دانلود پایان نامه ارشد درمورد کنترل خشم

دانلود پایان نامه ارشد

اينو حتما تو تحقيقت بنويس که تو کانون تمام اعتماد به نفس آدم و ازش ميگيرن . از بس که اين مراقبا به آدم ميگن خيلي زشتي ، بد هيکلي ، بدبختي ، هيچي نيستي ، دماغت گنده است ، هيکلت مثل تاپاله است ، هيکلت مثل گاو ميمونه بايد هم گاو بشي داري مال مفت ميخوري ديگه . انگار اينا دارن خرج مارو ميدن . فقيري ، بدبختي ، اينجا از سرتون هم زياده . يه چيز کوچيک براي آدم ميخرن مثل شيريني يا بستني بعد به آدم ميگن قبلا از اين چيزا خورده بودي ، بيرون که بودي از اين چيزا گيرت مي اومد ؟ همش ميخوان آدم و خرد کنن انگار که خودشون کي هستن . من ديدم مراقبا با افغاني ها خيلي بدتر رفتار مي کنن .
شرکت کننده شماره …. : خودشون حرف زشت به آدم ميزنن اون وقت به ماها ميگن ادب نشدي ، تربيت نداري . ببخشيد ببخشيد ، خانم …. به من ميگه خيلي کچلي موي ….. پيرزن از موهاي سر تو بيشتره ، هرچي از دهنش درمياد بار آدم مي کنه .
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” من کارهاي بچه هاي اينجا رو تاييد نمي کنم خانوم بعضي وقت ها حرف زدناشون خيلي بده اما مگه اينجا کانون اصلاح تربيت نيست پس بايد بچه ها رو تربيت کنن نه اين که مراقباشون 4 تا فحش زشت تر به ما ها بگن . يه روز مسوول خوابگاه من و برد که آشغال هاي سطل آشغال دفتر مراقبا رو خالي کنم ، خانم … تا من و ديد گفت : اه اه اين کثافت …. گنده رو ببر از قيافش خوشم نمياد ، يکي ديگه رو بيار آشغال ها رو خالي کنه ” .
مددجو با اقامت طولاني مدت: ” افسر نگهبان که مياد صندوق نامه هاي مددجو رو ببره براي مدير ، دم در وايميسه با يکي از مراقبا تمام نامه ها رو وا ميکنن مي خونن اگه مددجو از يکي بد نوشته باشه نامه رو نميدن بعد ميان تو خوابگاه دعواش مي کنن که گوه خوردي واسه مدير نامه دادي ” .
مددجو با اقامت طولاني مدت: ” تا وقتي سرمراقب است اين مراقبا ان قدر خوب و مهربون ميشن به ما ها ميگن سلام عزيزم خوبي ؟ بعد که سرمراقب ميره خونش ، ببخشيد خانوم ، عين سگي که قلادش وا ميشه پاچه آدم و سر هر چيزي ميگيرن ” .
مددجو با اقامت کوتاه مدت: ” من افغاني ام . اصلا اسم من و صدا نمي کنن . بهم ميگن هي ، هوي بيا اينجا. يه روز همه بچه ها تو حياط بودن . خانم … گفت فرش رو بده اين افغانيه بشوره ، اون يکي ميگه اين افغاني رو بفرست بره آشغال هاي باغچه رو جمع کنه . يه روز داشتم با بچه ها شوخي ميکردم خانم … به بچه ها گفت خاک تو سرتون که يه افغاني مي تونه دستتون بندازه . اين جا يه جاييه که آدم عقده اي ميشه همه به آدم توهين ميکنن . من يه جرمي کردم خودمم دارم تقاصشو پس ميدم ديگه به کسي ربطي نداره که انقدر بهم توهين مي کنن ” .
مددجو با اقامت طولاني مدت: ” روز جهاني کودک بود آقاي مدير گفته بود روز کودک برامون جشن ميذاره . بچه ها به خانم … گفتن پس چرا ما رو نمي برين جشن . مراقبه گفت اون موقع که داشتين کثافت کاري مي کردين ، ………. مي خوابيدين ، کودک نبودين حالا کودک شدين ، خفه شين بگيرين بخوابين ، جشن بي جشن ”
کارمند مسوول تربيت بدني : ” وقتي براي ما ( کارکنان ) کلاس کنترل خشم گذاشتن خيلي رفتارمون با بچه ها بهتر شده قبلا وقتي عصباني مي شدم واقعا بلد نبودم بايد چي کارکنم . بعضي از کارکنان اينجا خيلي بي فرهنگن گرچه رفتن دانشگاه مثلا تحصيل کرده شدن اما کسي که از اول بي فرهنگ بوده درست نمي شه گرچه بچه ها هم يه وقت هايي يه شيطنت هايي مي کنن اما بعضي از مراقباي اينجام خيلي بي فرهنگن ” .
تمام مددجويان ( با اقامت کوتاه مدت و بلند مدت ) : “مربي ورزشي که برامون اومده خيلي بد اخلاقه . اگه کسي نتونه تند بدوه بهش ميگه انگل اجتماع ، همش ميگه تو کلاس من همه بايد خفه شن . به بچه ها ميگه خيابوني ، شما ها ذاتتون خرابه . “
ج : خنثي
طبق مشاهدات پژوهشگر روان شناس گروه دختران بيشتر ساعات حضور در کانون در دفتر خود مشغول مطالعه و يا در حال استراحت بود و نه تنها در مورد مسايل و مشکلات مددجويان بلکه از تعداد مددجويان نيز اطلاعي نداشت و تعامل او با مددجويان صرفا محدود به اولين روز ورود مددجو به کانون مي شد که با دريافت تست آيزنگ و ريون از مددجو به پايان مي رسد . در صورت ورود مددجوي معتاد او را به روان پزشک معرفي مي کند . مددجويان جز در اولين روز ، ديگر روان شناس را ملاقات نمي کردند . بيشتر تعاملات مددجويان با مددکار بود که صحبت هاي آنان پيرامون زمان آزادي ، زمان اعزام به دادگاه و ساير مسايل پيرامون پرونده قضايي مي باشد . در صورتي که مددجو تقاضاي بازگشت به خانواده را داشته باشد مددکار در زمينه ي پذيرش مددجو با خانواده گفتگو مي کند . طبق گفته ي مددکاران ، به دليل اين که نوع جرم اکثر مددجويان دختر ( روابط نامشروع ) توانايي کمتري براي کمک به دختران در مقابل پسران دارند . به دليل تخصصي بودن فعاليت هاي مددکاري و روان شناسي علاوه بر مشاهده ، مصاحبه با مددکار و روان شناس ، با تعدادي از کارورزان مددکاري و روان شناسي هم گفتگو و از صحبت هاي انان استفاده شد .
مددکار : ” تا خود مددجو پيش ما نياد و درخواست کمک نداشته باشه ما نمي تونيم بهشون کمک کنيم ، بايد خودش بخواد که بهش کمک بشه . در مورد بازديد از منزل هم ، اگه مورد خيلي خاصي باشه براي بازديد ميريم ، از منزل همه مددجو ها بازديد نمي کنيم ” .
مددکار : “سيستم با ما همکاري نمي کنه ، ما هم بيشتر از اين نمي تونيم براي بچه ها کاري بکنيم . من سعي مي کنم از خونوادشون بخوام که بچه هاشون و قبول کنن ، البته اگه خونواده اي داشته باشن ” .
روان شناس : ” کار کردن با پسرا راحت تره . مسايل دخترا سخت و پيچيده است . “
مددکار : ” من کار خاصي نمي تونم در مورد پذيرش مددجو از جانب خونوادش بکنم . من چه طور مي تونم مادري رو که مثلا 60 سالشه طرز فکرشو عوض کنم و راضي کنم ، دخترشو که با چند نفر رابطه داشته بپذيره .خب مسلمه که اين حرف و از من قبول نمي کنه . خيلي وقت ها حتي حاضر نيستن زمان آزادي ، دنبال بچه هاشون بيان . من چند بار زنگ ميزنم خونه شون ميگم حداقل بيا دنبال دخترت ، از اينجا ببرش ، بعد اگه خواستي دوباره رهاش کن “.
کارورزان مددکاري : ” مددکار کار حرفه اي انجام نميده . گزارش هاشون خيلي سطحي و تشخيص ها خيلي کلي و غير حرفه اي است . بازديد از منزل مددجو ها نميکنن ، به ما ها هم اجازه نميدن که بريم . فقط به دادگاه زنگ ميزنن ، به خونه مددجو تلفن مي کنن . همين ، من تو اين چند ماهي که اينجا کارورزي کردم چيز ديگه اي نديدم . وقتي هم که ما بهشون ميگيم که کارهاي بيشتري ميشه براي مددجو انجام داد به ما ميخندن و ميگن شما ها بي تجربه ايد ، ما هم اوايل کارمون مثل شما ها خيلي با انگيزه بوديم و فکر مي کرديم همه مشکلات رو مي تونيم رفع کنيم اما خود سيستم مشکل داره ” .
کارورزان روان شناسي : ” من واقعا متاسف شدم وقتي ميديم روان شناس يه کار روتين و تکراري که به هيچ درد بچه هاي اينجا نمي خوره ، هر روز انجام ميده . هر روز فقط يه تست از بچه هاي جديد ورود ميگيره و چند دقيقه در مورد يه سري اطلاعات مثل شغل خونواده و سو سابقه و …. از مددجو يه سوالاتي مي پرسه ، فقط همين ، درحالي که به نظر من خيلي کارهاي بهتر و تخصصي تري ميشه براي بچه هاي اينجا انجام داد ” .
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “روان شناس و فقط روز اول ديدم ازم دو تا تست گرفت بعد ديگه نديدمش ، مددکار هم که فقط يه شماره خونمون رو تاييد مي کنه و گاهي زنگ ميزنه به دادگاه همين .”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “روان شناس نمي شناسم يه خانومي روز اول از ما تست گرفت گفتن روان شناسه ، مددکار هم که فقط به دادگاه زنگ ميزنه . زمان اعزام و نمي دونه من وکيل هم دارم هرچي وکيلم ميگه با حرفهايي که مددکارم ميگه با هم فرق داره نمي دونم حرف کدومشون باور کنم . هر چي از مددکارم مي پرسم ميگه نمي دونم پس اين چي کارس ؟ اگه مددکار زندانه بايد بدونه چي به چيه . نه زمان اعزام و ميدونه ، نه شعبه رو ميدونه همش ميگه نمي دونم “.
مددجو با اقامت طولاني مدت : ” مددکارم چن بار با شاکي هام حرف زده ازشون رضايت بگيره . تا حالا هم پيش روان شناس نرفتم ” .
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “من پيش مددکار نميرم چون مي دونم خونوادم دنبالم نميان . جايي رو ندارم که وقتي آزاد شدم برم . دنبال آزاديم نيستم واسه همين پيش مددکار نميرم . فقط براي ترک اعتيادم من و فرستادن پيش روان شناس اونم من و فرستاد پيش روان پزشک ، بهم قرص داد . “
مددجو با اقامت کوتاه مدت ( افغان ) : ” اينجا به اندازه ايروني ها دنبال کار مانيستن . مددکار بيشتر دنبال کار ايروني هاست اصلا به ما نمي رسن” .
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” مددکار جز اين که چن بار زنگ بزنه دادگاه کار ديگه اي برام نکرده .”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” روز اولي که اومدم مددکار فقط شماره خونمون تاييد کرد بعد هم ديگه هيچ کاري براي من نکرده ، هر وقت هم که وقت اعزام مي پرسم ميگه نميدونم ” .
مددجو با اقامت بلند مدت : ” مددکار هيچکاري براي من نکرد . فقط مدير کانون دختران ، دنبال اين بود که از شاکي هام رضايت بگيره ” .
4 – 3 – 2 – 2 رفتار
الف : اعمال قانون
در زمينه ي اعمال قانون با اکثر مددجويان ( اقامت کوتاه مدت ، اقامت بلند مدت ) معمولا يکسان برخورد مي شود .
مددجو با اقامت بلند مدت: ” اينجا همه چي زوريه ، کارگاه رفتن زوريه ، نماز خوندن اجياريه اگه نماز خودت خونده باشي وقتي حاج آقا بياد بايد يه بار ديگه بري به جماعت بخوني ، روزه ، روزه گرفتن هم اجباريه همه به جز حامله ها بايد روزه بگيرن مگه اين که دکتر بگه اين مريضه نمي تونه روزه بگيره ، مراقبا ماه رمضون يخچال و خالي مي کردن دم افطار پر مي کردن . خوابيدن هم زوريه اگه موقع خاموشي صدا آدم دربياد ميان زبون آدم و از حلق آدم ميکشن بيرون ” .
ب : تنبيه
پس از بررسي داده هاي بدست آمده ، اين قسمت به دو زير گروه تنبيه فيزيکي و غير فيزيکي قابل تقسيم است .
1 : تنبيه بدني
الف : موارد مشمول تنبيه : دعواي گروهي ، درگيري با کارکنان ، دزدي و سرپيچي از قوانين ( به عنوان مثال صحبت کردن و در خوابگاه راه رفتن به هنگام خاموشي قدغن و سرپيچي از قوانين محسوب مي گردد ) است .
ب : افراد تنبيه کننده : مراقبين . در صورتي که مراقبين توان کنترل مددجويان در دعواي گروهي را نداشته باشند ؛ از افسر نگهبان مرد کمک مي گيرند .
ج : ابزار مورد استفاده در تنبيه : گاهي اوقات در تنبيه بدني از دستبند و باتون استفاده مي شود .
د : اشکال تنبيه : طبق گفته هاي شرکت کنندگان ، گاهي مراقبين با وارد آوردن ضربات چک و لگد مددجويان را مورد تنبيه بدني قرار مي دهند . و با دستبند دست مددجو را براي ساعاتي به درخت داخل حياط و يا درب ورودي خوابگاه متصل مي کنند . در دعواهاي گروهي شديد با دريافت باتون از افسر نگهبان به تنبيه مددجويان مي پردازند . در صورت ورود افسر نگهبان مرد به کانون دختران ، به اشکال گوناگوني مانند : وارد آوردن ضربات با باتون ، انجام کلاغ پر ، بشين پاشو مددجويان خاطي را مورد تنبيه قرار مي دهند و سپس براي چند روز در قرنطينه حبس مي کنند . در گروه دختران اندرزگاه وجود ندارد . بلکه محيطي به نام قرنطينه که براي نگهداري مددجويان جديدالورود تعبيه شده است . ( مددجويان جديدالورود پس از اقامت يک الي دو روزه در قرنطينه ، در صورتي که مبتلا به بيماري واگير دارد نباشند به داخل خوابگاه منتقل مي شوند . ) ، در اين زمينه نيز مورد استفاده قرار مي گيرد و در صورتي که مددجو مرتکب موارد مشمول تنبيه شود ، در قرنطينه براي چند روز محبوس مي گردد . طبق گفته هاي شرکت کنندگان ، براي ممانعت از ورود افسر نگهبان مرد ، از شدت گرفتن دعواهاي گروهي جلوگيري مي کنند .
مددجو با اقامت طولاني مدت : ” من و يه مددجو داشتيم خوابگاه رو تميز مي کرديم سر آوردن سطل آب دعوامون شد ، خانم … آنچنان با چک و لگد من و زد که از ناراحتي با تيغ مداد تراش خودزني کردم بعد هم به آقاي مدير گفتم اونم بهش تذکر داد ديگه اين کار و نکرد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نماز جماعت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد استان تهران