دانلود پایان نامه با موضوع بهداشت روان، کودک و نوجوان، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

اقتدار والدين، رعايت احترام متقابل و تأمين امنيت روان کودک از مشاجره کردن با فرزندتان اجتناب کنيد.
17. اصل پرهيز از مقايسه کردن: هرکودکي را با کودک ديگر مقايسه نکنيد بلکه با خودش و وضعيت قبلي و کنوني او مقايسه کنيد.
18. اصل تشويق و تأييد کردن: تشويق، تأييد و تحسين رفتارهاي مطلوب کودک يا نوجوان و تقويت نقاط قوت او مهمترين روش برقراري ارتباط با کودک يا نوجوان است.
19. اصل تعديل انتظارها با تواناييهاي کودک و نوجوان: ساقه هاي نورس را زير بار توقعات و انتظارات نابجا نشکنيد و از کودک خود انتظارهاي منطقي، مناسب و درحد توان آنها داشته باشيد.
20. اصل توجه به تفاوتها و شباهتهاي فردي: همواره سعي کنيد به مجموع عواملي که موجب تفاوتهاي فردي شده اند، توجه کنيد. زيرا که کودکان محصولات يکسان يک کارخانه واحد نيستند!
21. اصل توجه به نيازهاي همه جانبه کودک: شناخت و تأمين نيازهاي همه جانبه کودک و نوجوان موجب رشد و امنيت رواني مي شود.
22. اصل ثبات عاطفي: ثبات عاطفي والدين موجب مي گردد کودک يا نوجوان ارزش ها را دروني سازد و از شخصيتي سالم و منسجم برخوردار شود.
23. اصل خود تصميم گيري و مشارکت: فرزندتان را در انجام کارهاي مربوط به خود شما آزاد بگذاريد و اجازه دهيد با نظارت شما خودش تصميم بگيرد و پيامدهاي تصميمش را بپذيرد.
24. اصل خودشناسي: شناخت تواناييها، استعدادها و محدوديتهاي والدين در امر تعليم و تربيت کودک، به موفقيت آنها کمک مي کند.
25. اصل خودنمايي مطلوب و ابراز وجود: جلب توجه و خودنمايي يک نياز است و والدين وظيفه دارند آگاهانه به روشهاي مناسب و شايسته ارضاي اين نياز توجه کنند.
26. اصل رازداري: آگاه باشيد که جوهره رابطه انساني، بر اثر اعتماد متقابل به وجود مي آيد و اساس اعتماد با رعايت اصل رازداري ايجاد مي شود.
27. اصل شناخت و آگاهي: لازمه عامل بودن، عالم شدن است و مقدمه يک عمل شايسته داشتن علم و آگاهي.
28. اصل شکيبايي و بردباري: لازمه کار با کودک و نوجوان داشتن صبر و حوصله فراوان است.
29. اصل صداقت و اعتماد: جوهره يک ارتباط سالم و انساني جلب اعتماد کودک و زمينه ايجاد اعتماد رعايت اصل صداقت در گفتار و رفتار است.
30. اصل عامل بودن و عملگرايي: سعي کنيد در عمل الگوهاي شايسته اي براي فرزندتان باشيد و با آن ها همانطور رفتار کنيد که دوست داريد با شما رفتار شود.
31. اصل قاطع و جدي بودن: در ارتباط با فرزندان اصول خود را مشخص کنيد، قاطع باشيد و با جديت به آنها بفهمانيد که چه انتظاراتي از او داريد.
32. اصل محبت: اگر مي خواهيد کودک يا نوجواني با نشاط و سالم داشته باشيد به قدرکافي با او صحبت کنيد.
33. اصل مستقل سازي: هدف عمده تعليم و تربيت کودک و نوجوان، مستقل سازي و آماده سازي او براي زندگي در دنياي واقعي است.
34. اصل مسئوليت پذيري: والدين چه بخواهند يا نخواهند مسؤليت خطير آموزش و پرورش به عهده آنهاست و اگر مي خواهيد کودک يا نوجواني مسؤول تربيت کنيد، بايد والديني مسؤول باشيد.
35. اصل مهار احساسات: مهمترين عامل مخدوش شدن رابطه والدين و فرزندان، تبعيض قايل شدن از طرف والدين است.
36. اصل هماهنگي عاملان تربيتي: همدلي، همفکري، همکاري و هماهنگي عاملان تربيتي به ويژه والدين اساس يک رشد سالم است (به پژوه، 1383).
” گلها مشکلي ندارند، باعبانها اشکال دارند” دکتر به پژوه
بهداشت رواني در مدرسه
مطالب اين قسمت بدين گونه آغاز شد که کودکان از 6 سالگي به مدرسه مي روند و وقتي از آنجا بيرون مي آيند بزرگسال شده اند. در اين مدت طولاني آنها با انواع مختلف تجربه ها آشنا مي شوند: برخورد با بزرگترها، بازي با بچه هاي ديگر، کار گروهي، شکست، موفقيت، درگيري با همکلاسيها، معلمان و … بنابراين، انتظاراين است که مدرسه، بر بهداشت رواني دانش آموزان اثر بسيار عميق داشته باشد(ميلاني فر، 1380).
به رغم تلاشهاي خانواده، مدرسه، معلم و حتي خود شاگرد، به منظور هر چه بهتر اداره شدن مدرسه، مفيد بودن کلاس درس ، سالم بودن روابط اجتماعي کودکان با يکديگر و کودکان با مدرسه، گاهي دشواريهاي رفتاري ديده مي شود. بدين صورت که کودکان نمي توانند با مدرسه، آن طور که انتظار مي رود، سازگار شوند. دلايل اين عدم سازگاري بسيار زياد است. برخي از آنها از وجود خود شاگرد نشأت مي گيرد، برخي ديگر ريشه در خانواده و مسائل اقتصادي و اجتماعي دارد و بالاخره، بعضي ديگر از مدرسه ناشي مي شود؛ مثلاً، ناراحتي در مقابل شکست در امتحان، رقابت با ديگران و احساس تنش، ناتواني در پاسخگويي به انتظارهاي معلم و غيره، مسائلي است که مدرسه در مقابل شاگرد مي گذارد(ميلاني فر، 1380).
پژوهشگران، دشواريهاي دانش آموزان را از ديد معلمان تحقيق کرده اند. براساس يافته هاي اين محققان، بيشترين دشواريهاي دانش آموزان از نگرش منفي آنها سرچشمه مي گيرد. معلمان، ريشه اکثر ناراحتيها را در خارج از مدرسه مي دانند و گفتيم که اين نگرش زيانبار است، چون معلم را منفعل بار مي آورد. تحليل عقايد معلمان درباره دشواريهاي رفتاري دانش آموزان نشان مي دهد که در مجموع مي توان به 12 دشواري رفتار اشاره کرد: سندرم شکست، کمال گرايي، کم خواهي، ناتواني ذهني، دشمني با حالت پرخاشگري، دشمني با حالت انفعالي، تحريک کنندگي ، بيش فعالي، بي دقتي و حواس پرتي، ناپختگي، مطرود و منزوي بودن(ميلاني فر، 1380).
در اين که مدرسه در ايجاد دشواريهاي رفتاري چه نقشي دارد و چه عواملي اين دشواريها را در کلاس به وجود مي آورند، باز زياد تحقيق شده است. جمع بندي نتايج تحقيقات، علتهاي زير را در اختيار معلمان مي گذارد: بي اطلاعي دانش آموز درباره کاري که بايد در کلاس انجام دهد، بي اطلاعي او از اين که چگونه بايد کار محول شده را انجام دهد، چرا بايد آن کار ار انجام دهد، کاري براي انجام دادن ندارد، درس خيلي دشوار يا خيلي آسان است، به عللي از درس عقب مانده است، درس جالب نيست و به درد نمي خورد و ، از همه مهمتر، اين که اخلالگري دانش آموز در کلاس موجب مي شود که مورد توجه معلم و شاگردان ديگر قرار گيرد و در واقع تقويت شود.اشاره شد که معلمان، براي خاموش کردن رفتار اخلالگر دانش اموز، اغلب به تنبيه متوسل مي شوند. اين کار معمولا اثر خوبي ندارد، چون به شاگرد مي گويد که چه کاري را نبايد انجام دهد، اما به او نشان نمي دهد که چه کاري را بايد انجام دهد. بنابراين، تنبيه اثر تربيتي ندارد، چون رفتار سازگار و جانشيني را نشان نمي دهد (شاملو، 1387).
براي از بين بردن رفتارهاي ناسازگار به پنج اصل اشاره شده: در همه آنها تأکيد بر اين بود که معلم خونسردي خود را در همه موارد حفظ کند، عزت و احترام شاگرد را محفوظ بدارد، صداي خود را بلند نکند، شاگرد را در جمع مورد سوال و جواب قرار ندهد، توهين نکند، براي حل مسأله عجله نکند، به دانش آموز فرصت واجازه انتخاب بدهد و در مجموع، کاري نکند که دانش آموز احساس کند همه حرمت و عزت نفس خود را پيش همکلاسيها از دست داده است. پنج اصل مورد اشاره عبارت بودند از: حفظ خونسردي در تمام موارد، احترام اقتصادي و موثر (اقدامي که متناسب با مسأله است و زودتر به نتيجه مي رسد)،اقدامي که نظم کلاس و در نتيجه روند يادگيري را مختل نمي کند. اقدامي که يادگيري رفتار سازگار را ممکن مي سازد، و بالاخره اقدامي که مسووليت رفتار را به خود دانش آموز واگذار مي کند(شاملو، 1387).
در آخرين قسمت مبحثبه سطوح مختلف اقدام براي از بين بردن دشواريهاي رفتاري دانش آموزان اشاره شد. اولين سطح اقدام اين بود که مسأله وموقعيت آن به دقت توصيف شود. بدين صورت که بافت توليد رفتار مسأله ساز، اعمال دانش آموز پيش از آن و پس از آن به طور روشن تشريح شود. براي نيل به هدف، جدول 2-8 تنظيم شد. دومين اقدام مورد اشاره اين بود که خود دانش آموز در حل مسأله شرکت داشته باشد و با برعهده گرفتن مسووليت رفتار، احساس کند که بزرگ شده است و به حساب مي آيد. سومين سطح اقدام تماس گرفتن با والدين است. بدين صورت که اگر رفتار ناسازگار همچنان پايدار بماند، معلم مي تواند با خانواده تماس بگيرد و از والدين دانش آموز کمک بخواهد. اگر اين راهبرد نيز به نتيجه نرسد، بايد به مشاور مدرسه و در نهايت به مقررات مراجعه شود(شاملو، 1387).
توصيه شد که درهمه موارد، اين نگرش دنبال شود که دانش آموزان يا کودک هستند و رشد نيافته اند، يا نوجوانند و دوره بحران را مي گذرانند؛ به قول معروف آنها کم تجربه و جوياي نامند. پس بر معلم و مسوولان مدرسه است که به آنها کمک کنند. در گيري شاگرد با معلم با اين معنا نيست که واقعاً با او مخالف است، بلکه به اين معناست که نياز به کمک دارد و بايددرک شود(شاملو، 1387).

بهداشت رواني در محيط کار
در اين قسمت، عوامل تشکيل دهنده محيط کار و موثر بر بهداشت رواني به دو گروه عمده تقسيم شد: عوامل فيزيکي و عوامل انساني. از عوامل فيزيکي، گرما، سرما، وسايل کار، وسيله رفت و آمد و سرو صدا را نام برديم و تنها به اثر سر و صدا بر بهداشت رواني اشاره کرديم. در عوض سعي کرديم به اثر عوامل انساني بر بهداشت رواني بيشتر تأکيد کنيم، زيرا به نظر مي رسد که عوامل فيزيکي نيز در ارتباط با عوامل انساني موثر واقع مي شود (گنجي، 1387).
اولين عاملي که به آن اشاره شد، شخصيت بود. گفتيم که شخصيت، يعني، مجموعه صفاتي که هميشه با فرد هستند و موجب تمايز او از ديگران مي شوند. شخصيت از صفات يا ويژگيهاي مختلف تشکيل مي شود. برخي ازاين ويژگيها در محيط کار نقش مهمي دارند و اگر متناسب با کار باشند، بهداشت رواني شخص تضمين خواهد شد. در ميان انواع مختلف صفات شخصيتي به اين موارد اشاره کرديم: عزت نفس، منبع کنترل، درون گرايي و برون گرايي، اثر بخشي شخصي، نياز به قدرت و شوق خطر کردن. به هنگام صحبت از اين ويژگيها ديديم که دارنده هر صفت يا هر ويژگي بهتر است به چه کاري اشتغال داشته باشد. يا در محيط کاري چگونه با او رفتار شود تا هم توليد بهتري داشته باشد و هم از نظر سلامتي آسيب نبيند؛ مثلاً گفتيم، کساني که شوق خطر کردن ندارند نبايد کارهايي انجام دهند که در آنها رقابتهاي سخت وجود دارد(گنجي، 1387).
نگرشها دومين عامل مورد بحث بود. گفتيم که نگرش، يعني، احساس مثبت يا منفي نسبت به يک شخص يا به يک شيء. بنابراين، کارگر يا کارمند اگر، نسبت به محل کار يا نسبت به سازماني که در آنجا کار مي کند، نظر منفي داشته باشد، از کار خود رضايت نخواهد داشت و نارضايتي از کار مانع همانند سازي با سازمان خواهد شد و در نتيجه هم خود وهم به سازمان ضرر خواهد زد. چون رضايت از کار براي کارفرمايان خيلي مهم است و رضايت از کار نيز تحت تأثير نگرشها قرار مي گيرد، بنابراين، کارفرمايان بايد نگرش کارکنان را، به گونه اي، در جهت مثبت تغيير دهند (شاملو، 1387).
پيامدهاي رضايت ازکار عبارتند : توليد بالا، کيفيت خوب و غيبت نکردن کارکنان. در تغيير نگرشها با روش قانع سازي، بايد قانع کننده متخصص، پيام تشويق آميز، و قانع شونده در وضعيت رواني خوبي باشد(شاملو، 1387).
سومين موضوع مورد بحث اين مبحث ادراک بود. ادراک، يعني، محرکهاي بيروني را گرفتن و سازمان دادن. ادراک، يعني، تفسير آنچه در محيط اتفاق مي افتد. بنابراين، ادراک، رفتار را در مقابل رويدادهاي محيط تعيين مي کند. در بحث از ادراک به اولين برداشت و اثر آن بر کار اشاره شد. گفتيم که اگر برداشت اوليه مثبت باشد، کارگر يا کارمند با علاقه کار خواهد کرد. اگر مديران به اين فکر باشند که در کارکنان جديد، چه به هنگام مصاحبه و چه به هنگام اولين روز کار، برداشت مثبت ايجاد کنند، هم به نفع سازمان و هم به نفع کارکنان کار خواهند کرد(احمدآبادي، 1382).
آخرين فرايند موثر بر کار را اِسناد دانستيم. اِسناد، به دنبال علت يا علتهاي رفتار خود و ديگران گشتن. فرايند اِسناد مخصوصاً در ارزشيابي بازده کارکنان به وسيله کارفرمايان بيشتر دخالت مي کند. اگر کارفرما معتقد باشد که علت کمي توليد کارکنان از عوامل دروني نشأت مي گيرد،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های روابط اجتماعی، عقب ماندگی، کودک عقب مانده ذهنی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع بهداشت روان، رفتار پرخاشگرانه، عزت نفس