فقها این سؤال مطرح است که آیا در این حکم تفاوتی بین جنون ادواری و جنون دائمی هست یا نه؟
در میان فقهایی که معتقدند میان دو نوع جنون ادواری و دائمی، تفاوتی نیست، دو رأی کاملاً متفاوت وجود دارد:
امکان حضانت: جنون چه دائمی باشد و چه ادواری، باعث از بین رفتن حق حضانت نمی‌شود.
چرا که، حضانت، ولایت نیست تا گفته شود که شخص مجنون صلاحیت ولایت داشتن بر کسی را ندارد؛ بنابراین، حضانت با جنون قابل جمع است.133
در جواب گفته شده: انتقال وظیفه نگهداری کودک به دیوانه، احتیاج به دلیل دارد.134
عدم امکان حضانت: در مقابل بعضی دیگر از فقها معتقدند که هیچ تفاوتی میان انواع جنون وجود نداشته، در هر دو صورت، نمی‌توان کودک را به شخص دیوانه سپرد؛ چرا، در صورتی که دفعات بروز حالت جنون بسیار کم و از نظر زمانی نیز طولانی نباشد.135 که در این صورت جنون چون یک بیماری است که پس از به وجود آمدن، از بین می‌رود؛ بنابراین، مانعی برای حضانت نیست.136
در رد این عقیده آمده: اگر دفعات بروز جنون زیاد هم باشد، در زمانی که مادر سلامتی خود را باز می‌یابد، صلاحیت نگهداری کودک خود را دارد، با تمسک به اطلاق دلایل حضانت، می‌توان گفت در حال بروز آن حالت نیز هم‌چنان، آن دلایل شامل او می‌شود.137
به هر حال نگهداری از کودک زمانی امکان‌پذیر است که شخص حاضن دارای سلامت عقل باشد، زیرا فردی که مجنون است برای اداره زندگی خود توانایی لازم را ندارد، و قادر نخواهد بود از شخص دیگری مراقبت کند. بنابراین، اگر مادر یا پدری که عهده دار حضانت است، دارای جنون دائمی باشد، بدون شک صلاحیت نگهداری کودک خود را ندارد (و این‌که گفته شده تصمیم‌گیری در این مورد به ولی پدر یا ولی مادر واگذار می‌شود، کاملاً بی اساس است، زیرا حضانت کودک، نظیر حق شفعه، حق تحجیر، خیار فسخ و حقوقی از این دست نیست تا با از بین رفتن صلاحیت مادر یا پدر، تصمیم‌گیری درباره آن‌ها به ولی او منتقل شود، بلکه حضانت کودک وظیفه و تکلیفی بر عهده آن‌ها است که با تحقق جنون، امکان انجام آن وجود ندارد.) اما اگر جنون، ادواری باشد، طوری که مادر یا پدر قادر به انجام وظایف خود بوده، تحقق آن، و موجب به خطر افتادن سلامت جسمی و روحی کودک نمی‌شود، هر یک ازپدر و مادر که حضانت را بر عهده دارند، می‌تواند هم‌چنان در زمان تعیین شده، نگهداری از کودک ، خود را بر عهده داشته باشد. البته فراموش نشود که اگر معیار جواز نگهداری کودک، توانایی باشد، هنگامی می‌توان به مانع نبودن جنون ادواری نظر داد که دفعات بروز این حالت چندان زیاد نباشد که زندگی کودک را تحت تأثیر قرار داده، عملاً توان مادر یا پدر را در نگهداری کودک و بر طرف کردن نیازمندی‌های او از بین ببرد.138
و اما این‌که اگر بعد از سقوط حق حضانت به علت جنون، پس از گذشت مدتی بهبودی حاصل شود، آیا حق ساقط شده قابل اعاده است یا نه؟ فقهای امامیه این اعتقادند که پس از زوال جنون، مانعی که برای اعمال حق حضانت داشته از بین می‌رود و مادر یا پدر می‌توانند حق خود را اعمال کند.139
طبق 1170ق.م که اعلام می‌دارد: «اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست مبتلا به شود …. حق حضانت پدر خواهد بود»
در صورتی که پدر مجنون شود، حضانت طفل تا هجده سالگی به عهده مادر خواهد بود: زیرا طبق 1168ق.م نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است و بنابر مستنبط از م 1169ق.م، هر یک از ابوین تمام دوران صغر حق نگهداری را دارا می‌باشند و هرگاه یکی از ابوین به جهتی از جهات نتواند وظیفه خود را انجام دهد دیگری آن را عهده‌دار خواهد بود و نظر به وحدت ملاک ماده 1170ق.م حضانت طفل بر عهده مادر است.140 البته ذکر این نکته ضروری است که مادری که دچار جنون شده، از ملاقات طفل خود محروم نیست مگر موجب وارد آمدن ضرر به طفل گردد.141

2. 1. 2. 2. اسلام
در مقررات اسلامی کودک تا پیش از بلوغ، در اسلام و کفر تابع والدین خود می‌باشد. پس اگر والدین مسلمان باشند، کودک نیز در حکم مسلمان است، و اگر هر دو کافر باشند، کودک نیز محکوم به کفر خواهد بود؛ اما اگر یکی از والدین مسلمان، و دیگری کافر باشد، کودک تابع اشرف آنهاست، وچون دین اسلام اشرف است، پس کودک تابع فرد مسلمان خواهد بود.142
عن علی(ع) :« ایها الناس انه لا شرف اعلی من الاسلام».143

در وصیت به محمد بن حنیفه فرمود:
«یا بنی لا شرف اعلی من الاسلام».144

این فرض به طور معمول در دو جا قابل پیش‌بینی است:
1ـ مرد مسلمان با زن کافر ازدواج کند و پس از بچه دار شدن زن و شوهر از هم جدا شوند.145
2ـ اگر یکی از دو زوج اسلام آورد، در حالی که کودکانی در حضانت او هستند، در این کودکان، مسلمان تبعی به شمار می‌روند.146
دلایلی که فقها:
1. آنها به آیه شریفه
{لَن یَجعَلَ الله لِلکافِرینَ عَلَی المؤمنینَ سَبیلاً»}147

استناد نموده‌اند.
با حرف نفی« لَن» که دلالتش بر نفی شدیدتر است، هر گونه تسلط کافر برمؤمن را به طور مطلق نفی کرده
است؛ به همین جهت فقیهان احکامی را که سبب سلطۀ کافر بر مسلمان می‌شوند، منتفی دانسته‌اند.148

2. روایت :
«الإسلامُ یَعلوُ وَ لاَ یُعلی عَلَیهِ».149

مستند فقیهان، علاوه بر آیۀ نفی تسلط و روایت، تأثیری است که کافر در تربیت فرزند دارد، و او را به خوی و خصلت خود، بار می‌آورد؛ زیرا سرپرست کودک نه تنها وظیفه نگهداری و پرورش جسمی طفل را دارد، بلکه الگوی اخلاق و رفتاری او نیز می‌باشد. بنابراین سرپرستی کافر، زمینه و بستری برای انحراف طفل به ویژه در مسائل اعتقادی می‌باشد که باید از آن جلو گیری شود. شهید ثانی دربارۀ این شرط گفته است: شخصیت کودک، بنا بر اخلاق و آداب و عقاید سرپرست، شکل می‌گیرد، و کفر سرپرست سبب انحراف و کژی کودک می‌شود. در نتیجه کافر شایستگی حضانت کودک مسلمان را ندارد.150
این شرط تقریباً مورد اتفاق فقیهان شیعه است.151
م 1192 ق.م ولی مسلم را از انتخاب وصی کافر بر مولی علیه خود منع کرده است و این حکم نشان می‌دهد که قانونگذار تبعیت از فقه اسلامی، «لَن یَجعَلَ اللهُ» نمی‌خواسته است که کافر ولی بر مسلمان باشد و در تربیت او دخالت داشته باشد.152
هر جا که به دلیل انحطاط اخلاقی پدر یا مادر، سلامت جسمی یا روحی فرزند در خطر باشد، حضانت او ساقط و به دیگری واگذار می‌شود و اگر هر دو مرتد گردند فرزند از آنان گرفته می‌شود و دادگاه باید نگهداری از او را به دیگری بسپارد. امروزه نیز اعتقاد مذهبی به عنوان یکی از عوامل مهم اخلاقی در نظر گرفته می‌شود. بنابراین قانون مدنی راه حل را برای رویه قضایی باز گذاشته است و صلاحیت دادگاه در رسیدگی به امر حضانت پای بندی دادگاه را به شرعی و فتاوای فقها تأیید می‌کند و فقیهان درباره این‌که مادر کافر حق حضانت بر فرزند مسلمان خود را ندارد، اتفاق نظر دارند.153
بنابر‌این کافر حق نگه داری و سرپرستی این کودک را ندارد، و حضانت او با هر کدام از پدر یا مادر، که مسلمان است، خواهد بود.

3. 1. 2. 2. صلاحیت اخلاقی
تربیت اخلاقی کودک از مواردی است که در شرع اسلام مورد توجه بوده است، و به همین خاطر درباره تربیت اخلاقی کودک بیسار سفارش است.
از آنجا که والدین بزهکار و مبتلا به فساد اخلاقی، از بعد معنوی و اخلاقی خویش غافل‌اند،
این دسته از والدین نه تنها نمی‌توانند دربارۀ پرورش اخلاقی کودک خود، اقدامی کنند، بلکه با توجه به تأثیر عمیق رفتار والدین در کودک، آنان را نیز دچار بزه و انحطاط اخلاقی خواهند کرد. این بالاترین ضرر به کودک است و اطلاق آیۀ {لا تضار والدة بولدها و لا مولود له بولده} آن را نفی می‌کند. در نتیجه می‌توان گفت با استناد به آیه چنین

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع قانون مدنی، تاریخ ولادت، قدر متیقن، امور مالی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع طلاق رجعی، اطلاق روایات، اطلاق ادله، رشد و بالندگی