دانلود پایان نامه با موضوع انتقادي، يادگيري، تمايلات، توانايي

دانلود پایان نامه ارشد

براي نمونه، دانشجويان پزشکي در شکل سنتي اين نوع آموزش در گروه هاي کوچک به صورت مشارکتي براي بهبود و تقويت مهارت هاي مورد نياز با يکديگر همکاري مي کنند. دانشجويان در اين روش از طريق مواجهه با مشکل، تلاش مي کنند تا به درمان بيماري مبادرت نمايند و از اين طريق مي آموزند (خواه به صورت واقعي و خواه به صورت فرضي). اين فرايند شناختي تحليلي مستلزم توجه و تمرکز بريادگيري و آموزش است. به طور کلي، دانشجويان در يادگيري بر مبناي حل مسأله با موارد و مسائلي در امر پزشکي رو به رو مي شوند که قبلاً با محتواي آنها آشنا نشده اند. بنابراين بررسي مسائل رودرروي دانشجويان پزشکي، آغاز يادگيري است. دانشجويان با بررسي، تحقيق و کاوش در مورد مسائل مرتبط با حوز? پزشکي مي آموزند(نيستاني و امام وردي،153:1392)
2-1-5-3-6- آموزش بر مبناي مورد کاوي
يادگيري بر مبناي مورد کاوي متناسب با محيط آموزش عالي و بازد? زماني 15 هفته اي است. بر خلاف روش حل مسأله که با برخورد فراگير با يک مشکل آغاز مي شود، در مورد کاوي، فراگيران بعد از کسب آموزش دربار? موضوع هاي مختلف، با مسائل رو به رو مي شوند. در حقيقت، موردکاوي از طريق حل مسائل فرضي و يا مسائل واقعي باعث ايجاد پيوند بين نظريه و عمل مي شود. يادگيري بر مبناي موردکاوي، فراگيران را قادر مي سازد تا به هنگام تحليل مسائل مرتبط با دنياي واقعي از آموخته هاي خويش استفاده کنند). روسو در کتاب اميل به خوبي از نقش کشف و تحقيق در آموزش سخن به ميان آورده است:
نبايد غير از دنيا، کتابي و غير از حوادث، معلمي داشته باشيم. کودکي که مي خواند، فکر نمي کند، فقط مي خواند، چيز فرا نمي گيرد، تنها لغاتي مي آموزد، کاري کنيد که شاگرد شما در اعمال طبيعت به کشف و شهود و مشاهده بپردازد تا قو? کنجکاوي او تحريک شود. اما براي تحريک حس کنجکاوي او هرگز در ارضاء آن عجله نکنيد. مسائل را در دسترس او قرار دهيد ولي بگذاريد خودش کشف کند و حل کند، نبايد چيزي را بر اساس گفت? شما قبول کند، بلکه بايد خودش آن را دريابد. نبايد علوم را بياموزد، بلکه بايد آن را کشف کند. اگر در مغز و ذهن او کلام را جايگزين عقل و تعقل کرديد، ديگر نمي انديشد و بعدها هر روز تابع عقيد? تازه اي خواهد شد که از ديگران بايد به عاريت بگيرد.
بنابراين موردکاوي هايي که به خوبي طراحي شده باشند، منجر به رشد تفکر فراگيران مي شوند. در اين الگو يادگيري از فراگيران خواسته مي شود تا بعد از گفتگوهاي گروهي و تحليل موردکاوي، گزارش هاي تحليلي و نقادانه بنويسند. اينکار باعث عميق تر شدن يادگيري آنان مي شود و امکان انتقال تجربه هاي يادگيري آنان را به موارد و موقعيت هاي مشابه، افزايش مي دهد.
آموزش مبتني بر مورد کاوي، با توجه به اصول بنيادين نظري? يادگيري سازنده گرايي، همچون اصول مشارکتي، پيچيدگي، بافتي، مباحثه اي و تاملي، شکل گرفته است. موردکاوي باعث تقويت مهارت هاي تحليل، ارزيابي، کاربرد، و مهارت هاي فراشناختي دانش آموزان مي شود. (همان:155)
2-1-5-3-7- آموزش راهبردهاي فراشناختي
مفهوم فراشناخت، از مهم ترين موضوعات شناختي مرتبط با يادگيري است. اين مفهوم نخستين بار از طريق فلاول در ده? 1970 در زمين? حافظه مطرح شد. وي فراشناخت را شناخت درباره شناخت مي داند يا به طور کلي فراشناخت را دانش و کنترل شناخت، تعريف مي کند. از ديدگاه کوستا اگر بتوانيد از وجود يک گفتگوي دروني در ذهن خود آگاه شويد؛ اگر بتوانيد فرايند هاي تصميم گيري و حل مسأله را بشناسيد، فراشناخت را تجربه کرده ايد. فراشناخت، توانايي فرد به شناسايي دانسته ها و نادانسته هاي خويش است، فراشناخت، انواع آگاهي دربار? شناخت ها يا فرايندهاي اجراي تصميم گيري است که در آن شخص هم فرايندهاي شناختي را به کار مي گيرد و هم پيشرفت آن را بررسي مي نمايد (آقازاده و احديان، 1377).
براساس اين تعاريف مي توان فراشناخت را فرايند توانايي فکر کردن، تجزيه و تحليل، تامل و فهميدن فرايندهاي يادگيري و شناختي دانست. فراشناخت، رويکردي به تفکر انتقادي است که با کنترل فعالان? فرايندهاي شناختي يادگيرندگان درگير است. فرد داراي فراشناخت، شخصي است که از تفکر خود، آگاه است و توانايي آن را دارد که دربار? علت رسيدن خود به نتايج ويژه بينديشد و آن را توجيه نمايد. از اين رو مي توان فراشناخت را يکي از مهارت هاي شناختي متفکر انتقادي دانست. متفکر انتقادي با برخورداري و بهره گيري ماهرانه از راهبردهاي فراشناختي مي تواند:
1. بر فرايند تفکر خود، نظارت داشته باشد.
2. به بررسي اين مسأله بپردازد که آيا پيشرفت در راستاي يک هدف مناسب صورت گرفته است يا نه.
3. فعاليت هاي شناختي خود را با دقت و صحت انجام دهد.
4. دربار? اين تصميم بگيرد که چه زماني و چگونه تفکر انتقادي را به کار گيرد (هالپرن، 1988،به نقل از نيستاني ،1392).
آموزش راهبردهاي فراشناختي مي تواند دانش آموزان را در مديريت اصلاح روشهاي يادگيري خود و ياري کند.
2-1-5-3-8- پرورش تمايلات تفکر انتقادي
در فصول قبلي به اين مطلب اشاره شد که برخي از دانش آموزان با وجود دارا بودن مهارت هاي تفکر انتقادي، ميل چنداني به استفاده از اين مهارت ها ندارند. به عبارتي ديگر، شخص مي تواند داراي توانايي تفکر انتقادي باشد، ولي آن را تحت شرايط معين به کار نگيرد يا تمايل و احساس انساني در انديش? خويش نداشته باشد. براي نمونه با اين که شخص مي داند که راه سالم ماندن، ورزش و تغذي? صحيح است، ولي معمولاً اين موارد را در زندگي رعايت نمي کند و نمي خواهد که سبکي سالم را در زندگي خود نهادينه کند. به همين نحو، ممکن است افراد توانايي هاي تفکر خود را تمرين نکنند و يا ممکن است انگيزه يا گرايشي براي به کارگيري توانايي هاي انتقادي خويش نداشته باشند.
بنابراين، تفکر انتقادي به رشد مهارت هاي شناختي محدود نمي شود، بلکه توانايي فکر کردن به صورت منتقدانه و تمايل به منتقدانه فکر کردن با هم متحد شده و تفکر واقعي را شکل مي دهند. از اين رو، تفکر انتقادي چيزي فراتر از يک پيامد يا مجموعه اي از توانايي هاي تفکر است. ميل انديشيدن به صورت انتقادي، يا همان روحي? انتقادي همواره يک پاي? اساسي تفکر انتقادي محسوب مي شود. از اين رو يکي از مهم ترين ماموريت هاي آموزش و پرورش، ايجاد انگيزه در دانش آموزان براي به کارگيري مهارت هاي تفکر انتقادي است. در اين راستا، نظام آموزشي و به ويژه معلم دو وظيف? خطير را بايد مدنظر قرار دهد:
1. شناسايي و حذف باورها و نگرش هايي که مانع انديش? انتقادي هستند.
2. کمک به شکل گيري نگرش و تمايلات انتقادي(نيستاني و امام وردي، 158:1392)
در پژوهشي که ارنست و مونرو (2006) در مورد دانشجويان مدرسه عالي فلوريدا انجام دادند مشخص شد که محيط آموزشي نه تنها بر مهارتها بلکه برايجاد تمايلات تفکر انتقادي اثر گذار است. در تحقيقي ديگر لوييتز(2007) با آموزش تفکر انتقادي به دانشجويان دريافت که به رغم آموزش، يک سوم دانشجويان به اين مهارت دست پيدا نکردند. به منظور حل اين مشکل، در گروه هاي کوچک بحث و پرسش، روشهايي براي تنظيم يادگيري و نحوه ايجاد انگيزه در اعضاي گروه شکل گرفت. نتايج نشان دادند که محيط آموزشي و تعامل فراگيران با روش يادگيري مشارکتي به ايجاد تمايلات تفکر انتقادي در تدريس کمک مي کند. ويرسيما(2000) با بررسي نتايج پژوهش ها نشان داد دستاورد هاي يادگيري مشارکتي از يادگيري رقابتي و انفرادي بيشتر است. در واقع کنش و واکنش فراگيران، توانايي استدلال آنها را افزايش داده است. بنابر تحقيقات، هر چه محيط يادگيري از نظر ايجاد تسهيلات براي افزايش تعامل بين افراد شرکت کننده و ميزان دسترسي به منابع يادگيري متفاوت تر، غني تر و متنوع تر باشد، فرصت بيشتري براي نقد و بررسي افکار و نظر ديگران فراهم شده و سطح مهارت هاي تفکر انتقادي افزايش مي يابد (زهراحسيني،88).

2-1-5-3-8-1- موانع تفکر انتقادي
بسياري از باورها و تمايلات در افراد مانع تفکر انتقادي هستند. باور به اين که همه چيز خوب است يا بد، خود محوري و اعتقاد به اين که انديش? شخص، درست تر ا انديشه و باور ديگري است، پيش داوري و تعجيل در قضاوت دربار? انديشه و باورهاي ديگران از جمله تمايلات نادرستي است که مانع تفکر انتقادي در اشخاص مي شود. اين گونه نگرش هاي منفي در طول زندگي و تحت تأثير محيط فرهنگي و اجتماعي در افراد شکل مي گيرند. مهم ترين نقش آموزش و پرورش، زدودن اين نگرش هاي مخرب از دانش آموزان است. در ادامه به نمونه هايي از تمايلات منفي در افراد اشاره مي کنيم و نشان مي دهيم که چگونه معلم مي تواند در پالايش و تهذيب تمايلات تفکر انتقادي دانش آموزان، موثر واقع شود.
1- تفکر سياه و سفيد
اين مطلب که امري مطلقاً صحيح است و يا مطلقاً غلط؛ در سنين پايين تر بين دانش آموزان بسيار شايع است. بسياري از دانش آموزان در برخورد با مسائل به گونه اي عمل مي کنند که گويي فقط يک پاسخ درست وجود دارد و بقي? پاسخ ها کاملاً غلط هستند. آنها همچنين تمايل دارند که هم? پديده ها را در دو طبقه قرار دهند. انسان ها از ديد چنين افرادي به دو دست? خوب و بد تقسيم مي شوند.
بسيار ديده شده است که مربيان به نوب? خود داراي نگرش ها و تمايلات منفي هستد. براي نمونه، برخي از معلمان داراي تفکر سياه و سفيد هستند. اين گونه معلمان فقط با مدنظر قرار گرفتن چند عامل، دانش آموزان خود را خوب و بد قلمداد مي کنند. وجود اين گونه تمايلات منفي به طور غير مستقيم بر پرورش دانش آموزان و نگرش هاي آنها تأثير مي گذارد. در گام نخست معلم بايد در فرايند ياددهي ـ يادگيري از تفکر سياه و سفيد پرهيز کند. در گام بعدي معلم با مطرح نمودن مسائل چالش انگيز بايد حداکثر تلاش خود را جهت انعکاس ابعاد گوناگون واقعيت امور به کار گيرد.
دانش آموزان لازم است به گونه اي پرورش يابند که امور را در يک پيوستار ببينند. انسان ها را بر اساس رفتارهاي آنها ارزيابي مي کنند. فردي که رفتارش غيراخلاقي است، آن رفتار تقبيح مي شود نه اين که فرد بر اساس آن در طبق? انسان هاي بد قرار گيرد. همچنين بايد به دانش آموز کمک شود تا ببيند که آن رفتار غير اخلاقي در چه شرايطي از شخص سر زده است. به عبارتي ديگر، دانش آموز بايد زمينه و موقعيتي را که در آن، اين رفتار حادث شده؛ لحاظ کند. در اين چارچوب، آنها به پيچيدگي امور و پديده ها آگاه خواهند شد و متوجه مي شوند اگر برخي آدم ها در چنين موقعيتي قرار بگيرند، امکان دارد به انجام فعل غير اخلاقي تن دهند.
معلم همچنين مي تواند با مطرح کردن مسائلي که فقط يک راه حل صحيح ندارند، اين نگرش را در دانش آموزان ايجاد نمايد که فقط يک راه حل براي هر مسأله وجود ندارد. هر مسأله اي مي تواند به روش هاي مختلفي حل گردد، هميشه يک راه حل بهتري وجود دارد که کشف نشده است. اين رويکرد هم خلاقيت آنها را تقويت مي کند و هم آنها را متوجه اين نکته مي نمايد که نبايد تفکر جزمي، بسته و انفعالي نسبت به مسائل داشته باشند.
2- تمايل به خودمحوري
بسياري از معلمان چنين تصور مي کنند که واقعيت همان چيزي است که آنها تصور مي کنند. آنها انديشه ها، باورها و تصورات خود را، محور امور مي پندارند و فکر مي کنند که ديگران نيز بايد امور را مانند آنها ببينند. معلمي که يگانه سخنران کلاس است و خود را داناي کل و دانش آموز را يادگيرنده صرف مي داند، از دانش آموزان فقط انتظار دارد که مطالب را همان گونه که او مطرح مي کند، ياد بگيرند و موقع ارزشيابي، به همان شکل، آن مطالب را انعکاس دهند. هرکس از عهد? تکليف برآيد، دانش آموز خوب و بقيه مطرود هستند. اين معلم با اين شيو? آموزش، خود محوري را در دانش آموزان ايجاد مي نمايد؛ اين که فقط آن چه من مي گويم درست است؛ اين که همه بايد امور را آن گونه ببينند که من مي بينم. معلم مي تواند با ايجاد بستر مناسب براي تبادل نظر بين دانش آموزان، فرصتي ايجاد کند که آنها با طرز فکرهاي متنوع و مختلف آشنا شوند.
3- قضاوت عجولانه و سريع
قضاوت سريع و نادرست، پيامد تفکر سياه و سفيد و تمايل به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع پردازش اطلاعات Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع منطقي، انتقادي، اخلاقي، قوانين