دانلود پایان نامه ارشد درمورد کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

درباره آن فکر کرد.در اين ديدگاه، انسان جنبه ماواري طبيعي پيدا ميکند و شناخت واقعي از چارچوب طبيعت خارج ميگردد.793
2) نقش مذهب پروتستان در علم جديد
به عقيده باربور علاوه بر نگرش اهل کتاب نسبت به طبيعت عامل ديگري که نقش اساسي در گسترش علم جديد ايفا کرده؛ رويکرد جديدي بود که به وسيله فرقه پروتستان به وجود آمد.794
نهضت اصلاح ديني در ابتدا با انگيزه اصلاح کليساي کاتوليک آغاز شد؛ نه شکاف و ايجاد فرقه ي جديد بين کاتوليک ها؛در شرايط فساد دستگاه کليسا اين جنبش نه براي تغيير در اصول ديانت مسيحي بلکه براي تغيير در کاربست آن، وارد عرصههاي سياسي و اجتماعي شد. و تمام تاکيد آن بر بازگشت به مسيحيت اصيل و ناب و کتاب مقدس بود795
پروتستانها معتقد بودند که مرجعيت ديني تنها از آن کتاب مقدس است و از اين رو هيچگونه حجيتي براي مقام پاپي، شوراهاي کليسيي يا آراي آباي کليسا و قديسان قايل نيستند. در حاليکه کليساي کاتولي خود را تنها مرجع و حافظ و مبين کتاب مقدس ميشمارد؛ و آموزههاي و سنتهاي دير پا را داراي وثاقت و حجيت و کامل کننده متون مقدس تلقي ميکند.
از ديد پروتستانها هر مسيحي ميتواند پيام کتاب مقدس را به وجدان شخصي خود دريابد. و در اين راه چنان راه افراط رفتند که که متون مقدس را طبق دلخواه خود پيمودند. در دورههاي بعد بسياري از پروتستان ا بر نقش عقل ، تجربه ديني و برداشت ههاي شخصي با گونه اي افراطي عمل کردند796
اساسا تفکرات فردگرايانه پروتستانها و طرفداران نهضت اصلاح ديني،امکان آزادي فرد دررابطه – بدون وساطت کليسا- با خدا را فراهم مي کرد. به طور کلي اين جنبش اصلاح ديني و نيز فرقه پروتستان در اشاعه فرداگرايي خيلي موثر بودند
4- اقتصادي
آموزههاي اقتصادي با بسترسازيهايش در اجتماع و فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي مردم مطمئنا ميتوانند نقش بسياري را در زمينه اقتصاد نيز داشته باشند. وبر ميگويد: “امروزه با توجه به سازمانهاي سياسي، حقوقي، اقتصادي و فردي موجود، با اشكال سازماني و ساختار خاص اقتصاد كنوني، اين روح سرمايهداري را ميتوان نتيجه ي محض تطبيق دانست. نظام اقتصاد سر مايهداري نيازمند اين سرسپردگي به پولسازي به عنوان يك “تكليف” است.797
نويسنده کتاب “اقتصاد ديني” اصول کتاب مقدس را براي زندگي اقتصادي در چند مورد بررسي کرده و مي گويد: ديدگاههاي مشترکي در بين مسيحيان کاتوليک و پروتستان، در مورد اصول اقتصاد مسيحيت وجود دارد که در نگاه نويسنده کتاب اقتصاد ديني چنين است که؛ موضوعات الهياتي که در کتاب مقدس بيان شده پيام هستند براي زندگي اقتصادي است و هم هشداري به اينکه نظام خلقت متعلق به خداست و ما نسبت به آن مسووليم تا آن را خراب نکنيم و دوم اينکه، کار بخشي از وظيفه انساني معرفي شده و هدف از کار ابتدا ءا و نه منحصرا براي تامين نيازهاي انساني است، و کساني که نميتوانند کار کنند بايد بقيه به انها کمک برسانند798
1) احترام به کار
تلقي مسيحيت از کار به طور وسيع از ديدگاه يهود مقتبس است. کار محترم است؛ در عين حاليکه ضرورت است. در اعمال روسولان، نقل شده، پولس زندگي خود را با کار به عنوان چادردوز تامين ميکرد. پولس همچنين توصيه ميکرد” حريص باشيد در اين که آرام شويد و به کارهاي خود مشغول شده، با دست هاي خويش کسب معاش کنيد، چنانکه شما را حکم کرديم؛ تا نزد آناني که خارجند به طور شايسته رفتار کنيد و به هيچ چيز محتاج نباشيد”799 پولس همچنين با لحني شديد حکم مي کند که مسيحيان نبايد انگل باشند: ” اين را به شما امر کرديم که اگر کسي نميخواهد کار نکند، خوراک هم نخورد”800
هنگاميکه مسيحيان از حرفه سخن ميگويند، معمولا در ذهن به شغل ميانديشند، مانتد کشيش، پرستاري، دکتر يا معلم. ولي اين نکته را بايد به طرز کامل درک نمود که در اين ديدگاه هر شغلي که اخلاقا درست نباشد( مانند قواد يا دزد بدن) ميتواند حرفهاي باشد که توسط آن انسان مقصود خدا را محقق سازد” 801
2) کار يک وظيفه الهي (Berfur)
زماني باور در مسيحيت مبني بود بر کثيف شمرده شدن پول، و مردم با تنفر از آن سخن مي گفتندولي با برداشتي نو که از آموزه بندگي صورت گرفت بالاخره ، ثروت ارج و مقام يافت و مال اندوزي خصلتي پسنديده گرديد. و کارکردن از شرايط پرهيزگاري شناخته شد. و بهر? وام به عنوان پاداش قانوني در ازا به خطر انداختن نقدين? شخصي، حلال به شمار آمد802 لوتر در جست وجوي چنين بديلي به اين نتيجه رسيد که: ” انجام وظايف دنيوي در هر شرايطي يگانه طريق زندگي خداپسندانه است و اين طريق و فقط اين طريق مرضي خداست و از اين رو همه مشاغل مشروع در نظر خداوند از ارزش مطلقا يكساني برخوردارند.”803
چنين اعتقادي، رويکرد نوي در باره کار کردن ايجاد کرد؛ لوتر با بي ارزش گردانيدن مناسك بيروني شريعت كوشيد تا از طريق آموزه ي “ايمان يگانه راه رستگاري”، كار و اشتغال دنيوي را به جاي مناسك عيني و كليسايي بنشاند. و به خود کار بيشتر از مناسک شريعت اهميت قايل شد به طوري که، “تلقي انجام تكليف در مشاغل دنيوي به مثابه عالي ترين مضموني كه فعاليت اخلاقي فرد به طور كلي مي تواند به خود بگيرد. همين تلقي بود كه ناگزير به فعاليت دنيوي روزمره معنايي مذهبي بخشيدو زندگي خداپسندانه را، نه با فراتر رفتن از اخلاقيات دنيوي [و توسل] به رياضت كشي زاهدانه، بلكه فقط با انجام وظايف دنيوي كه هر فرد در زندگي براي وي مقرر كرده است ميسر ميباشد و اين همان “تكليف”[Beruf] اوست804 و هر شخص در هر مقام و در هر شغلي را در بر ميگرفت.
اين مفهوم شور و شوق بي شماري را براي فعاليت بيانتها به وجود آورد. و مومنين مسيحي با درک اين که با کار کردن موجبات رضاي خدا را فراهم مي‌کنند دست به فعاليت زدند. اينچنين رفتاري بود که بعدا وبر، در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيد که پروتستانهادر مقايسه با باقي مسلک هاي مسيحي در کار و دانش آموزي موفق تر عمل کرده اند.
3) آموزهي تقدير
به عقيده گوستاولوبون؛” تمام حکما و متکلمين مخصوصا لوتر قائلند که کليه حوادث و وقايع عالم آنچه هست همه مقدر شده است و قابل هيچگونه تبديل و تغيير نيست.” سپس وي از قول لوتر مي آورد” خود لوتر که باني اصلاح مذهب مسيحي است مي نويسد: در اين باب شواهدي که از کتاب مقدس در دست مي باشد تماما منافي ومخالف مسئله اختيار است و اين قراين و شواهد در بسياري از موارد کتاب موجود بلکه تمام کتاب مشحون از اين قبيل امارات است.”805
آموزه تقدير گرايي و اينکه انسان پابر عرصه گيتي نهاده، ممکن است مورد تأييد الهي نباشد؛ با طهور کالون و در قرن 16 رواج پيدا کرد . در اين فرقه، همه چيز با آموزهي تقدير آغاز مي گردد. تقديرگرايي كالونيستي به مؤمن اين گونه القاء ميكرد كه تنها بخش كوچكي از بشريت به رستگاري ابدي فراخوانده شده است و اين واقعيت به همراه كل آفرينش “تنها به عنوان وسيلهاي در خدمت تجلي عظمت خداوند معني دارد. اطلاق معيارهاي “عدل دنيوي” به احكام قاهرانهي الهي بيمعناست و وهني به عظمت او به شمار ميآيد، زيرا او و فقط او آزاد است يعني تابع هيچ قانوني نيست.”806
اين آموزه در راه پويايي از انجا اهميت پيدا مي کند که، كالون به آموزهي “ايمان تنها طريق رستگاري” باور داشت اما به نظر او “ايمان بايستي توسط نتايج عيني آن اثبات ميشد تا بنياد محكمي براي يقين از رستگاري فراهم كند. ايمان بايد “ايماني فعال” و دعوت به رستگاري بايد “تكليفي عملي” باشد.”807 و مهم ترين امكان براي تشخيص اينكه ايمان ايماني فعال و حقيقي است فراهم ميگردد. اين سلوك در رفتار فرد مؤمن نمود مييابد و در “آگاهي از اينكه رفتار او بر پايه نيروي باطني در خدمت عظمت خدا قرار دارد و بنابراين نه تنها خواست بلكه عمل خداست” و البته بايستي توجه داشت كه اين آگاهي نه امكان دست يابي به رستگاري بلكه زمينهاي براي اطميناني هر چند كاذب را فراهم مي سازد. “بنابراين اعمال نيك گرچه به عنوان وسيله دستيابي به آمرزش بي اعتبارند، اما به عنوان نشانه برگزيدگي اجتنابناپذيرند. اين اعمال ابزاري فني نه براي خريداري آمرزش، بلكه براي خلاصي از ترس لعنت به شمار ميروند.”808
در عمل اين بدان معناست كه خدا ياور آناني است كه به خودشان كمك مي كنند، بنابراين فرد كالونيست خود رستگاري خويش يا به عبارت صحيحتر اعتقاد به رستگاري خويش را ميآفريند. اما اين آفرينش نمي تواند مانند كاتوليسيسم شامل انباشت تدريجي اعمال نيك منفرد و مفيد به حال شخص باشد، بلكه عبارت است از يك كف نفس منظم كه در هر لحظه در برابر دو شق برگزيدگي و لعنت قرار دارد809 و براي خارج شدن از حلت لعن کالوينيست ها دايم بايد به اعمال خوب مشغول باشند
كالونيسم به رياضت كشي كاتوليكي خصلتي اين جهاني بخشيد و آن را در خدمت يك زندگي هدفدار منظم و عقلاني درآورد. رياضتكشي آن زاهدانگي خود را فرو نهاد و به جاي فعاليتهاي روحاني فرادنيوي در قالب مشاغل دنيوي مستحيل گشت. “اما كالونيسم در طي تكامل خود چيز مثبتي بر آن افزود: ايده ضرورت اثبات ايمان در زندگي شغلي دنيوي. بدين ترتيب كالونيسم به گروههاي وسيع تري از مردم كه داراي تمايلات مذهبي بودند انگيزهاي مثبت براي رياضتكشي بخشيد و با بنا كردن اخلاقيات خود بر پايه آموزه تقدير، اشرافيت روحاني در خارج و مافوق اين جهان را با اشرافيت روحاني متقيان برگزيده خدا در همين جهان جايگزين كرد” به عبارت ديگر كالونيسم رياضت كشي را از دايرهي تنگ و محدود راهبان بيرون كشيد و به حيطه ي زندگي فردي كسان بيشتري بسط داد يا آنگونه كه سباستين فرانك دريافت “اهميت نهضت اصلاح در اين واقعيت است كه هر مسيحي بايد مادام العمر يك راهب باشد”810
نقد
منبع تلاش‏هاي وسيع و همه‏جانبه جهان مسيحي درخور تعاليم‏ ديانت مسيح نيست ما ميدانيم اين تعاليم و دستورات مسيحيت نيست که واتيکان‏ و ساير مراکز مسيحي را واداشته امروز دست به چنين رستاخيز بزرگي‏ بزنند،زيرا مواد تعليمات مسيحيت و فرهنگ آن کاملا در دسترس‏ است و در اين مواد و فرهنگ چنين نيروي محرکي ديده نميشود.
فرهنگ مسيحيت دعوت به ترک دنيا و گسستن از هرگونه‏ تمدن و تحول ميکند و چنين فرهنگي چگونه ميتواند سرچشمه و عامل‏ تلاش‏ها و کوشش‏هاي مثبت گردد و افراد خود را به تطبيق شدن با اوضاع‏ و پيروز شدن دعوت کند
مسيحيت ميگويد:”رفتن يک ثروتمند به بهشت از داخلشدن‏ شتر در سوراخ سوزن مشکل‏تر است!”811او با اين‏گونه بيان‏ها،درست‏ برخلاف اصول و سنن اجتماع بشري حرف ميزند و مردم را دعوت‏ بفقر و تهي‏دستي،و ترک اجتماع و کشور ميکند او ميگويد به ديرها و صومعه‏ها برويد و شما چکار داريد که در دنياي پرغوغاي خارج چه‏ ميگذرد و در صحنه تمدن‏هاي متنوع بشري چه پرده‏هائي ظاهر ميشود!
اين‏چنين تعاليمي چگونه ممکن است آنچه را که(نهضت)ميناميم به‏وجود آورند و فکر آينده‏بيني و مآل‏انديشي توليد کرده منشأ آن‏ چنان حرکت‏هاي تطبيقي شوند که امروز در جهان مسيحيت مشاهده‏ ميکنيم.
بنابراين ترديدي نيست که وضع کنوني مسيحيت و اين حرکت‏ هاي تطبيقي صد درصد محصول فکر و مآل‏انديشي خود سران مسيحي‏ است و اين آنها هستند که بدون کمترين الهام‏گيري از تعاليم مسيحي، عامل تحولات جهان مسيحي شده‏اند و ميخواهند با نقشه‏هاي بسيار عميق و دامنه‏داري حکومت کليسا را در سخت ترين شرائط پابرجا نگهدارند.812
ب- باورها در انحطاط
همان طورکه آموزه هاي مسييحت زمينه هاي پيشرفت در غرب را فراهم کرد، تحريف آموزه ها و تفسيرهاي متفاوت نيز عده اي را در همه حيطه ها، به سوي انحطاط کشانيد
1 – سياسي و اجتماعي
بدون شک با تحريفات انجام گرفته در آيين مسيحيت ، اولين بروزي که از آن آموزههاي تحريف شده به چشم خواهد آمد در عرصه اجتماع و ساست خواهد بود. و نقطه اوج اين انحرافات در برداشتهايي بود که اين از آموزهها انجام شد و مقدمات جدايي دين از سياست ، اجتماع و علم را به وجود آورد، در انقلابات اصلاحي و برداشتهاي لوتر و کالون از کار؛ که طبق نظر آنان انسان ميتوانست حتي با

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، نزول قرآن، عام و خاص Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد روشنفکران، جنس مخالف