دانلود پایان نامه با موضوع انقلاب مشروطه، دوره قاجار، دوران مدرن

دانلود پایان نامه ارشد

والا و شريف و متخلق به ارزش هاي اخلاقي.
در اظهارات در زمينه معماري سنتي، واژه “خودي” و اصطلاح “معماري خودي” هم وجود دارد. “خودي” در لغت به
معني “آشنا”ست. پس معماري خودي نوعي از معماري است که آشنا باشد. آشنا، قابل شناسايي است و همه آن را درک مي کنند و مي فهمند. آشنا بودن زماني رخ مي دهد که سابقه اي از شناخت وجود داشته باشد. پس بيگانه هيچ گاه آشنا ما نخواهد بود. به اين ترتيب معماري خودي نوعي معماري مستقل است و از خارج وارد نشده است. در فرهنگ خودي ريشه دارد و از ويژگي هاي فرهنگي و اعتقادي و رفتاري و … سرچشمه مي گيرد و با آنها انطباق کامل دارد.
معماري با معني: در فرهنگ لغت براي کلمه “معني”، “قصد شده، مقصود، مراد، مفهوم کلام، مفهوم سخن، حقيقت، باطن، موضوع و مطلب” آمده است. پس معماري معني دار قصدي دارد. با اين نوع معماري نه تنها ساختماني مادي و فيزيکي بر پا مي شود، بلکه معني و مفهومي قصد شده در آن جاري مي گردد. نه تنها ظاهر، بلکه باطني پديدار مي شود و حقيقتي در آن به وجود مي آيد.
در يک جمع بندي کوتاه، شايد بتوان گفت که معماري سنتي به چهار عامل زير بستگي دارد:
1.زمان 2.مکان 3.فرهنگ 4.معناي خاص
اين چهار عامل ثابت نيست. براي مثال، آن بنايي که امروز سنتي نيست، چه بسا در چند قرن آينده، حکم سنتي بيابد. شايد آن الگويي که در نواحي بوشهر معماري سنتي شناخته مي شود، در منطقه تبريز آشنا نباشد. شايد آلاچيقي که در فرهنگ مردم ترکمن سنتي است، براي مردم بلوچ مفهوم ديگري داشته باشد.و… بنابراين، اين چهار عامل، دايره محدود و ثابتي را، که لازمه پي گيري تعريفي واحد و يکسان است، ندارد و براي روشن شدن اين دايره در هر وضعيت خاصي، بايد اين چهار عامل را دقيقا مشخص کرد.

3-5-2-ويژگي هاي معماري سنتي بر مبناي تعريف سنت و هويت
با توجه به ويژگي هاي سنت، مي توان نتيجه گرفت که: معماري سنتي عبارت است از آن گونه معماري که اولا بار فرهنگي خاصي داشته باشد و ثانيا در طول زمان دست به دست شده و از نسلي به نسل ديگر رسيده باشد.اين تعبير از
معماري سنتي را اوليور نيز در مقاله اي با همين عنوان آورده است. اين تعريف اشکال هايي هم دارد؛ زيرا بر طبق آن، همه بناهايي که از گذشته تا به امروز باقي مانده اند، در جرگه بناهاي سنتي قرار مي گيرند. اين معيار، دقت کافي ندارد و زمينه ساز سوالات بسياري است. مثلا مي توان پرسيد: از چه زماني، گذشته محسوب مي شود؟ ديروز، سال گذشته، پيش از انقلاب اسلامي، دوره قاجار، پيش از اسلام و…؟ بعد از گذشت چه مدتي، يک شيء صفت تعلق به گذشته به خود مي گيرد و سنتي به حساب مي آيد؟
در پاسخ به اين سوال ها، برخي به فاصله زماني بين دو نسل اشاره مي کنند و مي گويند هر چيزي که از نسلي به نسل ديگر منتقل شود، حکم سنتي به خود مي گيرد. بر اين اساس، معماري سنتي عبارت است از بناهايي که از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شوند. به اين اعتبار مي توان گفت هر ساختماني که در طول عمري برابر با دو نسل دارد، سنتي است. واضح است که اين تعريف دقت چنداني ندارد و سنتي بودن را تنها با طول عمر ساختمان نمي توان محک زد.
توئان بر اين باور است که تنها بخش کوچکي از بناهايي که امروز در اختيار داريم و ميبينيم، به آينده خواهد رسيد و حفظ خواهد شد و هر چه اين آينده دورتر شود، بخش کوچکتري از بناها ماندگار خواهند شد. به اين ترتيب، همه بناهايي که دست به دست شده و اکنون به ما به يادگار رسيده است، سنتي نيستند. بلکه تنها معدودي از آن ها چنين ارزشي دارند. به عبارت ديگر، تنها آن تعدادي که داراي معاني و ارزش هاي شايسته اي هستند، اين ويژگي را قايل اند.
3-5-3-ويژگي معنايي معماري سنتي
براي دست يابي به معاني و ارزش هاي معماري سنتي، سخن سيد حسين نصر در مقاله “سنت چيست؟” تا حدودي کارگشاست. کلمه عربي “الدين” مناسب ترين معادل براي کلمه tradition يا سنت است. زيرا سرچشمه سنت امر قدسي است و آنچه سنتي است، از امر قدسي جداناپذير است. سنت به معناي حقايق و اصولي است که داراي منشا الهي بوده و بر بشر و در واقع بر کل قلمرو کيهاني وحي و الهام شده است. سنت به طور تفکيک ناپذيري با وحي و دين، با امر قدسي، با عقيده راست کيشي، با اقتدار، با زندگي روحاني و با علم و هنر مرتبط است. سنت آن حقيقت واحدي است که قلب و سرچشمه تمام حقايق است. تمام سنت ها تجليات زميني الگوهاي آسماني هستند که نهايتا به آن الگوي پايدار سنت ازلي متصل اند. نصر مي گويد که سنت، با اين تعبير، در تمدن غرب همگام آخرين مرحله تقدس زدايي معرفت و عالم پيرامون انسان مدرن رواج يافت. کشف دوباره سنت، گونه اي ترميم جهاني به وجود آورد، زيرا آن حقيقتي که قالب حيات انسان متعادل را در طول اعصار به وجود مي آورد، تقريبا از دست رفته بود و به افول گرويده بود. او اضافه مي کند که در زبان هاي گوناگون پيش از دوران مدرن، اصطلاحي که دقيقا با traditionدر اين مفهوم هماهنگ باشد، به کار برده نميشد؛ زيرا انسان پيش از مدرن به قدري در جهان مخلوق سنت غرق بود که نيازي به تعريف اين اصطلاح نداشت. او مانند بچه ماهياني بود که از مادرشان درباره آب سوال کردند و مادر در پاسخ به آن ها گفت که بروند و چيزي بياورند که آب نباشد. به همين طريق، انسان هاي پيش از مدرن هم در عواملي زندگي مي کردند که اشباع از سنت بود و مفهوم مستقلي به نام سنت معني نداشت.(ناهيد صادقي پي، ????)
3-6-هويت ملي ايراني – اسلامي و نمود آن در معماري
با صحيح شمردن اين فرض که معماري ظرف زندگي است و زندگي يعني شيوه زيست و ارتباط انسا ن ها که از فرهنگ جامعه برخاسته است. در نتيجه معماري داراي هويتي است که : اولا بيانگر ارزش هاي حاکم بر جامعه است، دوما مبين ارزش هايي است که جامعه به آ نها تمايل دارد. سوما بيانگر عوامل هويت فرهنگي پديدآورنده آن است و اينکه آ نچه اثري را در نگاه عموم با -يا بي هويت جلوه مي دهد، تعلق يا عدم تعلق آن به هويت جمعي و پايدار است؛ درخواهيم يافت که معماري ايراني نمودي از هويت ملي ايراني است و از آنجا که مفهوم هويت بخش در ايران، تا پيش از انقلاب مشروطه، به دو گفتمان حاصل از انديشه يران شهري (ايران باستان) و سپس سنت و فرهنگ اسلامي محدود بود ـ به گونه اي که پس از ظهور اسلام و نفوذ آن در ايران دو هويت ايراني-اسلامي به نحو ظاهراً غير متناقضي با هم ترکيب شده بودند هويت ايراني اسلامي پيش از مشروطه را مي توان ترکيبي از فرهنگ ايراني و اسلامي دانست. به همين سبب از جمله مؤلفه هاي هويت (ملي) ايراني- اسلامي ارزش ها و هنجا رها ي ملي مثل مهمان نوازي و جوانمردي، ميراث فرهنگي مثل هنرهاي سنتي، اسطوره هاي ملي مثل رستم، نما دهاي ملي مثل پرچم، ويژگي هاي جغرافيايي مثل اقليم، بعد ديني و باورها ي مذهبي مثل عقايد، مناسک و آيين هاي مذهبي خواهد بود. در اين قسمت اين سوال مطرح است که عوامل شکل دهنده هويت چگونه در معماري نمود مي يابند. گاه هنرمند براي هويت بخشيدن به اثر هنري خود، از الگوهاي اصيل گذشته بهره مي برد. با اين گسترش، مفهوم سبک که در آغاز براي تحليل تاريخ هنر و تعيين هويت اثر هنري به کار گرفته شده بود، نقشي فعال در آفرينش اثر هنري بر عهده مي گيرد. اين شيوه ايست که امروزه در معماري ايراني براي ساختن معماري به اصطلاح با هويت بسيار به کار مي رود و ما آن را شيوه تکرار الگوهاي گذشته مي ناميم.. شيوه ديگري که در هويت سازي اثر معماري کاربرد دارد استفاده از نمادهاست. مردم هر فرهنگي با توجه به گذشته و تاريخ خود، نمادها و سمبل ها ي گاه هويت سازي دارند. که از جمله اين نمادها مي توان به نما دهاي ملي و ديني اشاره کرد. شولتز ساختن را تنها در اشغال فضا نمي بيند در اين بين چيزي که بيش از همه اهميت دارد افشاي روح مکان و برقراري ارتباطي عميق بين زمين، بافت سازه و آسمان است. شکل و فضاي طبيعت به صورت ارتباطي خاص بين زمين و آسمان، به هويت مکان قطعيت مي بخشد. اين خصوصيات درمقايسه معماري بومي بيشتر به چشم مي خورد، تراکم آبادي در معماري بومي و ارتباط عميق آن با زمين سياهه آبادي را ترسيم مي کرد که سرگرداني آدمي و نياز او به رسيدن را پاسخگو بود. اين امر نمايانگر روش استفاده از معماري بومي در هويت سازي است. همچنين در معماري تزييني هر نقش داراي ارزش هاي بسياري از جمله ارزش برگرفته از عقايد مردم جامعه است معمار با اين تزيينات آرمان هاي جامعه را در بنا به ظهور مي رساند و به گونه اي از هويت سازي در معماري مي رسد. اما براي درک هويت معماري ايراني مي توان با بررسي اصول بناهاي سنتي ايران و دريافت حکمت و عقايد حاکم بر آ نها عناصر هويت ساز معماري سنتي را دريافت. طبق نظر دکتر”پيرنيا” ويژگي هاي معماري ايراني شامل پنج اصل مردم واري (که شامل توجه به تناسبات و… است نمودي از عوامل روانشناسانه در معماري است)، پرهيز از بيهودگي، نيارش، درو نگرايي و خودبسندگي است که در همه بناها ي سنتي به نوعي قابل مشاهده است.
با توجه به مطالب ذکر شده، نمودهاي هويت در معماري را مي توان به صورت زير مرتبط با ابعاد هويت ملي دانست: تکرار الگوها ي گذشته مي تواند نمودي از بعد ميراث فرهنگي ملي، اسطوره هاي ملي و حتي نمادهاي ملي باشد، استفاده از نمادها را مي توان مرتبط با بعد ارزش هاي ملي، بعد اسطوره ها و نمادهاي ملي و در نهايت بعد ديني و باورهاي مذهبي دانست. طراحي طبق اصل معمار بومي در بعد ويژگي هاي جغرافيايي جاي دارد. تزيينات در ارتباط با ارزش هاي ملي، باورهاي مذهبي و اسطوره ها و نمادهاي ملي معنا مي يابد. اما در گروه پنج اصل معماري ايراني يعني مردم واري (آموزه هاي اسلامي، نشانگر اين حقيقت است که اسلام عبادت صرف و دوري کردن از مردم را جايز نمي داند از طرفي، نگاه معماري به انسان به منزله روح بناست و کالبد بنا همان جسم است که معمار آن را مي سازد. پس معمار موظف است، کالبد بنا را متناسب با روح آن بيافريند)، پرهيز از بيهودگي، خودبسندگي و درونگرايي، قابل بررسي در ابعاد ارزش هاي ملي، ويژگي هاي جغرافيايي و باورهاي ديني هستند.
3-6-1-مولفه هاي موثر درهويت و سنت معماري
بنابر نظر انديشمندان، زمان و مکان ظرف حاوي محتواي عالم پديدار مي باشند وفعاليت هاي انساني از جمله معماري
او در طول زمان و در مکان معنا مي يابند پس به عنوان مولفه هاي موثر و تميز دهنده ي معماري مورد مداقه قرار مي گيرند که در ادامه به بررسي آنها پرداخته مي شود. اين دو عامل به همراه عامل” باورهاي انسان” از جمله موارد مهم در توليد سنت معماري و هويت بخشي به معماري ايراني مي باشند.
3-6-1-1-هويت، انسان و باورهايش
يکي از مسائل مهم که بر تبيين هويت تاثير مهمي دارد، انسان، باورهايش و ميزان شناخت وآگاهي او، هم در مقام
طراح و مولف و هم در جايگاه بهره بردار و شناسنده ي معماري است.
انسان، که در گذشته باورش بر اين بود که، او چون” ني” است و ” ني زننده ” در آن مي نوازد ، و براين اساس صاحب هستي، هويت و ابداع هنرمندانه و معمارانه اش، ذات مقدس باري تعالي دانسته مي شد، امروز بر اريکه ي عالم نشسته و خواسته هاي متغير او داير مدار هستي و هويت بخش آنها شده است. بحران هويت، بحران وارونگي جهان و جا به جا شدن انسان و خداست. آنجا که خدا خالق انسان است، انسان غرق خداست، انسان از سوي خداست و به سوي خدا باز مي گردد؛ عمل انسان، زيست انسان و مردن انسان براي خداست. انسان وحدت گرا در پي بافتن هويتي براي خود نيست، که در پي يافتن هويت الهي خويش است. عالم وحدت عالم هم گرايي است، در اين عالم هويت از ان خداست، انسان هر چه بيشتر از خود ببرد و به خدا نزديک شود با هويت تر مي گردد. هويت الهي آنچنان است که منصور حلاج در جامعه خود جز خدا نمي يابد و بانگ انا الحق سر مي دهد.آنجا که انسان خالق خداست، کثرت جايگزين وحدت مي گردد؛ انسان خداي خود، هويت خود، هدف خود، قانون خود و … معماري خود را مي سازند. عالم کثرت عالم واگرايي است. انسان کثرت گرا در پي يافتن هويتي گم شده نيست، که در پي يافتن هويتي ويژه براي خويش است. انسان کثرت گرا هر چه از يک رنگي ها

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع رفتار شهروندی، رفتار شهروندی سازمانی، موفقیت سازمان Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع رفتار شهروندی، رفتار شهروندی سازمانی، اثربخشی سازمانی