دانلود پایان نامه با موضوع افراد مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

قادر به يادگيري نيستند به واسطه عدم پيشرفت تحصيلي ، افسرده ، مضطرب ، نوميد و برخي اوقات خشمگين مي شوند ( والاس و كافمن 140 ، 1978 ، به نقل از فيض، 1375) .
در اين بخش به آن دسته ا زمسائل اجتماعي – عاطفي خواهيم پرداخت كه اغلب اوقات با نا توانيهاي يادگيري همراه است . از انجا كه غالب اوقات مشكلات رفتاري خفيف با ناتوانيهاي يادگيري پيوند دارد ، به اعتقاد ما داشتن برخي اطلاعات د راين زمينه براي متخصصان تعليم و تربيت اهميت دارد .
طبق اظهار ( مايرز و هاميل141 ، 1976 ) مشكلات رفتاري كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري در همه آنها مشابه است برخي از اين ناراحتيها كه به نوعي در اين كودكان مشاهده شده است ، عبارتند از : حواس پرتي شديد ، كمي توجه ، تحرك بيش از حد ، ارزيابي نادرست از خود ، گوشه گيري ، مسائل شخصيتي ، اضطراب و نداشتن رابطه قوي با ديگران . افزون بر ناراحتيهاي ياد شده دوپانت و كافمن 142 ، ( 1977 ، به نقل از طوسي 1386 ) ناراحتيهاي ديگري را نيز بر مي شمارند .
بسياري از متخصصان بر اين باورند كه مشكلات رفتاري مي تواند موجبات بروز برخي مسائل يادگيري را در كودكان فراهم آورد . شمار فراوان كودكان مبتلا به ناتوانيهاي يادگيري كه ناراحتي عاطفي دارند خود تا اندازه زيادي گواه بر اين مدعاست ( بركوويتز و راتمن 143 ، 1960 ، به نقل از طوسي ، 1386) .
برخي از دست اندركاران اوليه اين زمينه ، نظري كاملا مخالف داشته اند ، بدين معني كه معتقدند مشكلات رفتاري از مسائل كودك و يادگيري مايه مي گيرد . براي مثال ( داربمن144 ، 1971 ، به نقل از طوسي ، 1386) در اين باره اظهار مي دارد كه اقليت بسيار كوچكي ا زكودكاني كه وي با آنها كار مي كرده است پيش از بروز مشكل يادگيري به مسائل عاطفي دچار بوده اند .

3 – سبب شناسي اختلالات رواني
‹‹ سبب شناسي دانش و آگاهي از علتها يا نشان دادن علامتها است و شاخه اي از علم است كه با علل پديده هاي خاص سروكار دارد و مي توان گفت كه تمام عواملي كه در وقوع يك بيماري يا يك حالت نابهنجار نقش دارند را در مي گيرد ›› ( روا ، مترجم ، وهاب زاده ، 1380 ، صفحه 3 ) .
اين كار در قالب بررسي نظريه ها امكان پذير است . نظريه ها به ما كمك مي كنند كه از يك عالم پيچيده و سردرگم سردربياوريم . همچنين ما را راهنمائي مي كنند تا براي بررسي موضوعهاي برگزيده اي انتخاب كنيم . لذا به برخي نظريه ها كه براي درك اختلالات ارائه شده است خواهيم پرداخت .
تنوع نظريه ها در روانشناسي مرضي بسيار است . ما شش ديدگاه نظري را كه به ويژه امروزه نفوذ فراوان دارند بررسي خواهيم كرد :
1 – ديدگاه زيست شناختي كه بر نقش فرآيندهاي بدني تاكيد مي ورزند .
2 – ديدگاه روان پويشي ، كه بر نقش اضطراب و تعارض دروني تاكيد دارد .
3 – ديدگاه يادگيري ، كه چگونگي تاثير محيط بر رفتار را به آزمايش مي كشد .
4 – ديدگاه شناختي ، كه تفكر ناقص و مشكلات حل مساله را علل رفتار غيرعادي مي داند .
5 – ديدگاه انسانگرائي – هستي گرائي ، كه بر تفرد و آزادي آدمي براي تصميم گيري در مورد خود تاكيد دارد .
6 – ديدگاه اجتماعي ، كه متوجه نقشهاي روابط اجتماعي و تاثير شرايط اقتصادي – اجتماعي بر رفتار غير انطباقي است ( ساراسون و ساراسون ترجمه نجاريان و همكاران ، 1381 ، صفحه 132 ).
1 -3 – ديدگاه زيست شناختي
افراطي ترين نقطه نظر زيست شناختي اين فرض است كه همه رفتارهاي غير انطباقي ناشي از اختلال عملكرد يا ساختار بدن است .
تبيين چنين اختلالي يا نقصي است موروثي يانقصي است ناشي از آسيب يا عفونت قبل يا بعد از تولد يا كژكاري كم يا بيش موقت فيزيولوژيكي حاصل از بعضي شرايط كه در زمان خاصي ظاهر مي شوند نظر كمتر افراطي كه باز هم بر اهميت كاركرد زيست شناختي تاكيد مي ورزند ، رفتار غير انطباقي را محصول مشتركي ا زسه نوع فرآيند مختل مي بيند در بدن ( مثلا نقص هورموني ) ، در كنش روانشناختي ( مثل گرايش به كمروئي )، و در محيط اجتماعي ( مثلا ميزان بالاي بيكاري در جامعه ) .
چند عامل زيست شناختي بر رفتار جانداران تاثير مي گذارد چگونگي رفتار و تفكر ما نه تنها به كنش هر يك از آنها به روابط دروني بين آنها نيز وابسته است . عوامل ژنتيك ، مغز و دستگاه عصبي ، و غدد درون ريز همگي در فرآيندهاي روانشناختي نقشهاي مهمي دارند و نشان داده شده است كه در رفتار غير عادي در كارند ( ساراسون ، ترجمه نجاريان و ديگران ، 1381 صفحه 136 ).
1 -3 – عوامل ژنتيك 145
ژنها در طول كروموزوم ها به طور منظم رديف هستند و هر يك از آنها جايگاه ويژه خود را دارد د ر حاليكه نابهنجاري كروموزمي آشكاري مشاهده نمي شود ممكن است ژنهاي معيوب يا ناقص موجب نابهنجاري سوخت و سازي يا بيو شيميائي شوند ( همان منبع ) .
سه دسته از شواهد تاثير ژنهاي معيوب را حداقل د رمستعد ساختن فرد نسبت به اختلالات عاطفي نشان مي دهند آن سه دسته عبارتند از :
1 ) خويشاوندي نسبي مبتلايان به اختلال عاطفي نسبت به جمعيت كلي ، ميزان بالاتري ا زاين اختلال را نشان مي دهد .
2 ) ميزان تطابق146 براي اختلالات خلقي در دو قلوهاي مشابه ( يك تخمكي ) بسيار بالاتر از ميزان آن در دوقلوهاي نامشابه ( دو تخمكي ) كه ژنهاي متفاوت دارند ، مي باشد ( هيچ يك ا زاين شواهد به وضوح عوامل محيطي را از عوامل ارثي تفكيك نمي كنند ، اين كار با نوع ديگري ا زمطالعات امكان پذير شده است ).
مطالعه بر روي دوقلوهاي يك تخمكي كه جدا از هم بزرگ شده اند حصول اطمينان از اين موضوع را كه در زمينه ژنتيك مشابه عوامل محيطي احتمالا نامشابه باشند امكان پذير مي سازد در دوقلوهاي يك تخمكي ميزان تطابق براي اختلال عاطفي حتي اگر محيط رشد آنان متفاوت باشد بالاتر است. در نوعي از اين مطالعات گروهي از افراد مبتلا به اختلالات عاطفي با گروهي ا زافراد بهنجار مقايسه شدند وجود اختلالات عاطفي بين خويشاوندان نسبي افراد مبتلا به اختلال عاطفي هشت بار بيشتر از ميزان آن بين بستگان جمعيت بهنجار بود ( نقل از كاستلو و كاستلو147 ، 1990 ، ترجمه پورافكاري ، 1386 ) .
وراثت هاي ژنتيكي نه تنها خصيصه هاي فيزيكي مثل نوع جنسيت بلكه ويژگيهاي رفتاري رانيز تعيين مي كند ولي چيزي كه دراين بين ناشناخته مانده اين است كه حدو حدود اين تعيين بخشي چه ميزان است يك مدل پيشنهادي به نام مدل دياتز – استرس148 ، معرف اين موضوع است كه ژنهاي خاصي يك دياتز يا آسيب پذيري رانسبت به يك اختلال ايجاد مي كنند و اگر اين آسيب پذيري در معرض شرايط مساعد قرار گيرد يك اختلال را باعث مي شوند ( الوي149 و جاكيسون 150 ، 1999 ) .
2 -1 -3 – مغز و دستگاه عصبي
مغز و عصبهاي آن دائما در فعاليتند اين فعاليت هم بطور خودبخودي و هم در پاسخ به محرك خارجي رخ مي دهد . شواهد فراواني نشان مي دهد كه اختلالات رفتاري گوناگون از عيوب موجود در دستگاه عصبي ناشي مي گردند اما هنوز سوالات بسياري بي جواب مي مانند غالبا نه نوع نقص و نه اطلاعات موجود درباره آسيب عضوي احتمالي آنقدر روشن نيستند كه بتوان اطمينان زيادي درباره علل رفتارها داشت شايد كسي كه گرفتار ضعف حافظه است با سر به زمين خورده باشد اما ممكن است اثرات واقعي ضربه بر بافت مغز معلوم نباشد . در چنين مواردي متخصصان باليني در سبك سنگين كردن اهميت نسبي آسيب عضوي يا عوامل روانشناختي احتياط مي كنند . شناخت كامل نقش مغز در رفتار غير عادي مستلزم تحقيق گسترده درباره روابط متقابل فرايندهاي روانشناختي و زيست شناختي است ( ساراسون ، ترجمه نجاريان و ديگران ، 1381) .
3- 1 -3 – عوامل عصبي – غددي
غدد درون ريز بدن مايعاتي ( هورمون ) ترشح مي كنند كه تاثير اين عوامل هورموني كانون پژوهش زيادي بوده است به خصوص ‹‹ كورتيزول 151 ( يك ماده هورموني ) كه تاثير بيشتري در پيدايش اختلالات عاطفي دارد . هيپوتيروئيديسم 152 ( كم كاري غده تيروئيد ) نيز به نظر مي رسد با افسردگي رابطه دارد ( گراهام ، 1985 ؛ نامداري و عسگري ، مترجمان ، 1382 ) .
2 -3 – ديدگاه روان پويشي
تئوري روان تحليل گري فرويد اولين تلاشهاي نظام دار مدرن براي فهم اختلالات رواني در واژه هاي روانشناختي بود . او يك تئوري واحد و برجسته از اصول جهاني را براي تبيين رفتارهاي بهنجار و نابهنجار طراحي كرد . ( نلسون و ايزرائيل ، 2000 ، صفحه 55 ) ديدگاه روان پريشي بر اين باور استوار است كه افكار و هيجانات علل مهم رفتار هستند رويكردهاي روان پويشي به رفتاربه درجات مختلف فرض مي كنند كه رفتار قابل مشاهده ( پاسخ آشكار ) تابعي ا ز فرآيندهاي درون – رواني (حوادث پنهان ) است نظريه پردازان روان پويشي بر رويدادهاي دروني و خاستگاه هاي تحريك محيط واحدي تاكيد ندارند اما در اين باره توافق دارند كه شخصيت راتركيبي از وقايع داخلي و خارجي با تاكيد بر وقايع دروني تشكيل مي دهد .
از آنجا كه افكار و احساسات قابل مشاهده مستقيم نيستند نظريه پردازان روان پويشي بايد آنها را استنباط كنند – آنها استنباطشان را از فرآيندهاي دروني به ويژگيهاي مهم رفتاري آشكار مرتبط مي سازند ( ساراسون ، 1987 ، ترجمه نجاريان ، 1371) .
اگر چه فرويد اهميت تاثيرات اجتماعي را تصديق كرد اما او بر فرآيندهاي درون رواني يا فرآيندهاي ذهني در رشد و گسترش رفتار تاكيد كرد علاوه بر اين وي بيان كرد كه فرآيندهاي ذهني بحراني ناهشيارند يعني اين كه در سطح هوشيار دسترسي ناپذيرند ( نلسون ، و ايزرائيل ، 2000 ، صفحه55) .
فرويد معتقد است كه هر اندازه تعارض درون رواني شديدتر باشد احتمال بيشتر ي مي رود كه رويدادهاي رواني مربوط به آن ناهشيار بمانند .
هر اندازه تعارض ناهشيار فشرده تر باشد آسيب پذيري شخصي در برابر فشار رواني بيشتر مي شود وي معتقد بود كه اختلالات رفتاري دوران پس از كودكي معلول تلفيقي از تجارب آسيب زاي اوليه و تجارب بعدي هستند كه هيجانات و عواطف و تعارضات همراه با رويدادهاي اوليه را احياء مي كنند فرويد ادعا مي كرد كه تكانه ها يا سائق هاي نهفته در تعارض آدمي درگيرند اين سائق ها را زيست مايه 153 مي نامند و آنها را نوعي نيروي رواني شبيه به ذخيره نيروي جسماني مي دانست وي همچنين معتقد بود كه نيروي رواني يا سطح سائق فرد يك حالت تنش دروني ايجاد مي كند كه مي بايست به طريقي كاهش يابد ( ساراسون ، 1987 ، ترجمه نجاريان ، 1381) .
فرويد اضطراب را منشا تمامي نابهنجاريهاي رواني قلمداد مي كند و اضطراب را ناشي ا زاحساس نگراني كه ‹‹ خود ›› از وجود خطري محتمل براي فرد كه او را آگاه مي سازد كه با آن مقابله كند و يا اينكه از روبه روئي با آن بپرهيزند مي داند و اضطراب را به سه دسته :
1 – اضطراب واقعي يا عيني 154
2 – نوروتيك 155
3 – اخلاقي156 تقسيم مي كند .
اضطرابي واقعي اضطرابي است طبيعي كه نسبت به خطري واقعي فرد از خود نشان مي دهد و اساس اضطراب نوروتيك ترس فرد از اينكه تكانشهاي نهاد 157 به ضمير آگاه رسوخ نمايد و علت در اين است كه ‹‹خود ›› قادر به كنترل غرايز نهاد نمي باشد و كنترل آنها از دست او خارج است.
هنگامي كه اين غرايز از سد ‹‹ خود ›› بگريزند و به سطح ‹‹ خود آگاه ›› درآيند فرد دچار اضطراب نوروتيك مي گردد و نهايتا ‹‹ اضطراب اخلاقي ›› ناشي از نگراني تنبيه ‹‹ خود ›› به وسيله ‹‹فراخود›› مي باشد و اين زماني است كه نهاد سعي د رنشان دادن تمايلات و افكار غير اخلاقي خود دارد و فراخود با احساس گناه و شرم واكنش نشان مي دهد ( شاملو ، 1378).
رويه هاي جديدتري نيز بعد از جنگ جهاني دوم در علت شناسي اختلالات رواني به وجود آمدند كه متفاوت از علت شناسي فرويدي بود كه هر چند صاحب نظران آنها همگي جزء انجمن چهارشنبه فرويد كه در خانه وي و در روزهاي چهارشنبه و با شركت افرادي مثل يونگ ، آدلر ، بريل و بلولر تشكيل مي شد بودند ( الوي و جاكيسون ، 1999 ) .
كارل يونگ و آلفرد آدلر كه هر دو ا زاعضاي اوليه محفل خصوصي فرويد بودند نسبت به فرويد برداشتهاي خوشبينانه تري در مورد ماهيت انسان داشتند يونگ بر اين

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع اختلال سلوك، شهر اصفهان Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سازگاری اجتماعی، سطح تحصیلات، اوقات فراغت