دانلود پایان نامه با موضوع برون گرایی، علوم طبیعی، انعطاف پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

درونی، تنوع طلبی، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت، اغلب نقشی در تئوری ها و سنجش های شخصیت ایفا نموده اند اما به هم پیوستگی آنها در یک حیطه وسیع و تشکیل عاملی از شخصیت به ندرت مطرح بوده است. (گروسی فرشی، 1380)
مقیاس انعطاف پذیری در تست NEOPI-R شاید وسیع ترین بعد تحقیق شده می باشد. (مک کری و کوستا ، 1985 به نقل از نیک بخش، 1386)
اشخاص منعطف هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگانی آنها از لحاظ تجربه غنی است. آنها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش های غیرمتعارف بوده و بیشتر و عمیق تر از اشخاص غیرانعطاف پذیر هیجان های مثبت و منفی را تجربه می کنند. (گروسی فرشی، 1380)
گرچه انعطاف پذیری و انعطاف ناپذیری ممکن است در شکل دفاع های روانی به کار رفته تأثیر کند (مک کری و کوستا، 1992) اما مدارکی وجود ندارد که نشان دهد انعطاف ناپذیری به تنهایی یک عکس العمل دفاعی تعمیم یافته است. برعکس به نظر می رسد که اشخاص انعطاف ناپذیر به طور ساده یک حیطه محدودتری دارند اما ثبات بیشتری در علاقه به حیطه فعالیت خود نشان می دهند همچنین آنان متمایل به حفظ وضعیت اجتماعی و سیاسی هستند، اما این افراد نباید به عنوان افراد قدرت طلب در نظر گرفته شوند. انعطاف ناپذیری به نابردباری، خصمانه یا قدرت طلبی پرخاشگرانه دلالت ندارند. این ویژگی ها به احتمال زیاد نشانه درجه دلپذیری در سطح خیلی پایین است. (گروسی فرشی، 1380)
• متقابلاً اشخاص انعطاف پذیر غیرسنتی و غیرمتعارف هستند. علاقمندند همیشه سئوال کنند و آماده پذیرش عقاید سیاسی و اجتماعی و اخلاقی جدید هستند. این تمایلات نباید این چنین تلقی شود که آنها افرادی غیراصولی هستند. یک فرد انعطاف پذیر ممکن است به سیستم ارزشهای خود مسئولانه پاسخ دهد، همچنان که سنت گراها می کنند. (گروسی فرشی، 1380)
• افراد با امتیاز در حد متوسط گرایش دارند اهل عمل باشند اما برای بررسی شیوه های جدید برای انجام کارها مشتاق هستند، درصدد تعادل بین شیوه های قدیم و جدید هستند.
• افراد با امتیاز بالاتر از متوسط گرایش دارند به فراخی تجربیات جدید، علایق گسترده ای دارند و خیلی تخیلی هستند.
• افراد با امتیاز پایین تر از متوسط گرایش دارند به واقع بینی، عملی، سنتی و تا حدود زیادی تمایل دارند نسبت به شیوه ها ناانعطاف پذیر باشند. (مک کری و کوستا، 1985)

دلپذیر بودن1 (A)
همانند برون گرایی، دلپذیر بودن مقدمتاً بعدی از تمایلات بین فردی است. یک فرد دلپذیر اساساً نوع دوست است، او نسبت به دیگران همدردی کرده و مشتاق است، کمک کند و باور دارد که دیگران نیز متقابلاً کمک کننده هستند. در مقابل فرد غیردلپذیر ستیزه جو، خودمدار و شکاک نسبت به دیگران بوده و رقابت جو است تا همکاری کننده.
افراد مایلند که دلپذیر بودن را هم به عنوان صفتی که از لحاظ اجتماعی مطلوب است و هم از لحاظ روانی حالت سالم تری است، ببینند. این امر نیز حقیقت دارد که افراد دلپذیر مقبول تر و محبوب تر از افراد ستیزه جو هستند، ولی باید توجه داشت که آمادگی برای جنگیدن در برابر منافع خود هم یک امتیاز است و لذا دلپذیر بودن در میدان جنگ یا در صحن دادگاه فضیلتی محسوب نمی شود، همچنین تفکر انتقادی و پایین بودن در علم نیز به تحلیل های صحیح علمی کمک می کند. هیچ یک از دو قطب انتهایی این عامل از نقطه نظر جامعه مطلوب نیست و نیز هیچ یک لزوماً در مورد سلامت روانی فرد نیز مفید نمی باشد. (گروسی فرشی، 1380)
• افراد با امتیاز در حد متوسط عموماً گرایش دارند به رئوف بودن، خوش بین و خوشایند بودن، اما می توانند گاهی اوقات رقابتی و لجباز باشند.
• افراد با امتیاز بالاتر از متوسط گرایش دارند دلسوز و خوش قلب باشند و علاقمند به همکاری هستند و از کشمکش دوری می کنند.
• افراد با امتیاز پایین تر از متوسط گرایش دارند به این که جدی، شکاک، مغرور و رقابتی باشند، گرایش دارند خشم را به طور مستقیم نشان دهند. (مک کری و کوستا، 1985)
وظیفه شناسی1 (C) (با وجدان بودن)
فرد با وجدان، هدفمند، با اراده و مصمم می باشد. افراد موفق، موسیقدانان بزرگ و ورزشکاران به نام این صفات را در حد بالا دارند. دیگمن و تاکوموتوچوک (1981) ( به نقل از نیک بخش، 1386) این حیطه را به نام تمایل به موفقیت نامیده اند.
نمره بالا در C با موفقیت شغلی و تحصیلی همراه است. نمره پایین در C ممکن است موجب شود که فرد از باریک بینی لازم، دقت و پاکیزگی زیاد و محتاط کار2 بودن اجتناب کند.
با وجدان بودن جنبه ای از آن چیزی است که مدتی «منش» نامیده می شد. افراد با نمره بالا در C دقیق، خوش قول، و مطمئن هستند، اما افراد با نمرات پایین در C لزوماً فاقد اصول اخلاقی نیستند. اما در به کارگیری اصول اخلاقی زیاد دقیق نیستند. همچنین آنان در تلاششان برای رسیدن به هدف هایشان بیحال هستند. مدارکی وجود دارد که این افراد خیلی لذتگرا بوده و علاقه زیادی به امور جنسی دارند. (مک کری و کوستا و بوش، 1986، به نقل از گروسی فرشی، 1380)
• افراد با نمره در حد متوسط گرایش دارند به وابستگی تقریباً خوب سازماندگی کردن3، عموماً اهداف روشن دارند اما قادر هستند کاری کنند که دیگران در کنار آنها کار کنند.
• افراد با نمره بالاتر از متوسط گرایش دارند وظیفه شناس بودن و خوب سازماندهی کننده باشند، استانداردهای بالا دارند و همیشه برای پیشرفت اهدافشان تلاش می کنند.
• افراد با نمره پایین تر از متوسط گرایش دارند آسان گیر، نه خیلی خوب سازماندهی کننده، گاهی اوقات بی توجه باشند، ترجیح می دهند که برنامه ریزی نکنند. (طراح نباشند) (مک کری و کوستا، 1985)
– یافته های اولیه مربوط به کودکی و نوجوانی:
یکی از یافته های گیج کننده این است که ساختار شخصیت در کودکی پیچیده تر و ناهمگن تر از بزرگسالی است. (جعفری و کدیور، 1381) خلق و خوی پیشین مانند اجتماعی بودن، فعال بودن و هیجانی بودن (باسل و پلامین1، 1984) پس از رشد و بالیدن به ابعادی تبدیل می شوند که آنها را به عنوان برون گرایی و روان آزرده خویی می شناسیم. با توجه به این موارد بعضی از محققین به جای پنج معمولی در شخصیت هفت عامل را در تحقیقات خود به دست آوردند. (جان58، کاسپی، رابینز2، مقیت3 و استات هامر – لوبر4، 1994) این یافته ها در هلند نیز تکرار شده است. (ون لی شارت و هلیگر5، 1994)
در واقع این پژوهشگران دریافتند که به جای یک عامل گسترده برون گرایی، عوامل جداگانه اجتماعی شدن و فعال بودن وجود دارند و به جای یک عامل روان پریشی گسترده، عوامل جداگانه بیمناکی و تندمزاجی وجود دارند.
این یافته ها نشان می دهد که تظاهر شخصیت ممکن است در خلال رشد خود تغییر پیدا کند، یعنی در طی دوره نوجوانی ابعاد جداگانه قبلی با یکدیگر ترکیب شده، ابعاد گسترده تر و پیچیده تری از شخصیت را به وجود آوردند. (جعفری و کدیور، 1381)
– تفاوت سنی در بزرگسالی:
بعضی از تحقیقات اولیه در آمریکا نشان می دهد که تأثیرات سن اگر چه کم ولی معنی دار است. نمرات بزرگسالان مسن تر به طور معنی داری در روان آزرده خویی، برون گرایی و پذیرا بودن پایین تر و در سازگاری و مسئولیت پذیری بالاتر از بزرگسالان و جوانان بزرگسال اوایل سنین بیست سالگی (یعنی سن دانشگاهی) است. (کاستا و مک کری، 1994 به نقل از جعفری و کدیور، 1381) معمولاً نوجوانان ظاهراً در معرض اضطراب بیشتری قرار دارند و نگران مورد قبول قرار گرفتن و عزت نفس خود هستند. (نمره بالا در عامل N)، وقت بیشتری را صرف مکالمات تلفنی و فعالیت های اجتماعی با دوستان می کنند. (نمره بالا در عامل E) نسبت به انواع تجارب و تجربه گیری پذیراتر هستند. (نمره پایین در عامل A)، و در مقایسه با آنچه که از آنها انتظار می رود، کمتر مسئولیت پذیر و جدی هستند. (نمره پایین در عامل C)، کاهش دو عامل A و C با یافته های مربوط به بزهکاری و نوجوانان هماهنگ است. به هر حال تفاوتهای موجود نه تنها به دلیل سن بلکه به اثرات زندگی کردن در دروه های متفاوت (یعنی رشد فرد در زمان رکود اقتصادی، در خلال جنگ جهانی دوم یا درگیری های خلاق دهه شصت) و تفاوت مربوط به اثر نمونه های متفاوت می باشد. مک کری و دیگران ( 2000) بعدها بعضی از مواضع قبلی خودشان مبنی بر این که شخصیت بعد از سن سه سالگی تغییر نمی کند را تغییر دادند و داده های بین فرهنگ نشان می دهد که بعضی از این روندهای سنی هر چند با نقصان ولی بعد از 30 سالگی ادامه می یابد. مک کری و همکارانش (2000) معتقدند که پیشرفت طبیعی در رشد شخصیت وجود دارد و این پیشرفت به بافت تاریخی و فرهنگی مربوط نیست و مفهوم رسش درونی به طور غیرمستقیم با شواهد دیگری مانند توراث، ثبات و عمومیت فرهنگ در همه جا حمایت می شود. این حمایت در تحلیل صفات به عنوان تمایل اصلی و درونی تلقی می شود. (جعفری و کدیور، 1381)
• تحقیقات دیگری که با استفاده از NEO صورت گرفته است:
در تحقیقات دیگری که با استفاده از 5 عامل بزرگ صورت گرفته است نشان داده شده است که بین 5 عامل بزرگ و میزان پیروی از دستورات مصرف دارو همبستگی هایی وجود دارد.
کوهن1 و همکارانش (2004) نشان داده اند که یافته های مربوط به جمعیت شناسی نظیر سن، جنسیت و درآمد و غیره بر روی میزان پیروی از دستورات مصرف داروهای ضد افسردگی در بیمارانی که از افسردگی اساسی رنج می برند تأثیری نداشت ولی در مورد عوامل شخصیتی یافته ها نشان داده است که برون گرایی همبستگی منفی با پیروی از دستورات درمانی داشته اند. این یافته ها نشان می دهد که رویه فعالیت و احساسی بودن مربوط به انعطاف پذیری با عدم پیروی از دستورات درمانی در ارتباط است و رویه مربوط به تواضع که مربوط به عامل دلپذیر بودن است در پیروی از دستورات درمانی دخیل می باشند. (کوهن و همکارن، 2004)
زانگ1 و همکاران (2002) نیز رابطه بین پنج عامل و سبک های فکری استرانبرگ را مورد بررسی قرار داده اند. این سبک های فکری عبارت از سبک های فکری قانونمدار، لیبرال، بی طرف، محافظه کار، دین مداری و موارد دیگر بوده اند. زانگ درمقاله خود اشاره کرده است که اگر چه همبستگی هایی بین سبک های فکری و پنج عامل پیدا شده است ولی با این حال هنوز زود است که ادعا بشود که با استفاده از پنج عامل بزرگ بتوان به ارزیابی و اندازه گیری سبک های فکری پرداخت. (زانگ، 2002) همچنین رابین استین2 (2005) رابطه بین پنج عامل بزرگ و رشته های مختلف تحصیلی را مورد بررسی قرار داده است و تفاوتهایی را نیز به دست آورده است. وی نشان داده است که در رشته های مختلف تحصیلی تفاوتهایی در پنج عامل بزرگ در مردان و زنان در رشته های حقوق، هنر، علوم اجتماعی و علوم طبیعی دیده می شود. به طور کلی در این تحقیقات نشان داده شده است که زنان نمرات بالاتری را در دلپذیری و وجدان گرایی نسبت به مردان به دست آورده اند. دانشجویان حقوق به میزان کمتری در دلپذیر بودن و گشودگی به تجربه نمره آورده اند. دانشجویان حقوق نسبت به دانشجویان علوم طبیعی نمرات بیشتری را در روان نژندگرایی آورده اند. زنان گروه علوم طبیعی نمرات بیشتری در دلپذیر بودن نسبت به مردان همتا هم گروهشان به دست آوردند. این تحقیق نقش تفاوتهای جنسی و رشته های تحصیلی افراد را با توجه به 5 عامل بزرگ مورد بررسی قرار می دهد.
تحقیقات دیگری که در مورد تقارن چهره ای و 5 عامل بزرگ صورت گرفته است نشان داده است که تقارن چهره ای به طور منفی با روان نژند گرایی و به طور مثبت با برون گرایی در ارتباط است.
(نیو1 و همکاران، 2005) این تحقیقات همچنان نشان داده که بین تقارن چهره ای، گشودگی به تجربه و دلپذیر بودن همبستگی منفی وجود دارد. در مورد وجدان گرایی و تقارن چهره ای نتایج معنی داری به دست نیامده است (نیو و همکاران، 2005)
تحقیقات دیگر در مورد 5 عامل نشان داده است که برون گراها در مقیاس کلامی و نسخه زمان بندی شده وکسلر بهتر عمل می کنند در حالی که درون گراها در نسخه غیرزمان بندی شده وکسلربهتر عمل می کنند. (ولف2 و همکاران، 2005). همچنین تحقیقاتی در مورد هوش هیجانی صورت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد پروانه کسب، ارتکاب جرم، قانون مجازات Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع پردازش اطلاعات، سلسله مراتب، هوش هیجانی