دانلود پایان نامه با موضوع ارزش افزوده، ارزش افزوده بازار، هزینه سرمایه

دانلود پایان نامه ارشد

ارزش ایجاد شده توسط شرکت برای سهامداران راحتتر شود. ارزش افزودهی اقتصادی حلقه گمشده بین بازده سهامداران، بازده اقتصادی و بازده حسابداری به صورت نشان داده شده در شکل زیر است(رستگاری، 1384: 139).

ارزشافزودهاقتصادی

شکل2-1. نمایش رابطه بین بازده حسابداری، اقتصادی و سهامداران (مهدوی و رستگاری، 1386: 140).

EVA یک معیار مالی است که به وسیله آن کارایی کل فرآیند در مقایسه با سرمایه قابل دسترس ارزیابی میگردد. EVA هزینه فرصت صاحبان سهام و ارزش زمانی پول را در نظر میگیرد و تحریفهای ناشی از اصول حسابداری را رفع میکند.
EVA به دو روش محاسبه میشود (نوروش و همکاران، 1383: 127):
روش اول
EVAt = NOPATt – (WACCt × capitalt-1)
EVAt: ارزش افزوده اقتصادی در دوره ی t
WACCt: میانگین موزون هزینه سرمایه در پایان دوره:
Capitalt-1: سرمایه به کار گرفته شده در اول دوره: کلیه وجوه نقدی که در طی عمر فعالیت شرکت بدون در نظر گرفتن منابع مالی وجوه، نام حساب یا اهداف تجاری شرکت، در شرکت ریخته میشود سرمایه نام دارد. منبع تأمین سرمایه مهم نیست، مهم این است که آیا مدیریت به نحو بهینه از این سرمایه استفاده میکند یا خیر. به عبارتی استفاده بهینه از وجوهی که در حساب سرمایه شرکت ذخیره میشود به موفقیت مدیریت شرکت در کسب عایدات ناشی از سرمایه و نرخ تنزیل عایدات بستگی دارد. استوارت با تعدیلاتی که پیشنهاد میکند سرمایه اقتصادی را مطرح میسازد که با تعریف حسابداران سازگار نیست.
از این رو سرمایه شامل، بدهیهای بهرهدار حقوق صاحبان سهام و معادلهای سرمایه است، که ارزش اقتصادی بکار گرفته شده از طرف شرکت را نشان میدهد (استوارت، 1990: 70).
سرمایه به کار گرفته شده (capital) از طریق رابطه زیر محاسبه میشود:
سرمایه به کار گرفتهشده= تعدیلات دارایی+ تعدیلات بدهی + تعدیلات حقوق صاحبان سهام + حقوق صاحبان سهام + بدهیهای بهرهدار + سایر بدهیهای بلندمدت
NOPATt: سود عملیاتی پس از مالیات که در محاسبه آن اثر مبادلات غیرنقدی حذف و صرفهجویی مالیاتی ناشی از هزینه تامین مالی از سود کسر شده است، و از طریق رابطه زیر محاسبه میشود:
تعدیلات درآمد + تعدیلات هزینه + صرفه جویی مالیاتی بهره – هزینهبهره + سود پس از مالیات
روش دوم
EVA = capitalt-1 (ROAt – WACC)

انتقادات وارد بر EVA:
انتقاد ساختاری و مفهومی ( پائولو استانلیف38، 2002)
طبق تعریف، EVA عبارت است از:
سرمایه بکار رفته × (هزینه سرمایه – بازده بر سرمایه بکار رفته)
که در آن:
هزینه سرمایه مطابق مدل CAPM جز به جز محاسبه میشود و مطابق میانگین موزون هزینه سرمایه (WACC) تجمیع میشود. به لحاظ روش شناسی، EVA هم در جاهایی که بازار سرمایه کارا دارند و هم در جاهایی که بازار سرمایه غیرکارا دارند مشکل ساختاری دارد. محاسبه EVA نیاز به محاسبه هزینههای اجزا خاص سرمایهای دارد که شرکتها استفاده میکنند. این هزینه با استفاده از مدل CAPM محاسبه میشود، فارغ از اینکه پژوهشهای زیادی نشان داده که CAPM یک رویکرد ناکارآمدی برای ارزیابی و محاسبه هزینه سرمایه میباشد ( فاما39 و فرنچ40، 1996).
محاسبه EVA در جاهایی که فرضیات بازارهای کارا در آنجا وجود دارد، به لحاظ اینکه داراییها در آن بازارها روی خط بازار سرمایه (CML) قراردارند و قیمتهای بازار داراییها منطبق با ارزشهای ذاتی همان داراییها میباشند، صحبت کردن درباره معیاری مانند EVA امکان پذیر نیست. طبق تعریف، در CML خالص ارزش فعلی (NPV) برابر صفر است و نرخ بازده مورد توقع سرمایهگذار یا هزینه سرمایه نرخ بازده داخلی (IRR) میباشد که در این صورت EVA باید مساوی صفر باشد. چون که EVA به اندازه گیری تفاضل بین نرخ بازده مورد توقع سرمایهگذار و نرخ بازده داخلی (IRR) میپردازد، بنابراین در بازارهای کارا EVA سعی در اندازهگیری رقمی دارد که طبق تعریف نمیتواند وجود داشته باشد، مگر آنکه تصادفی باشد. پس، در منطق بازارهای کارا ارزش افزوده اقتصادی یک افسانه ملی است. مدلهای تعادلی- که انتزاع شده از واقعیت هستند- باید از دو ویژگی معتبر بودن و قابل اتکا بودن برخوردار باشند (کوپر41 و ایموری42، 1995). به عنوان مثال دماسنجی که دما را به درستی نشان میدهد هم قابل اتکاست و هم معتبر. اما اگر این دماسنج همیشه دما را بیشتر از واقع نشان دهد، آن وقت قابل اتکا هست، ولی معتبر نیست. اگر این دماسنج برخی اوقات دما را بیشتر از واقع و برخی اوقات کمتر از واقع نشان دهد، پس این دماسنج نه قابل اتکاست و نه معتبر. الزامات یک معیار ارزیابی خوب عبارت است از: معتبر بودن، قابلیت اتکا و قابلیت اجرا (فاما و فرنچ، 1995). قابل اجرا بودن مرتبط با تعدادی موضوع است که تغییر هر کدام از اهمیت به سزایی برخوردار است. CAPM به عنوان مبنای تشکیل دهنده محاسبه EVA درباره این الزامات نمره ضعیفی دریافت میدارد. یک سیستم مدیریت مناسب از معیارهای غیر معتبر و غیر قابل اتکا استفاده نمیکند و متخصصان مالی و مدیریتی باید به ریسک درو نشدن خود از معیاری که دارای این ویزگی نیست، توجه داشته باشند. پژوهش های زیادی در طول بیش از دو دهه نشان میدهد CAPM به عنوان یک مدل اشتباه است و در نتیجه، شگفت انگیز است که در زمینه ارزیابی و محاسبه هزینه سرمایه مورد توجه قرار گیرد (هارینگتون43، 2001). فاما و فرنچ (1996) در حمایت از یافتههای پژوهش های خودشان به کارهای افرادی مثل بانز44 (1960)، رینسو45 (1983) و چان46 (1991) اشاره میکنند و بدون هیچ ابهامی میگویند CAPM یک روش نامناسب محاسبه هزینه سرمایه است و نباید برای اهداف ارزیابی از آن استفاده شود. خلاصه، از لحاظ مفهومی CAPM یک مدل قیمت گذاری ضعیفی میباشد، زیرا نه قابل اتکاست، نه معتبر استو نه قابل اجرا (فاما و فرنچ، 1996).

انتقادات محاسباتی: (روبن اسکالونا47، 2003)
وجود تعدیلات متعدد (164 تعدیل پیشنهادی) و اینکه کدام نوع تعدیل و تغییر بر ارقام حسابداری، لازم است تا اندازهگیری عملکرد بیشتر بر بازده اقتصادی منطبق گردد؟ اینکه چه نوع هزینهای بایستی سرمایهای گردد یا چند ساله مستهلک شود و یا از چه روش استهلاکی استفاده شود، موجب میگردد که EVA حالت ذهنی پیدا کند. علاوه بر این، تعدیلات مستلزم محاسبات خسته کننده و پیچیده میباشد.

2-2-8-2-2- ارزش افزوده بازار

استوارت ارزش افزوده بازار را به عنوان مازاد ارزش بازار سرمایه (بدهی وحقوق صاحبان سهام) نسبت به ارزش دفتری آن تعریف میکند.
ارزش افزوده بازار – سرمایه بهکارگرفته شده = ارزش بازار شرکت
ارزش افزودهی بازار معيار ارزش انباشته ايجاد شده توسط مدير نسبت به مازاد سرمايه بكارگرفته شده است. بنابراين، معيار برون سازماني ارزيابي عملكرد مديريت محسوب مي شود. از ديدگاه نظريههاي مدرن مالي، ارزش افزوده بازار كم و بيش همان ارزش فعلي شركت است. ارزش افزوده بازار نشان ميدهدكه چگونه يك شركت به طور موفقيت آميز، سرمايهی خود را بكار گرفته و فرصت هاي سودآور آينده را پيشبيني و برنامهريزي كرده است. اگرچه هدف نهايي هر شركت حداكثرسازي ارزش افزوده بازار است، اما نمیتوان از اين معيار به عنوان راهنمايي براي تصميمگيري جاري يا بلند مدت سرمايهگذاري استفاده كرد؛ زيرا ارزش افزوده بازار صرفاً زماني كاربرد دارد كه ساختار واحد تجاري به صورت يك شركت سهامي عام باشد و سهام آن در بازار قيمت گذاري و معامله شود؛ هر چند براي شركت هاي سهامي عام نيز ارزش افزوده بازار در سطح كلي محاسبه میشود و نمیتواند براي يك بخش، واحد تابعه يا خط توليد تعيين گردد (مجتهد زاده وحسن زاده، 1387).
ارزش افزودهی بازار انعکاسی از ثروت انباشته برای سهامداران است. از نظر عملی شاخص MVA، ارزیابی بازار از استفاده اثربخش مدیر یک شرکت است که از منابع کمیاب تحت کنترل خود استفاده کرده است و بدین منظور موقعیت خود را در شرکت تثبیت کرده است. MVA از مفهوم EVA گرفته شده است، EVA خالص ارزش فعلی یک شرکت است و MVA معادل کل ارزش فعلی مورد انتظار آتی یک شرکت است، بنابراین MVA برآوردی از ارزش فعلی مورد انتظار EVA است ( چنگ و همکاران48، 2007).
ارزش افزوده بازار = EVA1 / (1+c)1 + EVA2 / (1+c)2 +… EVAn / (1+c)n
اگر MVA مثبت باشد، شرکت در بازار جذابیت زیادی دارد چون به سهامداران پاداش میدهد. ارزش افزودهی بازار بهترین معیار خارجی برای ارزیابی عملکرد مدیریت در دوره بلندمدت است (یالشین و همکاران، 2012: 359).
اولین مسأله که متوجه این معیار میشود این است که سرمایه بر اساس ارزش دفتری مشخص میشود و آیتمهایی همچون R&D49 و آموزش به عنوان هزینه نگریسته میشوند و سرمایهای نیستند. قیمت سهم که عنوان اصلی تشکیل دهنده محاسبات ارزش افزوده بازار است بیشتر به عملکرد مورد انتظار آینده و نه عملکرد گذشته بستگی دارد. برای ارزیابی عملکرد مدیریت جهت تعیین حقوق و مزایا یا اجرای برنامههای ایجاد انگیزه معمولا ارزش افزوده بازار نمیتواند کارساز باشد. ارزش افزوده بازار را باید در مورد کل شرکت بکار برد.
فرض کنید یک شرکت با سرمایهای معادل 100 دلار شروع و پس از 3 سال ارزش آن برابر 120دلار است. واضح است که ارزش افزوده ایجاد شده براساس MVA برابر 20، یعنی
(100 – 120) میباشد. حال اگر هزینه شرکت 10 درصد باشد پس نرخ بازده مورد انتظار که یک سرمایهگذار انتظار دارد عبارت است از 133 = 1/1×100. در حقیقت شرکت نه تنها ارزشی ایجاد نکرده بلکه آن را از بین برده است. (133-120)
مشکل دیگر در رابطه با MVA این است که نمیتواند بازده نقدی سهامداران را حساب کند. این مسأله زمانی آشکار میشود که بخواهیم دو شرکت را با هم مقایسه کنیم. فرض کنید دو شرکت با سرمایه یکسان شروع کردهاند و ارزش بازار برابر دارند. در این صورت MVA آنها برابر است، اما ممکن است که یکی از شرکتها هیچ بازدهی برای سهامداران به دست نیاورده در صورتیکه دومی پایدار آن را میپردازد. بنابراین این شاخص هم نمیتواند معیار دقیقی برای بررسی عملکرد بین دو شرکت باشد. (داوریفر، 1383: 20)
مشکل دیگر در رابطه با MVA این است که تورم موجب تفسیر غلط از عملکرد میگردد (داوریفر، 1383: 20) .
اما یک ایراد دیگر نیز بر این شاخص وارد است. MVA یک معیار مطلق است. قضاوت براساس مقدار مطلق به این معنی است که شرکتهایی که سرمایه زیادی دارند براساس معیار عملکرد MVA در بالا قرار میگیرند، یعنی اندازه سرمایه در مقایسه با کارایی، اثر بیشتری روی MVA دارد. پس مقایسه شرکتهایی که اندازه گوناگونی دارند براساس MVA منطقی نیست (آرنولد50 و گلن51، 1998؛ نقل از حیدری 1383: 52).

2-2-8-2-3- ارزش افزوده نقدی (CVA)

ارزش افزوده نقدی مازاد وجه نقدی تعریف میشود که پس از کسر هزینه سرمایه نقدی از سود نقدی عملیاتی بدست میآید. این مازاد وجه نقد گاهی اوقات سود نقدی مازاد نیز نامیده میشود. (حیدری 1383: 60).
مدل ارزش افزوده نقدی (CVA) فقط شامل اقلام نقدی میباشد؛ یعنی، سود نقدی عملیاتی پس از کسر مالیات با هزینه سرمایهای که آن هم نقدی است (بهره پرداختی به علاوه سود سهام پرداختی) مقایسه میشود. این مدل بر محور ایده اقتصادی استوار است؛ بدین معنی که، یک واحد تجاری زمانی میتواند ارزش ایجاد کند که بازده آن بیشتر از کل هزینه سرمایه شرکت باشد. این معیار و معیار ارزش افزوده اقتصادی نوعی تعریف عملیاتی از سود مدیریت (مازاد) هستند که توسط مارشال مطرح گردید. مفهوم ارزش افزوده نقدی بسیار شبیه ارزش افزوده اقتصادی است، با این تفاوت که ارزش افزوده اقتصادی کل ثروت ایجاد شده توسط شرکت طی یک دوره

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع سود حسابداری، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع ارزش افزوده، هزینه سرمایه، منطق فازی