دانلود پایان نامه با موضوع بهداشت روان، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

دارند. اما چون عنوان مبحث، رابطه يادگيري با بهداشت رواني را شامل مي شد، مطالب را به اين زمينه اختصاص داديم (گنجي، 1387).

بهداشت رواني و رسانه هاي گروهي
امروزه، رسانه هاي گروهي همه کس و همه چيز را زيرسلطه خود دارند. احتمالا نتوان فردي پيدا کرد که با آنها سر و کار نداشته باشد. تعداد زيادي از والدين، مربيان و بزرگان اجتماع از گسترش بي رويه رسانه هاي گروهي و زير سلطه قرار دادن زندگي کودکان و نوجوانان سخت نگرانند. آنها معتقدند که وسايل ارتباط جمعي، روابط اجتماعي را به تدريج کم مي کنند و مردم را به انزوا و فرد گرايي سوق مي دهند. طبق نظرخواهيها، 86 درصد معلمان معتقدند که اثر رسانه هاي گروهي بيشتر از اثر مدرسه بر کودکان است. به هر صورت، جاي ترديد نيست که اين وسايل مي توانند نقشهاي بسيار متفاوتي داشته باشند. بنابراين، احتمالاً بتوان گفت که سود وزيان رسانه ها در شيوه کاربرد آنها خواهد بود. درباره رابطه بهداشت رواني با رسانه هايي گروهي، مطالب زيادي عنوان شد که مي توان همه آنها را در پنج مقوله خلاصه کرد: 1- رسانه هاي گروهي چه عملکردهايي دارند؟ 2- افراد، پيامهاي رسانه هاي گروهي را چگونه دريافت مي کنند؟ 3- رسانه هاي گروهي، افراد را چگونه قانع مي کنند؟ 4- موانع قانع سازي کدامهاست؟ و 5- مردم چگونه در مقابل رسانه هاي گروهي مقاومت مي کنند؟
در بحث از عملکردهاي رسانه هاي گروهي، به تعدادي از نقشها اشاره شد، از جمله: نقش رابط اجتماعي، نقش نوآوري، نقش پالايش رواني، نقش فرافکني و همانند سازي، نقش جبراني، ونقش تبديل واقعيت به نمايش. در بررسي تک تک اين نقشها معلوم شد که رسانه هاي گروهي مي توانند به تضمين بهداشت رواني مردم واقعاً کمک کنند؛ مثلاً، وسايل ارتباط جمعي مي توانند نقش يک رابط اجتماعي را ايفا کنند؛يعني، موجب شوند که انسانها در گروههاي اجتماعي خاص و مورد علاقه خود جاي بگيرند و بدين طريق شبکه ارتباطي خود را گسترش دهند: کاري که به بهداشت رواني کمک مي کند (گنجي، 1388).
رسانه ها مي توانند، با درج مطالب تازه و ارائه برنامه هاي ابتکاري، حس کنجکاوي مردم را ارضا کنند و در آنها رضايت خاطر به وجود آورند. رسانه هاي گروهي مي توانند با نشان دادن مطالب هيجاني، تخيلي، قهرمانانه و، در ضمن، افشاي دزديها، خيانتها و تزويرها، نقش ” تخليه هيجاني” را بر عهده بگيرند: انسانها خشمها و آرزوهاي سرکوب شده خود را بيرون بريزند و احساس راحتي کنند. رسانه ها مي توانند، با برجسته کردن کار قهرمانان ورزش، ستارگان سينما، بزرگان و دانشمندان، در مردم عادي فرافکني و همانند سازي ايجاد کنند و همانند سازي، از طريق تقليد، به واقعيت تبديل شود(گنجي، 1388).
وسايل ارتباط جمعي مي توانند براي ناکاميها، شکستها و تعارضهاي مردم نقش جبراني داشته باشند. البته رسانه هاي گروهي، به اعتقاد تعداد زيادي از متخصصان، واقعيت را به نمايش تبديل مي کنند. به نظر مي رسد که اين جنبه نيز در مواردي از زندگي ضرورت پيدا مي کند.
مقوله بعدي مورد بحث، “چگونگي دريافت پيام از رسانه هاي گروهي” بود. گفته شد که همه به شيوه يکسان پيام دريافت نمي کنند. هر فرد پيامهايي دريافت مي کند که با اعتقادات قبلي او سازگاري دارند؛ مثلاً اگر درباره رابطه سيگار با سرطان برنامه پخش شود، 60 درصد غير سيگاريها و تنها 32 درصد سيگاريها به آن نگاه مي کنند. گفته شد که دريافت پيام چهار مرحله را پشت سر مي گذارد: دقت، ادراک، فهم، و پذيرش. دقت، يعني متحدالمرکز کردن تواناييها؛ ادراک، يعني، تعبير و تفسير پيام؛ فهم، يعني، توافق پيام گيرنده درباره معناي پيام؛ و پذيرش، يعني، قانع شدن و قبول کردن پيام (گنچي، 1388).
در بحث از عوامل قانع سازي، به دو گروه از عوامل اشاره شد: دروني و بيروني. عوامل دروني آنهايي هستند که با ويژگيهاي شخصيتي پيام گيرنده ارتباط پيدا ميکنند، مثل تعهد در حضور جمع، اعتقاد اوليه، همسايگان ودقت و اطلاعات قبلي. عوامل بيروني به شيوه هاي ارائه پيام مربوط مي شوند، مثل ارائه دلايل يکجانبه يا دو جانبه و اثر تقدم يا تأخر. مطالعات نشان مي دهدکه ارائه دلايل يک جانبه و دو جانبه، در افراد مختلف آثار مختلفي بر جا مي گذارند: اولاً اين که با اعتقادات قبلي آنها همبستگي نشان مي دهند، ثانياً دلايل دو جانبه در افراد باسواد بيشتر موثر واقع مي شوند (گنجي، 1388).
در اشاره به موانع قانع سازي، دو مورد مطرح شد: بافت پيام و خطاهاي آشکار. منظور از بافت پيام اين است که يک پيام معين، برحسب اين بود که از تلويزيون پخش شود يا از راديو، براي بار اول باشد. يا بار چندم، يکجا نشان داده شود يا منقطع و رنگي باشد يا سياه و سفيد، آثار مختلفي خواهد داشت. خطاهاي آشکار عبارت از ناآگاهيهايي است که مردم نسبت به برخي امور دارند و مانع اثر گذاري پيام مي شوند، مثل استفاده ازماهواره، تلويزيون، ويديو و غيره در برخي زمانها.
آخرين مقوله ها اين مبحث ” مقاومت در برابر رسانه هاي گروهي” بود. گفته شد که اين وسايل، با اين گستردگي، با اين برد وبا برنامه هاي بسيار متنوعي که پخش مي کنند، طبيعي است که گاهي مقاومتهايي به وجود آورند. بدين ترتيب که انسانهايي پيدا شوند و آنها را از جهاتي طرد کنند. به تعدادي از اين طردها اشاره شد. ريشه اي، سياسي، و اخلاقي (گنجي، 1388).
طرد ريشه اي رسانه هاي گروهي، يعني، بي اعتمادي کامل به آنها به خاطر اعتقاد به تحميل شدن مردم به وسيله آنها و تحميل نيات سرمايه داران و جامعه مصرفي. طرد سياسي، يعني، اعتقاد به اين که رسانه ها در دست صاحبان قدرت و سياست هستند و چيزي جز قبولاندن نيات آنها ندارند. طرد اخلاقي، يعني، اعتقاد به اين که وسايل ارتباط جمعي، از يک طرف، احساس مسووليت نمي کنند، آنچه را که نبايد بگويند مي گويند و گاهي بين مردم و گروهها درگيري به وجود مي آورند. از طرف ديگر، آنها گاهي اخلاق و فرهنگ اقليتها را نديده مي گيرند و براساس تمايلات اکثريت عمل مي کنند؛ مضافاً اين که فيلمهاي غير اخلاقي نيز نشان مي دهند (گنجي، 1388).
اندازه گيري هاي رواني و کاربرد آزمونهاي رواني
تشخيص نابهنجاري رفتاري، در صورتي که خيلي شدت داشته باشند، چندان دشوار نيست؛ اما تعيين درجات مختلف نابهنجاري کار بسيار دشواري است. بنابراين، کسي که مي خواهد درباره بهداشت رواني افراد دست به تشخيص بزند و به دنبال ان براي درمان آنها اقدام کند، حتماً بايد ابزارهاي عيني داشته باشد. اين ابزارها را اصطلاحا آزمونهاي رواني مي نامند. آزمونهاي رواني بايد ويژگيهاي خاصي داشته باشند تا استفاده از آنها اطمينان بخش باشد. اين ويژگيها عبارتند از از پايايي، روايي، استاندارد بودن و عينيت داشتن. پايايي، يعني، اين که اگر يک آزمون را در دو نوبت روي يک گروه اجرا کنيم يا دو فرم معادل آن را دريک گروه به کار ببريم، دو نتيجه بايد نزديک به هم باشند. منظور از روايي اين است که آزمون بايد چيزي را اندازه بگيرد که براي اندازه گيري آن ساخته شده است؛ مثلاً، آزمون هوشي نبايد معلومات را اندازه بگيرد. هدف از استاندارد بودن آزمون اين است که مواد، زمان، روش اجرا، نمره گذاري و استخراج نتايج بايد براي همه يکسان باشد. و منظور از عينيت داشتن آزمون اين است که نظر شخصي آزمايشگر وارد عمل نشود(گنجي، 1386).
انواع مختلف آزمونها وجود دارد که هر يک براي هدفي به کار مي رود. در اين فصل به تعدادي از آنها اشاره شد: آزمونهاي معلومات، استعداد، شخصيت، هوش و غيره. آزمونهاي معلومات، مهارتها يا شناختهاي آزمودني در يک زمان معين را اندازه مي گيرند؛ مثلا، آزمونهايي که مي توانند معلومات دانش آموزان در دروس مختلف را اندازه بگيرند جزء آزمونهاي معلومات به حساب مي آيند. آزمونهاي استعداد آنهايي هستند که امکان موفقيت آزمودني در زمينه خاصي را پيش بيني مي کنند؛ مثلاً، آيا دانش آموزي که به کلاس اول ابتدايي وارد مي شود، مي تواند خواندن و نوشتن ياد بگيرد يا خير؟ (گنجي، 1386)
آزمونهاي شخصيت، شيوه خاص بودن، سبک زندگي و، به طور کلي، آنچه را که موجب تمايز فرد از ديگران مي شود، اندازه مي گيرند. اين آزمونها به صورتهاي مختلف ساخته مي شوند: مداد کاغذي، فرافکني، مشاهده مستقيم و مصاحبه. مشهورترين آزمونهاي شخصيت، که جنبه هاي مرضي را نيز آشکار مي کنند، عبارتند از تصوير تي اِ تي و لکه هاي جوهر روشاخ. اولي از 30 تصوير سياه و سفيد و دومي از ده لکه جوهر، که برخي از آنها رنگي است، تشکيل شده است. آزمون تي اِ تي (TAT) تحت عنوان آزمون اندر يافت موضوع نيز به کار مي رود.
آزمونهاي هوشي مشهورترين آزمونهاي رواني هستند و پيش از همه آزمونها به وجود آمده اند. مي توان گفت که آزمونهاي هوشي عبارتند از مجموعه آزمونهاي استعداد که مهارتهاي تحصيلي را پيش بيني مي کنند (شريفي ، 1386).
روان شناسان مي توانند آزمونهاي مختلف را يکجا جمع کنند و به نام مجموعه آزمونها به کار ببرند. استفاده از مجموعه آزمونها نتايج زيادي به همراه مي آورد که مي توان آنها را به صورت نيمرخ يا تصوير نشان داد و نکات قوت و ضعف آزمودني را يکجا ديد (احمدآبادي، 1382).
کسي که مي خواهد از آزمونهاي رواني، براي تشخيص ويژگيهاي رفتاري استفاده کند، قبلاً بايد اطلاعات کامل درباره آنها به دست آورد، محاسن و معايب آزمونهاي گروهي، فردي، سرعت، قدرت و غيره را بداند. همچنين او بايددرباره رفتار مورد مطالعه نيز اطلاعات کافي داشته باشد. روان شناس بايد بداند که هيچ آزموني، به طور کامل، نابسته به فرهنگ نيست. پس بايد فرهنگ آزمودني را در نظر بگيرد و در اتخاذ تصميم دخالت دهد (گنجي، 1387).
از آزمونها در زمينه هاي مختلف استفاده مي شود: انتخاب بهترين افراد، راهنمايي براي رشته هاي تحصيلي و مشاغل مختلف، تشخيص عقب ماندگيها، بيماريهاي رواني، استعدادهاي درخشان و مسائل قضايي. با اين همه نبايد استفاده از آنها سوگيري داشته باشد. کاربرد آزمونها زماني مضرخواهد بود که قدرت معجزه آسا براي آنها قايل شويم، در جاي خود و به طور مناسب به کار بريم (گنجي، 1387).

روشهاي درمان بيماريهاي رواني
روان درماني، يعني، درمان اختلالهاي رواني بدون استفاده از دارو و روشهاي پزشکي روشهاي درماني مورد استفاده بسيار زيادند، اما همه آنها در برخي ويژگيها اشتراک دارند. درمانگر، برحسب آموزشي که ديده است و برحسب نيازي که مراجع يا بيمار دارد، به درمان يکي از اين اختلالها يا تعدادي از آنها مي پردازد: اختلالهاي فکري، هيجاني، رفتاري، روابط بين اشخاص و موقعيتهاي زندگي دشوار، و اختلالهاي دو قطبي. مشهورترين شيوه هاي درماني عبارتند از: روان کاوي، درمانهاي رفتارگرايي، انسان گرايي شناختي، گروهي، و زيستي – پزشکي (شهيدي، 1388).
درمان روان کاوي به اين صورت است که درمانگر سعي مي کند تعارضهاي موجود بين سه سطح نهاد، من و من برتر از از بين ببرد و بهداشت رواني را به اين فرد بازگرداند. در روان کاوي، که بر عقايد فرويد استوار است، سعي مي کنند تا فرد از تعارضهاي ناآگاه خود اطلاع به دست آورد و در نتيجه احساس کند برخود تسلط دارد و بر اثر همين احساس تسلط بر خويشتن و کسب اعتماد به نفس بهبود يابد. براي اين کار، روان کاوي از روشهاي تداعي آزاد و تعبير خواب (رويا) کمک مي گيرند (شهيدي، 1388).
درمانهاي رفتارگرايي، از اصول يادگيري کمک مي گيرند تا رفتارهاي نابهنجار را اصلاح کنند. اين ديدگاه، خود رفتار مسأله دار را هدف قرار مي دهد نه علتهاي آن را درمانگران رفتارگرا، فهرست رفتارهاي ناسازگار و فهرست رفتارهاي سازگار را فراهم مي آورند. آن گاه سعي مي کنند از فراواني گروه اول بکاهند و در عوض به فراواني گروه دوم بيفزايند. آنها، براي انجام دادن اين کار از اصول شرطي شدن کلاسيک يا پاسخگو و عامل يا کنشگر کمک مي گيرند. فنون اقتباس شده از شرطي شدن پاسخگر، عبارتند از حساسيت زدايي منظم و درمان از طريق ايجاد بيزاري . البته استفاده از روش ايجاد بيزاري براي از بين بردن رفتارهاي ناسازگار، در چارچوب شرطي شدن کنشگر نيز قرار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سازگاری اجتماعی، دانش‌آموزان دختر، مدارس راهنمایی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سازگاری اجتماعی