دانلود پایان نامه با موضوع ارزش افزوده، ارزش افزوده بازار، ارزیابی عملکرد

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباط بین متغیرهاست.
قطعی سازی : تبدیل داده های کیفی به داده های کمی در فرآیندی که تبیین نامیده می شود.
کاربرد نظریه مجموعه های فازی در تصمیم گیری:
مناسب بودن نظریه مجموعههای فازی برای مقابله با موضوعات ابهامدار نظر بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. نظریه سیستمها، نظریه اتومات، پزشکی، هوش مصنوعی و الگوشناسی و امروزه حسابداری از حوزه های کاربرد این نظریه است. بلمن56 و لطفیزاده اولین کسانی بودند که در یک محیط فازی برای تصمیمگیری در سال1970 یک روش شناسی رسمی بیان کردند. به دنبال آنها کاربرد این نظریه در تصمیم گیری فراگیر شد.

نظریه ی مجموعه های فازی و حسابداری
به دلایل مختلف نظریه فازی مورد توجه حسابداران می باشد، از جمله اینکه میتواند یک چارچوب ریاضی فراهم کند که در آن مفاهیم فازی حسابداری همچون انحراف ناچیز، اشتباه با اهمیت و … مورد بررسی قرار گیرند. لذا حسابداران با استفاده از این نظریه قادر خواهند بود ابهاماتی را که تا به امروز نادیده می گرفتند، به صورت ریاضی درآورده و محاسبه کنند. واتر57 می گوید که “حسابدار معمولاً در موقعیتی قرار می گیرد که باید تقاضای زیادی را پاسخگو باشد، این در حالی است که برخی از تقاضاها فقط به صورت مبهم قابل شناسایی است.
علاوه بر این ابهام در حسابداری، سیستمهای حسابداری و تصمیمات تجاری را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. به عنوان مثال، استفنز58، دیلارد59 و دنیس60 در مطالعهای که انجام دادند ، مشاهده کردند که ابهام در بیانیههای حسابداری می تواند فعالیتهای مؤسسات را تحت تأثیر قرار دهد. غفلت از ابهام در تجزیه و تحلیلهای تصمیمگیری حسابداری، ممکن است سبب ناقص شدن تحلیل شود. برای مثال مارش61 توضیح می دهد که غفلت از ابهامات موجود در انتخاب سیستمهای اطلاعاتی (از جمله سیستمهای حسابداری) ممکن است که موجب ناقص شدن کار شده و بالقوه گمراه کننده باشد.
همچنین، نظریه فازی نیاز به دادههای دقیق را در تصمیمگیری کاهش میدهد. زیرا میتوان با تخمینهای غیردقیق مقادیر متغیرها، روابط بین آنها و مقادیر احتمالات را تعیین نمود. برای مثال، تخمین منافع حاصل از قوانین دولتی یا سرمایهگذاری در یک پروژه عامالمنفعه میتواند مقادیری زبانی مانند تقریباً 800 هزار ریال و نزدیک به 1000000 ریال به خود بگیرد. تخمینها می تواند به شکل دیگری مانند “زیاد”، “متوسط”، “کم” یا به اشکال دیگری هم به نمایش درآید.
کاهش نیاز به اندازهگیریهای دقیق مرتبط بودن تجزیه و تحلیلهای حسابداری را افزایش میدهد، زیرا در غیر این صورت از اقلام مربوط صرفاً به دلیل آنکه قابل اندازهگیری دقیق نیستند، صرفنظر خواهد شد. در پژوهشی که توسط اینگرم62 در خصوص مقایسه هزینه و منفعت حسابداری انجام شد، مشخص گردید که برخی هزینهها صرفاً به دلیل مشکل بودن اندازهگیری نادیده گرفته می شوند. کپلن63 میگوید: معیارهای عملکرد عمدتاً بر نتایج عملیاتی کوتاهمدت تمرکز دارد و از اثرات بلند مدتی که در اندازهگیری آنها مشکلتر است، صرفنظر میشود. وی همچنین میگوید که در مدلهای نمایندگی منافع عدم تمرکز نادیده گرفته میشود و در نتیجه میتواند در قیاس با موقعیتهای شرکتهای بزرگ گمراه کننده باشد. سوم آنکه برخلاف مجموعههای عادی، نظریه مجموعههای فازی قاعده مستثنی کردن حد وسط و منطق دو ارزشی را رها میکند. در نتیجه نیازی به طبقهبندی دوگانه اهداف حسابداری که عموماً غیرواقعی و ساختگی هستند، نخواهد بود. بسیاری از اهداف حسابداری دو ارزشی نیستند. آیا بیطرفی یک مفهوم دو ارزشی است؟ یا انحرافات قابل کنترل یا اهمیت و….
چهارم آنکه، حسابداران می توانند با مستثنی کردن حد وسط، از نتیجهگیری غیر قابل قبول اجتناب نمایند. با استفاده از مستثنی کردن قانون حد وسط، حسابدار ممکن است نتیجه بگیرد که تمامی انحرافات بهای تمام شده کوچک و بیاهمیت هستند. این نتیجه گیری با منطق جور در نمیآید.
و نهایت اینکه، نظریه مجموعههای فازی امکان استفاده از تخمینهای دقیق و غیر دقیق از متغیرها و روابط حسابداری را فراهم میکند. بنابر نظر زاده و بلمن، اگر G‌ یک هدف فازی با تابع عضویت UG(X) باشد و اگر C یک محدودیت فازی با تابع عضویت UC(x) باشد، درنتیجه D یک تصمیم فازی است که از اشتراک G و C با تابع عضویت UD(x)= UG(x)˄UC(x)بدست میآید. تصمیم بهینه گزینهای از x است که موجب حداکثر کردن UD(x) می شود. که در آنX مجموعهای از گزینههای موجود است. به بیان ریاضی، تصمیم بهینه تصمیمی است که بیشترین سازگاری را با مجموعه تصمیم داشته باشد، یعنی دارای بالاترین درجه عضویت باشد.
مثال: فرض کنید مجموعهای از رایانههای موجود به شرح زیر بیان شود:
X= {X1, X2, X3,X4}
فرض کنید اهداف فازی عبارتند از: قیمت خرید سیستم باید ارزان باشد (G1) و سیستم باید با هزینه کم قابل بکارگیری باشد (G2) و باتوابع به شرح زیر بیان می شود:
G1= {(.4 / X1) , (.8 / X2) , (1 / X3) , (.7 / X4) }
G2= {(1 / X1) , (.9 / X2) , (.8 / X3) , (.6 / X4) }
نهایتاً فرض کنید که محدودیتهای فازی عبارتند از سیستم قابل انعطاف است (C1) و سیستم قابل اتکا است (C2) که با توابع عضویت به شرح زیر نشان داده می شوند:
C1= {(.9 / X1) , (.1 / X2) , (.8 / X3) , (.7 / X4)}
C2= {(.6 / X1) , (.7 / X2) , (.9 / X3) , (.6 / X4) }
براساس قضیه اشتراک از بین مقادیر عضویت حداقل X1 و X2 و X3 و X4 انتخاب میشوند تا D0 تعریف شود، سپس تصمیم فازی به صورت زیر گفته میشود:
D0= { (.4 / X1) , (.7 / X2) , (.8 / X3) , (.6 / X4) } Z= {.8 / X3}
تابع عضویت UD(x) نشان می دهد که سیستمها تا چه اندازه میتوانند اهداف و محدودیتها را برآورده سازند. بهترین سیستم X3 است، زیرا در بین این سیستمها بیشترین مقدار را دارد.

2-3- پيشينه پژوهش

در اين پژوهش، چون دو متغير ارزیابی عملکرد بوسیله معیارهای سنتی حسابداری و معیارهای مبتنی بر ارزش مورد بررسي قرار ميگيرند، پژوهشهايي که در اين زمينهها انجام شدهاند بيان ميشوند، تا بدين وسيله پشتوانهاي براي متغيرهاي به کارگرفته شده، فراهم گردد.
در ايران، در اين زمينه مطالعات چنداني صورت نگرفته است، اما پاره‌اي از پژوهشهاي اخيري كه در زمينه تفاوت میان این دو دسته معیارهای مالی شرکتها انجام شدهاند و به نحوي به موضوع پژوهش ارتباط پيدا مي‌كنند، بيان ميگردند. افزون بر اين، برخي از پژوهشها به منظور ايجاد پشتوانه براي بهکارگيري متغيرهاي اين پژوهش بيان شدهاند، تا روشن شود چرا در اين پژوهش، برخي متغيرهاي مربوط به ارزيابي عملکرد انتخاب شدهاند.

2-3-1- پژوهشهاي خارجي

براينارد64 و توبين65 (1968) در پژوهشهاي خود به اين نتيجه رسيدند كه رابطه بين نسبت Q توبين (به عنوان معياري مهم جهت تعيين عملکرد) و رشد بالقوه شركت مثبت مي‌باشد، بدين معني كه شركت‌هايي كه نسبت Q توبين بزرگتر از يك دارند، توانايي رشد زيادي دارند.
توبين (1969) مسأله بالا را مجدداً مورد پژوهش قرار داد و به نتايجي مشابه يافته‌هاي بالا دست يافت.
بیمن66 و دمسکی67 (1980) با حذف عوامل مشترک یا سیستماتیک بازده سهام به مطالعه شکل قوی ارزیابی عملکرد پرداختند و به این نتیجه رسیدند که صرفا آزمون قوی، عوامل مرتبط با عملکرد را، مورد مطالعه قرار میدهد.
لامبرت68 و لارکر69 (1987)، اسلون70 (1993) و آرورا71 (1996) با بررسی مبنای اندازهگیری پاداش مدیران به این نتیجه رسیدند که وزن نسبی استفاده از ابزار اندازهگیری عملکرد در یک قراردادهای پاداش مدیریت بستگی به میزان اختلال72 ذاتی در ابزار اندازهگیری عملکرد دارد و قراردادهای پاداش مدیریت عمدتا بر مبنای اندازهگیری حسابداری است زیرا که ابزار اندازهگیری حسابداری اختلال و پارازیت کمتری در ارزیابی عملکرد نسبت به قیمت سهام در بورس دارد.
استوارت73 (1991) برای اولین بار ارتباط بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار را بررسی کرد. در این پژوهش یک نمونهی 100 تایی از شرکتهای صنعتی در بازهی زمانی دو سالهی 1988-1987 انتخاب شده است. نتایج نشان داد ارزش افزوده اقتصادی با ارزش افزوده بازار ارتباط معناداری دارد
ناتراجان74 (1992) به مطالعه ابزارهای اندازهگیری عملکرد مدیر برای پرداخت پاداش پرداخت. وی در پژوهش خود به این نتیجه رسید که یکی از اصلیترین روشهای اندازهگیری عملکرد مدیر، ابزارهای حسابداری است. از آنجا که این ابزار اندازهگیری حاوی اطلاعاتی در خصوص عملکرد مدیر و تصمیمات سرمایهگذاری است، لذا به عنوان ابزار اندازهگیری و ارزیابی عملکرد و همچنین انگیزش مدیر نقش دارد. درضمن میزان مفید و مؤثر بودن این ابزارها با انتخاب روشهای مختلف حسابداری در روند گزارشگری توسط مدیر محدود میگردد.

یومورا75 و همکاران (1996) تعداد 100 بانک از بزرگترین بانکهای آمریکا را با استفاده از ارزش افزوده اقتصادی رتبهبندی کردهاند. در این پژوهش برتری ارزش افزوده اقتصادی نسبت به شاخصهای سنتی حسابداری مثل بازده حقوق صاحبان سهام76، بازده داراییها77 ، سود هر سهم78 نشان داده شده است.
آرورا (1996) با آزمون اثر اختلال بر رابطه سود و پاداش به مقایسه شرکتهایی که طرح پاداش مبتنی بر سود حسابداری دارند با شرکتهایی که طرح پاداش مبتنی بر قیمت سهام دارند، پرداخت. نتیجه پژوهش نشان داد که سود حسابداری اختلال کمتری نسبت به قیمت سهام در اندازهگیری عملکرد دارد و نیز سود حسابداری نه تنها هدایتگر عمل مدیر است، بلکه دارای پیامی در خصوص جریان نقدینگی شرکت برای دستیابی به ارزش در آینده است.
فرناندز79 (2001) 582 شرکت آمریکایی را با استفاده از ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار، سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات80(NOPAT) و میانگین موزون هزینه سرمایه 81(WACC) مورد ارزیابی قرار داده است. برای هر کدام از شرکتها ارتباط بین افزایش در ارزش افزوده بازار در هر سال با EVA، NOPAT و WACC بررسی شده است. برای 296 شرکت، ارتباط بین افزایش در ارزش افزوده بازار NOPAT بزرگتر از ارتباط بین افزایش در ارزش افزوده بازار و EVA است.
سويا82 (2001) به بررسي Qتوبين، به‌عنوان يك معيار اندازه‌گيري عملكرد شركت‌هاي چند مليتي پرداخت. نتايج پژوهش نشان داد، شركت‌هايي كه داراي Q توبيني بالاتر از 1 هستند، عملكرد بهتري دارند.
وانگ83 و چانگ84 (2003) روشی برای ارزیابی عملکرد فرودگاهها توسعه دادند. آنها از روشهای سنتی آماری برای انتخاب معیارهای خود بهره گرفتند و از FAHP برای تعیین وزن معیارهای مزبور استفاده نموده و سرانجام با استفاده از رویکرد تاپسیس اقدام به رتبه بندی فرودگاههای مورد مطالعه بر اساس عملکردشان کردند.
دی ووت85 (2005) به تحلیل نتایج شرکتهای بورس اوراق بهادار آفریقا جنوبی در بازه زمانی 1994 تا 2004 با استفاده از ارزش افزوده بازار پرداخته است. در این پژوهش ارتباط بین ارزش افزوده بازار و EPS و همچنین ارتباط بین ارزش افزوده بازار و سود تقسیمی هر سهم 86(DPS) بررسی شده است. نتایج پژوهش وی حاکی از ارتباط معناداری بین ارزش افزوده بازار، EPS و DPS است.
یانگ و هوانگ 87(2007) ارزیابی عملکرد را به عنوان مسالهی تصمیمگیری چند شاخصه یک راه را از بین چند راه جایگزین انتخاب میکنند. در این مطالعه از تاپسیس و فازی-تاپسیس استفاده شده است.
ارتوقرول و قرقاش اوغلی88 (2009) با استفاده از F-AHP ارزیابی عملکرد شرکتهای صنعت سیمان ترکیه را انجام دادند و از رویکرد تاپسیس برای رتبهبندی شرکتهای مزبور استفاده کردند. در این پژوهش از نرم افزار تاپسیس استفاده شده است که امروزه کمتر مورد استفاده قرار میگیرد و معایب زیادی را داراست.
یالشین89 و همکاران (2012)، با استفاده از رویکرد فازی و با بکارگیری تاپسیس و ویکور، به رتبه بندی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ترکیه پرداختند. در این پژوهش، از نسبتهای مالی بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام، سود هر سهم، نسبت قیمت به سود سهام، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع ارزش افزوده، هزینه سرمایه، منطق فازی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع ارزیابی عملکرد، ارزش افزوده، بورس اوراق بهادار