دانلود پایان نامه با موضوع ارزش افزوده، هزینه سرمایه، منطق فازی

دانلود پایان نامه ارشد

مالی را برآورد میکند، ولی ارزش افزوده نقدی تنها بخش نقدی آن را لحاظ مینماید. به عبارت دیگر، ارزش افزوده نقدی همان ارزش افزوده اقتصادی است که اقلام غیر نقدی آن حذف شده است.
تا به حال ارزش افزوده نقدی در معرض چندین تعدیل اساسی قرار گرفته است؛ دو مورد از آنها در اینجا اشاره میشود:
محاسبه ارزش افزوده نقدی توسط گروه مشاوره بوستون
برای رسیدن به جریانات نقدی عملیاتی تعدیل شده، استهلاک اقتصادی از جریانات نقدی عملیاتی کسر میشود. استهلاک اقتصادی به مبالغ وجوه استهلاکی مورد نیاز همراه با هزینه سرمایه کسب شده که برای جایگزینی دارایی ضروری میباشند اطلاق میشود.
مثل CFROI، جریانات نقدی عملیاتی تعدیل شده بر حسب ریال ثابت (سطح عمومی قیمتها) تجدید ارائه میشوند.
میانگین موزون هزینه سرمایه نادیده گرفته میشود و به جای آن از نرخ محرک بازار استفاده میشود. نرخ محرک بازار به عنوان نرخ تنزیلی است که ارزش فعلی خالص جریانات نقدی شرکتها را با مجموع هزینه بدهی و سرمایه همان شرکتها برابر میکند. نرخ محرک بازار ذاتاً نرخ بازده مورد تقاضا در بازار است.
محاسبه ارزش افزوده نقدی توسط فردریک52 و ویسن رایدر53:
جریانات نقدی عملیاتی تعدیل شده از طریق پیدا کردن جریانات تنزیل شدهای که در طول عمر اقتصادی سرمایهگذاری، خالص ارزش فعلی برابر با صفر ارائه نماید، محاسبه میشود. سرمایهگذاری ناخالص، دارائیهای غیر استراتژیک را نادیده میگیرد.
ارزش افزوده نقدی که در اینجا بحث میشود با حفظ همان منطق ارزش افزوده نقدی ارائه شده توسط گروههای بالا؛ به لحاظ استفاده از ارقام حسابداری، محاسبات مربوط را سادهتر مینماید.
هزینه سرمایه نقدی – سود نقدی عملیاتی پس ازکسر مالیات = CVA
مالیات پرداختی – وجه نقد = سودنقدی عملیاتی پس از کسر مالیات
مالیات پرداختی: این رقم نیز مستقیماً از صورت جریانات نقدی تهیه شده طبق استاندارد شماره 2 از استانداردهای حسابداری ایران به دست میآید.
سود سهام پرداختی + بهره پرداختی = هزینه سرمایه نقدی
منظور از سود نقدی عملیاتی وجه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی موجود در صورت جریان وجه نقد تهیه شده طبق استاندارد شماره 2 از استانداردهای حسابداری ایران است. دلیل اصلی استفاده از هزینه سرمایه نقدی به جای مدل CAPM یا سایر مدلهای کاربردی بازارهای کارا به بحث انتقادی که در مبحث EVA اشاره کردیم برمیگردد.
ارزش افزوده نقدی نیز مانند ارزش افزوده اقتصادی به دنبال دو هدف اساسی است:
الف) ارزیابی عملکرد مدیریت در قبال ارزشی که برای سهامداران ایجاد کرده است.
ب) ارائه اطلاعاتی سودمند به سرمایهگذاران در جهت انتخاب سهام پر بازده.
ارزش افزودهی نقدی ارزش ایجاد شده از دیدگاه سهامداران را بررسی میکند، چارچوبی جدید برای تعیین ارزش بر مبنای یکپارچگی سرمایهی عملیاتی، مدیریت ریسک هزینهی سرمایه و برنامهی عملیات سرمایهگذاری است. برخلاف روشهای سنتی، از دادههای صورت جریان وجه نقد (بر مبنای حسابداری نقدی تهیه شده است) استفاده میکند. CVAمدل خالص ارزش فعلی است و سرمایهگذاری ها را به دو دسته استراتژیک و غیر استراتژیک طبقه بندی میکند. سرمایهگذاری استراتژیک به منظور ایجاد ارزش جدید برای سهامداران انجام میشود و سرمایهگذاری غیر استراتژیک “هزینهای” است برای نگهداری ارزش ایجاد شده توسط سرمایهگذاری استراتژیک (لو و همکاران54، 2012). در مدل CVA، سرمایهگذاریهای استراتژیک اساس سرمایه را تشکیل میدهند. سرمایهگذاریهای با هدف حفظ ارزش سرمایهگذاری اصلی هزینه محسوب میشوند. مدیریت باید قادر باشد که به طور مداوم شرکت را از دید سرمایهگذار ارزیابی کند. از دید سرمایهگذاران سودآوری و ایجاد ارزش در شرکتها تابعی است از پولی که در ابتدا سرمایهگذاری میشود و جریانات نقدی که از عملیات به دست میآید و همچنین طول دوره سرمایهگذاری و هزینه سرمایه آنها. سهامداران میخواهند که از سرمایهگذاری در سهام شرکت پول به دست آورند. بنابراین آنها الزامات مالی روی تصمیمات استراتژیک مدیریت دارند. تأکید روی سرمایهگذاریهای استراتژیک به مدیران شانس بهتر برای آینده شرکت را میدهد و سرمایهگذاری غیراستراتژیک از ارزش اولیه سرمایهگذاریهای استراتژیک دفاع میکند. در مدل CVA به این سرمایهگذاریها به عنوان هزینه نگریسته میشود. تأکید بر سرمایهگذاری استراتژیک میتواند چارچوبی برای مدلهایی باشد که عملکرد مالی را میسنجند (داوریفر، 1383: 48). از جمله مزایای مدل CVA این است که به مدیریت اجازه میدهد که روی تعداد زیادی سرمایهگذاری استراتژیک تأکید داشته باشد و بازخورهای مرتبط با خروجیهای مالی از تصمیمات سرمایهگذاری گذشته تهیه کند. به عبارت دیگر به مدیریت کمک میکند از تکرار تصمیمات ضعیف سرمایهگذاری اجتناب کند.

کاربردهای ارزش افزوده نقدی
ارزش افزوده نقدی میتواند در جهت بهبود تعدادی از فرایندهای درون مدیریت اقتصادی شرکت بهکار میرود. با کاربرد مداوم CVA، یک مجموعه بنیادین همراه با یک روش پیوستهای ایجاد میشود که موجب ایجاد روابط قوی بین اهداف میشود. ارزش افزوده نقدی در زمینههایی مانند اهداف مالی، ارزیابی عملکرد و پاداشدهی کاربرد دارد.
الف) اهداف مالی: ارزش افزوده نقدی برای اهداف، یک گرایش روشنی از جریانات نقدی ارائه میکند که محرک به سوی کسب بازده بیشتر باشد. این امر به نوبه خود مزیتی برای مالکان محسوب میشود (آنلدا55، 2003). به عبارت دیگر، محتوای اطلاعاتی معیار ارزش افزوده نقدی در ارتباط با تغییرات قیمت سهام بیشتر از فعالیتهای عملیاتی میباشد، این امر موجب میشود سرمایهگذاران آن را به عنوان محرکی در تغییرات قیمت سهام تلقی میکنند (نوروش و حیدری، 1383: 58).
ب) ارزیابی عملکرد: معیار ارزش افزوده نقدی به اندازهگیری ارزش نقدی ایجاد شده برای سهامداران میپردازد و کاربرد این معیار، اطلاعات قابل اتکایی درباره سودآوری تلقی میشود، ولی ممکن است با کاربرد معیار CVA، عملکرد شرکت ضعیف تلقی شود و حتی نتواند هزینه سرمایه خود را پوشش دهد. در صورتیکه سود نقدی عملیاتی شرکت پاسخگوی هزینه سرمایه نقدی نباشد میتوان نتیجه گرفت که اولاً: کیفیت سودآوری پایین است، ثانیاً: در صورتیکه شرکت به همان صورت ادامه دهد، تداوم فعالیت آن زیر سئوال خواهد رفت.
ج) پاداشدهی: همانطور که قبلاً اشاره شد با کاربرد معیارهای مبتنی بر ارزش، به ویژه معیار ارزش افزوده نقدی منافع سهامداران با منافع مدیران شرکت همسو میشود. به وجود آوردن انگیزه در مدیران از طریق سهیم کردن آنان در مالکیت برای تأمین منافع سهامداران و مدیران شرط لازم است ولی شرط کافی نیست. بنابراین، علاوه بر سهیم کردن مدیران در مالکیت شرکت باید فرمول مناسبی را برای پرداخت پاداش ارائه داد. آنچه که در این فرمول به عنوان یک اصل تلقی میشود، این است که مدیران در فرآیند ایجاد ارزش شرکت سهیم شوند. با توجه به مطالب ذکر شده CVA بهترین شاخص در فرآیند پاداش است (حیدری 1383: 66).

ارزش افزوده نقدی- تمرکز بر سودآوری پایدار و رشد بلندمدت در جریانات نقدی
به خاطر توجه CVA بر جریانات نقدی، بر اشتباهات بنیادین حسابداری سنتی میتوان فائق آمد. مدیریت میتواند هم در داخل و هم در خارج از شرکت، شهرت کسب کند. زیرا مدیران میتوانند اثبات نمایند که ارزش هم به سطح کل شرکت افزوده میشود و هم به سطح بخشهای شرکت و این امر به خاطر دلایل زیر است:
اهداف مالی مستقیماً با رشد جریانات نقدی مرتبط است.
اطلاعات دقیقی راجع به سودآوری معاملات معین در دسترس است.
بین اطلاعات سرمایهگذاری و پیگیری، یک رابطه قوی ایجاد میشود.
بر شفافیت اطلاعات افزوده میشود.
هر کدام از معیارهای مالی، در راستای یک هدف خاص ایجاد شده است. از این رو هنگامی که پژوهشگران از جنبه دیگری به معیار مالی مورد نظر نگاه میکنند، ممکن است انتقادات تندی به آن وارد کنند. بنابراین اگر به دنبال آن باشیم که به وسیله یک معیار مالی خاص، شرکتها را به منظور استفاده تمامی تصمیمگیرندگان مالی رتبهبندی کنیم، هرگز نخواهیم توانست پاسخگوی طیف وسیع استفادهکنندگان باشیم. زیرا هر گروه، هدف اصی را دنبال میکنند.
ما در این پژوهش معیارهای مالی فوق را با هم ترکیب کرده و با استفاده از رویکرد فازی و بهکارگیری تکنیکهای مکمل هم، یک الگوریتم جامع ارزیابی عملکرد ارائه میدهیم.

شکل2-2. معیارهای مالی ارزیابی عملکرد

دلیل انتخاب معیارهای مالی فوق را میتوانیم بدین صورت بیان کنیم
اول اینکه معیارهای مالی فوق هریک دارای مزایایی است، بدین صورت که هریک از معیارها به نحوی به منظور پوشش معایب دیگری ایجاد و مورد استفاده قرار گرفتند. برای مثال انتقادات زیادی به معیارهای مالی سنتی حسابداری وارد شد، و مهمترین انتقاد این بود که این معیارها به هزینه سرمایه توجه نمیکنند. بنابراین معیارهای مالی مبتنی بر ارزش به شکلی بیان شدند که بتوانند هزینه سرمایه را در محاسبات خود لحاظ کنند.
دیدگاه دوم ما استفاده متوازن از هر دو دسته معیار مالی، یعنی هم معیارهای مالی مبتنی بر ارزش و هم معیارهای مالی سنتی حسابداری بوده است. زیرا هرکدام از این گروه بدین صورت عمل میکنند که یکی از اهداف حداکثر کردن سود وحداکثر کردن ثروت را پشتوانه محاسبات خود قرار دهند. (معیارهای مالی مبتنی بر ارزش، حداکثر کردن ثروت و معیارهای سنتی حسابداری حداکثر کردن سود). از این جهت هر گروه نگاه متفاوتی دارند و نیاز است از هر دو گروه در مدل پژوهش استفاده کنیم تا شاخص نهایی ارزیابی جامعی داشته باشیم.
دلیل دیگر اینکه سعی کردیم از معیارهای قدیمی و معیارهای نوین همزمان در مدل پژوهش استفاده کرده باشیم. تا در سیر تاریخی ایجاد معیارهای مالی نیز از طرفداران هر دیدگاه نمایندهای در مدل خود داشته باشیم. بدین صورت از نظرات دانشمندان علوم مالی در طول تاریخ به صورت کم و بیش استفاده کردهایم.

2-2-9- منطق فازی

منطق فازی با نام یک پروفسور ایرانی عجین شده است. پروفسور لطفیزاده که در جهان علم به پروفسور زاده معروف است در سال 1921 در شهر باکو در جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. مادرش یک پزشک روس و پدرش یک ژورنالیست ایرانی بود که به دلایل شغلی در آنجا به سر می برد. او در سن ده سالگی به دلیل قحطی در شوروی به همراه خانواده مجبور به مراجعت به خانه پدری شد و در شهر تهران در دبیرستان فعلی البرز تحصیلات متوسطه را به پایان رساند و با رتبه دوم کنکور سراسری در رشته برق و الکترونیک دانشگاه تهران مشغول تحصیل شد تا اینکه در 21 سالگی برای ادامه تحصیل عازم آمریکا شد. دوره فوق لیسانس را در انستیتو تکنولوژی ماساچوست واقع در شهر بوستون طي نمود. پس از آن دانشگاه کلمبيا در نيويورک را انتخاب کرد و سرانجام در سال 1949 موفق به دريافت درجه دکتراي خود از اين دانشگاه شد. در 1965 نظریه بحث برانگیز منطق فازی را مطرح و دنیا را تکان داد. بطوریکه تا کنون بیش از 15000 مقاله و 3000 درخواست ثبت اختراع در این زمینه صورت گرفته است. مهد منطق فازی در جهان امروز ژاپن است. در این کشور دهه ی نود میلادی را دهه فازی نام نهادند.
منطق فازی در ابتدا به عنوان روشی برای پردازش اطلاعات معرفی شد که عضوهای دو مجموعه علاوه بر دو حالت قطعی عضو بودن و نبودن حالت بین این دو را نیز تعریف میکردند. فازی به جای پرداختن به صفر و یک، از صفر تا یک را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. به بیان دیگر مجموعهای که در منطق ارسطویی دارای دو عضو صفر و یک است در منطق فازی به مجموعهای با بینهایت عضو که دارای مقادیری از صفر تا یک هستند تبدیل می شود و بدین صورت منطق فازی به اعمال و طرز تفکر آدمیان بیشتر نزدیک می شود. این روش علمی، برای مدل سازی در حالات ابهام و نبود قطعیت کاربرد دارد.
فرآیند منطق فازی اساساً مستلزم 3 مرحله ی اصلی است:
فازی سازی: تبدیل داده های کمی به داده های کیفی در فرآیندی که به آن تصمیمپذیری میگویند.
استنتاج فازی: ایجاد قواعد استنتاجی که مبتنی بر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع ارزش افزوده، ارزش افزوده بازار، هزینه سرمایه Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع ارزش افزوده، ارزش افزوده بازار، ارزیابی عملکرد