دانلود پایان نامه با موضوع بهداشت روان، مصرف مواد، سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

پاکسازي مشخص مي شود. زنان بيشتر از مردان دچار اين اختلال ها مي شوند (نويد و راتوس ترجمه، محمدي، 1388).
انواع ورزش و تأثير آن برسلامت جسمي و بهداشت رواني
ورزش هوازي فعاليتهاي را در بردارد که در آنها افزايش مصرف اکسيژن وجود دارند، مانند استفاده از دو آهسته يا تردميل. ورزش ناهوازي در مقابل، فعاليت عضلاني کوتاه مدت، مانند وزنه برداري را شامل مي شود. هر دو نوع ورزش براي سلامتي مفيد هستند. ورزش منظم با سوزاندن مستقيم کالري ها و ساختن عضله، به حفظ سلامتي ما کمک مي کند. ورزش منظم خطر بيماري قلبي – عروقي و پوکي استخوان را نيز کاهش مي دهد. شواهد حکايت دارند که ورزش مي تواند به تسکين افسردگي کمک کند، اضطراب و خصومت را کاهش دهد و عزت نفس را تقويت کند (نويد و راتوس ترجمه، محمدي، 1388).

خواب و بهداشت رواني
خواب ظاهراً وظيفه تجديد نيرو، تحکيم حافظه و بقا را بر عهده دارد.
بي خوابي با استرس، اختلالهاي جسماني و روانشناختي، و حالتهاي تنش جسماني ارتباط دارد (نويد و راتوس ترجمه، محمدي، 1388).
سوء مصرف و وابستگي به مواد و تأثير آن بر بهداشت رواني
سوء مصرف مواد عبارت است از مصرف مواد به رغم اينکه عملکرد اجتماعي يا شغلي يا سلامتي کلي را مختل مي کند. وابستگي به مواد، جنبه هاي رفتاري ونيز فيزيولوژيکي دارد. وابستگي به مواد با نداشتن کنترل بر مصرف مواد و ايجاد تحمل، نشانه هاي ترک يا هر دو مشخص مي شود (نويد و راتوس ترجمه، محمدي، 1388).
افراد معمولاً در اثر کنجکاوي يا به خاطر فشار دوستان داروهاي مخدر را امتحان مي کنند، اما مصرف اين داروها مستقيماً به وسيله کاهش اضطراب يا احساس سرخوشي يا تأثيرات مطلوب ديگر تقويت مي شود. بعد از اينکه افراد از لحاظ فيزيولوژيکي به دارويي وابسته شدند، براي دفع کردن نشانه هاي ترک ناخوشايند ، مصرف آن را ادامه مي دهند. امکان دارد که افراد براي وابسته شدن فيزيولوژيکي به برخي مواد، آمادگي ژنتيکي داشته باشند (نويد و راتوس ترجمه، محمدي، 1388).
الکل، نوعي داروي کند ساز است که با کند کردن فعاليت سيستم عصبي مرکزي حالتهاي آرميدگي را ايجاد مي کند. الکل مي تواند به وابستگي فيزيولوژيکي منجر شده و در صورت اضافه مصرف موجب مرگ شود. الکل باز داري را کاهش مي دارد، ارزيابي کردن پيامدهاي اعمال را دشوار مي سازد، و بهانه اي را براي شکست و يا رفتار ناخوشايند فراهم مي آورد.
مرفين و هروئين، داروهاي کند ساز هستند که درد را کاهش مي دهند، مصرف مواد شبه افيون به وابستگي فيزيولوژيکي منجر مي شود (شاملو، 1387).
نيکوتين، داروي محرک اعتياد آوري است که در توتون يافت مي شود. سيگار کشيدن عامل مهمي در بيماري قلبي و سرطان و مشکلات سلامتي ديگر است.
داروهاي محرک، موادي هستند که با افزايش دادن فعاليت سيستم عصبي مرکزي عمل مي کند، آمفتامين ها داروهاي محرکي هستند که احساس هاي سرخوشي ايجاد مي کنند. اما مقادير مصرف زياد اين داروها موجب بي قراري، بي خوابي و نشانه هاي روانپريشي مي شوند(شاملو، 1387).
کوکائين که نوعي داروي محرک است از لحاظ روانشناختي احساس سرخوشي ايجاد مي کند واعتماد به نفس را بالا مي برد. از لحاظ فيزيولوژيکي موجب افزايش ناگهاني فشار خون و تنگ شدن رگهاي خون مي شود. اضافه مصرف آن مي تواند به بيقراري، بي خوابي، واکنش هاي روان پريشي و اختلال قلبي – تنفسي بينجامد (نويد و راتوس ترجمه، محمدي، 1388).
تعريف گينزبرگ179 در مورد بهداشت رواني عبارت است از : ” تسلط و مهارت در ارتباط صحيح با محيط، بخصوص در سه فضاي مهم زندگي عشق، کار، تفريح”. اين شخص و همکارانش براي توضيح بيشتر مي گويند: ” استعداد يافتن و ادامه کار، داشتن خانواده، ايجاد محيط خانوادگي خرسند، فرار از مسائلي که با قانون در گيري دارد، لذت بردن از زندگي و استفاده صحيح از فرصت ها ملاک تعادل و سلامت روان است” (شهيدي، 1387).
با توجه به تعريف بهنجاري، از ديدگاههاي مختلف و پيچيدگي علوم رفتاري در پزشکي و عدم تعيين مرز و حد رفتار عادي، ارتباط جسم و روان، رابطه علوم رفتاري با فيزيولوژي و پزشکي از يک طرف و روانشناسي، فلسفه، علوم انساني و جامعه شناسي از طرف ديگر، کمبود تحقيقات و مطالعات در بيماري هاي رواني و نحوه اجراي انواع پيشگيريها که پايه و اساس بهداشت را در پزشکي تشکيل مي دهند همگي نقطه ضعفي است که تعريف، هدف و برنامه هاي بهداشت رواني را دچار اشکال مي کند (گنجي، 1388).
مشکلات تعريف بهداشت رواني به قدري آشکار است که احتياج به ارائه مدارک و دليل ندارد و تعاريف فوق نشان دهنده وسعت مسئله و خط مشيي است براي آنان که علاقه مند به بهداشت در بيماريهاي رواني هستند (ميلاني فر، 1386).
همان طور که گذشت اکثريت روانپزشکان توانايي سازش با محيط، انعطاف پذيري، قضاوت عادلانه و منطقي در مواجه با محروميتها و فشارهاي رواني را ملاک سلامت و تعادل روان مي دانند و هدف اصلي از درمان بيماران رواني نيز قادر کردن آنها به زندگي خانوادگي، اجتماعي و به اصطلاح سازش با محيط است (شهيدي، 1387).
تعاريف فوق براي روانپزشک بهداشتي که در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي مجري طرح و برنامه ريزي بهداشت رواني کشور است و با مسائلي مانند سياست روز، امکانات بودجه، مسائل ارتباط جمعي، کمبود پرسنل و نيروي انساني متخصص و فعال، مسائل اداري، مالي، قضائي، آمار و اقلام، جمعيت، تعداد مبتلايان جهت پياده کردن و گسترش برنامه هاي بهداشت رواني و خلاصه مسائل همه گير شناسي سرو کار دارد مفيد و مفهوم نيست و با نوع کار او نيز توافقي ندارد(شهيدي، 1387).
از تعاريف فوق چنين استنباط مي شود که بهداشت رواني، علمي است براي بهزيستي و رفاه اجتماعي که تمام زواياي زندگي از محيط خانه گرفته تا مدرسه، دانشگاه، محيط کار و نظاير آن را در بر مي گيرد و در بهداشت رواني آنچه بيش از همه مورد نظر است ” احترام به شخصيت و حيثيت انساني است” و تا هنگامي که حيثيت و شخصيت فرد برقرار نشود سلامت فکر و تعادل روان و بهبود روابط انساني معني و مفهومي نخواهد داشت. روي اين اصل بهداشت رواني را دانش يا هنري مي دانند که به افراد کمک مي کند که با ايجاد روشهاي صحيح رواني و عاطفي بتوانند با محيط خود سازگاري حاصل نموده و براي حل مشکلات از راههاي مطلوب اقدام نمايد(شهيدي، 1387).
مجدداً به اين واقعيت تأکيد مي شود که در بهداشت رواني تنها نداشتن علائم بيماري کافي نيست. بهداشت مناسب بايد افراد را قادر سازد تا تواناييهاي جسمي و رواني خود را به حداکثر رسانيده از استرسهاي ناشي از عوامل بين افراد جلوگيري کرده، زندگي اجتماعي، اقتصادي بارور و هماهنگ با محيط داشته باشند(شاملو،1386).

تاريخچه بهداشت رواني
تاريخچه بهداشت رواني با توجه به وجود بيماريهاي رواني از زماني که بشر وجود داشته و مخصوصاً زندگي اجتماعي را شروع کرده همراه بوده است. پيدا کردن شروع و آغاز هر نهضتي بخصوص نهضتهاي اصلاحي و علمي به علت داشتن منابع گوناگون و چند جانبه مسئله مشکلي است. در حقيقت روانپزشکي را مي توان قديمترين حرفه و تازه ترين علم به شمار آورد. قديمترين، چون بيماري هاي رواني از قديم وجود داشته و بقراط در 377 تا 460 سال قبل از ميلاد عقيده داشته که بيماران رواني را مانند بيماران جسمي بايد درمان کرد، علل سرشتي و فرضيه مزاجها از همان زمان بقراط و جالينوس وجود داشته و اهميت تاريخي دارد. تازه ترين علم براي اينکه تقريباً از 1930 بعد از تشکيل اولين کنگره بين المللي بهداشت رواني بود که روانپزشکي به صورت جزئي از علوم پزشکي شد و سازمانهاي روانپزشکي و مراکز پيشگيري در کشورهاي مترقي يکي بعد از ديگري فعاليت خود را شروع کردند. از فعاليت اين سازمانها در صورت تازه ترين علم بعد از جنگ جهاني دوم به حساب آورد (ميلاني فر، 1380).
از اسناد و مدارک موجود چنين استنباط مي شود که اواخر قرن هيجدهم و همزمان با انقلاب کبير فرانسه از تاريخچه بهداشت رواني اطلاعات کافي در دست نيست. به علت جهل و بيسوادي از بروز بيماريهاي رواني، اختلالات رفتاري و بيماريهاي رواني را به دخالت ارواح خبيثه و شياطين، قدرتهاي ماوراني انساني و نفوذ عوامل طبيعي مانند خورشيد، ماه، رعد و برق در بدن مي دانستند و عقيده داشتند که بايد اين بيماريها با نيروهاي ماوراء طبيعه، وساطت افراد مقدس در نزد خدا بهبودي يابند و اين شفاعت موقعي اتفاق مي افتد که بيماري در خواب باشد(ميلاني فر، 1380).
اولين بار بقراط فيلسوف مشهور يوناني بود که خرافات را درباره بيماريهاي رواني کنار گذاشت، و اختلالات رواني را به طرف پزشکي کشانيد، درباره ماليخوليا و جنون زايماني تعريف و توصيف کرد و مغز را مرکز اصلي روان دانست. جالينوس علت بيماريهاي رواني را اختلال عمل مغز و عدم تعادل اخلاط بدن مي دانست. در اوايل قرن سيزدهم و اوايل رنساس ارتباط جسم و روان و يکپارچگي واکنش آنها مورد بحث قرار گرفت و بعلاوه فرضيه ابوعلي سينا مسئله اين ارتباط را به اسپانيا و کشورهاي ديگر کشاند و اين زمينه اي براي فرضيه جديد براي بيماريهاي روانتني دانست. اين قرن را بايد قرن سحر و جادو، دخالت شياطين و ارواح در ايجاد بيماريهاي رواني دانست. اولين روانپزشک به نام جان وي ير180 که در سال 1515 در دهکده اي در مرز آلمان و هلند به دنيا آمده بود پس از اتمام دوران پزشکي در پاريس علاقه مند به مطالعه درباره رفتار انساني و بيماريهاي رواني شد و در سال 1563 کتابي در سوئيس نوشت که امروز، اهميت زيادي درباره تاريخچه روانپزشکي دارد. به علت علاقه مندي در نوشته رساله هايي در مورد تشخيص بيماريهاي رواني، پسيکوزهاي سمي، صرع، وحشت شبانه، پسيکوزهاي پيران، هيستري، پارانوئيا، توهمات، ا فسردگي و ساير پديده هاي رواني، مرد قرن 16 نام گرفت. اگر چه نوشته هاي او با مخالفت و طرد او از طرف گروه زيادي از اطباء و نويسندگان آن زمان روبرو شد ولي تا قرن اخير ارزش و اهميت نوشته هاي او معلوم نبود ولي با رشد روان شناسي پويا مجدداً نوشته هاي تاريخي “وي ير” ارزش خود را در روانپزشکي پيدا کرد. اولين روانپزشک در کشور انگلستان ويليام بتي 181 در سال 1753 بود(ميلاني فر، 1380).
اطلاعات جسته گريخته وجود دارد تا قرن چهاردهم مکانهايي براي مواظبت و نگهداري بيماران رواني در مونت کاسينو182 ايتاليا و بيمارستاني در ليون فرانسه و در پاريس و همچنين بنا شدن بيمارستان بتلم183 در لندن در سال 1247 (اولين بيمارستان تقريباً رسمي و دولتي) و در 1385 بيمارستان سنت بارتولومو184 در لندن در نزديک کليساي سنت بارتولومو وجود داشته است. در اسپانيا اولين بيمارستان رواني در سال 1409 در شهر والانسيا185 به وسيله يک کشيش اسپانيايي ايجاد شد و علت آن رفتار استهزا آميز و آزار دهنده افراد نسبت به بيماران رواني در ملاء عام و خيابانهاي آن زمان بوده است(ميلاني فر، 1380).
در اثر اقدام و پيشنهاد اين کشيش از سال 1412 تا 1489 پنج بيمارستان ديگر در نقاط مختلف اسپانيا ساخته شد و در سال 1567 به علت نفوذ اسپانياييها اولين بيمارستان رواني شهر مکزيکو بنا نهاده شد. روي اين اصل نقش اسپانياييها در بنا نهادن بيمارستانهاي رواني و مواظبت از بيماران رواني هم در قديم و هم امروزه از اهميت قابل توجهي برخوردار بوده و هست(ميلاني فر، 1380).
از اينکه نحوه درمان در بيمارستان هاي آن زمان چه بوده و به سر بيماران چه مي آمده، آيا بيماران بهبود مي يافتند يا نه؟ اطلاعات درستي نداريم ولي آنچه مسلم است اين است که اگر اين بيماران در منازل يا خانواده ها مي ماندند، به طناب و زنجير بسته مي شدند به طوري که بعضي از آنها زنجير ها را پاره، از خانواده فرار، در غار، جنگلها زندگي مي کردند، از پوست و برگ درختان تغذيه مي کردند، به صورت ديو، اجنه مزاحم رهگذران مي شدند وهر کس آنها را مي کشت مسئوليتي نداشت. بيماران رواني خفيف به صورت فقرا، ولگردان در کوچه و بازار وسيله خنده و تمسخر بچه ها و آلت دست بزرگتران مي شدند. در بيمارستان بتلم لندن تا قرن 19 خوراک، پوشاک و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع بهداشت روان، سلامت روان، مواد روان گردان Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع بهداشت روان، سلامت روان، هتک حرمت