دانلود پایان نامه با موضوع استراتژی ها، سلسله مراتب، سودآوری، اجرای استراتژی

دانلود پایان نامه ارشد

تصمیمات استراتژيك سطح بالاتری از عدم اطمینان را از جانب منابع داخلی و خارجی شركت نشان می دهند. این تصمیمات دارای تأثیر بسیار گسترده و مهمی بر افراد و گروه های داخل و خارج شركت داشته و نتایج آن تا مدت ها بر عملکرد شركت مشهود خواهد بود نظر به اینکه تصمیمات استراتژيك اثر زیادی بر شركت دارند و مقادیر متعددی از منابع سازمان يا شركت را شامل می شوند، تنها مدیران عالی در سلسله مراتب سازمانی می توانند به اتخاذ آن ها مبادرت نمایند(ويليام،1386، ص15).
چیزی که باعث مي شود تا مدير به فكر تصميم استراتژيك بيفتد توجه به تحليل فاصله268 است. براساس تصميمات اتخاذ شده در گذشته، شركت از راهي خاص با استراتژي معيني به نتايجي رسيده است. در هر نقطه از زمان (t1) مي توان عملكرد استراتژي را سنجيد و به احتمال زياد در اين صورت مي توان پيشنهاداتي براي تغيير در استراتژي داد. در فرآیند نياز اين تغيير، پيشنهاد بايد با توجه به فاصله بين نتيجه پيش بيني شده در صورت ادامه استراتژي فعلي و نتيجه مورد نظر بر اساس تغيير داده شده در استراتژي براي آينده (t2) تدوين شود. اما بايد توجه داشت كه اولاً اين فاصله بايد معني دار تشخيص داده شود. ثانياً، تصميم گيرنده بايد براي كاهش دادن فاصله، انگيزه اي داشته باشد. ثالثاً تصميم گيرنده بايد اعتقاد داشته باشد كه فاصله را مي توان تقليل داد. در صورتی که هر یک از سه عامل فوق وجود نداشته باشد به احتمال زیاد هیچ تغییری در استراتژی داده نخواهد شد. در صورتی که تغییری داده شود و فرآیند به طور کلی اثربخش گردد نتیجه مورد نظر حاصل خواهد شد ، سپس اين فرآیند مجدداً با اهداف بالاتر و جدیدتر تکرار خواهد گردید. اگر در صورت اجرای تغییر مشخص شود که نتیجه مورد نظر غیر واقعی و دور از دسترس بوده و یا در صورتی که تغییرات غیر قابل پيش بيني در محیط پیش آمد نماید و یا در صورتی که اجرای تغییر اثر بخش نباشد، نتیجه مورد نظر باید به تدريج کاهش داده شود و یا برنامه اقتضایی باید طراحی شود تا بتواند با وضعیت جدید مقابله نماید (ويليام،1386، ص16).
فرآیند تصمیمات استراتژ یک شامل مراحل زیر می باشد (Laffman et al., 1996,p40) :
مشخص کردن مشکل استراتژیک
تجزیه و تحلیل استراتژی شرکت
تدوین استراتژی
اجرای استراتژی
کنترل استراتژی

2-2-8-1) ابعاد تصميمات استراتژيك – مسائل استراتژیکی نیاز به تصمیمات مدیران سطح بالا دارند.چون تصمیمات استراتژیکی چندین ناحیه از عملیات شركت را زیر پوشش خود می گیرند، لذا به دخالت مدیران سطح بالا نیاز دارد. از آنجايي که مدیران سطح بالا از آینده نگری مورد نیاز برای درک نتایج گسترده این چنین تصمیماتی برخوردار هستند لذا این قدرت را دارند که منابع مورد نیاز برای این گونه تصمیم گیری ها را تأیید و تخصیص دهند.مسائل استراتژیکی منابع زیادی را در شركت به خود اختصاص می دهند. تصمیمات استراتژیکی به میزان قابل ملاحظه ای نیازمند تقسیم افراد و اموال یا پول است که می باید از منابع داخلی و یا خارج از شركت، تأمین شود. این تصمیم گیری ها شركت را متعهد به فعالیت های طولانی مدت می کند و به همین دلایل به مقدار معتنابهی از منابع نيازمندند.
مسائل استراتژیک آینده نگر هستند. تصمیمات استراتژیک بر پایه برآوردها و پیش بینی های مدیران است نه بر اساس آن چه که می دانند. تأکید بر تدوین پیش بینی هایی است که به شركت امکان می دهد، بهترین گزینه استراتژیک را انتخاب نماید. در محیط در حال تغییر و رقابتی بازار آزاد، شركت موفق باید موضوعی آینده ساز و سبقت جویانه نسبت به تغییر اتخاذ نماید. مسائل استراتژیک در شکوفایی بلندمدت شركت مؤثرند. تعهدات ایجاد شده ناشی از تصمیم گیری های استراتژیکی معمولاً پنج ساله است ولی تأثیرات آن مدت بیشتری می پاید. وقتی که یک شركت خودش را متعهد به انجام دادن استراتژی خاصی کرد، تخیلات برتری رقابتی آن معمولاً به آن استراتژی پیوند زده می شوند. شركت ها در بازارهای خاصی برای محصولات خاصی و با فن آوري مخصوصی مشهور می شوند. این شرکت ها اگر در رابطه با این بازارها، در محصولات یا فن آوری ها تغییری بدهند و از یک استراتژی که ریشه های مختلفی دارد استفاده کنند، منافع قبلی را به خطر می اندازند. بنابراین، تصمیمات استراتژیکی روی بهتر شدن یا بدتر شدن شركت ها اثر به سزایی خواهند داشت. مسائل استراتژیک معمولاً پیامدهای عمده چند وظیفه ای یا چند کسب و کاری نيز دارند. تصمیمات استراتژیک هماهنگ کننده است. اين تصمیمات درباره عواملی چون ترکیب مشتریان، تأکید رقابت، و یا ساختار سازمانی لزوماً شماری از واحدهای کسب و کار استراتژیک شركت، وظیفه ها، بخش ها و یا واحد های برنامه را در بر می گیرند. هر یک از این حوزه ها از طریق تخصیص یا تخصیص مجدد مسئولیت ها و منابع مربوط به تصمیم، تحت تأثیر قرار می گیرند. مسائل استراتژیک در نظر گرفتن عوامل محیط خارجی شركت را ضروری می سازند. همه مؤسسات کسب و کار در یک نظام باز قرار دارند. آن ها بر وضعیت برونی اثر می گذارند و از آن به میزان معتنابه و غیر قابل کنترلی اثر می پذیرند. بنابراین برای موفقیت در دستیابی به جایگاه مناسبی در وضعیت رقابتی آینده، مدیران شركت باید نگاهشان به فراتر از محدوده عملیات خود شركت باشد. آن ها باید بدانند که دیگران (مثلاً رقبا، مشتریان، تأمین کنندگان، بستانکاران، دولت وکارکنان) احتمالاً به چه کاری دست خواهند زد(حاضر ،1374، ص20).

2-2-9 ) سطوح مختلف استراتژي
سلسله مراتب تصمیم گیری مؤسسات کسب و کار معمولاً شامل سه سطح است. در بالا، سطح شركت269 عمدتاً شامل اعضای هیئت مدیره، مدیر عامل و مدیران اداری است. این گروه مسئول عملکرد مالی کل شركت و دستیابی به هدف های غیر مالی به عنوان مثال تصویر ذهنی و مسئولیت اجتماعی شركت می باشند. تا حدود بسیاری جهت گیری در سطح شركت، خواست سهامداران و جامعه در سطحی وسیع را بازمی تاباند. به ویژه در موسسات دارای چند کسب و کار، یکی از مسئولیت های کسانی که در سطح مؤسسه اند، تعیین کسب و کارهایی است که شركت باید الگوي كار خود قرار دهد. افزون بر این، دفاتر مدیریت عالی270 هدف هایی تعیین می کنند و استراتژی هایی تدوین می نمایند که فعالیت های هر یک از کسب و کارهای شركت و حوزه وظیفه ای این کسب و کارها را به هم مرتبط می سازد. با استفاده از رویکرد پرتفوی271 (سبد سرمایه گذاری) در مدیریت استراتژیک، مدیران استراتژیک سطح شركت کوشش می نمایند که معمولاً ضمن برنامه ریزی برای افق مالی پنج ساله از توانایی های متمایز خود در صنعت مربوطه بهره برداری نمایند.
دومین رده سلسله مراتب تصمیم گیری، سطح کسب وکار272است که عمدتاً مدیران مؤسسه و کسب و کار را در بر می گیرد. این مدیران باید بیانیه های عمومی مربوط به جهت ها و مقاصد سطح مؤسسه را به هدف ها و استراتژی های ملموس وظیفه ای برای بخش های کسب و کار یا واحد استراتژیک کسب و کار تبدیل نمایند. در واقع، مدیران استراتژیک سطح کسب و کار باید مبنایی را که شرکت می تواند در یک میدان محصول – بازار انتخاب شده رقابت نمايد معین نمایند. در مبادرت به این کار سعی می کنند که پرسودترین و نوید بخش ترین بخش بازار را شناسایی کرده و در اختیار گیرند. این بخش بازار قسمت نسبتاً منحصر به فردی از کل بازار است که مؤسسه می تواند به لحاظ مزیت های رقابتی خود مدعی شود و از آن دفاع کند. هر شرکتی، حتی بزرگ ترین شركت هاي چند ملیتی ، برای كارآيي مداوم به قوت بخش های بازار متکی است.
سومین رده سطح وظیفه ای273 است که عمدتاً مدیران محصول، جغرافیایی و حوزه های وظیفه ای را در بر می گیرد. مسئولیت آن ها تدوین هدف های سالیانه و استراتژی های کوتاه مدت در زمینه هایی مثل تولید، عملیات، تحقیق و توسعه ، مالی و حسابداری ، بازاریابی و روابط انسانی است. با این وجود، مسئولیت های بزرگ تر آن ها در اجرا یا پیاده کردن برنامه های استراتژیک مؤسسه است. در حالی که مدیران سطح مؤسسه و سطح کسب و کار توجه خود را به انجام کارهای درست معطوف می دارند، مدیران وظیفه ای باید بر انجام درست کارها تأکید نمایند. لذا، آن ها مستقیماً مسائلی چون كارآيي و اثربخشی نظام های تولید و بازاریابی، دامنه و کیفیت خدمات مشتری و موفقیت محصولات و خدمات ویژه در افزایش سهم بازار را مورد نظر قرار می دهند (پيرس و رابينسون،1389،ص ص22-21).
ویژگی های تصمیمات مدیریت استراتژیک با توجه به سطح فعالیت استراتژیک متفاوت است. همچنان که در جدول (2-5) نشان داده شده است، تصمیمات سطح شركت بیشتر گرایش ارزشی، معنوی دارند و عینی بودن آن ها کم تر از تصمیمات مربوط به تدوین و اجرای استراتژی سطح کسب و کار و وظیفه است.

جدول 2-5 ) ويژگي هاي تصميمات مديريت استراتژيك در سطوح مختلف (پيرس و رابينسون،1389،ص 25).
ويژگي
سطح شركت
سطح كسب و كار
سطح وظيفه اي
نوع
مفهومي
مختلط
عملياتي
قابليت اندازه گيري
قضاوت هاي ارزشي
نيمه عددي
معمولاً عددي
تواتر
دوره اي يا متفرق
دوره اي يا متفرق
دوره اي
قابليت سازگاري
كم
متوسط
كم
خطر
دامنه وسيع
متوسط
كم
احتمال سود
زياد
متوسط
كم
هزينه
زياد
متوسط
كم
افق زماني
بلند مدت
ميان مدت
كوتاه مدت
انعطاف پذيري
زياد
متوسط
كم
همكاري لازم
زياد
متوسط
كم

خطر بزرگ تر، هزینه و احتمال سود بیشتر و همچنین افق های زمانی بلندتر و نیاز بیشتر به انعطاف پذیری نیز از مشخصه های تصمیمات سطح مؤسسه است. این ویژگی ها، پیامدهای منطقی دور از دسترس آینده نگر، ابتکاری و فراگیر فعالیت استراتژیک سطح مؤسسه است. نمونه های تصمیمات سطح مؤسسه عبارتند از انتخاب کسب و کار (رشته فعالیت)، خط مشی های تقسیم سود، منابع بلند مدت تأمین مالی و رجحان هایی برای رشد. تصمیمات سطح وظیفه ای عمدتاً مسائل عملیاتی متمرکز بر فعالیت را در بر می گیرد. این تصمیمات دوره ای اتخاذ می شوند و مستقیماً به اجرای بخشی از استراتژی یکپارچه صورت بندی شده در سطح مؤسسه و در سطح کسب و کار می انجامد. بنابراین، تصمیمات سطح وظیفه ای نسبتاً کوتاه مدت اند و خطر و هزینه کمتری به همراه دارند، زیرا به منابع موجود وابسته اند. تصمیمات سطح وظیفه ای معمولاً با فعالیت هایی سر و کار دارند که به حداقل هماهنگی سراسری مؤسسه نیاز دارند. این فعالیت ها ضمیمه فعالیت های جاری حوزه های وظیفه ای می شوند و قابل انطباق بر فعالیت های جاری هستند، لذا برای اجرای موفق آن ها به حداقل هماهنگی نیاز می افتد. اگر چه قابلیت سودآوری تصمیمات سطح وظیفه ای در مقایسه اندک است، ولی نظر به این که این تصمیمات نسبتاً عینی و عددی هستند، تجزیه و تحلیل و توجه بسیاری را به خود جلب می کنند. برخی تصمیمات معمول سطح وظیفه ای عبارتند از: نام گذاری ژنریک یا تجاري، تحقیق و توسعه پایه یا کاربردی، میزان سطح موجودی کالا، تجهیزات تولیدی چند کاره یا مخصوص و سرپرستی نزدیک و یا آزاد. رابط میان تصمیمات سطح مؤسسه و سطح وظیفه ای تصمیماتی است که در سطح کسب و کار گرفته می شود. هم چنان که جدول (2-5) نشان داده شده است، تعاریف تصمیمات استراتژیک سطح کسب وکار در میان تصمیمات دو سطح دیگر قرار می گیرد. به عنوان مثال، هزینه، خطر و سودآوری تصمیمات سطح کسب و کار از تصمیمات سطح مؤسسه کمتر، ولی از تصمیمات سطح وظیفه ای بیشتر است. شماری از تصمیمات معمول سطح کسب و کار عبارتند از: محل کارخانه، بخش بندی بازار، پوشش جغرافیایی و کانال های توزیع (پيرس و رابينسون ،1389،ص ص 25-24).

2-2-10 ) استراتژی و عملکرد و شكاف مابين آن ها
سازمان ها و شركت ها به طور معمول تنها به 60 درصد از ارزش بالقوه استراتژي هاي خود جامه عمل مي پوشانند و اين به خاطر نقاط ضعف و نقاط شكستي است كه در مراحل برنامه ريزي و اجرا وجود دارد. اما با به كارگيري اصولي مي توان درصد بالاتري از استراتژي ها را به مرحله عمل در آورد. با هر مدير ارشدي كه در مورد استراتژي صحبت گردد ابهام هاي مشابهي را در سخنانش مشاهده خواهد شد. چرا كه علي رغم زمان و انرژي فوق العاده زيادي كه در اغلب شركت ها صرف تدوين استراتژي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع عدم اطمینان، داده های ورودی، مصرف کنندگان، عوامل محیطی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع استراتژی ها، بهای تمام شده، مصرف کنندگان، رهبری هزینه