دانلود پایان نامه با موضوع ارزش افزوده، سود حسابداری، ارزش افزوده اقتصادی، صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

روشهای مختلف پذیرفته شده برای محاسبه بهای تمام شده و روشهای مختلف برای تخصیص هزینه ها،تکیه بر سود حسابداری مبتنی براصل بهای تمام شده تاریخی،کار مقایسه اقلام را بسیار مشکل می سازد.
6.در نظر نگرفتن هزینه سرمایه
7.تکیه بر سود حسابداری مبتنی بر اصل تحقق درآمد،اصل بهای تمام شده تاریخی ومحافظه کاری باعث می شود تا اطلاعات گمراه کننده ای در اختیار استفاده کنندگان قرار گیرد.
نارسایی های بالا نشان می دهد که معیارهای حسابداری مبتنی بر سود حسابداری نمی تواند به عنوان تنها معیار یا مبنای ارزیابی عملکرد مورد استفاده قرار گیرد.(مهدوی وحسینی ازان آخاری،1387)
2-7-1-1-2) بازده حقوق صاحبان سهام(ROI)
نرخ حقوق صاحبان سهام یکی از نسبت های سودآوری است که از طریق تقسیم سود بعد از مالیات بر حقوق صاحبان سهام بدست می آید.در بین معیارهای عملکرد حسابداری بازده حقوق صاحبان سهام پرطرفدارترین وپرکاربردترین معیارهاست. از آن جا که برای بدست آوردنROE97 از سود حسابداری استفاده می شود از جهتی به سود حسابداری ایراداتی وارد است.از جمله اینکه سود حسابداری تحت تاثیر احتساب جریان های خروجی وجه نقد به عنوان هزینه جاری یا دارایی است و همچنین سود حسابداری با انتخاب روش های حسابداری توسط مدیریت تغییر می کند یا به عبارتی مدیریت از توانایی همگن سازی سود بر خوردار است.برخی محققان امکان تفکیک ROE به نسبت های سودآوری،گردش دارایی و اهرم مالی به واسطه تحلیل دوپونت را دلایل شهرت این معیار در بین تحلیلگران،مدیران مالی و سهامداران برشمرده اند.فرمول محاسبه بازده حقوق صاحبان سهام به صورت زیر است:
ROA: (سود‌پس‌از‌مالیات)/(حقوق‌صاحبان‌سهام)
ROE :(بازده‌دارایی)/(نسبت‌مالکانه)
بازده حقوق صاحبان سهام گویای این است که چه میزان بازدهی بوسیله سرمایه گذاران بابت وجوه سرمایه گذاری شده توسط آنها ایجاد شده است.استفاده از این معیار در بخش هایی که مدیران در تصمیم های مرتبط با تحصیل دارایی ها،خرید،جنبه های اعتباری،مدیریت وجوه نقدو سطح بدهی های جاری نفوذ زیاد دارند،مناسب است.بازده حقوق صاحبان سهام نشان دهنده هزینه واقعی استفاده از پول است. در مواردی که هزینه فرصت تصمیم گرفته شده با هزینه وجوه به کارگرفته شده برابر نباشد،مدیر تمایل پیدا می کند به گونه ای عمل کند که بیشترین منافع برای مالکان ایجاد شود و پروژه هایی را با هدف بیشینه ساختن معیار عملکرد انتخاب کند(کانگ ات ال98،2002)
2-7-1-1-3)سود هر سهم (EPS)
سود هر سهم(EPS) یکی از آماره های مالی مهم است که مورد توجه سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی می باشد . EPS از تقسیم سود پس از کسر مالیات شرکت بر تعداد کل سهام محاسبه می شود که نشان دهنده ی سودی است که شرکت در یک دوره ی مشخص به ازای یک سهام عادی به دست آورده است(نوو،1385)
اولین جزء محاسبه ی EPSدرآمد(درآمد اختصاصی سهامداران عمومی )است.در واقع درآمد سهامداران عمومی،باقیمانده سود پس از توزیع سهم کارفرمایان ،عرضه کنندگان یا ارائه کنندگان خدمات،صاحبان سهام ممتاز و بستانکاران می باشد.دومین جزءEPS تعداد سهام منتشرشده در بازار توسط شرکت است . لازم به ذکر است تعداد سهام موجود در بازار را به عنوان جزئی ازEPS شرکت تلقی می کنند تا بتوان میزان مطالبات سهامداران عمومی را نسبت به درآمد در هر واحد اندازه گیری نمود. به عبارت دیگر EPSمقدار سودی است که به هر سهم اختصاص می یابد. با محاسبه سطح درآمد شرکت از این روش می توان به میزان درآمدی که هر فرد کسب می کند دریافت. با اینکه اجزایEPS به ظاهر ساده به نظر می رسد اما در واقعیت این طور نیست و این عناصر کاملا” پیچیده اند.
علت اصلی توجه به سود هر سهم (و نه کل سود شرکت) به هدف اصلی شرکت مربوط است که به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران می باشد. باید توجه داشت سودی که شرکت به سهامداران می پردازد (DPS)با سودی که شرکت بدست می آورد (EPS)رابطه نزدیک دارد. در محاسبه ی نسبت سود پرداختی نیز از رقم متعلق به سود هر سهم (EPS) استفاده می شود.

2-7-1-1-3-1)اهمیتEPS
سود، منبع اصلی تامین جریان نقد و زایش ثروت است . تعیین سطح سود که به مقاصد تجزیه و تحلیل مالی مربوط می شود یک فرآیند تحلیلی پیچیده می باشد . با توجه به تفاوت ارقام سود شرکت های مختلف و نیز تغییر ارقام سود در طی دوره های زمانی مختلف ، مقایسه پذیری این ارقام تا حدی مشکل می باشد.
روش های استاندارد نمودن رقم سود ،تبدیل آن به مبلغ سود هر سهم می باشد. این اهمیت و حساسیت EPS باعث شده است که اولا محاسبه و گزارش EPSواقعی و پیش بینی آن طبق قوانین بازار سرمایه ی بسیاری از کشور ها الزامی گردد. ثانیا مراجع تدوین استاندارد های حسابداری نیز الزامات معینی را جهت نحوه ی محاسبه و افشا ی آن وضع نمایند تا سودمندی EPS را از طریق افزایش قابلیت مقایسه (بین شرکت ها و دوره های مختلف) و کاهش صلاحدید مدیریت ارتقا دهند. به علاوهEPS ،قضاوت در خصوص وضعیت شرکت و عملکرد مدیریت و نیز ترسیم تصویری از آینده را آسان می کند. رقم EPS نسبت به بازدهی نقدی (سود سهام ) مبنای قابل قبول تری برای مقایسه ی عملکرد شرکت و مدیریت می باشد . اگرچه جریان های نقدی عامل مهمی در ارزیابی شرکت است ولی اعتقاد بر این است که EPSمعیار بهتری برای مقایسه عملکرد شرکت طی سال های مختلف و نیز با رقبا می باشد .
2-7-1-1-3-2 ) سود تقسیمی هر سهم(DPS)
هر سال شرکت ها بخشی از سود خالص را مطابق قانون و بخشی را بر اساس نیاز شرکت نزد خود نگهداری می کنند و مابقی را بین سهامداران تقسیم می نمایند. به مقدار سودی که شرکت تقسیم می کند و به طور نقدی به دست سهامدار می رسد DPS یا سود تقسیمی گفته می شود .به عبارت دیگرDPSبخشی از سود پس از کسر مالیات به ازای هر سهم است که توسط شرکت پرداخت می شود. سود پرداختی هر سهم از تقسیم کل سود پرداختی (مصوب مجمع عادی سالانه)بر تعداد سهام شرکت بدست می آید.
چونDPS بخشی از EPSاست که سهامداران در مورد تقسیم آن نظر می دهند معمولا کمتر ازEPS می باشد.البته چنان چه تمام سود تقسیم شود DPSو EPSبرابر می شوند و در بعضی موارد خاص نیزDPSبیشتر ازEPSاست که این مبلغ اضافی معمولا از محل سود انباشته ی سال های قبل تأمین می شود.
DPSنشان دهنده ی سود نقدی است که در طول یک دوره به هر سهم عادی تعلق می گیرد.
2-7-1-2 )معیارهای عملکرد اقتصادی
در پاسخ به انتقادات وارده به معیارهای عملکرد حسابداری ،معیارهای عملکرد اقتصادی ظهور یافتند.در ادامه به برخی از مهمترین این معیارها از جمله ارزش افزوده اقتصادی،ارزش افزوده بازارو سود باقیمانده اشاره می شود.
2-7-1-2-1) ارزش افزوده اقتصادی
ارزش افزوده اقتصادی معیاری مالی است که بوسیله موسسه خدمات مشاوره استرن استوارت معرفی شد.ارزش افزوده اقتصادی به سرعت به یکی از مشهورترین معیارهای عملکرد در حیطه مالی مبدل شدوبیشترین میزان توجه را از زمان ایجاد آن در سال 1982 به خود جلب کرد.این مؤسسه ادعا کرد که این معیار تنها شاخص صحیح از عملکرد موسسه ومدیریت است و مقیاسی از میزان ارزش خلق شده برای سهامداران بوسیله شرکت در یک دوره حسابداری است.یکی از روشهای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی به صورت زیر است:
EVA=NOPAT-(WACC*IC)
ارزش افزوده اقتصادی:EVA
سود عملیاتی پس از کسر مالیات تعدیل شده :NOPT
میانگین موزون هزینه سرمایه:WACC
سرمایه بکارگرفته شده:IC
با توجه به دلایلی همچون حذف آثار نامناسب ناشی از اصل محافظه کاری بر ارقام سود و سرمایه حسابداری،نزدیک کردن نرخ حسابداری بازده سرمایه به نرخ اقتصادی و واقعی ، کاهش توانایی و انگیزه مدیریت در مدیریت سود،بهبود قابلیت پاسخگویی واحد تجاری در مقابل سهامداران،برگشت دادن پاره ای از اقلام سرمایه ای از سود و زیان به ترازنامه و غنی تر ساختن ارزش افزوده اقتصادی به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد،استوارت پاره ای از تعدیل ها را بر روی سود حسابداری و سرمایه بکارگرفته شده پیشنهاد کرد.برخی از مهمترین این تعدیل ها عبارتند از:مخارج تبلیغات و بازاریابی،هزینه اموزش کارکنان،ذخیره کاهش ارزش موجودی ها،ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری ها و دخیره هزینه معوق.
محاسبه ارزش افزوده اقتصادی می تواند در هر سطح از سطوح سازمانی صورت پذیرد ولی همچون بسیاری دیگر از ابزار مدیریتی باید به نحوی هوشیارانه در جهت هدایت و کنترل تصمیمات مدیریت به کار گرفته شود.(آذربایجانی و همکاران،1390)
2-7-1-2-2) سود باقیمانده
سود باقیمانده به عنوان”سود باقیمانده پس از کسر هزینه سرمایه”تعریف می شود.به عبارت دیگر سود باقیمانده برابراست با سود خالص منهای هزینه بهره قابل انتساب به سرمایه گذاری.هزینه بهره قابل انتساب اغلب کمترین بازده قابل قبول سرمایه است.سود باقیمانده برای ارزیابی عملکرد واحدهای فرعی و یا دوایر شرکت به کار می رود.مفهوم زیربنایی سود باقیمانده همانند ارزش افزوده اقتصادی است.با اینکه سود باقیمانده معیاری بهتر نسبت به بازده حقوق صاحبان سهام و بازده دارایی ها در ارزیابی عملکرد است،لیکن از آنجا که این معیاریک معیار مطلق پولی بوده و تابعی از اندازه شرکت است در سطحی وسیع مورد قبول واقع نشده است(کانگ ات ال99،2002).
2-7-1-2-3) ارزش افزوده بازار
ارزش افزوده بازار معیاری دیگر جهت ارزیابی ارزش خلق شده برای سهامداران است.براساس این معیار کل ارزش ایجاد شده برای سهامداران از زمان تاسیس شرکت تاکنون ارائه می گردد.ارزش افزوده بازار مفهومی است که ارتباطی نزدیک با ارزش افزوده اقتصادی دارد.این معیار از تفاوت بین ارزش بازار حقوق صاحبان سهام و ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام محاسبه می شود.
مزیت ارزش افزوده بازار نسبت به سایر معیارها در این است که این معیار تفاوت بین وجوه وارد شده و خارج شده از شرکت را منعکس می کند(تفاوت بین آنچه سرمایه گذاران به عنوان سرمایه به شرکت آورده و آنچه قادرند با فروش سهام خود به ارزش بازار تحصیل می کنند).به لحاظ نظری ارزش افزوده بازارشرکت در یک نقطه از زمان با ارزش فعلی مورد انتظار سالانه به ارزش افزوده اقتصادی برابر است.از آنجا که ارزش بازار شرکت همانا ارزش فعلی بازده مورد انتظار شرکت در درازمدت است.در ارزش افزوده بازار عامل ریسک بطور خودکار منظور شده است،زیرا ارزش بازار شرکت،قضاوت سرمایه گذاران در خصوص ریسک شرکت را بطور ضمنی در بردارد.بدین علت است که ادعا می شود ارزش افزوده بازار مستقیما برای مقایسه عملکرد شرکت ها در صنایع و حتی شرکت های مختلف مناسب است(آذربایجانی و همکاران 1390)
2-8) سود حسابداری
سود حسابداری سنتی ترین معیار ارزیابی عملکرد است که برای سرمایه گذاران و سهامداران و مدیران و اعتبار دهندگان و تحلیلگران اوراق بهادار از اهمیت زیادی برخوردار است.سود حسابداری که با فرض تعهدی محاسبه می شود به نظر بسیاری از پژوهشگران مانند”ورثینگتون و وست و چن وداد،لهن وماخیجا” یک از مهم ترین معیارهای سنجش عملکرد محسوب می شود(مهدوی و حسینی ازان آخاری،1387)
هیئت استانداردهای حسابداری مالی ،در بیانیه شماره 6 مفاهیم حسابداری مالی،استفاده از روش تعهدی در حسابداری مالی،استفاده از روش تعهدی در حسابداری را الزامی نموده است و بر این اساس انعکاس آثار معاملات و رویدادهای شرکت لزوما به معنای ورود و خروج وجه نقد نیست. به عبارت دیگر در روش تعهدی اصولی نظیر،درآمدها و هزینه ها و محاسبه سود حسابداری مورد استفاده قرار می گیرد.در نهایت موفقیت یک شرکت،به توانایی آن در ایجاد جریان های نقدی بستگی دارد. از دیدگاه حسابداری به دلیل ابهامات موجود در مورد میزان جریان های نقدی آتی و عدم دسترسی به نرخ تنزیل مناسب،سرمایه بر مبنای خالص دارایی های موسسه مالی اندازه گیری می گردد.به عبارت دیگر سود در حسابداری ناشی از تفاوت بین سرمایه واحد تجاری در آغاز و پایان دوره مالی است.در این مفهوم سرمایه معادل خالص دارایی ها بوده و اندازه گیری سود تحت تاثیر مبانی اندازه گیری دارایی ها و بدهی ها قرار می گیرد.در حسابداری جهت تعیین سود روش های مختلفی همچون حسابداری

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع سنجش عملکرد، اندازه گیری عملکرد، ارزیابی عملکرد، عملکرد سازمان Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع فناوری اطلاعات، دارایی ها، فرصت های فناوری، عملکرد مالی